رفتن به بالا

تعداد اخبار امروز : 1 خبر


  • الإثنين ۱ ربيع أول ۱۴۳۹
  • 2017 Monday 20 November
    مهاباد تا قسمتی ابری
    ١۴(°C)
    وزش باد ١١(mph)
    فشار ٢۵.۶٠(in)
    محدوده دید ۶.٠(mi)
    اشعه فرابنفش 2-Low
    رطوبت ٢۵.۶٠(in)
گاه‌شمار تاریخ خورشیدی
آبان ۱۳۹۶
ش ی د س چ پ ج
« مهر    
 12345
6789101112
13141516171819
20212223242526
27282930  
 یادداشتی بر نمایش «تحجر» به کارگردانی کریم خاوری؛

تحجر، برشی از اکنونی ما

 دکتر اسماعیل محمودی:

تحجر به کارگردانی کریم خاوری، کارگردان جوان و خوش ذوق مریوانی، در واقع بازنمایی کوتاه و اما نسبتا کاملی از زندگی بغرنج و تهی از معنای این روزهای زیست جهان ماست.

سرگردانی، تنهایی، بی تفاوتی، اغفال مدام همدیگر، تهی شدن مفهوم انسانیت، دگردیسی ارزش‌ها، رنگ باختن ارزش‌های والای انسانی، سنگ شدگی فرهنگ، سنگ شدگی انسان‌ها، بازگشت به توحش ابتدایی، بازتولید تحجر مدرن، بی اعتمادی و ناتوانی مدرنیته ابزاری در پر کردن حفره‌های زیست جهان ما، بخشی از آسیب‌های جدی و خطرناک زندگی اکنونی ما هستند که نمایش صامت و کوتاه تحجر، به خوبی آن‌ها را به نمایش گذاشت و به عبارتی با برشی بر زندگی اکنونی ما به بازنمایی عینی آن‌ها پرداخت و بار دیگر با زبان پر اعجاب هنر، این آسیب‌ها و خطرات را گوشزد نمود.

تحجر به خوبی و سادگی به ما یادآوری می‌نماید، که چقدر به زیست جهان و واقعیت‌های پیرامونی خود بی‌تفاوت شده‌ایم، به ما یادآوری می‌نماید تا چه اندازه ارزش‌های والای انسانی رنگ باخته و ارزش‌های جدید تا چه اندازه در معنابخشی به زندگی ما ناکام و ناتوانند، تحجر به ما گوشزد می‌نماید چسان انسان‌ها سنگ شدگی را پذیرفته و چسان در گرداب یک فرهنگ سنگ شده محصور هستند، تحجر به ما هشدار می‌دهد که زندگی انسان‌ها تا چه اندازه بی ارزش شده و انسان چه ساده قربانی پول، این والاترین کالای دنیای سرمایه‌داری شده و چگونه برای رسیدن به آن شنیع وار مردارنمایی می‌نماید، به ما هشدار می‌دهد که انسان‌ها تا چه اندازه سرگردان و آشفته‌اند، هشدار می‌دهد انسان‌ها تا چه اندازه تنها و مغموم هستند و مهمتر ازهمه نشان می‌دهد این مفهوم دهکده جهانی ارتباطات تا چه اندازه تهی از معنا و محتواست و انسان دارد نوعی از توحش و تحجر مدرن را بازتولید می‌نماید.

تحجر به ما می‌فهماند که به سادگی و سهولت، هر روزه شادی آفرینان و پیام آوران معصوم آشتی و زندگی را قربانی هوس‌های فردی می‌نماییم. به ما با صدای رسا اعلان می‌نماید که بی تفاوتی، بی اعتمادی و ارتباطات ساختگی، آرام آرام تمامی ارزش‌های انسانی ما را به قهقهرا می‌برد و دریغا همچنان بی تفاوتی حرف نخست را می‌زند و محدود کسانی که هنوز جامه کرامت و شرافت به تن دارند و فریادرسی و پرداختن به انسانیت انسان را از یادنبرده، چگونه به سهولت قربانی می‌شوند و مهمتر اینکه زنگ احتمال توقف فریادرسی را به صدا در می‌آورد.

تحجر بدبینانه نیست، تحجر در پی سیاه‌نمایی نیست، بلکه در پی بازنمایی بخشی از واقعیت اکنونی ماست که فرآورده‌اش سرگردانی و پایان فریادرسی و همنوع‌ دوستی و بازتولید تحجر است. تحجر دریغا بازنمایی برشی از واقعیت اکنونی ماست که تلاش دارد همسو با دیگر فریادرسان و درک کنندگان راستین درد، واپسین زنگ هشدارباش را بزند.

نمایش تحجر به کارگردانی کریم خاوری فارغ از بازنمایی قابل تحسین آسیب‌های جدی زیست جهان دگرگشته و وارونه ما، این هفته با نمایش روزانه در فضاهای عمومی شهر مریوان، به نحوی بانگ رسای تدوام پویایی این شهر در مقوله فرهنگ و ادب و هنر بود. نوید فرحبخشی بود که هنوز هستند کسانی در این وضعیت بغرنج اقتصادی و بی تفاوتی اجتماعی، رسالت خویش را از یاد نبرده و همچنان این رسالت هنری خویش را ارج می‌نهند و با هنر به جنگ تاریکی‌ها و زشتی‌ها می‌روند. از اینرو بایسته است این سنخ رویکردها و رهیافت‌ها به درد و رنج‌های انسانی را پاس داشت و به حرمت این رویکردها، کلاه از سر برداشت و خم شدگی را تجربه نمود.

مغفول نماند جدا از کارگردان، بایستی به تعظیم بازیگران سرشار از عشق و هنر این نمایش نشست که چسان و تا چه اندازه هنر و زندگی را ارج می‌نهند و چند دقیقه بازیگری را برای بازنمایی رنج‌های انسانی اینچنین جدی می‌انگارند چنان جدی گویی که بخشی از وجود، هستی و بودن خود آنهاست و این بی‌شک قابل احترام و پاس داشتن است.

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت ویژه

یک جوان ٢١ ساله و ٤ سالن سینما

بازگشایی یا بازبسته شدن سینما؟

سالها از تعطیلی سینماهای مهاباد و بوکان به مانند بسیاری از شهرهای دیگر می گذرد و در این میان به غیر از اکران پراکنده آثار برخی از فیلمسازان، به مفهوم واقعی سینما، این شهرها فاقد این نشانه ی برجسته ی فرهنگی بوده اند. با این حال بعد از اعلام چندباره ی فراخوان مزایده ای جهت واگذاری سالن سینمای ! شهرهای مهاباد، بوکان، میاندوآب و خوی در اوایل سال جاری، بالاخره و بعد از عدم استقبال معنادار،  جوانی ٢١ ساله از خوی در تاریخ ١٧ تیرماه ٩٦ به طور رسمی برنده ی این مزایده اعلام و قرار شد سالن مجتمع فرهنگی و هنری ٤ شهرها ذکر شده در قالب سینما همزمان به وی  واگذار شود. فارغ از روند برگزاری مزایده و میزان مبلغ آن در این میان چند سوال مهم تر قابل طرح است که شاید نیازمند پاسخ مناسبی برای روشن شدن موضوع باشد. سوال اول اینکه آیا مدیریت همزمان ٤ سالن سینما در ٤ شهر متفاوت برای یک جوان ٢١ ساله  به واقع امکان پذیر است؟ ممکن است در نگاه اول این جواب به ذهن متبادر شود که وی دارای توانمندی های خاصی است که ممکن است دیگران تاکنون از آن بی خبر بوده اند. اما با یک جستجوی ساده دراینترنت عکس آن اثبات می شود و اسم ایشان به غیر از یک وبلاگ معمولی و غیر مرتبط با مقوله ی سینما و یا مدیریت فرهنگی، در هیچ جایی ذکر نشده و نشانی از پیشینه و سابقه ی فرهنگی و یا مدیریتی این جوان دیده نمی شود. با این اوصاف پرسش دوم مطرح می شود که به راستی مدیران فرهنگی استان چه رویکردی نسبت به مفهوم « مدیریت سالن سینما» دارند؟ این روزها در حالی که در شهرهای بزرگ برای بوفه های سینما نیز چارچوب و مقررات خاصی در نظر گرفته شده و خود به مسئله ی مهمی در امر سینماداری تبدیل شده ، به نظر می رسد در استان آذربایجان غربی مدیریت سینما در پایین ترین حد ممکن تصور شده و چه بسا مدیریت سینما با دستفروشی لوح فشرده (DVD) فیلم در کنار خیابان هم تراز انگاشته شده است. حال فارغ از این جنبه باید از این مدیر ٢١ ساله پرسید که اصلا این سالن ها را از نزدیک دیده است؟  بنا به گفته ی برخی از شاهدان این بازدید در چند مورد رخ داده است. پس آیا این مدیر جوان اطلاع دارند برای نمونه سالن مجتمع فرهنگی و هنری مهاباد که ایشان به عنوان سالن سینما برنده ی آن شده اند هیچ استانداردی برای تبدیل شدن به سالن سینما را  ندارد؟ مشخص نیست سالنی که شرایط اولیه ی کمسیون ماده ٥ را دارا نیست چگونه قرار است میزبان مردم و علاقمندان باشد؟ اگر چه ظاهراً سالن های مجتمع فرهنگی و هنری بوکان و میاندوآب و خوی از وضع مناسب تری نسبت به سالن مهاباد برخوردار هستند ، اما آن ها نیز لزوماً چندان در وضعیت کاملا مطلوبی که به عنوان سالن سینما شایسته ی شهروندانشان باشند قرار ندارند و مشخص ...
css.php