رفتن به بالا

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • سه شنبه ۶ تیر ۱۳۹۶
  • الثلاثاء ۲ شوال ۱۴۳۸
  • 2017 Tuesday 27 June
    مهاباد لطیف
    ١٨(°C)
    وزش باد آرام
    فشار ٢۵.۵۴(in)
    محدوده دید ۶.٠(mi)
    اشعه فرابنفش 0-Low
    رطوبت ٢۵.۵۴(in)
گاه‌شمار تاریخ خورشیدی
تیر ۱۳۹۶
ش ی د س چ پ ج
« خرداد    
 12
3456789
10111213141516
17181920212223
24252627282930
31  
مرور دست بافته های کهن 6 هزار ساله؛

«خاطرات کردستان» به نیاوران می آید

نمایشگاه مد و لباس آزاده یاسمن نبی زاده با عنوان “خاطرات کردستان” عصر جمعه ۱۷ دی ماه در گالری شماره ۲ فرهنگسرای نیاوران افتتاح خواهد شد.

به گزارش بینه‌ر به نقل از روابط عمومی بنیاد آفرینش های هنری نیاوران در این نمایشگاه لباس های اجتماعی و پارچه های بافت، موج بافی کردستان با طراحی آزاده یاسمن نبی زاده درمعرض دید عموم قرار می گیرد. این طراح جوان و خلاق به لباس نگاهی مخصوص به خودش را دارد: "لباس همان كلام ناگفته‌ای است كه آدم‌ها در بدو دیدار با هم رد و بدل می‌كنند. لباس برگرفته از روح آدمی است. روحی كه در تار و پود پارچه ریخته می‌شود تا به قامت ما خوش بنشیند، لباس بازی تارها و پودهاست." 

همین نگاه باعث شده تا آزاده یاسمن، برای احیای دوباره هنر پارچه‌بافی ایرانی که قدمتی شش هزار ساله دارد، راه دست‌بافته‌های كهن ایرانی را با بافتن دوباره تار و پود به دنیای لباس‌های ماشینی و صنعتی امروز هموار نماید.  

وی با جاجیم‌بافی قدم به دنیای طراحی لباس گذاشته است. كارهای نبی‌زاده تركیبی از جاجیم و ابریشم است. در تمام كارهایش، پارچه از نوع پارچه‌های دست‌باف است. وی خود را ملزم می‌داند در كارهایش تنها از پارچه‌های دست‌بافته استفاده كند. این طراح پارچه و لباس در قبال این تعهد، كارش را با جاجیم بافی شروع كرده سپس به ابریشم بافی کاشان روی آورده است و در این نمایشگاه از پارچه های دست باف موج بافی کردستان استفاده کرده است تا بتواند این صنعت فراموش شده را احیاء نماید.  

گفتنی است نمایشگاه خاطرات کردستان عصر روز جمعه ۱۷ دی ماه  ساعت ١٦ در فرهنگسرای نیاوران گشایش خواهد یافت و تا ۲۶ دی، از ساعت ١٠ الی ١٩ و جمعه‌ها از ساعت ١٤ تا ٢١ برپا خواهد بود. 

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت ویژه

در سرزمین هنر جایی برای داعش نیست

برحسب اتفاق با جوانی مهابادی که راننده ی تریلر 18 چرخ بود، آشنا شدم و این بسیار هیجان انگیز بود که در بزرگراههای پراز "غربت و ترافیک" تهران برای اولین بار سوار بر تریلر شوم. در فاصله ای که مسیری را با هم طی کردیم از خودش گفت که عاشق دختر کوچکش ساینا است و هرشب به عشق دیدن دوباره ی او مسیرهای طولانی برایش کوتاه می شود و اسمش را بر روی ماشینش نوشته است و من چیزی نگفتم. از ماشینش گفت که روی شیشه اش نوشته است کردستان و پشت آن نوشته مهاباد و هر کجای ایران می رود با او از زیبایی های کردستان می گویند؛ از طبیعت پرتنوع و از مردم کم توقعش، از درستی و راستی مردمانش و از پیچ و تاب های گردنه های پر پیچ کوهستان هایش؛ گفت و گفت و من چیزی نگفتم. از حال این روزهایش هم گفت. با لحن غمگینانه ای که سنگینی فاجعه ای را یدک می کشید: امروز که برای آوردن بار به تهران می آمدم با خودم گفتم نکند این واژه ی کردستان روی شیشه ی ماشین برای مردم آزار دهنده باشد؟ نکند یکی از بازماندگان آن خانواده ها مرا ببیند؛ او چه فکری خواهد کرد؟ چگونه به او بگویم اگر داعش در آن روز سیاه ، فرزند و همسر و پدرت را در مجلس نشانه گرفت، همان روز تمام هویت هزاران ساله ی مرا نیز نشانه گرفته بود. چگونه به او بگویم که اولین تیرهای داعشیان در جهان به سمت کردها شلیک شد و بزرگترین ارتش مردان و زنان غیرنظامی را همان کردها علیه داعشیان در فاصله ای نزدیک از این سرزمین آرام شکل دادند که تحسین جهانیان را برانگیخت؟ چگونه این ها را به کسی بگویم که عزیزش را از دست داده است؟ آنهم نه در جنگ بلکه در یک روزی که می توانست بسیار بسیار معمولی باشد و در هیچ تقویمی به یاد نماند.  من همچنان چیزی نگفتم و او غمی در صدایش بود. می گفت بعد از حمله ی وحشیانه ی داعشیان به تهران، این احساس بد را با خود شهر به شهر می برد و پاسخی برای آن نمی یابد که چرا این گونه شد. به جایی رسیدیم که دیگر تریلر حق تردد نداشت و باید از هم جدا می شدیم. دیگرسوار تریلر شدن برایم هیجان انگیز نبود. دیگر هیچ چیزی هیجان نداشت. غم صدای جوان مهابادی که واژه های کردستان، مهاباد و ساینا تمام مفهوم او از زندگی بود همه ی هیجانات زندگی ام را به یکباره نابود کرد. در مسیری که دیگر تریلر حق تردد نداشت حوصله ی سوار شدن به تاکسی هم نداشتم و پیاده مسیری را رفتم. به حرف های آن جوان فکر می کردم و تازه یادم افتاد که چرا من چیزی نگفتم. چرا به او نگفتم که همه، کردستانیان را جنگجویانی شجاع علیه داعش می دانند که حتی موقع سوخته شدن در قفس آتش و بریده شدن سر به دست جلادان داعشی سرخم فرو ...
css.php