رفتن به بالا

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • سه شنبه ۶ تیر ۱۳۹۶
  • الثلاثاء ۲ شوال ۱۴۳۸
  • 2017 Tuesday 27 June

تیـــــــــتر روز

چهاردهمین جشنواره‌ی تئاتر کردی سقز آذر ماه برگزار می‌شود

به گزارش بینەر و به نقل از تئاتر کردستان، با حضور معاونت فرهنگی اداره کل ارشاد، رئیس اداره ارشاد سقز، هیئت مدیره انجمن هنرهای نمایشی، روسای گروه‌های نمایشی سقز، جلسه هماهنگی و برنامه ریزی چهاردهمین  جشنواره ی تئاتر کردی برگزار شد. قلعه شاخانی معاونت اداره کل ارشاد کردستان درسخنانی ضمن تاکید بر برگزاری جشنواره، اظهارداشت: این جشنواره که تاکنون سیزده دوره‌ی آن با موفقیت در شهر فرهنگی سقز برگزار شده است به عنوان یکی از رویدادهای مهم فرهنگی درسطح کشور شناخته شده و سیاست اداره کل ارشاد و انجمن هنرهای نمایش استان برگزاری هر چه  بهتر و باشکوه تر از دوره های قبل است و همه دست اندرکاران فرهنگی استان و شهرستان باید تلاش نماییم این جشنواره به نحو شایسته برگزار شود. وی ضمن اعلام آمادگی اداره کل برای واگذاری اجرای برنامه های فرهنگی هنری به انجمن ...

پیشخوان

تبلیغات

نمایش مطالب پربازدید

عناوین نشریات امروز

یادداشت ویژه

در سرزمین هنر جایی برای داعش نیست

برحسب اتفاق با جوانی مهابادی که راننده ی تریلر 18 چرخ بود، آشنا شدم و این بسیار هیجان انگیز بود که در بزرگراههای پراز "غربت و ترافیک" تهران برای اولین بار سوار بر تریلر شوم. در فاصله ای که مسیری را با هم طی کردیم از خودش گفت که عاشق دختر کوچکش ساینا است و هرشب به عشق دیدن دوباره ی او مسیرهای طولانی برایش کوتاه می شود و اسمش را بر روی ماشینش نوشته است و من چیزی نگفتم. از ماشینش گفت که روی شیشه اش نوشته است کردستان و پشت آن نوشته مهاباد و هر کجای ایران می رود با او از زیبایی های کردستان می گویند؛ از طبیعت پرتنوع و از مردم کم توقعش، از درستی و راستی مردمانش و از پیچ و تاب های گردنه های پر پیچ کوهستان هایش؛ گفت و گفت و من چیزی نگفتم. از حال این روزهایش هم گفت. با لحن غمگینانه ای که سنگینی فاجعه ای را یدک می کشید: امروز که برای آوردن بار به تهران می آمدم با خودم گفتم نکند این واژه ی کردستان روی شیشه ی ماشین برای مردم آزار دهنده باشد؟ نکند یکی از بازماندگان آن خانواده ها مرا ببیند؛ او چه فکری خواهد کرد؟ چگونه به او بگویم اگر داعش در آن روز سیاه ، فرزند و همسر و پدرت را در مجلس نشانه گرفت، همان روز تمام هویت هزاران ساله ی مرا نیز نشانه گرفته بود. چگونه به او بگویم که اولین تیرهای داعشیان در جهان به سمت کردها شلیک شد و بزرگترین ارتش مردان و زنان غیرنظامی را همان کردها علیه داعشیان در فاصله ای نزدیک از این سرزمین آرام شکل دادند که تحسین جهانیان را برانگیخت؟ چگونه این ها را به کسی بگویم که عزیزش را از دست داده است؟ آنهم نه در جنگ بلکه در یک روزی که می توانست بسیار بسیار معمولی باشد و در هیچ تقویمی به یاد نماند.  من همچنان چیزی نگفتم و او غمی در صدایش بود. می گفت بعد از حمله ی وحشیانه ی داعشیان به تهران، این احساس بد را با خود شهر به شهر می برد و پاسخی برای آن نمی یابد که چرا این گونه شد. به جایی رسیدیم که دیگر تریلر حق تردد نداشت و باید از هم جدا می شدیم. دیگرسوار تریلر شدن برایم هیجان انگیز نبود. دیگر هیچ چیزی هیجان نداشت. غم صدای جوان مهابادی که واژه های کردستان، مهاباد و ساینا تمام مفهوم او از زندگی بود همه ی هیجانات زندگی ام را به یکباره نابود کرد. در مسیری که دیگر تریلر حق تردد نداشت حوصله ی سوار شدن به تاکسی هم نداشتم و پیاده مسیری را رفتم. به حرف های آن جوان فکر می کردم و تازه یادم افتاد که چرا من چیزی نگفتم. چرا به او نگفتم که همه، کردستانیان را جنگجویانی شجاع علیه داعش می دانند که حتی موقع سوخته شدن در قفس آتش و بریده شدن سر به دست جلادان داعشی سرخم فرو ...

نظرسنجی

به نظر شما عملکرد هنرمندانه کدام یک از عوامل فیلم سینمایی «ماندوو» بیشتر مورد پسند شما واقع شد؟

Loading ... Loading ...

یادداشت های خصوصی

css.php