رفتن به بالا

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • دوشنبه ۲ اسفند ۱۳۹۵
  • الإثنين ۲۳ جماد أول ۱۴۳۸
  • 2017 Monday 20 February
    مهاباد لطیف
    (°C)
    وزش باد ۴(mph)
    فشار ٢۵.٨٩(in)
    محدوده دید ۶.٠(mi)
    اشعه فرابنفش 0-Low
    رطوبت ٢۵.٨٩(in)
گاه‌شمار تاریخ خورشیدی
اسفند ۱۳۹۵
ش ی د س چ پ ج
« بهمن    
 123456
78910111213
14151617181920
21222324252627
2829  
  • پنج شنبه ۲۳ دی ۱۳۹۵ - ۱۲:۱۳
  • کد خبر : 3250
  • مشاهده : 103 بازدید
  • س.ت » موسیقی » هنر
  • چاپ خبر : «ارکستر فیلارمونیک» کردستان در رده چهارم قرار دارد
از نظر فروش بلیت در جشنواره موسیقی فجر تاکنون؛

«ارکستر فیلارمونیک» کردستان در رده چهارم قرار دارد

برای ارکستر فیلامورنیک کردستان تنها ۵ صندلی خالی و برای گروه چریکه کرمانشاه تاکنون فقط ۹۳ صندلی خالی باقی مانده است.

به گزارش بینەر  و به نقل از ايسنا، چند روز مانده به آغاز جشنواره موسیقی فجر، از میان ۱۰ گروه موسیقی نواحی حاضر در این دوره از جشنواره، بلیت تمام ۲۸۸ صندلی برج آزادی برای اجرای «حاوا» و ۲۱۴ صندلی از ۲۶۲ صندلی سالن فرهنگسرای نیاوران مربوط به اجرای «آوای موج» به فروش رفته است«دیلمون» گیلان سومین جایگاه فروش بلیت را در بخش موسیقی نواحی تا این لحظه به خود اختصاص داده است؛ ۲۰۷ صندلی از ۲۸۸ صندلی سالن برج آزادی برای اجرای این گروه به فروش رفته و فقط ۸۱ بلیت باقی مانده است.

«ارکستر فیلارمونیک» کردستان با فروش ۱۹۸ صندلی از ۲۰۳ صندلی تالار رودکی در جایگاه چهارم ایستاده است. این گروه ۲۷ دی‌ماه به صحنه می‌رود.

«لیان» پنجمین گروه پرفروش جشنواره در بخش موسیقی نواحی تا کنون بوده که با اختلاف کمی از «ارکستر فیلارمونیک» کردستان ۱۹۳ صندلی از ۲۰۳ صندلی تالار رودکی را فروخته است.

«سوربانگ» لرستان با فروش ۱۳۰ بلیت از ظرفیت ۲۸۸ صندلی سالن برج آزادی تا کنون در جایگاه ششم ایستاده است. ۱۵۸ بلیت از این اجرا هنوز به فروش نرفته است.

گروه «چریکه» کرمانشاه که قرار است اول بهمن‌ماه در سالن رودکی مقام‌های باستانی تنبور را اجرا کنند تا کنون ۱۱۰ بلیت از مجموع طبقه همکف و بالکن این سالن را فروخته است. این اجرا همچنان ۹۳ صندلی خالی دارد.

گروه بختیاری «ایل بانگ» با فروش ۱۰۶ صندلی از ظرفیت ۲۸۸ تایی سالن برج آزادی، جایگاه بعدی را به خود اختصاص داده است. ۱۸۲ بلیت از این اجرا هنوز به فروش نرفته است.

گروه «شواش» مازندارن که ۳۰ دی‌ماه در سالن رودکی اجرا خواهد داشت، تا کنون ۹۹ بلیت فروخته است و ۱۰۴ صندلی خالی دارد.

«خنیاگران پنج اقلیم» در این دوره از جشنواره فجر کم‌ترین سهم فروش بلیت را به خود اختصاص داده است. در این بخش که قرار است پنج هنرمند، موسیقی نواحی از خراسان شمالی، خراسان جنوبی، گیلان، آذربایجان و کردستان اجرا داشته باشند تا کنون ۸۶ بلیت از صندلی‌های طبقه همکف و بالکن سالن رودکی فروخته شده است. قرار است خنیاگران پنج اقلیم ۲۹ دی‌ماه به صحنه بروند.

با این حساب، سالن رودکی احتمالا در روزهایی که ارکستر «فیلارمونیک» کردستان و گروه «لیان» بوشهر به صحنه می‌روند، شلوغ‌ترین روزهای سی‌ودومین جشنواره موسیقی فجر را پشت سر می‌گذارد.

سالن برج آزادی نیز در روزهای اجرای قشقایی «حاوا» و «دیلمون» گیلان، پرمخاطب‌ترین روزهای سی‌ودومین جشنواره فجر را در بخش موسیقی نواحی تجربه می‌کند.

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت ویژه

من از مرگ هنرمندان خوشحالم

شاید بتوان گفت مرگ حقیقی ترین و عادلانه ترین پدیده ی جهان است که گریزی از آن برای هیچ کس نیست. مسئله ای که در طول تاریخ همواره یکی از دغدغه های بشری بوده و هست. اما مرگ هنرمندان داستان دیگری دارد و مرگ هنرمندان در سرزمین من داستانی دیگرگونه تر! من از مرگ هنرمندان خوشحالم، چرا که تجربه نشان داده است این تنها راه توجه مردم و مسئولین به هنر و هنرمندان است. زمانی که هنرمندی می میرد، همه شاعر می شویم و به گونه ای در سوگ شاعر مرثیه می سراییم و اشک می ریزیم و بر سر و سینه می کوبیم، تو گویی قبل از به خاکسپاری هنرمند مرحوم ، ما را باید به خاک بسپارند. به مدد اینترنت و گروههای اجتماعی چنان از آثار هنرمند مرحوم یاد می کنیم، تو گویی آثار هنری وی ، بخش از زندگی ما بود. صبح قبل از صبحانه، یک قاشق چای خوری شعر، ظهر یک دومِ موسیقی بعد از ناهار و شب قبل از خواب یک فنجان دمنوشِ فیلم! من از مرگ هنرمندان خوشحالم، چرا که هیچ نوع مرگ دیگری اینچنین همه - مردم و مسئولین - را دور هم جمع نمی کند، هیچ دلیلی دیگری نمی تواند به این زیبایی اسباب پیاده روی از مسجد جامع تا سر مزار را فراهم آورد. هیچ پدیده ی دیگری نمی شناسم که تا این میزان سوال فلسفی و افسوس در دل همه ایجاد کند. افسوسی که منجر به درس و تصمیم های بزرگ بین مردم و مسئولین می شود. تصمیم هایی از قبیل توجه به هنرمندان، توسعه ی فضای هنری و قدردانستن داشته های فرهنگی شهرمان. اما نمی دانم چرا عمر این تصمیات کوتاه است و معمولاً از فلکه ی ساعت به بعد فراموش می شود. شاید به خاطر ترافیک  باشد. به خصوص که اکنون شهر اول در بوق نزدن شناخته شده ایم و جهت از دست ندادن این مقام مهم فرهنگی تمام حواسمان به این است بوق نزنیم و همین باعث می شود که تصمیمات فرهنگی دیگرمان را فراموش کنیم. اما اشکالی ندارد، در عوض همین بوق نزدن را بیلان کار فرهنگی محسوب می کنیم و با افتخار همه جا بوق نزدنمان را در بوق و کرنا می کنیم! من از مرگ هنرمندان خوشحالم. چرا که به غیر از مرگ هنرمندانِ شهرم، به هیچ شکل دیگری نمی توان کاری کرد که آثارشان بین همه پخش شود. در شهری که سالن سینما ندارد، نگارخانه ندارد، سالن تئاتر ندارد، صنعت نشر درست ندارد و از همه مهمتر بینش فرهنگی و هنری صحیحی در بین تعداد قابل توجهی از مسئولین و مردم وجود ندارد، طبیعتا تنها گورستان می تواند بهترین مکان برای عرضه ی هنر هنرمندان باشد. من از مرگ هنرمندان خوشحالم، چرا که آنان که تمام زندگیشان را بدون هیچ چشم داشتی و با کمترین امکانات و توقعات وقف کار هنری می کنند، در مرگشان نیز موهبتی نهفته است. موهبت وسیع تر شدن آرامگاه هنرمندان شهرمان، تا هر مهمانی که به شهرمان آمد ...
css.php