رفتن به بالا

تعداد اخبار امروز : 1 خبر


    مهاباد لطیف
    ٢۵(°C)
    وزش باد آرام
    فشار ٢۵.۴۴(in)
    محدوده دید ۶.٠(mi)
    اشعه فرابنفش 0-Low
    رطوبت ٢۵.۴۴(in)
مرور دست بافته های کهن 6 هزار ساله؛

«خاطرات کردستان» به نیاوران می آید

نمایشگاه مد و لباس آزاده یاسمن نبی زاده با عنوان “خاطرات کردستان” عصر جمعه ۱۷ دی ماه در گالری شماره ۲ فرهنگسرای نیاوران افتتاح خواهد شد.

به گزارش بینه‌ر به نقل از روابط عمومی بنیاد آفرینش های هنری نیاوران در این نمایشگاه لباس های اجتماعی و پارچه های بافت، موج بافی کردستان با طراحی آزاده یاسمن نبی زاده درمعرض دید عموم قرار می گیرد. این طراح جوان و خلاق به لباس نگاهی مخصوص به خودش را دارد: "لباس همان كلام ناگفته‌ای است كه آدم‌ها در بدو دیدار با هم رد و بدل می‌كنند. لباس برگرفته از روح آدمی است. روحی كه در تار و پود پارچه ریخته می‌شود تا به قامت ما خوش بنشیند، لباس بازی تارها و پودهاست." 

همین نگاه باعث شده تا آزاده یاسمن، برای احیای دوباره هنر پارچه‌بافی ایرانی که قدمتی شش هزار ساله دارد، راه دست‌بافته‌های كهن ایرانی را با بافتن دوباره تار و پود به دنیای لباس‌های ماشینی و صنعتی امروز هموار نماید.  

وی با جاجیم‌بافی قدم به دنیای طراحی لباس گذاشته است. كارهای نبی‌زاده تركیبی از جاجیم و ابریشم است. در تمام كارهایش، پارچه از نوع پارچه‌های دست‌باف است. وی خود را ملزم می‌داند در كارهایش تنها از پارچه‌های دست‌بافته استفاده كند. این طراح پارچه و لباس در قبال این تعهد، كارش را با جاجیم بافی شروع كرده سپس به ابریشم بافی کاشان روی آورده است و در این نمایشگاه از پارچه های دست باف موج بافی کردستان استفاده کرده است تا بتواند این صنعت فراموش شده را احیاء نماید.  

گفتنی است نمایشگاه خاطرات کردستان عصر روز جمعه ۱۷ دی ماه  ساعت ١٦ در فرهنگسرای نیاوران گشایش خواهد یافت و تا ۲۶ دی، از ساعت ١٠ الی ١٩ و جمعه‌ها از ساعت ١٤ تا ٢١ برپا خواهد بود. 

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت ویژه

یادداشتی بر حاشیه‌ نمایشگاه مهدی ضیاءالدینی، نقاش کُرد

روایت‌های عشق

لازم نیست از تکنیک‌های نقاشی چیزی بلد باشید، یا سال‌ها در مورد تاریخ هنر مطالعه کرده باشید، تنها کافی است «کُرد» باشید تا تابلوهای«مهدی ضیاءالدینی» بر افسانه‌های کردی، تو را به عمق تاریخ شفاهی کردستان ببرد. افسانه‌هایي که از دو گفتمان بنیادی - عشق و تراژدی- سخن می‌گوید. در همان قدم‌های ابتدایی نمایشگاه، دیگر به طور کل سخن دوست محققم باورم شد: «بیت‌های کردی الهیات کلاسیک کردها هستند». نمی‌توان تابلوی «سوارو» یا «شور محمود و مرزینگان» را دید و در ذهن خود سفر جانکاه عشق را مرور نکرد. مهدی ضیاءالدینی، دقیقا شکل تابلوهایش هست؛ ظاهری آرام و درونی سنگین. روایت‌ مردمانش را با نوک قلمو از تاریخ سینه به سینه بیرون می‌کشد، رنگ می‌زند و دوباره زنده می‌کند. در عصری که تکنولوژی، قصه‌ها را به حاشیه رانده و همه چیز را ساندویچ شده و تنها در اپیزودهای دو خطی به خورد مخاطبانش می‌دهد، و خود «تخریب کلان روایت‌ها» به تنها روایت اسطوره‌ای عصر ما بدل شده است، جسارت می‌خواهد که مخاطب را به دنیایی کلاسیک و به دور از تلگرام و اینستاگرام و موبایل و لپ تاپش دعوت کرد. روایتگر بیت «سوارو»، زنی نه تنها از قبیله‌ عشق بلکه از قبله‌ عشق است، با گیسوانی آشفته و کلامی محزون. روایتگر قصه،‌ عاشق خویش است. سوارکاری چابک، در میان انبوه سواران به جنگ دشمن می‌رود و در آخرین دیدار از معشوق خود طلب بوسه می‌کند. اما زن، با چشمانی باز و سینه‌ای پر از غرور برایش شرط تعیین می‌کند. «تنها در صورت پیروزی در جنگ است که به کام من میرسی». سوار، دیگر هم برای وطن باید بجنگد و هم برای عشق. اکنون سوار باز آمده، شکست نخورده اما زخمی است و باز زن، آواز سر می‌دهد، ملول و نگران و پشیمان: «نه، هیچ طبیب و لقمانی بر بالینش حاضر نشود، خودم از تن خود، از عرق سینه‌ام، از گرد انگشترم برایش مرهمی درست می کنم و بر آن زخم می‌نهم». کلامی محکم، سنگین با آوازی کش‌دار. نقش‌های مهدی ضیاءالدینی، تنها روایتگر قصه‌ها نیست بلكه پلی میان اکنون و گذشته‌ دوری است که حسی غریب دامانش را گرفته و انگار میان دود و دم این همه «آوانگاردیسم» بی‌بنیان گم شده است. گویی بر روی هر تابلویش جمله‌ معروف آرتور‌ رمبو نوشته شده است: «همان‌گونه که می‌دانیم، عشق را باید از نو ابداع کرد». قامت کشیده‌ زن‌ها، سینه‌ فراغ مردها و صورت مغموم و تامل برانگیزشان، برایم یادآور سخنی از آلن بدیو بود: «عشق هردم باز آفریدن خود است؛ شعله اش را نگهدار تا پایدار بماند». در جست‌وجویی حماسی وار بر بیت‌های کردی مانند نقش‌های استاد، باید جسورانه اسبت را زین کنی؛ اگر از جنس حماسه‌ای، شال و کمر و سربند ببندی و اگر از جنس روایتگر عشق هستی، باید «که وا» و« سوخمه» و «کولینجه» را با کلاه و پولک‌های آویزانش بر تن کنی. حال آماده‌ سفر به عمق ذهن مردمان کرد هستی. تمام رنگ‌های عالم را در خورجین بگذار و هرچقدر –واژه- داری با خودت ببر؛ چرا که برای توصیف چنین عالمی ...
css.php