رفتن به بالا

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


    مهاباد ابری
    ٢(°C)
    وزش باد ٧(mph)
    فشار ٢۵.۴٠(in)
    محدوده دید ۶.٠(mi)
    اشعه فرابنفش 0-Low
    رطوبت ٢۵.۴٠(in)
گاه‌شمار تاریخ خورشیدی
دی ۱۳۹۶
ش ی د س چ پ ج
« آذر    
 1
2345678
9101112131415
16171819202122
23242526272829
30  
نگاهی به نمایش خیابانی «تحجر» به کارگردانی کریم خاوری؛

بە حرمت آوازی هرچند کوتاە برای زندگی

عطا ولدی (شاعر):

هرگز کسی این چنین فجیع به کشتن خود بر نخواست که من به زندگی نشستم. «ا.بامداد» 

 

و این حکایت سرنوشت آدمیانِ بە ظاهر مدرنی است کە در «تحجر»، مرگ را زیست می‌کنند و نە زندگی را و اینچنین است در این منجلاب تن بە هر حقارتی میدهند و برای زندەماندن خود حتی خوابهای کودکی بادکنک‌فروش را بە مرگ می‌سپارند . 

«تحجر» گذرگاهی است کە آدمیانش بە قول بامداد شاعر، با کُندە و ساتوری خون‌آلود بە سلاخی هم نشستەاند، چنان کە آدمی نە زندگی در چنین بە ظاهر جامعەای را، کە مردن در چنین ماندابی را هم شایستەی مقام انسانی خود نمی‌بیند. آدمیان در «تحجر»، آنانند كه آنچنان شب را میزیند کە خُفاشوار بە زندگی در لایبرنتهای روحی خبیث خود درنشستەاند و چنان به وقاحت بە زندەبودن نشستەاند کە اندک جائی برای نە برای زندگی درخور شأن انسان، کە جا برای مردن هم تنگ است، آدمی است کە می‌شکند و صدای شکستن استخوانهایش حتی در سلفی‌هایشان دیدە می‌شود. 

«تحجر»، سنگ‌شدگی انسانهای بە ظاهر مدرنی است کە چنان کلاە منیت و منافع شخصیشان را جلو کشیدەاند کە آسمان منافع مشترک انسانی را چنان نادیدە گرفتە کە انگار نە انگار کە در زیر این آسمان بینهایتِ آبی، زمانی همین انسانها بودند کە عضو یک پیکر بودند و فراموش کردەاند کە فراموش کردەاند، گر روزگار بە درد آورد عضوی را، کجاست قرار دگر عضوها؟ 

 این «تحجر»ی است از نوع بە ظاهر مدرنش و در خود بازگشتی بە عصر حجر، این شاید آن بخش ناخوشایند تمدن باشد کە انسانیت گوهر گم شدەاش است و مولاناوار بایستی از دیو و دد ملول گشت و انسان را آرزو کرد. اینجاست انسانها سخت در حال سوءاستفادەی انسانی! از همدیگرند! کە در واقع خود را بە مسلخ بردن است و این چرخەی معیوب در سراسر نمایش تحجر ادامە دارد و بە تماشاگر یادآور میشود کە نگذارند بە دندەای از دندەهای این چرخ معیوب تبدیل شوند، کارگردان با زیرکی و با وجود آنهمە نامردمی و نهایتا دستگیری در حق تنها انسان حقیقی در نمایش خود، مصداق آن مَثلِ کهنِ ژاپنی را یادآور ‌شود کە «بگذار انسان بماند» و در جویبار سیلان و خروشان زندگی انسانی، ماهی سیاە کوچولویی پیدا می‌شود کە برخلاف جریان رودخانە شنا کند، هر چند در نمایش تحجر فقط این انسان است کە تاوانِ کار بجا آوردن وظیفەی انسانی خود را پس می‌دهد و گرفتار تور میشود. 

تحجر، نمایش واقعی زیست‌جهانی است بە ظاهر مدرن و انسان در نمایش زندگی سگی، موجود ربات‌واری از خود بی‌خودشدەای را بە نمایش می‌گذارد کە حتی دلخوشی‌های کودکی بادکنک‌فروش را بە باد نابودی هوا و هوس خود می‌سپارد کە شایستەی مقام انسانی او نیست و این حکایتی است کە بعد از اتمام نمایش تحجر، تماشاگر در تنهایی خود و در دادگاە وجدان، رفتار ناهنجار در ظاهر هنجار شدەی انسانها را مورد کندوکاو ذهنی و در نهایت انتقاد از وضعیت بغرنج انسان در جامعەای با کمترین ترحم نسبت بە هم و در واقع نسبت بە خود و شاید در نهایت خود را مورد خودانتقادی قرار ‌دهد. بازیگران، در تحجر نە بازی، کە زندگی‌ در دنیایی را زیست میکنند کە قرار بود انسان را از رنجها برهاند و بشارت امیدی باشد برای زندگی درخور کرامت انسان، «انسانی کە بودنش دشواری وظیفە است». هر چند چارلی چاپلین خیلی پیشتر و با درایت و زیرکی ابزارشدگی انسان در این عصر مدرن را قبلا مورد انتقاد قرار داد و با هنر خود این هشدار را بە انسانها دادە بود و این بار «خاوری»، زیست در این جهان را کە پیش بە روی سنگ شدگی است، با فریادی رسا آواز سر دهد، آوازی هرچند کوتاە، بە حرمت زندگی…

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت ویژه

نگاهی به یازدهمین جشنواره داستان بانه

زمستانِ با بهار

یازدهمین دوره جشنواره داستان بانه پس از فراز و نشیبی فراوان، به وقفه چندین ساله برگزاری این رویداد مهم و دوست داشتنی ادبی پایان داد و رونمایی نمادین از دبیرخانه دائمی این جشنواره در شب اختتامیه ثمره ی تلاش چندین ساله برگزار کنندگان آن بود تا شاید عاملی برای استمرار مجدد در برگزاری آن باشد. علی الرغم انتقاد برخی سایتهای محلی از برگزاری این جشنواره که عدم استقبال شهروندان را دلیل ناکارآمدی آن دانسته اندد؛ نباید اهمیت، ضرورت و تاثیر گذاری جشنواره هایی از این دست بر روند فعالیت های ادبی را فراموش کرد البته بی شک تحقق این امر در صورت استمرار در برگزاری و همچنین روند اجرایی حرفه ای و دقیق تر فراهم خواهد آمد. از چند دهه پیش تقریبا در تمامی شهرهای کوردستان انجمن های ادبی محفل و محلی برای گردهمایی ادیبان و شاعران هر شهر و تبادل آثار و نظرات بوده و هست؛ اما رویدادهایی که باعث گردهمایی و دیدار ادیبان و نویسندگان شهرهای مختلف باشد اندک و انگشت شمارند. انگار این روزها نمی توان انتظار داشت کنگره فرزانگان کورد، بزرگداشت ماموستا حقیقی، بزرگداشت ماموستا محمد قاضی و... تکرار شوند و در چنین شرایطی نبود جشنواره داستان بانه نیز که می توان ادعا کرد تنها رویداد و آزمونگه داستان های چاپ نشده ی کوردی به حساب می آید لطمه ای است به ادبیات کوردی. بینه ر در جریان برگزاری یازدهمین جشنواره داستان بانه شاهد تلاش و زحمات شبانه روزی اعضای دبیرخانه بود و آن را ارج می نهد و بر اساس رسالت هنری و رسانه ای لازم می داند ضمن سپاس از فراهم شدن امکان حضور تنها پایگاه خبری هنری کوردستان، در راستای بهتر و پر ثمرتر برگزار شدن جشنواره در دوره های آتی مشاهدات و پیشنهادات کارشناسان خود را ارائه دهد ، چرا که بینه ر ضمن حمایت معنوی از تمامی فعالیتهای موثر و محترم در عرصه فرهنگ و هنر کوردستان، تحلیل و انتقاد درست رویدادها را عاملی برای پیشرفت و کمبود کاستی ها می داند. امید است مطالب مطرح شده مورد توجه دست اندرکاران جشنواره داستان بانه قرارگیرد و از سوی برخی مخالفان با برگزاری جشنواره، به عنوان مخالفت با آن و یا عیب جویی و بدگویی از این رویداد مهم و قابل احترام تلقی نشود، چراکه بینه ر کاملاً موافق این رویداد مهم ادبی است و در حد توان اندکش برای هرچه بهتر و باشکوه تر برگزار شدن آن نیز تلاش خواهد نمود.   1. جشنواره داستان بانه از همان ابتدا در دو بخش کوردی و فارسی برگزار شده و یکی از اهداف جشنواره برقراری ارتباط و تعامل بین ادبیات کوردی و فارسی بوده و هست. به نظر می رسد پس از یازده دوره برگزاری (طی 18 سال) می بایست پرسید جشنواره تا چه اندازه به این هدف دست یافته و دست آوردها و کاستی ها چیست؟ بدون شک برقرای ارتباط مد نظر جشنواره بین این دو حوزه ادبی، نیازمند فهم و ارتباط با آثار از سوی طرفین است. عدم پخش مناسب ...
css.php