رفتن به بالا

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


    مهاباد لطیف
    ١٧(°C)
    وزش باد آرام
    فشار ٢۵.٣۶(in)
    محدوده دید ۶.٠(mi)
    اشعه فرابنفش 0-Low
    رطوبت ٢۵.٣۶(in)
گاه‌شمار تاریخ خورشیدی
مرداد ۱۳۹۷
ش ی د س چ پ ج
« تیر    
 12345
6789101112
13141516171819
20212223242526
2728293031  

حسین علیزاده در نامه‌ای به بهروز غریب‌پور نسبت به برخی از شبهات پیش آمده پس از سخنانش در نشست خبری آلبوم «غمنومه فریدون» توضیحاتی را ارائه داد.

به گزارش بینەر، در نامه‌ای به بهروز غریب‌پور به برخی از حاشیه‌ها و شبهاتی که که در نشست خبری آلبوم «غمنومه فریدون» پیرامون تئاتر عروسکی و آثار این کارگردان مطرح تئاتر به وجود آمد، توضیحاتی را ارائه داد.

در نامه حسین علیزاده به بهروز غریب پور آمده است:

«دوست دیرینه و هنرمند بزرگ جناب آقای بهروز غریب پور با سلام های گرم. مطلبی را از شما در ارتباط با سوءتعبیر از یک پاسخ در جمع خبرنگاران محترم خواندم که به نظرم بهتر آمد چند سطری بنویسم.

غریب پور عزیز؛ نه تنها من بلکه تمام هنرشناسان ایران و جهان به نقش شما در هنر تئاتر و تئاتر عروسکی و نیز مدیریت شایسته هنری تان که زبانزد خاص و عام است، واقفند. البته که ستایش از آن نیز نیاز به جایگاهی نداشته و ندارد.

در روز واقعه در مورد اسطوره های ادبی و هنری سوالاتی مطرح شد و سخنانی به میان آمد که اینجانب کاملا از موضع شخصی و شاید هم کج‌سلیقگی عنوان کردم که مثلا مولانا، حافظ، خیام در قالب هیبت آدمی نمی‌گنجند و در عالم خیال اگر شخصی مدعی شد من حافظ یا مولانا هستم برایمان باورش سخت خواهد بود چراکه همواره برای اسطوره‌ها هیبتی فراتر و والاتر از هیبت انسان قائل هستیم.

شاید این جمله من پر جسارت بوده که باور اسطوره ها در قالب عروسک نیز سخت‌تر می‌نماید که البته جواب درست این است که هنر می‌تواند همه ناممکن‌ها را ممکن کند. در عین حال این مطلب نیز عنوان شد که اگر عدم محدودیت‌ها نبود و شرایط و امکانات دیگری همچو ممالک دیگر جهان در پهنه سرزمینمان وجود داشت، اپراهایی نیز می‌توانست در اشکال غیر عروسکی خلق شود.

به هر روی دوست عزیز؛ اینجانب همواره قدردان شما بوده‌ام و امید که نظر شخصی مرا به عنوان بی‌احترامی به هنر و شایستگی خود تلقی نفرمایید.

با دوستی و احترام

 حسین علیزاده
 ۲۸ مرداد ۱۳۹۶»

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت ویژه

نگاهی به جشنواره نمایشنامه خوانی مهاباد

هیاهوی بسیار برای … ؟

چند روزی از پایان جشنواره نمایشنامه خوانی مهاباد که اولین دوره ی خود را طی کرد نمی گذرد. اکنون شاید بهترین زمان برای نقد و بررسی رویکرد این جشنواره باشد. گرچه این انتقادها از همان زمان علنی شدن بحث جشنواره قابل طرح بود، اما به جهت حمایت از برگزاری و جلوگیری از شائبه های مختلف، این نقد به بعد از برگزاری موکول شد تا پیش داوری اشتباهی صورت نگرفته باشد. اولین موضوع قابل بحث عنوان جشنواره است که از دو عبارت متفاوت اما با زمینه ی مشابه برخوردار است. نمایشنامه خوانی یا اجرا خوانی؟ آنچه که مدت ها در ایران با عنوان نمایشنامه خوانی شناخته می شد، بیشتر دلالت بر خوانش نمایشنامه توسط چند بازیگر(و گاه یک بازیگر) نشسته بر صندلی و با متن در دست بود. کم کم این شکل نشستن صرف، تغییراتی پیدا کرد و بازیگران به صورت ایستاده و یا به اشکال مختلف و با بهره گیری از دکور بسیار ساده، نور و صدا (در حد محدود) به خوانش نمایشنامه پرداختند و به نوعی اجراخوانی قلمداد شد. در واقع اجراخوانی ما به ازای script-in-hand performance مورد استفاده قرار گرفت. تقریبا تعریف دقیق و مشخصی از شکل و تاریخچه ی نمایشنامه خوانی نمی توان یافت و تعاریف و توضیحات متفاوتی برای آن ارائه شده است. با این حال دو نکته ی اساسی وجه مشترک همه ی این تعاریف است. نمایشنامه خوانی برای خوانش اثر نو و اجرا نشده ی نویسنده توسط نویسنده و یا بازیگران شکل گرفته است که این امر نیز برای دو مقصود صورت می گیرد. یا نویسنده در حال معرفی نمایشنامه ی خود به کارگردانان و کمپانی های تولید تئاتر است، یا نویسنده قصد دارد با خوانش آن با بازخورد مخاطب آشنا شده و نمایشنامه اش را براساس این بازخورد بازنویسی نماید. حالت کلی دوم مربوط به خوانش نمایشنامه های یک نویسنده به صورت رپرتواری است. به این معنا که مثلا مجموعه ای از آثار شکسپیر توسط گروههای مختلف به منظور بررسی آن آثار در زمانی مشخص خوانده می شود. در هر دو حالت کلی ، جنبه ی ادبیات نمایشی بر جنبه ی اجرایی غالب است. با این حال این غلبه ی ادبیاتی معمولا در شکل اول که بیشتر به منظور معرفی اثر صورت می گیرد، نمود بیشتری دارد و می توان آن را نمایشنامه خوانی در نظر گرفت. در شکل دوم که جنبه ی آموزشی و یا پژوهشی آن بیشتر مور توجه است و در بسیاری از مدارس تئاتری جهان با استفاده از همین شیوه ی در یک فصل مشخص آثاری از نویسنده ای مشخص مورد خوانش قرار می گیرد، می توان به شاخصه های اجراخوانی (یا نمایش با متن در دست) نزدیک شد تا جنبه هایی اجرایی نمایشنامه نیز مورد توجه قرار گیرد. طبیعتا هیچ کدام از این روش ها یک قانون غیرقابل تغییر نیست و تداخل آن در یک دیگر امکان پذیر است. اما معمولا برای بررسی پدیدهای علوم انسانی می بایست یک عرف و تعریف مشخص را برای جلوگیری از پراکندگی بحث ...
css.php