رفتن به بالا

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • یکشنبه ۸ اسفند ۱۳۹۵
  • الأحد ۲۹ جماد أول ۱۴۳۸
  • 2017 Sunday 26 February
    مهاباد لطیف
    (°C)
    وزش باد ۴(mph)
    فشار ٢۵.۶٨(in)
    محدوده دید ۶.٠(mi)
    اشعه فرابنفش 0-Low
    رطوبت ٢۵.۶٨(in)
گاه‌شمار تاریخ خورشیدی
اسفند ۱۳۹۵
ش ی د س چ پ ج
« بهمن    
 123456
78910111213
14151617181920
21222324252627
2829  
مرور دست بافته های کهن 6 هزار ساله؛

«خاطرات کردستان» به نیاوران می آید

نمایشگاه مد و لباس آزاده یاسمن نبی زاده با عنوان “خاطرات کردستان” عصر جمعه ۱۷ دی ماه در گالری شماره ۲ فرهنگسرای نیاوران افتتاح خواهد شد.

به گزارش بینه‌ر به نقل از روابط عمومی بنیاد آفرینش های هنری نیاوران در این نمایشگاه لباس های اجتماعی و پارچه های بافت، موج بافی کردستان با طراحی آزاده یاسمن نبی زاده درمعرض دید عموم قرار می گیرد. این طراح جوان و خلاق به لباس نگاهی مخصوص به خودش را دارد: "لباس همان كلام ناگفته‌ای است كه آدم‌ها در بدو دیدار با هم رد و بدل می‌كنند. لباس برگرفته از روح آدمی است. روحی كه در تار و پود پارچه ریخته می‌شود تا به قامت ما خوش بنشیند، لباس بازی تارها و پودهاست." 

همین نگاه باعث شده تا آزاده یاسمن، برای احیای دوباره هنر پارچه‌بافی ایرانی که قدمتی شش هزار ساله دارد، راه دست‌بافته‌های كهن ایرانی را با بافتن دوباره تار و پود به دنیای لباس‌های ماشینی و صنعتی امروز هموار نماید.  

وی با جاجیم‌بافی قدم به دنیای طراحی لباس گذاشته است. كارهای نبی‌زاده تركیبی از جاجیم و ابریشم است. در تمام كارهایش، پارچه از نوع پارچه‌های دست‌باف است. وی خود را ملزم می‌داند در كارهایش تنها از پارچه‌های دست‌بافته استفاده كند. این طراح پارچه و لباس در قبال این تعهد، كارش را با جاجیم بافی شروع كرده سپس به ابریشم بافی کاشان روی آورده است و در این نمایشگاه از پارچه های دست باف موج بافی کردستان استفاده کرده است تا بتواند این صنعت فراموش شده را احیاء نماید.  

گفتنی است نمایشگاه خاطرات کردستان عصر روز جمعه ۱۷ دی ماه  ساعت ١٦ در فرهنگسرای نیاوران گشایش خواهد یافت و تا ۲۶ دی، از ساعت ١٠ الی ١٩ و جمعه‌ها از ساعت ١٤ تا ٢١ برپا خواهد بود. 

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت ویژه

من از مرگ هنرمندان خوشحالم

شاید بتوان گفت مرگ حقیقی ترین و عادلانه ترین پدیده ی جهان است که گریزی از آن برای هیچ کس نیست. مسئله ای که در طول تاریخ همواره یکی از دغدغه های بشری بوده و هست. اما مرگ هنرمندان داستان دیگری دارد و مرگ هنرمندان در سرزمین من داستانی دیگرگونه تر! من از مرگ هنرمندان خوشحالم، چرا که تجربه نشان داده است این تنها راه توجه مردم و مسئولین به هنر و هنرمندان است. زمانی که هنرمندی می میرد، همه شاعر می شویم و به گونه ای در سوگ شاعر مرثیه می سراییم و اشک می ریزیم و بر سر و سینه می کوبیم، تو گویی قبل از به خاکسپاری هنرمند مرحوم ، ما را باید به خاک بسپارند. به مدد اینترنت و گروههای اجتماعی چنان از آثار هنرمند مرحوم یاد می کنیم، تو گویی آثار هنری وی ، بخش از زندگی ما بود. صبح قبل از صبحانه، یک قاشق چای خوری شعر، ظهر یک دومِ موسیقی بعد از ناهار و شب قبل از خواب یک فنجان دمنوشِ فیلم! من از مرگ هنرمندان خوشحالم، چرا که هیچ نوع مرگ دیگری اینچنین همه - مردم و مسئولین - را دور هم جمع نمی کند، هیچ دلیلی دیگری نمی تواند به این زیبایی اسباب پیاده روی از مسجد جامع تا سر مزار را فراهم آورد. هیچ پدیده ی دیگری نمی شناسم که تا این میزان سوال فلسفی و افسوس در دل همه ایجاد کند. افسوسی که منجر به درس و تصمیم های بزرگ بین مردم و مسئولین می شود. تصمیم هایی از قبیل توجه به هنرمندان، توسعه ی فضای هنری و قدردانستن داشته های فرهنگی شهرمان. اما نمی دانم چرا عمر این تصمیات کوتاه است و معمولاً از فلکه ی ساعت به بعد فراموش می شود. شاید به خاطر ترافیک  باشد. به خصوص که اکنون شهر اول در بوق نزدن شناخته شده ایم و جهت از دست ندادن این مقام مهم فرهنگی تمام حواسمان به این است بوق نزنیم و همین باعث می شود که تصمیمات فرهنگی دیگرمان را فراموش کنیم. اما اشکالی ندارد، در عوض همین بوق نزدن را بیلان کار فرهنگی محسوب می کنیم و با افتخار همه جا بوق نزدنمان را در بوق و کرنا می کنیم! من از مرگ هنرمندان خوشحالم. چرا که به غیر از مرگ هنرمندانِ شهرم، به هیچ شکل دیگری نمی توان کاری کرد که آثارشان بین همه پخش شود. در شهری که سالن سینما ندارد، نگارخانه ندارد، سالن تئاتر ندارد، صنعت نشر درست ندارد و از همه مهمتر بینش فرهنگی و هنری صحیحی در بین تعداد قابل توجهی از مسئولین و مردم وجود ندارد، طبیعتا تنها گورستان می تواند بهترین مکان برای عرضه ی هنر هنرمندان باشد. من از مرگ هنرمندان خوشحالم، چرا که آنان که تمام زندگیشان را بدون هیچ چشم داشتی و با کمترین امکانات و توقعات وقف کار هنری می کنند، در مرگشان نیز موهبتی نهفته است. موهبت وسیع تر شدن آرامگاه هنرمندان شهرمان، تا هر مهمانی که به شهرمان آمد ...
css.php