رفتن به بالا

تعداد اخبار امروز : 1 خبر


  • الإثنين ۱ ربيع أول ۱۴۳۹
  • 2017 Monday 20 November
    مهاباد تا قسمتی ابری
    ١۴(°C)
    وزش باد ١١(mph)
    فشار ٢۵.۶٠(in)
    محدوده دید ۶.٠(mi)
    اشعه فرابنفش 2-Low
    رطوبت ٢۵.۶٠(in)
گاه‌شمار تاریخ خورشیدی
آبان ۱۳۹۶
ش ی د س چ پ ج
« مهر    
 12345
6789101112
13141516171819
20212223242526
27282930  
  • دوشنبه ۲۰ دی ۱۳۹۵ - ۲۲:۰۵
  • کد خبر : 3221
  • مشاهده : 207 بازدید
  • س.ت » سینما
  • چاپ خبر : يعنی شهرام مکری فیلم‌سازی بلد نیست؟
انتقاد تند پرویز پرستویی از حذف آثار شاخص در جشنواره فجر:

يعنی شهرام مکری فیلم‌سازی بلد نیست؟

پرویز پرستویی نسبت به حذف برخی آثار شاخص از جشنواره فجر انتقاد کرد.

به گزارش بینەر، پرویز پرستویی در یادداشتی در روزنامه شرق به ترکیب هیئت داوران و حذف برخی اثار شاخص و فیلم خانه کاغذی از بخش سودای سیمرغ جشنواره فیلم فجر انتقاد کرد.

پرویز پرستویی در متن انتقادی خود نوشت:

بعد از یک‌ سال تلاش شبانه‌روزی که روح، جسم و جان سینماگران را فرسوده بود، یک جشنواره، حالِ خوش و دَم دوباره‌ای بود به این همه نفس بریده از فشارهای روزگار و احوال همیشه نادیده‌گرفته‌شده هنرمندان. هر سال با آمدن برنامه‌ای جدید این تنگنا برایشان تنگ‌تر می‌شود و امسال که دیگر نور علی ‌نور بود. از زمان اعلام نتایج از سوی دبیر جشنواره، همه صفحات مجازی و… از فهرست درخور ‌توجه نادیده‌گرفته‌شدگان سخن می‌گفتند! واقعا آیا کیانوش عیاری، احمدرضا معتمدی، تهمینه میلانی، مهدی صباغ‌زاده، شهرام مکری، مصطفی احمدی، رسول‌اف، هاتف علیمردانی و… فیلم‌سازی بلد نیستند که بتوانند نظر بعضی از اعضای غیرمتخصص سینمایی را در هیئت انتخاب جلب کنند؟!
چرا باید ترکیب هیئت انتخاب یک جشنواره تخصصی بیشتر از اعضای دولتی و نظارتی باشد تا متخصصان صاحب‌‌نظر؟! مگر جز سیدضیاء هاشمی، جمال امید و نرگس آبیار می‌شود بر تخصص، نظر و رأی غالب هیئت انتخاب اعتماد و تکیه کرد؟! هیئت انتخاب به‌جز موارد نامبرده‌شده در بالا، مسئولان گزینش دهه ۶٠ را یادمان می‌آورند. ببینید کار به کجا کشیده که کیهان از هیئت انتخاب تقدیر می‌کند!! عجبا واقعا به کجا می‌رویم چنین شتابان؟! یادش بخیر چه جشنواره‌هایی بود، چه تب‌وتابی، چه شور و هیجانی بین سینماگران وجود داشت. اصلا برای برپایی یک جشنواره دورهمی چه لزومی دارد؟! فیلم «خانه کاغذی» یک سینمای قصه‌گوست؛ همان سینمایی که در تب‌و‌تاب تقلید و کپی از فیلم‌های فرنگی کم‌رنگ شده است؛ اما هنوز مردم آن را دوست می‌دارند، فیلمی درباره مفاسد اقتصادی که امروزه در کشورمان موضوعی بسیار عادی شده است. من نه برای خودم که آردم را ریخته و الکم را آویخته‌ام، بلکه متأسفم برای دست‌اندرکاران فیلم خانه کاغذی، از جوانانی مانند تینا پاکروان (تهیه‌کننده)، ایمان امیدواری (طراح گریم)، ستاره اسکندری (بازیگر)، منصوره یزدانجو (طراح صحنه و لباس) و دیگر عزیزانی که با تمام انگیزه و جان‌شان پای یک اثر شریف ایستادند تا پیش‌کسوتانی مانند نظام کیایی و مهدی صباغ‌زاده که هنوز خانه خلوتش جزء فیلم‌های به‌یادماندنی تاریخ سینماست و علیرضا زرین‌دست که هنوز پر از انرژی و انگیزه است و… . این همه زحمت و ایستادن پای یک اثر که حرف‌های بسیاری برای گفتن دارد و البته تنها خوبی‌اش این است که کسانی که باید گوش شنیدن داشته باشند – ‌مردم-  دارند و در گذر تاریخ بهترین قاضیان بوده‌اند. در آخر برای همه عزیزان حاضر در جشنواره آرزوی موفقیت می‌کنم و عید سینمای ایران را به آنها تبریک می‌گویم و به همه غایبان سفره هفت‌سین سینما خدا قوت می‌گویم و شک ندارم جواب‌شان را از مردم خواهند گرفت.

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت ویژه

یک جوان ٢١ ساله و ٤ سالن سینما

بازگشایی یا بازبسته شدن سینما؟

سالها از تعطیلی سینماهای مهاباد و بوکان به مانند بسیاری از شهرهای دیگر می گذرد و در این میان به غیر از اکران پراکنده آثار برخی از فیلمسازان، به مفهوم واقعی سینما، این شهرها فاقد این نشانه ی برجسته ی فرهنگی بوده اند. با این حال بعد از اعلام چندباره ی فراخوان مزایده ای جهت واگذاری سالن سینمای ! شهرهای مهاباد، بوکان، میاندوآب و خوی در اوایل سال جاری، بالاخره و بعد از عدم استقبال معنادار،  جوانی ٢١ ساله از خوی در تاریخ ١٧ تیرماه ٩٦ به طور رسمی برنده ی این مزایده اعلام و قرار شد سالن مجتمع فرهنگی و هنری ٤ شهرها ذکر شده در قالب سینما همزمان به وی  واگذار شود. فارغ از روند برگزاری مزایده و میزان مبلغ آن در این میان چند سوال مهم تر قابل طرح است که شاید نیازمند پاسخ مناسبی برای روشن شدن موضوع باشد. سوال اول اینکه آیا مدیریت همزمان ٤ سالن سینما در ٤ شهر متفاوت برای یک جوان ٢١ ساله  به واقع امکان پذیر است؟ ممکن است در نگاه اول این جواب به ذهن متبادر شود که وی دارای توانمندی های خاصی است که ممکن است دیگران تاکنون از آن بی خبر بوده اند. اما با یک جستجوی ساده دراینترنت عکس آن اثبات می شود و اسم ایشان به غیر از یک وبلاگ معمولی و غیر مرتبط با مقوله ی سینما و یا مدیریت فرهنگی، در هیچ جایی ذکر نشده و نشانی از پیشینه و سابقه ی فرهنگی و یا مدیریتی این جوان دیده نمی شود. با این اوصاف پرسش دوم مطرح می شود که به راستی مدیران فرهنگی استان چه رویکردی نسبت به مفهوم « مدیریت سالن سینما» دارند؟ این روزها در حالی که در شهرهای بزرگ برای بوفه های سینما نیز چارچوب و مقررات خاصی در نظر گرفته شده و خود به مسئله ی مهمی در امر سینماداری تبدیل شده ، به نظر می رسد در استان آذربایجان غربی مدیریت سینما در پایین ترین حد ممکن تصور شده و چه بسا مدیریت سینما با دستفروشی لوح فشرده (DVD) فیلم در کنار خیابان هم تراز انگاشته شده است. حال فارغ از این جنبه باید از این مدیر ٢١ ساله پرسید که اصلا این سالن ها را از نزدیک دیده است؟  بنا به گفته ی برخی از شاهدان این بازدید در چند مورد رخ داده است. پس آیا این مدیر جوان اطلاع دارند برای نمونه سالن مجتمع فرهنگی و هنری مهاباد که ایشان به عنوان سالن سینما برنده ی آن شده اند هیچ استانداردی برای تبدیل شدن به سالن سینما را  ندارد؟ مشخص نیست سالنی که شرایط اولیه ی کمسیون ماده ٥ را دارا نیست چگونه قرار است میزبان مردم و علاقمندان باشد؟ اگر چه ظاهراً سالن های مجتمع فرهنگی و هنری بوکان و میاندوآب و خوی از وضع مناسب تری نسبت به سالن مهاباد برخوردار هستند ، اما آن ها نیز لزوماً چندان در وضعیت کاملا مطلوبی که به عنوان سالن سینما شایسته ی شهروندانشان باشند قرار ندارند و مشخص ...
css.php