رفتن به بالا

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • دوشنبه ۹ اسفند ۱۳۹۵
  • الإثنين ۰ جماد ثاني ۱۴۳۸
  • 2017 Monday 27 February
    مهاباد لطیف
    ٧(°C)
    وزش باد ۴(mph)
    فشار ٢۵.۶٢(in)
    محدوده دید ۶.٠(mi)
    اشعه فرابنفش 0-Low
    رطوبت ٢۵.۶٢(in)
گاه‌شمار تاریخ خورشیدی
اسفند ۱۳۹۵
ش ی د س چ پ ج
« بهمن    
 123456
78910111213
14151617181920
21222324252627
2829  
  • چهارشنبه ۲۲ دی ۱۳۹۵ - ۱۴:۳۶
  • کد خبر : 3226
  • مشاهده : 93 بازدید
  • س.ت » سینما
  • چاپ خبر : رتبه سوم مستندساز مهابادی در جشنواره ملی «ایران ساخت»

مدیر روابط عمومی صدا و سیما مرکز مهاباد گفت: صدا و سیمای مرکز مهاباد در نخستین جشنواره ملی، فرهنگی و هنری «ایران ساخت» رتبه سوم را کسب کرد.

به گزارش بینەر بە نقل از كردپرس، اکبر قبادی روز چهارشنبه (٢٢ ديماه) ضمن اعلام این خبر افزود: علی قادری از همکاران سیمای مرکز مهاباد در نخستین جشنواره «ایران ساخت» با مستند تلویزیونی «آفراندن» با کسب رتبه سوم در بخش فیلم مستند و در سطح حرفه ای موفق به دریافت لوح تقدیر و جایزه و حمایت از تولید اثر در آینده شد. 
وی ادامه داد: «آفراندن» عنوان مستندی تلویزیونی است که به مدت ٢١ دقیقه با موضوع شعار سال (اقتصاد مقاومتی، اقدام و عمل) به تهیه کنندگی و کارگردانی علی قادری در سیمای مرکز مهاباد تهیه شده است. 
قبادی گفت: این مستند نحوه فعالیت اقتصادی جوانی خلاق و مبتکر به نام سوران پیامی را که تولید کننده ترازوی دیجیتالی است به تصویر می کشد. پیامی در سال ١٣٩٥ به عنوان یکی از چهره ای ماندگار ایران در بخش صنعت، تجارت و معدن کشورمان شناخته شد. 
وی افزود:تصویربرداری و نورپردازی مستند «آفراندن» را کمال ریزه ای و شیرکو حسن نژاد و تدوین آن را علی قادری و حسین گرمسیری انجام داده و خالد عظیمی نیز دستیار تصویر و نور مستند است.
مدیر روابط عمومی صدا و سیما در پایان گفت: اولین جشنواره ملی فرهنگی، هنری «ایران ساخت» با حضور معاون اول و معاون علمی فناوری رئیس جمهور از ١٦ تا ١٨ دی‌ماه با شعار «فناوری ایرانی = کسب و کار ایرانی» با هدف جریان‌سازی در حمایت از تولید ساخت داخل و دانش بنیان در بخش‌های ادبیات، رسانه‌های شنیداری، دیداری، دیجیتال و هنرهای در تهران برگزار شد.

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت ویژه

من از مرگ هنرمندان خوشحالم

شاید بتوان گفت مرگ حقیقی ترین و عادلانه ترین پدیده ی جهان است که گریزی از آن برای هیچ کس نیست. مسئله ای که در طول تاریخ همواره یکی از دغدغه های بشری بوده و هست. اما مرگ هنرمندان داستان دیگری دارد و مرگ هنرمندان در سرزمین من داستانی دیگرگونه تر! من از مرگ هنرمندان خوشحالم، چرا که تجربه نشان داده است این تنها راه توجه مردم و مسئولین به هنر و هنرمندان است. زمانی که هنرمندی می میرد، همه شاعر می شویم و به گونه ای در سوگ شاعر مرثیه می سراییم و اشک می ریزیم و بر سر و سینه می کوبیم، تو گویی قبل از به خاکسپاری هنرمند مرحوم ، ما را باید به خاک بسپارند. به مدد اینترنت و گروههای اجتماعی چنان از آثار هنرمند مرحوم یاد می کنیم، تو گویی آثار هنری وی ، بخش از زندگی ما بود. صبح قبل از صبحانه، یک قاشق چای خوری شعر، ظهر یک دومِ موسیقی بعد از ناهار و شب قبل از خواب یک فنجان دمنوشِ فیلم! من از مرگ هنرمندان خوشحالم، چرا که هیچ نوع مرگ دیگری اینچنین همه - مردم و مسئولین - را دور هم جمع نمی کند، هیچ دلیلی دیگری نمی تواند به این زیبایی اسباب پیاده روی از مسجد جامع تا سر مزار را فراهم آورد. هیچ پدیده ی دیگری نمی شناسم که تا این میزان سوال فلسفی و افسوس در دل همه ایجاد کند. افسوسی که منجر به درس و تصمیم های بزرگ بین مردم و مسئولین می شود. تصمیم هایی از قبیل توجه به هنرمندان، توسعه ی فضای هنری و قدردانستن داشته های فرهنگی شهرمان. اما نمی دانم چرا عمر این تصمیات کوتاه است و معمولاً از فلکه ی ساعت به بعد فراموش می شود. شاید به خاطر ترافیک  باشد. به خصوص که اکنون شهر اول در بوق نزدن شناخته شده ایم و جهت از دست ندادن این مقام مهم فرهنگی تمام حواسمان به این است بوق نزنیم و همین باعث می شود که تصمیمات فرهنگی دیگرمان را فراموش کنیم. اما اشکالی ندارد، در عوض همین بوق نزدن را بیلان کار فرهنگی محسوب می کنیم و با افتخار همه جا بوق نزدنمان را در بوق و کرنا می کنیم! من از مرگ هنرمندان خوشحالم. چرا که به غیر از مرگ هنرمندانِ شهرم، به هیچ شکل دیگری نمی توان کاری کرد که آثارشان بین همه پخش شود. در شهری که سالن سینما ندارد، نگارخانه ندارد، سالن تئاتر ندارد، صنعت نشر درست ندارد و از همه مهمتر بینش فرهنگی و هنری صحیحی در بین تعداد قابل توجهی از مسئولین و مردم وجود ندارد، طبیعتا تنها گورستان می تواند بهترین مکان برای عرضه ی هنر هنرمندان باشد. من از مرگ هنرمندان خوشحالم، چرا که آنان که تمام زندگیشان را بدون هیچ چشم داشتی و با کمترین امکانات و توقعات وقف کار هنری می کنند، در مرگشان نیز موهبتی نهفته است. موهبت وسیع تر شدن آرامگاه هنرمندان شهرمان، تا هر مهمانی که به شهرمان آمد ...
css.php