ش. خرداد ۱۷ام, ۱۳۹۹

یادداشتی بر کتاب «ادبیات اقلیت و تئاتر کردی» نوشته «صلاح محمدی»

آرام رحیمی:

آیا اقلیت دارای هویتی متفاوت است؟ چه چیزی تئاتر کردی را از تئاتر متمایز می کند؟ چرا تئاتر؟ آیا شدن با مرگ هنرمند پایان می یابد؟ و…

نویسنده در ابتدای هر فصل یا موضوع، با پرسش های تفکر برانگیزی از این قبیل، آغاز می کند و سپس با ارائه ی قضایایی (برگفته از منابع) که تعدد زیادی هم دارد همراه و همسو با خواننده به نتایجی مشخص می رسد که این باعث خوش خوان بودن کتاب می شود.

کتاب از منابع بسیاری استفاده کرده است (به علت وجود همین پرسش ها برای مولف کتاب و مطالعه بسیار او در این زمینه) تا ثابت کند تئاتر کردی، همچنان تئاتر است اما متفاوت. این تضمین از منابع، در صورت ناآشنایی خواننده با آن منبع باعث می شود او چندین بار جملات را بخواند تا درک کند اما این درک غیر ممکن نیست و فهمیدن آن هرچند دشوار اما شیرین است.

یک سوم کتاب، به تاریخ، گزارش، فرهنگ، هویت و پیشینه می پردازد تا درک خواننده ها از اقلیت بودن، روشن باشد و سپس به تئاتر کردی می پردازد.

کتاب، اجزا و عناصر اصلی تئاتر کردی را تحلیل می کند. ادبیات نمایشی کردی، قهرمان، دیالوگ و زبان.

کتاب خالی از مثال و نمونه برای قضایای که ارائه می کند، نیست اما پس از تحلیل عناصر تئاتر کردی باید یک اجرای تئاتر کردی را تحلیل می کرد تا درک و فهم خواننده ناقص باقی نماند. در اینصورت فقط تصوری ناقص از تئاتر کردی خواهیم داشت.

دو ویژگی بارز کتاب، تکرار و تاکید است. بارها تئاتر کردی تعریف می شود.

کتاب با فلسفه ترکیب شده است. سراسر تعریف است و استدلال. بحث های پیرامون «بودن» «شدن» «ماندن» فلسفی هستند. برای نخستین بار مفهوم بودن و شدن (صیرورت) را که از مفاهیم اساسی فلسفه است «پارمندیس» فیلسوف پیشا سقراطی بیان کرده است. او گفته است که :«هستی و وجود حقیقتی ثابت دارد نه در حال حرکت و شدن».

کتاب با مطالعات فرهنگی نیز آمیخته است. کتاب درباره اقلیت بودن و تفاوت ملت و قومیت و همچنین سلطه فرهنگی، اشاعه فرهنگی، جهانی شدن و… می پردازد.

کتاب بر اینکه تئاتر کردی چه تفاوت و تمایزی با تئاتر دارد، درنگ می کند و در تعریف آن از ترکیب «انسان کرد» استفاده می کند. حالا پرسش این است که انسان کرد چه تفاوت و تمایزی با انسان دارد؟ آیا این تفاوت در فرهنگ (یعنی مجموعه باورها،آرمان ها، عقاید، ارزشها، هنجارها، نمادها و ابزارها) یک میراث جمعی تحول پذیر و نظام مند است؟ انسانی که فردیت دارد و طبق نظریه مرتون از چهار حالت پذیرش، نو آوری، مناسک و انزوا در رابطه با هدف و وسیله، انسانی منزوی و کنش او انقلابی ست.

اندیشه ی این انسان، هدف او، کنش او باید در نقد وضعیت موجود برای رسیدن به وضعیت مطلوب باشد. تا شدنی صورت بگیرد و وجود در حال حرکت و صیرورت باشد. شدنی هدفمند و پایان ناپذیر. هنر باید نادیدنی ها را دیدنی کند و مسلتزم تفکر و دغدغه هنرمند است. هنر در ابتدا باید کاملا بومی باشد، سپس از مرزها عبور کند. این اثبات بودن است و آغاز مسیر شدن تا ماندن.

آرام رحیمی

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

css.php