رفتن به بالا

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


    مهاباد لطیف
    ١٢(°C)
    وزش باد ١٣(mph)
    فشار ٢۵.۶۶(in)
    محدوده دید ۶.٠(mi)
    اشعه فرابنفش 0-Low
    رطوبت ٢۵.۶۶(in)
گاه‌شمار تاریخ خورشیدی
تیر ۱۳۹۶
ش ی د س چ پ ج
« خرداد   مرداد »
 12
3456789
10111213141516
17181920212223
24252627282930
31  
به مناسبت سالگرد بمباران شیمیایی سردشت؛

جشنواره «ترانه صلح سردشت» در تهران برگزار گردید

به گزارش خبرنگار بینەر، جشنواره «ترانه صلح» به مناسبت سالگرد بمباران شیمیایی سردشت با پیام صلح و مهربانی برای جهانیان روزهای یکشنبه و دوشنبه ١٠ و ١١ تیرماه در تهران برگزار گردید. اجرای دکلمه «از سردشت آمده ایم» توسط سینا سوره، نونهال سردشتی، آغازگر مراسم بود. در ادامه نمایش «چریکەی بێدەنگ» توسط نوجوانان سردشتی به کارگردانی احسان عباسی به […]

به گزارش خبرنگار بینەر، جشنواره «ترانه صلح» به مناسبت سالگرد بمباران شیمیایی سردشت با پیام صلح و مهربانی برای جهانیان روزهای یکشنبه و دوشنبه ١٠ و ١١ تیرماه در تهران برگزار گردید.

اجرای دکلمه «از سردشت آمده ایم» توسط سینا سوره، نونهال سردشتی، آغازگر مراسم بود.

در ادامه نمایش «چریکەی بێدەنگ» توسط نوجوانان سردشتی به کارگردانی احسان عباسی به روی صحنه آمد. این نمایش، با تصاویری لبالب از حادثه و درد، و درنهایت آدرس طلبی دروازه امید زندگی یک خانواده سردشتی قبل و حین بمباران شیمیایی را با هنرمندی کودکان سردشتی روایت می کند.

همچنین کودکان سردشنتی پیام صلح و مهربانی را به سه زبان کردی (متین عباسی)، فارسی (آروین آذری) و انگلیسی (میدیا عباسی) برای جهانیان را قرائت کردند و همدلی و همراهی همه شهروندان صلح دوست جهان را خواستار شدند.

در این مراسم روایت داستان زندگی قادر مولان پور (مام قادری رەشهەرمی) شهید بمباران شیمیایی سردشت و نماد مقاومت، صبر و فداکاری این فاجعه دردناک که پنج نفر از اعضای خانواده خود را ازدست داده و پس از ٢٩ سال مقاومت، خود نیز پارسال تاب مقاومت‌هایش تمام گشت و به درجه شهادت نایل آمد، توسط نادیا حسن زاده، نوجوان سردشتی، برای حضار روایت گردید.
 
سپس فیلم کوتاه «لیواری مەرگ» (لبه‌ی مرگ) به کارگردانی و نویسندگی خالد فرج زاده که برش هایی کوتاه از نحوه‌ی حمل بار توسط کولبران، مشکلات و تهدیدهای این شغل را بیان می نمود، بر روی پرده به نمایش درآمد. هم‌چنین کلیپ مستندی از سفر نمایندگان جمعیت امام علی (ع) به شهرهای پیرانشهر و سردشت و گفتگو با کولبران مرزی در این دو شهر نمایش داده شد.

نمایش فیلم کوتاه و مستند هاوزام (هم درد) به تهیه کنندگی و کارگردانی عثمان محمد، معلم وهنرمند حلبچه‌ای، با موضوع خواهر خواندگی حلبچه و سردشت و ذکر مشکلات قربانیان دو شهر و همچنین بازگویی روایت وقوع حوادث روز بمباران شیمیایی این دو شهر از زبان شاهدان و قربانیان این فجایع ضد بشری از دیگر برنامه های این مراسم بود.

در ادامه رحیم صداقت، کودک خردل چشیده دیروز و جوان رعنای امروز، درد و دل‌ها و خواسته‌های جامعه جانبازان شیمیایی سردشت را مطرح کرد.

همچنین از دو طرح ابتکاری و نمادین احمد احمدزاده، هنرمند سردشتی، با عناوین زیست محیطی «نمادی از جنگل بلوط سردشت و خدمات بلوط ها در قبل، حین و بعد از بمباران شیمیایی به جانبازان و زیباسازی محیط پیرامونی شان» و تابلوی یادبود مام قادر مولان پور به عنوان نماد قربانیان بمباران شیمیایی سردشت رونمایی شد.

دکلمەهای «من بلوط هستم، کپسول اکسیژن ساز برای جانبازان شیمیایی که اینک خود به کپسول مهربانی مسئولان و شهروندان نیازمندم» و «من زاب هستم، پرستار تاول زدای دیروز که اینک خود به پرستاری مسئولان و فعالان و دوستداران محیط زیست نیازمندم» به ترتیب توسط کانی رشیدپور (نونهال سردشتی) و شیما احمدپور (نوجوان سردشتی) اجرا گردید.

در بخشی دیگر از این مراسم نازلی بخشایش و نیکا افکاری، هنرمندان تهرانی، قطعه فولکلور «لالایی» را برای کودکان سردشتی به روی صحنه بردند.

در آخر، «جشنواره ترانه صلح سردشت» با نشست پرسش و پاسخ مجریان و مشارکت بازدیدکنندگان و اهدای لوح تقدیر به تعدادی از حاضران و مشارکت کنندگان جشنواره توسط کمپین مهربانی‌های کوچک، و نیز تقدیم جوایز نمادین جعفر بدری، خیر پاوه ای ساکن تهران، به نوجوانان اجرا کننده برنامه، به کار خود پایان داد. 

گفتنی است همزمان با اجرای برنامه‌ها، نمایشگاه عکس و تابلوهایی از تصاویر قربانیان سردشت و حلبچه و نیز آثار نقاشی فرشته فهیمی، هنرمند نقاش سردشتی، در معرض دید بازدید کنندگان قرار گرفت و در حواشی برنامه ها کارگاه های جمله نگاری و نقاشی صلح و مهربانی شور خاصی به برنامه ها بخشیده بود.

لازم به ذکر است جشنواره ترانه صلح سردشت با میزبانی جمعیت امام علی (ع) و اجرای شبکه فعالان مدنی سردشت و کمپین مهربانی‌های کوچک برگزار گردید.

 

سفیران صلح و مهربانی سردشت و حلبچه

سفیران صلح و مهربانی سردشت و حلبچه که بعد از برگزاری مراسم سالیاد بمباران شیمیایی سردشت (۷ تیر) از صبحگاه روز شنبه دهم تیرماه ۹۶ وارد تهران شده بودند، بعد از دو روز اجرای «جشنواره ترانه صلح سردشت» روز دوشنبه مورخ ۱۲ تیرماه ۹۶ به موزه صلح تهران وارد شدند.

 

کاروان سفیران صلح و مهربانی و تراکت‌هایشان

کاروان سفیران صلح و مهربانی با در دست داشتن تراکت‌های «بمباران شیمیایی و اثرات خردل»، «#تابوت_جنگ بردوش» و «#گهواره_صلح_و_مهربانی» و نیز بنرنوشته «#صلح_و_مهربانی» به سه زبان فارسی، کردی و انگلیسی، مسیر ورودی پارک شهر تا موزه صلح را با راهپیمایی پیموده و در ورودی موزه با استقبال مسئولان موزه مواجه شدند.

سرپرست کاروان سفیران صلح و مهربانی، ضمن تشکر از اقدام خوب موزه صلح در ساماندهی رالی صلح تهران-سردشت در سالیاد بمباران شیمیایی سردشت، از اهداف سفر کاروان سفیران صلح و مهربانی به تهران گفت و یادآور شد: ما از سرزمینی آمده‌ایم که علی رغم مواهب طبیعی بسیارش، هر وجبش بوی خردل، نامهربانی و محرومیت می‌دهد.

رئوف آذری افزود: ما آمده‌ایم تا مرهمی بر درد دیگران باشیم و نه اینکه صرفا درد خود را فریاد برآوریم.

آذری خاطرنشان کرد: تابوت جنگ بر دوش آمده‌ایم تا نشان دهیم که جنگ مُرده است و اینک هر شهروند فرصتی دارد کین دل بزداید و جنگ و تعصب را از سرزمین وجود خود براند.

این فعال مدنی و ایده پرداز و مدیر کمپین مهربانی های کوچک اضافه کرد: اما در کنار آن گهواره صلح و مهربانی نیز آورده ایم تا به نیابت از شهروندان صلح طلب سردشتی و حلبچه ای گفته باشیم که هر چند صلح و مهربانی چندصباحی است متولد شده است اما به لالایی نسل امروز و دیروز نیازمند است تا بال و پر گیرد و شاخ و برگ آورد و میوه دهد.

وی در آخر عنوان کرد: آمده‌ایم تا دستان مان را در هم گره زنیم و انرژی پرورش کودک صلح و مهربانی را هم افزایی کنیم و توان ها روی هم گذاریم و مرزهای جغرافیایی را با هم درنوردیم.

در ادامه ماموستا عثمان محمد، معلم و مستندساز و قربانی جنگ افزارهای شیمیایی حلبچه ای نیز با تاکید بر مرگ جنگ، پرورش نوزاد صلح و مهربانی را رسالت همگان معرفی کرد و بر همدلی شهروندان حلبچه ای در همراهی با شهروندان سردشتی در انتشار بذر صلح و مهربانی تاکید کرد و خواستار استفاده نهال مهربانی به جای بمب نفرت توسط قدرت مداران و سیاست ورزان شد.

دکتر احمد سروش، به نیابت از همکارانش در پژوهشکده جانبازان و نیز موزه صلح، اراده شهروندان سردشتی و حلبچه ای را ستود و تاکید کرد: همه ما متعهد به انتشار بذر مهربانی و صلح هستیم و امیدواریم در طی مسیر همگرایی‌ها، توفیقات بیشتری نصیب بریم.

سروش با اشاره به رالی صلح که از تهران به سردشت در روزهای ۷ و ۸ تیر اجرایی شد، مجموعه خود را مصمم در صلح و همدلی با صلح طلبان معرفی کرد و از کاروان سفیران صلح و مهربانی سردشت و حلبچه تجلیل کرد.

 وی همچنین از سفیران صلح و مهربانی برای حضور و مشارکت در نشست ویژه بعد از ظهر با مدیرکل سازمان منع سلاح های شیمیایی، دعوت کرد.

 

دیدار کاروان صلح و مهربانی با مدیرکل سازمان منع سلاح های شیمیایی

کاروان صلح و مهربانی پس از صرف نهار با میزبانی موزه صلح، با دعوت دکتر سروش، در مراسم ویژه ای که به افتخار حضور احمد اوزمجوو، مدیرکل سازمان منع سلاح های شیمیایی (OPCW)، ترتیب داده شده بود، شرکت کردند.

سرپرست کاروان سفیران صلح و مهربانی سردشت از مدیرکل سازمان منع سلاح های شیمیایی به پاس صدور پیام هر ساله در سالیادها تشکر کرد و حضور میدانی ایشان را در سردشت خواستار شد.

سپس ضمن اشاره به پاره ای آسیب های وارده بر خانواده های شهدا و جانبازان، بر اراده شهروندان سردشت و حلبچه برای نهادینه کردن صلح و مهربانی و آموزش الفبای آن تاکید کرد و از مدیرکل برای رساندن پیام شهروندان سردشت و حلبچه به جهانیان مساعدت طلبید.

 

 

رها کردن بادبادک‌

حاضران ضمن حضور در یادمان شهداء، دسته گل هایی را اهداء کرده و بادکنکی را به صورت نمادین رها کردند.

در این اثنا یکی از کودکان سردشتی در کنار مدیرکل سازمان منع سلاح های شیمیایی برای اهدای گل انتخاب گردید و نیز آروین آذری، میدیاعباسی و متین عباسی، سه کودک سردشتی، به نمایندگی از مردم سردشت به سه زبان کردی، فارسی و انگلیسی سرود صلح و همدلی سردادند که موجد تکریم مدیرکل سازمان منع سلاح های شیمیایی و حضار شدند.

شایان ذکر است که گفت و گوهای متعاقب نیز در حواشی نشست با مدیرکل سازمان منع سلاح های شیمیایی، انجام شد که در شناساندن پروژه سردشت، میعادگاه صلح جهانی موثر بود. 

 

سینمای شهر من کجاست؟

در لابلای برنامه های جمعیت امام علی (ع)، مجری برنامه اشارەای کوچک به سینمای شهر من کجاست کرد.

لازم به ذکر است کمپین «سینمای شهر من کجاست؟» از سال گذشته توسط پایگاه هنری بینەر با ساخت استیکر، ارسال پیام‌های کوتاه، حضور در اجتماعات مردمی و… تشکیل شد و منتظر بهانەای مناسب بود تا به شکلی رسمی‌تر وعلنی تر مطالبەی مردمی در خصوص سینما را به گوش مسئولان برساند.

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت ویژه

سریال نون.خ و مساله ی زبان !

این نقد سریال نیست. حتی نقد آن چیزی که مطرح می شود نیز ممکن است نباشد. بیشتر بیان مساله و اشتراک گذاری سوالی است که شاید برخی از فیلمسازان و حتی تئاتری های کوردستان نیز با آن مواجه باشند. از این رو از زبان ساده تر و خودمانی تری نیز برای نوشتار استفاده می کنم. چند روزی است که سریال تلویزیونی «نون. خ» از شبکه ی یک سیما پخش می شود. داستان این سریال که از همان الگوی سریال پایتخت پیروی می کند ، این بار در یکی از مناطق کوردستان اتفاق می افتد. فارغ از اینکه مکان داستان بیشتر شبیه به روستاست و معلوم نیست چرا سازندگان اصرار دارند آن را شهر معرفی کنند، و یا اینکه در جمع اهالی روستا نیز یکی از بازیگران فارس است و بسیار روان فارسی صحبت می کند و معلوم نیست چرا به تنهایی او فارسی را اینگونه صحبت می کند و سایرین به شکل دیگر؛ اما حضور بازیگران بومی منطقه و حضور موسیقی کوردی در سریال، از ویژگی های خوب آن به حساب می آید. اما آنچه بحث اصلی این نوشتار است مسئله ی زبان است. چیزی که از روز اول پخش سریال ذهنم را به خود مشغول کرد اما ترجیح بر آن شد تا لااقل بعد از پخش چند قسمت مسئله طرح شود. امروز که واکنش توییتری برخی از مردم نسبت به مسئله ی زبان بکار رفته در این سریال را دیدم، زمان طرح مسئله را مناسب تشخیص دادم. زبان کوردی، اگر چه دارای واژگان مشترک با زبان فارسی است و حتی بنا به اظهار نظر بسیاری از کارشناسان این دو زبان هم ریشه هستند و هر کدام در جغرافیای خود تغییرات زمانی و کاربردی و خود را پیدا کرده است، با این حال این، زبان کوردی، زبانی کاملا مستقل با دستورات گرامری خاص خویش است و لهجه محسوب نمی شود. از این رو تولید یک اثر ملی در کوردستان با حضور شخصیت های کورد، با تولید یک سریال در اصفهان و یا یزد و شیراز و... تفاوت زیادی دارد. چرا که این لهجه های فارسی شیرازی و اصفهانی ولو به صورت غلیظ و با کلمات خاص منطقه نیز ادا شود، نهایتا منظور خود را به مخاطب عمومی منتقل می کند. در سریال نون.خ همه ی کاراکترها -تا این جای قصه- کورد هستند. پس طبیعتاً باید با یکدیگر کوردی حرف بزنند و لزومی به استفاده از زبانی که نه فارسی است و نه کوردی،  ندارند. این امر به ویژه در مناطق کورد زبان که اهمیت خاصی به زبان مادری میدهند بسیار خودنمایی خواهد کرد.  اگر داستان این سریال در نقاطی دیگر از ایران که به دلایل مختلف ، برخی خانواده ها ترجیح داده اند با کودکانشان به جای زبان مادری با زبان ملی صحبت کنند، ساخته می شد، کمتر مسئله ی زبان خودنمایی می کرد و می شد کاراکترهای فیلم را از این خانواده ها معرفی کرد و به راحتی مسئله را توجیه نمود، اما در تمامی شهرهای کوردزبان، مسئله ...

وعده گاه مسئولین

روز شمار عنوان وعده
842
روز گذشته
آیا سینمای مهاباد دوباره بازگشایی می شود؟
css.php