رفتن به بالا

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • سه شنبه ۶ تیر ۱۳۹۶
  • الثلاثاء ۲ شوال ۱۴۳۸
  • 2017 Tuesday 27 June
    مهاباد لطیف
    ١٨(°C)
    وزش باد آرام
    فشار ٢۵.۵۴(in)
    محدوده دید ۶.٠(mi)
    اشعه فرابنفش 0-Low
    رطوبت ٢۵.۵۴(in)
گاه‌شمار تاریخ خورشیدی
تیر ۱۳۹۶
ش ی د س چ پ ج
« خرداد    
 12
3456789
10111213141516
17181920212223
24252627282930
31  
  • چهارشنبه ۲۲ دی ۱۳۹۵ - ۱۴:۳۶
  • کد خبر : 3226
  • مشاهده : 155 بازدید
  • س.ت » سینما
  • چاپ خبر : رتبه سوم مستندساز مهابادی در جشنواره ملی «ایران ساخت»

مدیر روابط عمومی صدا و سیما مرکز مهاباد گفت: صدا و سیمای مرکز مهاباد در نخستین جشنواره ملی، فرهنگی و هنری «ایران ساخت» رتبه سوم را کسب کرد.

به گزارش بینەر بە نقل از كردپرس، اکبر قبادی روز چهارشنبه (٢٢ ديماه) ضمن اعلام این خبر افزود: علی قادری از همکاران سیمای مرکز مهاباد در نخستین جشنواره «ایران ساخت» با مستند تلویزیونی «آفراندن» با کسب رتبه سوم در بخش فیلم مستند و در سطح حرفه ای موفق به دریافت لوح تقدیر و جایزه و حمایت از تولید اثر در آینده شد. 
وی ادامه داد: «آفراندن» عنوان مستندی تلویزیونی است که به مدت ٢١ دقیقه با موضوع شعار سال (اقتصاد مقاومتی، اقدام و عمل) به تهیه کنندگی و کارگردانی علی قادری در سیمای مرکز مهاباد تهیه شده است. 
قبادی گفت: این مستند نحوه فعالیت اقتصادی جوانی خلاق و مبتکر به نام سوران پیامی را که تولید کننده ترازوی دیجیتالی است به تصویر می کشد. پیامی در سال ١٣٩٥ به عنوان یکی از چهره ای ماندگار ایران در بخش صنعت، تجارت و معدن کشورمان شناخته شد. 
وی افزود:تصویربرداری و نورپردازی مستند «آفراندن» را کمال ریزه ای و شیرکو حسن نژاد و تدوین آن را علی قادری و حسین گرمسیری انجام داده و خالد عظیمی نیز دستیار تصویر و نور مستند است.
مدیر روابط عمومی صدا و سیما در پایان گفت: اولین جشنواره ملی فرهنگی، هنری «ایران ساخت» با حضور معاون اول و معاون علمی فناوری رئیس جمهور از ١٦ تا ١٨ دی‌ماه با شعار «فناوری ایرانی = کسب و کار ایرانی» با هدف جریان‌سازی در حمایت از تولید ساخت داخل و دانش بنیان در بخش‌های ادبیات، رسانه‌های شنیداری، دیداری، دیجیتال و هنرهای در تهران برگزار شد.

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت ویژه

در سرزمین هنر جایی برای داعش نیست

برحسب اتفاق با جوانی مهابادی که راننده ی تریلر 18 چرخ بود، آشنا شدم و این بسیار هیجان انگیز بود که در بزرگراههای پراز "غربت و ترافیک" تهران برای اولین بار سوار بر تریلر شوم. در فاصله ای که مسیری را با هم طی کردیم از خودش گفت که عاشق دختر کوچکش ساینا است و هرشب به عشق دیدن دوباره ی او مسیرهای طولانی برایش کوتاه می شود و اسمش را بر روی ماشینش نوشته است و من چیزی نگفتم. از ماشینش گفت که روی شیشه اش نوشته است کردستان و پشت آن نوشته مهاباد و هر کجای ایران می رود با او از زیبایی های کردستان می گویند؛ از طبیعت پرتنوع و از مردم کم توقعش، از درستی و راستی مردمانش و از پیچ و تاب های گردنه های پر پیچ کوهستان هایش؛ گفت و گفت و من چیزی نگفتم. از حال این روزهایش هم گفت. با لحن غمگینانه ای که سنگینی فاجعه ای را یدک می کشید: امروز که برای آوردن بار به تهران می آمدم با خودم گفتم نکند این واژه ی کردستان روی شیشه ی ماشین برای مردم آزار دهنده باشد؟ نکند یکی از بازماندگان آن خانواده ها مرا ببیند؛ او چه فکری خواهد کرد؟ چگونه به او بگویم اگر داعش در آن روز سیاه ، فرزند و همسر و پدرت را در مجلس نشانه گرفت، همان روز تمام هویت هزاران ساله ی مرا نیز نشانه گرفته بود. چگونه به او بگویم که اولین تیرهای داعشیان در جهان به سمت کردها شلیک شد و بزرگترین ارتش مردان و زنان غیرنظامی را همان کردها علیه داعشیان در فاصله ای نزدیک از این سرزمین آرام شکل دادند که تحسین جهانیان را برانگیخت؟ چگونه این ها را به کسی بگویم که عزیزش را از دست داده است؟ آنهم نه در جنگ بلکه در یک روزی که می توانست بسیار بسیار معمولی باشد و در هیچ تقویمی به یاد نماند.  من همچنان چیزی نگفتم و او غمی در صدایش بود. می گفت بعد از حمله ی وحشیانه ی داعشیان به تهران، این احساس بد را با خود شهر به شهر می برد و پاسخی برای آن نمی یابد که چرا این گونه شد. به جایی رسیدیم که دیگر تریلر حق تردد نداشت و باید از هم جدا می شدیم. دیگرسوار تریلر شدن برایم هیجان انگیز نبود. دیگر هیچ چیزی هیجان نداشت. غم صدای جوان مهابادی که واژه های کردستان، مهاباد و ساینا تمام مفهوم او از زندگی بود همه ی هیجانات زندگی ام را به یکباره نابود کرد. در مسیری که دیگر تریلر حق تردد نداشت حوصله ی سوار شدن به تاکسی هم نداشتم و پیاده مسیری را رفتم. به حرف های آن جوان فکر می کردم و تازه یادم افتاد که چرا من چیزی نگفتم. چرا به او نگفتم که همه، کردستانیان را جنگجویانی شجاع علیه داعش می دانند که حتی موقع سوخته شدن در قفس آتش و بریده شدن سر به دست جلادان داعشی سرخم فرو ...
css.php