رفتن به بالا

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • الخميس ۴ ربيع ثاني ۱۴۴۰
  • 2018 Thursday 13 December
    مهاباد تا قسمتی ابری
    ٩(°C)
    وزش باد ١١(mph)
    فشار ٢۵.۶١(in)
    محدوده دید ۶.٠(mi)
    اشعه فرابنفش 0-Low
    رطوبت ٢۵.۶١(in)
گاه‌شمار تاریخ خورشیدی
آذر ۱۳۹۷
ش ی د س چ پ ج
« آبان    
 12
3456789
10111213141516
17181920212223
24252627282930
حمایت هنرمندان از کمپین «سینمای شهر من کجاست؟»

واکنش هنرمندان چه بود؟

کمپین «سینمای شهر من کجاست؟» از سال گذشته توسط پایگاه خبری هنری بینەر با ساخت استیکر، ارسال پیام‌های کوتاه، حضور در اجتماعات مردمی و… تشکیل شد و منتظر بهانەای مناسب بود تا به شکلی رسمی‌تر وعلنی تر مطالبەی مردمی در خصوص سینما را به گوش مسئولان برساند. اکنون به نظر می رسد اکران فیلم «ماندوو» در مهاباد بهترین فرصت برای رساندن این صدا به گوش مسئولین باشد تا بگوییم ما از نبود فضای مناسب فرهنگی و هنری در شهرهایمان «ماندوو» شدیم.

کمپین «سینمای شهر من کجاست؟» از سال گذشته توسط پایگاه خبری هنری بینەر با ساخت استیکر، ارسال پیام‌های کوتاه، حضور در اجتماعات مردمی و… تشکیل شد و منتظر بهانەای مناسب بود تا به شکلی رسمی‌تر وعلنی تر مطالبەی مردمی در خصوص سینما را به گوش مسئولان برساند. اکنون به نظر می رسد اکران فیلم «ماندوو» در مهاباد بهترین فرصت برای رساندن این صدا به گوش مسئولین باشد تا بگوییم ما از نبود فضای مناسب فرهنگی و هنری در شهرهایمان «ماندوو» شدیم.
این کمپین اگرچه از مهاباد آغاز شده است اما مختص به مهاباد نیست و از همەی شهرهایی که سینما ندارند و یا سینما به شکل مناسبی اداره نمی شود درخواست می کنیم به این کمپین بپیوندند تا بتوانیم برای شهر و سرزمینمان گامی مثبت برداشته باشیم.

بینەر به عنوان مجری این کمپین از عموم حامیان موارد زیر را درخواست دارد:

  •  ارسال پیشنهاد ، عکس ، مطلب و… در خصوص سینماهای شهرهای کردنشین سراسر کشور
  •  ارسال نام و نام خانوادگی و اسم شهر به ادمین های کانال بینەر (برای ورود به کانال روی بینەر کلیک کنید) جهت قرار گیری در لیست حامیان کمپین

بزودی و پس از جمع‌آوری نظرات مختلف بیانیه‌ی رسمی این کمپین در وب‌سایت و کانال بینەر منتشر خواهد شد. از اهداف اصلی بازگشایی سینما با مدیریت صحیح و در شأن نام شهرها و همچنین شروعی برای تغییر وضعیت هنری شهر می باشد.

 

یادداشت جمعی از هنرمندان و فعالان کردستانی در راستای «کمپین سینمای شهر من کجاست؟»:  این خبر  بروزرسانی می شود.

۹۶/۳/۱۰

شیون حسن پور (کاریکاتوریست مهابادی):

دیمن زندی (بازیگر تئاتر و سینما – ارومیه):

محی الدین(سیامک) محمدبایزیدی (مهاباد):

صغری رزگه ایی (شاعره ی مهابادی):

قبل از ۹۶/۳/۱۰

مناف ايرانپناه (هنرمند پیشکسوت مهابادی):

اسماعیل پاشایی (هنرمند پیشکسوت سقزی):

کیوان فهیمی (فیلم ساز جوان مهابادی):

نازنین متین نیا (دبیر صفحه آخر روزنامه اعتماد):

امید خاکپور (کارگردان و بازیگر تئاتر مهابادی):

سیروان خضرپور (کارگردان و بازیگر تئاتر مهابادی):

شادی پاکزاد (بازیگر تئاتر و نمایشنامه نویس جوان مهابادی):

 

شیون حسن پور (کاریکاتوریست مهابادی):
‎اكران عمومي فيلم ماندوو با ژانر جاده ای و موضوع آوارگی و مهاجرت، مسير طولاني پيمود تا مخاطبان شهرم توانستند آن را نه در سالن سينما ،بلكه در یک سالن همايش ببينند. و اين بهانه ای شد كه مردم شهرم به ياد سينمای پیر و تعطيل شده شهر بيفتند. ماندوو (خسته) كاری از ابراهيم سعيدی كارگردان نكته بين و خلاق شهرم كه قبلا  فیلم «همه مادران من»- فیلم قابل تحسین با موسیقی حیرت انگیز حسین علیزاده- را هم از ایشان دیدم . مطمئنا ایشان همانند همه فیلم سازان کورد با كمبود امكانات و محدودیات زيادی موفق به ساخت اين فيلم شدند.
‎ماندوو را من در سينمایی با ظرفیت  ١٠ صندلی در يكي از سالنهای كوروش ديدم، آيا ميتوان نداشتن مخاطب را بهانه ای براي بستن سينما كرد؟
‎مردم شهر من انسانهايی فرهيخته و هنر دوستی هستند، که اگر سالن سینمایی باز باشد نخواهند گذاشت آپارات و چراغ آن خاموش شود.
‎شهر من سينما ميخواهد. سينما بخشی از فرهنگ است كه خاصيت به ارث رسيدن و تكامل مرحله به مرحله آن وظيفه آدمهای عصر حاضر می باشد.
‎اگر قرار باشد من فرهنگ شهرم را به نسل بعدی بسپارم، در مورد سينمای شهرم چه چيزي بگويم؟! که به علت عدم استقبال مردم، سينما تعطيل شده است؟
‎سينما بايد باشد ولو كوچک و حتی با ظرفیت ١٠ صندلی، ما نمايندگان نسل بعديمان هستيم، همه هنرها شاخه يک درختن و سينما از آن جدا نيست، مهاباد با قدمت سياسی و فرهنگی كه دارد بی شک نخواهد گذاشت سينمايش تعطيل بماند.
‎جا دارد از آقای ابراهيم سعيدی و عوامل فيلم تشكر ويژه كرد به خاطر به ياد انداختن سينمايی كه تعطيل است. و تبریک به دوستان عزیزم روناک رسولپور و سیوان سعیدیان به خاطر طراحی صحنه و لباس فیلم ماندوو./ منبع: شبکه اجتماعی

 

دیمن زندی (بازیگر تئاتر و سینما – ارومیه):

 آپارات سینمای شهرم…زادگاه مادرم… سالهاست خاموش است!
مهاباد امروز بدون سینماست

 

محی الدین(سیامک) محمدبایزیدی (مهاباد):

"هەر هونەر نەمرە، هونەروەر مەرد و رەند"
دەگەڵ رێزی بێ بڕانەوەم بۆبەڕێوەبەرانی ئەم گروپە تایبەتە، هەروەها سڵاو و رێز لەهەموو ئەندامان .
گەلی برادەرینە؛ وەک خۆتان دەزانن خەمی نان بۆکۆمەڵەی خەڵکی وتامەزرۆیی دەسەڵاتدارێتی بۆبەرپرس و کاربەدەست وای لەکۆمەڵگای ئەوڕۆ کردوە کە بەداخەوە فەرهەنگ و هونەر بەگشتی ، لە ناو خواستەکانی کۆمەڵ دا ولەکاردانەوەی دەسەڵاتداردا؛ نزمترین جێگەی هەیە، بەڵام تەنانەت ئەوانەی بێ بەرین لەهەرچەشنە هونەرێک و لەهیچ ئیشێکی فەرهەنگی دا بەشداریان نەبوە؛ باوەڕی بەرینیان بەوە هەیە (یا پێیگەیشتوون یا پێی دەگەن) کە بنەمای گەشەکردنی هەرکۆمەڵێک؛ کاری فەرهەنگی بەگشتی و هونەری رەسەن بەتایبەتیە .
بەپێچەوانە لەناوچوونی هەر کۆمەڵ و نەتەوەیێک لە لەناوچوونی بنەما فەرهەنگی و هونەریەکانەوە دەس پێدەکا، (دیارە خوێندنەوەی نەیارانی سەربەستی گەلان لەسەر ئەم بابەتە گەلێ قووڵە )

ئێمەی گەلی هەژاری کورد خاوەندارێتی هونەر و کەلتوورو فەرهەنگی خۆمان بووین و هەین، هەرئەوەشە رەمزی مانەوەمان ،
هەرچەند جاری وایە کەمترخەمیمان کردوە و رەنگە وەکوو پێویست رێزمان لەهونەرمەندو ئیشە هونەریەکان نەگرتبێ؛ بەڵام بە دڵنیاییەوە ئەوی زەحمەتی بۆگەشەی هونەرو فەرهەنگ کێشابێ؛ لەدڵی میللەتا هەتاییە و قەت لەیاد نەچوە ، هەموشمان نموونەمان پێ شک دێ ،
بێ گوومان کاکە (ئیبراهیم سەعیدی)ش لەوانەیە کە مێژوو بەگەورەیی ناوی دەبا و گەل ئەمەگناسی دەبن ،

وێڕای رێز، دەستخۆشی لەچالاکیتان، لە خەمخۆریتان، لەماندوویی نەناسیتان؛ هیوادارم ئێمەش وەکوو ئەندام و پشتگری کەمپەینی «سینمای شهر من کجاست؟»  وەرگرن .

 

صغری رزگه ایی (شاعره‌ی مهابادی):
کوا سینەمای شارەکەم؟
کوا لاوە نازدارەکەم؟
بەخودا زور حەیفه گوڵم
دەورتان تێل دراوە
لە بوونی سینەماکەم
شارم بێ‌بەش کراوه
لای کێ بکەم سکاڵا؟
دەرکای ببێتە واڵا

 

مناف ايرانپناه (هنرمند پیشکسوت مهابادی):

در ٨ سال گذشته یکی از برنامه های دولت و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بازسازی سینماهای قدیمی در سطح کشور بود که در شهرهایی همچون سنندج و کرمانشاه انجام گرفت. 
در دوره‌ی فرمانداری جناب ذوالفقاری در مهاباد با این طرح موافقت نشد در حالی که دولت خود هزینه ی کار را متقبل می شد اما ایشان عنوان کردند که نوسازی سینمای مهاباد را خود به سرانجام می رسانیم که این امر تا کنون نیز انجام نگرفته و سینما با آن سابقه و استعدادهایی که در این زمینه در مهاباد وجود دارد بسته مانده است. / منبع: کردپرس

 

اسماعیل پاشایی (هنرمند پیشکسوت سقزی):

شهر فرهنگی سقز با قدمتی ٣٧٠٠ ساله امروز فاقد سینماست. این در حالی است که در سالیان دور باداشتن جمعیتی  ٢٥ هزار نفری دارای دو سینمای فعال به نامهای آسیا وحافظ بود و این درحالی بود که اولین سینمای این شهر که در دهه سی راه اندازی شده بود و سینما تاج نام داشت به علت آتش سوزی تعطیل شده بود. شهری که همزمان با پیدایش سینما در ایران و همزمان با شهرهای بزرگ دارای سینما بوده چگونه امروز باید فاقد سینما باشد درحالی که یکی از شاخصه‌های یک شهر فرهنگی دارا بودن سینما، سالن تئاتر، اجرای مداوم کنسرت‌های موسیقی، برپایی شب‌های شعر و وجود انجمن های فعال ادبی وفرهنگی، روزنامه، مجله و… می‌باشد.
پس واژه پرطمطراق فرهنگی برای شهر سقز فقط با وجود این شاخصه‌ها می‌تواند الحاق گردد. برای همین اینجانب ازاولین و شاید تنهاترین کسی بودم که همواره درخواست تاسیس سینما را در سقز از دولتمردان داشته‌ام و حتی چند سالی سالن ارشاد را با نام سینما ارشاد فعال نمودم و درنهایت بە‌ علت عدم پشتیبانی و حمایت ادارات و نهادهای مربوطه و مدیران شهرستان و کارشکنی و سنگ اندازی مسولان ارشاد آن‌زمان ناچار به تعطیلی آن شدم. سالن سینما شاخصه‌هایی دارد. بدون این شاخصه‌ها و تبدیل سالن‌های چند منظوره به سینما آب در هاون کوبیدن و درمان با مسکنی مقطعی است. تبدیل سالن‌های ادارات ارشاد شهرهای کردنشین و استفاده از آنها بە‌عنوان سینما و نمایش فیلم با ویدئوپرجکشن توسط کسانی که شناختی ازسینما و مدیریت آن ندارند، مسکنی ضعیف است برای دردی جانکاه و از زیر بارمسئولیت شانه خالی کردن مسئولانی است که مردم را هالو فرض می‌نمایند.
من بازهم تکرارمیکنم و میپرسم؛ «سینمای شهر من کجاست؟» 

از عموم هنرمندان شهرم می‌خواهم بااحساس مسئولیت درمقابل فرهنگ شهرشان و احساس نگرانی برای نسل جوان و پویای امروز به این کمپین بپیوندند. / بینەر

 

کیوان فهیمی (فیلم ساز جوان مهابادی):

شعار «سینمای شهر من کجاست؟» توسط اعضای سایت هنری «بینەر» در اوایل کار این سایت مطرح شد و بازتاب مناسبی در میان مردم داشته است و امیدوارم مسئولین نیز در پاسخگویی به این هنرمندان و هنردوستان حساس تر عمل نمایند.

ضرورت وجود مکان های فرهنگی – هنری مانند سینما، سالن تئاتر و یا گالری های هنری توسط هنرمندان بیشتر احساس می شود زیرا این عوامل می توانند به پویایی جامعه یاری برسانند و این امر دغدغه ی اصلی هنرمندان نیز است.

نبود اماکن فرهنگی مردم را با روزمرگی و دوری از هنر روبه رو می سازد که در دراز مدت می تواند خطرناک باشد چرا که هنر می تواند نگاهی منتقدانه و تیزبینانه به جامعه و مسائل مختلف آن را در مردم ایجاد کند، بنابراین تقویت روحیه هنر پروری و بالطبع ایجاد اماکن فرهنگی – هنری می تواند دیدگاه مردم را نسبت به امورات مختلف زندگی نیز تغییر دهد.

وجود فیزیکی اماکن هنری صرفا نمی تواند یاری رسان باشد بلکه باید مدیریت برتر مقدم بر ابزار در نظر گرفته شود. در مهاباد سال هایی جهت اکران فیلم و یا اجرای نمایش در دسترس است که با صرف هزینه می توان به حالت استاندارد تبدیل شوند اما در این صورت نمی توان امیدوار بود که مشکلات هنری تماما برطرف گردد. در حال حاضر فیلم جناب سعیدی در سالنی غیر استاندارد در حال نمایش است اما باز هم می توان امیدوار بود که این حرکتها ذوق و نشاط هنری برای استقبال از تولیدات فرهنگی- هنری را در مردم ایجاد کند.

سابقه‌ی وجود سینما در شهر مهاباد به سال ١٣٢٤ برمی گردد و سینما تربیت نیز سال ٤٨ تاسیس شد و بارها اکران فیلم در این مدت  انجام گرفته است، بنابراین صرف وجود سینما نمی تواند حلال مشکلات باشد چرا که سینما به بسترسازی فرهنگی نیاز دارد. جلسات نقد و بررسی فیلم پس از اکران می تواند در جذب مخاطب اثرگذار باشد به این شیوه مردم بیشتر با بطن سینما آشنا خواهند شد.

امروزه در کلان شهرهای ایران و جهان، سینما به مجتمع های تجاری منتقل شده اند این امر ضمن مقرون به صرفه بودن ساخت سینما از لحاظ اقتصادی برای سرمایه گذاران، سینما را به بطن زندگی مردم می کشاند و مردم ضمن خرید، صرف شام، تفریح می توانند به تماشای فیلم نیز بپردازند.

قلب تپنده‌ی هر شهر بازار و اقتصاد آن شهر است همگامی هنر و اقتصاد می تواند به خلق جنبش های هنری بیانجامد. تجربه ی سابق وجود سالن سینما در مهاباد این احساس را در مسئولین شکل داده که مردم از سینما استقبال نمی کنند این امر می تواند تا حدودی صحیح باشد اما عدم شناسایی دقیق نیازها و تفریحات مردم باعث دلزدگی آنها از هنر هفتم شده است.

ساخت و ایجاد فضای سبز به عنوان یک مکان تفریحی می توان ارزنده قلمداد شود اما نیاز مردم امروزه تغییر کرده و باید با دقت در مردم احساس نیاز به هنر و یا نیاز به سینما را شکل داد حتی وجود تخفیف در خرید بلیط، حمایت از هنرمندان، اعطای وام برای ساخت تولیدات هنری و … می تواند راهکارهای جذب مردم به شمار آید. چرا که مردم شهر مهاباد نشان داده اند که خواستار تفریحات فرهنگی هستند و حتی با وجود نبود امکانات استاندارد از اکران فیلم جناب سعیدی استقبال کرده اند. / منبع: کردپرس

 

نازنین متین نیا (دبیر صفحه آخر روزنامه اعتماد):

اينجا ايران است و به روايت آخرين آماری كه همين زمستان سال گذشته منتشر شده، تنها ١٥٧ شهر سالن سينما دارند و نهصدوسیو‌سه شهر ديگر محروم از سالن سينما. حالا چرا اين آمار را مي‌نويسم و تاكيدی بر شهرهای خالی از سينما در ايران میگذارم؟! چون از چهارشنبه تا جمعه در شوک خبر اكران يک فيلم مانده‌ام؛ خبری كه میگفت يک فيلمساز مهابادی موفق شده فيلمش را در مهاباد به نمايش بگذارد تا بعد از چهارده‌ سال مردم اين شهر، نه در يک سالن سينما كه در يک سالن معمولی، دورهم فيلم ببينند. از چهارشنبه تا همين جمعه به مردم مهاباد فكر میكنم، به شهری كه به روايت آمار حدود ٢٢٠ هزار نفر جمعيت دارد و دو سال پيش در چنين روزهايی فرماندار آن در نشستي با فعالان اجتماعی شهر، از مشكلات و بحران‌های مختلف اجتماعی مانند طلاق، اعتياد و… حرف زده و از برنامه‌هايی برای كاهش اين بحران گفته. از شهری كه كولبرانش در همين زمستان گذشته قصه پرغصه كاربران دنيای مجازی شدند و شبيه باقی شهرهای ديگر كه سالن سينما ندارند، سينما رفتن و دورهم فيلم ديدن، احتمالا در خانه‌های آخر فهرست نيازمندی‌های شهر قرار دارد. اما واقعيت اين است كه من روزنامه‌نگار نمیتوانم چشم از اين شهرها ببندم. از شهرهايی كه ساده‌ترين و ابتدايیترين امكانات برای تفريحات فرهنگی را ندارند و در روزگاری هستند كه نصب يک ديش ماهواره و داشتن اينترنت، برای آنها راحت‌تر از ديدن فيلم‌های تازه سينمای ايران است. شايد چنين دغدغه‌ای بسيار دور از دغدغه‌های اجتماعي، سياسي و اقتصادی برای مردم اين شهرها باشد و حتی عنوان كردنش، شبيه به يک انتقاد سانتیمانتال. اما واقعيت اين است كه نياز انسان مدرن امروزی به كالای فرهنگی به اندازه نيازهای ديگر او به غذا، خورد و خوراک و زندگی آرام است و محروميت فرهنگیی شايد در لحظه‌لحظه زندگی خود را نشان ندهد و شبيه به گرسنگی نشانه‌ای بارز و آشكار نداشته باشد، اما در نهايت به اندازه عمر يک نوجوان چهارده‌ساله كه در زندگی خود سالن سينما در شهرش نديده، يک كمبود بزرگ و محروميت مهم به حساب میآيد كه بايد آن را جدی گرفت و عاملی برای مشكلات مختلف ديد. / منبع: روزنامه اعتماد، شماره ٣٨١٧ به تاريخ ٦ خرداد ١٣٩٦، صفحه ١٦ (صفحه آخر) 

 

امید خاکپور (کارگردان و بازیگر تئاتر مهابادی):

افتتاح اکران فیلم «ماندوو» در مهاباد ساخته‌ی آقای ابراهیم سعیدی هنرمند بزرگ و مطرح سینما، اتفاق خوشایند و در عین حال تاسف برانگیزی بود. از طرفی جای خوشحالی دارد که فیلم در مهاباد به نمایش درآمده است و سالن هزار نفری تالار وحدت شهرداری دیروز مملو از جمعیت بود و حدود ٧٠٠ نفر در سالن حضور داشتند این امر موید بازتاب جایگاه سینما و هنر در میان مردم و باورهای فرهنگی هنری یک شهر دارد و از طرفی نبود سالن مجهز سینما با وجود استقبال مردم ناراحت کننده است زیرا مهاباد این شهر فرهنگی – هنری از جمله معدود شهرهایی در سطح استان است که دارای انجمن سینمای جوان با سابقه ای ٣٠ ساله است. همچنین مهاباد سابقه‌ی وجود سالن سینما را در گذشته های دور نیز داشته است اما امروزه این شهر از نبود یک سینمای مجهز رنج می برد. امیدواریم به همت مردم، مسئولین و هنرمندان روزی درهای سینما به روی دوستداران این هنر برجسته گشوده شود.

سال ٨٥ کیوان فهیمی، فیلمساز مهابادی فیلم مستندی به نام «رویای گمشده» را خصوص سابقه‌ی سینما در مهاباد را در سالن سینما تربیت به نمایش گذاشتند و بازتاب خوبی داشت، به هر حال سالن سینمای مهاباد به دلیل فرسودگی بیش از حد قابل امروزه استفاده نیست. کمپین «سینمای شهر من کجاست؟» می تواند طرح سوالی برای ایجاد اقدامات جدی در این زمینه تلقی شود و لازم است تا مورد حمایت قرار بگیرد.

سالن تالار وحدت استاندارد و پتانسیل لازم جهت اکران فیلم سینمایی را ندارد. امروزه سیاست گذاری کلان در راستای هنرهفتم بیشتر به ساخت سال های مجهز با ظرفیت محدود  اقدام کرده اند. این امکان می تواند در شهرستان مهاباد نیز موثمر ثمر باشد و سالن هایی با ظرفیت ١٥٠ تا ٢٠٠ نفر پاسخگوی نیازهای دوستداران سینمای حرفه‌ای باشد. همچنین واگذاری سینما به مدیران و فعالان این عرصه در بخش خصوصی می تواند موفقیت آمیز باشد به شرطی که تجربه‌ی اداره‌ی سینما و کار در این حرفه را داشته باشند. / منبع: کردپرس

 

سیروان خضرپور (کارگردان و بازیگر تئاتر مهابادی):

يكي از فاكتورهای سنجش فرهنگ يک جامعه، تعداد سالن های تئاتر و سينمای آن جامعه است.
سينمای شهر من كجاست؟ / بینەر

 

شادی پاکزاد (بازیگر تئاتر و نمایشنامه نویس جوان مهابادی):

وجود کثیر هنرمندان مهابادی باید ضرورت نیاز به اقدامی جدی را در میان مسئولین برانگیزد. زیرا عدم توجه و اهمیت به نیازهای هنرمندان و علاقمندان به هنر، باعث کوچ اجباری هنرمندان به شهرهای بزرگتر شده و ما از مشاهده‌ی آثار این عزیزان بی بهره می مانیم.

اکران فیلم سینمایی «ماندوو» در صورت وجود سینما در مهاباد این امکان را برای هنرمند برجسته ی سینما جناب سعیدی، فراهم می آورد تا یکی از اولین اکرانهای خود را در شهر مهاباد به نمایش بگذارد. استقبال از فیلم «ماندوو» این نوید را داد که مردم مهاباد قطعا از سینما استقبال خواهند کرد.

فعال شدن سینما می تواند حیاتی دوباره به سایر بخش های هنری مانند تئاتر، موسیقی و … نیز ببخشد چرا که باهم همسویی دارند و این امر به حمایت های مسئولین و مردم هنر دوست نیاز دارد در حال حاضر انجمن نمایش مهاباد در سال ٢ تا ٣ کار ارائه می کند که با توجه به سابقه‌ی فرهنگی و علاقه‌ی مردم این دیار ضرورت اجرای حداقل ١٠ کار نمایشی در گروههای سنی مختلف احساس می شود. / منبع: کردپرس

 

 

این خبر  بروزرسانی می شود.

 

 

 

اخبار مرتبط

یادداشت ویژه

نگاهی به جشنواره نمایشنامه خوانی مهاباد

هیاهوی بسیار برای … ؟

چند روزی از پایان جشنواره نمایشنامه خوانی مهاباد که اولین دوره ی خود را طی کرد نمی گذرد. اکنون شاید بهترین زمان برای نقد و بررسی رویکرد این جشنواره باشد. گرچه این انتقادها از همان زمان علنی شدن بحث جشنواره قابل طرح بود، اما به جهت حمایت از برگزاری و جلوگیری از شائبه های مختلف، این نقد به بعد از برگزاری موکول شد تا پیش داوری اشتباهی صورت نگرفته باشد. اولین موضوع قابل بحث عنوان جشنواره است که از دو عبارت متفاوت اما با زمینه ی مشابه برخوردار است. نمایشنامه خوانی یا اجرا خوانی؟ آنچه که مدت ها در ایران با عنوان نمایشنامه خوانی شناخته می شد، بیشتر دلالت بر خوانش نمایشنامه توسط چند بازیگر(و گاه یک بازیگر) نشسته بر صندلی و با متن در دست بود. کم کم این شکل نشستن صرف، تغییراتی پیدا کرد و بازیگران به صورت ایستاده و یا به اشکال مختلف و با بهره گیری از دکور بسیار ساده، نور و صدا (در حد محدود) به خوانش نمایشنامه پرداختند و به نوعی اجراخوانی قلمداد شد. در واقع اجراخوانی ما به ازای script-in-hand performance مورد استفاده قرار گرفت. تقریبا تعریف دقیق و مشخصی از شکل و تاریخچه ی نمایشنامه خوانی نمی توان یافت و تعاریف و توضیحات متفاوتی برای آن ارائه شده است. با این حال دو نکته ی اساسی وجه مشترک همه ی این تعاریف است. نمایشنامه خوانی برای خوانش اثر نو و اجرا نشده ی نویسنده توسط نویسنده و یا بازیگران شکل گرفته است که این امر نیز برای دو مقصود صورت می گیرد. یا نویسنده در حال معرفی نمایشنامه ی خود به کارگردانان و کمپانی های تولید تئاتر است، یا نویسنده قصد دارد با خوانش آن با بازخورد مخاطب آشنا شده و نمایشنامه اش را براساس این بازخورد بازنویسی نماید. حالت کلی دوم مربوط به خوانش نمایشنامه های یک نویسنده به صورت رپرتواری است. به این معنا که مثلا مجموعه ای از آثار شکسپیر توسط گروههای مختلف به منظور بررسی آن آثار در زمانی مشخص خوانده می شود. در هر دو حالت کلی ، جنبه ی ادبیات نمایشی بر جنبه ی اجرایی غالب است. با این حال این غلبه ی ادبیاتی معمولا در شکل اول که بیشتر به منظور معرفی اثر صورت می گیرد، نمود بیشتری دارد و می توان آن را نمایشنامه خوانی در نظر گرفت. در شکل دوم که جنبه ی آموزشی و یا پژوهشی آن بیشتر مور توجه است و در بسیاری از مدارس تئاتری جهان با استفاده از همین شیوه ی در یک فصل مشخص آثاری از نویسنده ای مشخص مورد خوانش قرار می گیرد، می توان به شاخصه های اجراخوانی (یا نمایش با متن در دست) نزدیک شد تا جنبه هایی اجرایی نمایشنامه نیز مورد توجه قرار گیرد. طبیعتا هیچ کدام از این روش ها یک قانون غیرقابل تغییر نیست و تداخل آن در یک دیگر امکان پذیر است. اما معمولا برای بررسی پدیدهای علوم انسانی می بایست یک عرف و تعریف مشخص را برای جلوگیری از پراکندگی بحث ...

وعده گاه مسئولین

روز شمار عنوان وعده
709
روز گذشته
آیا سینمای مهاباد دوباره بازگشایی می شود؟
css.php