رفتن به بالا

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • الإثنين ۰ ربيع أول ۱۴۴۴
  • 2022 Monday 26 September
    -١٨(°C)
    وزش باد (mph)
    فشار (in)
    محدوده دید (mi)
    اشعه فرابنفش -
    رطوبت (in)
گاه‌شمار تاریخ خورشیدی
شهریور ۱۳۹۷
ش ی د س چ پ ج
« مرداد   مهر »
 12
3456789
10111213141516
17181920212223
24252627282930
31  

این عکس چند روز پیش از سطل آشغال اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی مهاباد نجات پیدا کرده و به دست صاحبش رسیده است. اما ماجرای آن چیست؟
در سال ۱۳۸۹ جشنواره ی تئاتر استانی در شهرستان مهاباد برگزار شد که به گواه بسیاری از هنرمندان یکی از بهترین جشنواره های برگزار شده در سطح استان در چند سال قبل خود به حساب می آمد. هم به لحاظ آثار حاضر در جشنواره و هم به لحاظ شیوه ی برگزاری جشنواره.
در این جشنواره که با مبلغ بسیار ناچیز اما با همت بلند مسئولین سابق اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی به ویژه آقای هناره و همچنین تلاش بی وقفه ی هنرمندان تئاتر مهاباد برگزار شد اقدامات جانبی صورت گرفت که در آن روزها در منطقه بدیع بودند. یکی از این اقدامات برپایی نمایشگاه عکس پرتره از نسل های مختلف تئاتری در قید حیات مهاباد بود که این اقدام بدون هیچ چشمداشتی از سوی کیوان فهیمی و شیلان سعدی و هژار نورانی صورت گرفت و عکس های ارزشمندی خلق شد. عکس هایی که گاه و بیگاه در فضای مجازی نیز منتشر شده و ظاهرا بدون اجازه ی صاحبان معنوی آثار بوده است. درآن دوره بخش اجرایی جشنواره برعهده ی هژار نورانی و کیوان فهیمی بود که با کمک هنرمندان دیگر سعی در ایجاد فضایی متفاوت در جشنواره را داشتند. آنها با دعوت از دکتر قطب الدین صادقی به عنوان مهمان ویژه ی جشنواره حال و هوای خوبی در روزهای جشنواره ایجاد کردند.
نمایشگاه عکس هنرمندان در قید حیات مهاباد نیز در راستای همین ابتکارات و جهت تکریم مقام هنرمندان پیشکسوت و جوان مهاباد برپا شد و قرار بود بعدها این عکس ها در قالب کتابی چاپ شود که به دلیل مشکلات مالی به تعویق افتاد. بعدها این شکل از عکاسی پرتره از هنرمندان تئاتر در چند شهر دیگر منطقه صورت گرفت و بعدتر نیز در محوطه ی سالن ها به شکل ماندگار در آن شهرها بر روی دیوار نصب شدند، اما سرنوشت عکس های هنرمندان مهاباد چه شد؟
چند روز قبل یکی از عزیزان در محل انجمن نمایش مهاباد متوجه دور ریختن و به اصطلاح پاکسازی این عکس ها می شود و لذا همت کرده و چند مورد از آنها را از رفتن در سطل آشغال اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی مهاباد نجات می دهند و آنها را با احترام به دست صاحبان عکس میرساند که بسیار جای تقدیر دارد.
باید دست مریزاد گفت به مسئولین فعلی انجمن نمایش مهاباد و باید یادآوری کرد که آری این چنین بود رسالت انجمن فعلی نمایش مهاباد در راستای حفظ و رعایت و تکریم هنرمندان. شاید باید هنرمندان از قید حیات ساقط شوند تا جشنواره ای و مراسمی به نامشان برگزار شود و آنگاه پشت این اسامی ضعف هایشان را پنهان کنند.
کاش می شد شعار ۱۵ همین جشنواره تئاترکوردی سقز (ابتکار- خلاقیت- وروح آشتی ورفاقت ها و تقویت گفتمان صلح وآشتی …) را بزرگ بر سر در انجمن های نمایش کل منطقه نوشت تا این شعارها ابتدا از درون خود انجمن ها و بوسیله ی خود همکاران مورد توجه قرار گیرد و بعد برای عموم روی صحنه آورده شود.
امروز در مهاباد فرهنگی، عکس هنرمندان به آشغال ریخته می شود، اعتبار و ارزش هنرمندان به آشغال ریخته می شود تا عده ای از این فرصت سرمست ریاست بر فرهنگ و هنر و تئاتر شهر باشند. عمر هر چیز روزی به پایان می رسد، اما قضاوت ها و نام نیک و بد تا ابد ماندگار خواهد ماند.

مناف ایران پناه

مهاباد

نهم شهریور ۱۳۹۷

 


توجه: انتشار مطالب یادداشت های خصوص لزوما به معنای تایید و یا عدم تایید بینەر نیست. این بخش تنها به بازتاب یادداشت های هنرمندان و مخاطبین می پردازد و مسئولیت محتوا برعهده ی نگارنده است.

اخبار مرتبط

نظرات

  • استادم،بزرگوارا،مام مناف همیشه عزیزم
    دلنوشته ی شغالهای دوست داشتنی راخواندم وازته دل گریستم وباخودگفتم خدایا یعنی واقعا این نوشته همان مام منافی است که همه اورا به تیزبینی ونکته سنجی میشناختیم؟  یعنی آلزایمر مام مناف ما آنقدرشدت گرفته که هنوز دردهه های گذشته سیرکند؟ یعنی مام مناف ما ٱنقدرفراموشی گرفته که نداند حداقل امروزە(هونەرمەند رەنجە رویەژینی تالە)
    استادم خودکردە راتدبیرنیست،شماها بەچەحقی مردم رامیخندانید؟چگونەبەخود جسارت میدهیدتاکژیهاوناراستیهای جامعەرابەتصویربکشید؟چگونەبەخودتان اجازەمیدهید پاسبان فرهنگ روبەزوال گذشتەباشید؟
    مام مناف عزیزم ،انصاف خوب چیزیست
    کمی بەخودآئید،اعمال ناپسندوکارنامەچندین سالەخویش رانگاهی بیندازید تادرک مسالە آشغالهای بەقول جنابعالی دوست داشتی اینقدر  صعب الهضم نباشد

ارسال دیدگاه

یادداشت ویژه

سریال نون.خ و مساله ی زبان !

این نقد سریال نیست. حتی نقد آن چیزی که مطرح می شود نیز ممکن است نباشد. بیشتر بیان مساله و اشتراک گذاری سوالی است که شاید برخی از فیلمسازان و حتی تئاتری های کوردستان نیز با آن مواجه باشند. از این رو از زبان ساده تر و خودمانی تری نیز برای نوشتار استفاده می کنم. چند روزی است که سریال تلویزیونی «نون. خ» از شبکه ی یک سیما پخش می شود. داستان این سریال که از همان الگوی سریال پایتخت پیروی می کند ، این بار در یکی از مناطق کوردستان اتفاق می افتد. فارغ از اینکه مکان داستان بیشتر شبیه به روستاست و معلوم نیست چرا سازندگان اصرار دارند آن را شهر معرفی کنند، و یا اینکه در جمع اهالی روستا نیز یکی از بازیگران فارس است و بسیار روان فارسی صحبت می کند و معلوم نیست چرا به تنهایی او فارسی را اینگونه صحبت می کند و سایرین به شکل دیگر؛ اما حضور بازیگران بومی منطقه و حضور موسیقی کوردی در سریال، از ویژگی های خوب آن به حساب می آید. اما آنچه بحث اصلی این نوشتار است مسئله ی زبان است. چیزی که از روز اول پخش سریال ذهنم را به خود مشغول کرد اما ترجیح بر آن شد تا لااقل بعد از پخش چند قسمت مسئله طرح شود. امروز که واکنش توییتری برخی از مردم نسبت به مسئله ی زبان بکار رفته در این سریال را دیدم، زمان طرح مسئله را مناسب تشخیص دادم. زبان کوردی، اگر چه دارای واژگان مشترک با زبان فارسی است و حتی بنا به اظهار نظر بسیاری از کارشناسان این دو زبان هم ریشه هستند و هر کدام در جغرافیای خود تغییرات زمانی و کاربردی و خود را پیدا کرده است، با این حال این، زبان کوردی، زبانی کاملا مستقل با دستورات گرامری خاص خویش است و لهجه محسوب نمی شود. از این رو تولید یک اثر ملی در کوردستان با حضور شخصیت های کورد، با تولید یک سریال در اصفهان و یا یزد و شیراز و... تفاوت زیادی دارد. چرا که این لهجه های فارسی شیرازی و اصفهانی ولو به صورت غلیظ و با کلمات خاص منطقه نیز ادا شود، نهایتا منظور خود را به مخاطب عمومی منتقل می کند. در سریال نون.خ همه ی کاراکترها -تا این جای قصه- کورد هستند. پس طبیعتاً باید با یکدیگر کوردی حرف بزنند و لزومی به استفاده از زبانی که نه فارسی است و نه کوردی،  ندارند. این امر به ویژه در مناطق کورد زبان که اهمیت خاصی به زبان مادری میدهند بسیار خودنمایی خواهد کرد.  اگر داستان این سریال در نقاطی دیگر از ایران که به دلایل مختلف ، برخی خانواده ها ترجیح داده اند با کودکانشان به جای زبان مادری با زبان ملی صحبت کنند، ساخته می شد، کمتر مسئله ی زبان خودنمایی می کرد و می شد کاراکترهای فیلم را از این خانواده ها معرفی کرد و به راحتی مسئله را توجیه نمود، اما در تمامی شهرهای کوردزبان، مسئله ...

وعده گاه مسئولین

روز شمار عنوان وعده
2092
روز گذشته
آیا سینمای مهاباد دوباره بازگشایی می شود؟
css.php
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: