رفتن به بالا

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


    مهاباد لطیف
    ٢٨(°C)
    وزش باد ۴(mph)
    فشار ٢۵.۵۴(in)
    محدوده دید ۶.٠(mi)
    اشعه فرابنفش 4-Moderate
    رطوبت ٢۵.۵۴(in)
گاه‌شمار تاریخ خورشیدی
اردیبهشت ۱۳۹۷
ش ی د س چ پ ج
« فروردین    
1234567
891011121314
15161718192021
22232425262728
293031  

تئاتر هنری است ریشه دار و بیش از دیگر هنرها با نسج زنده تجربه اجتماعی جوش خورده است. اثری که مخاطبانش را یافته دیگر به پدیدآورندەاش تعلق ندارد و تا بی‌نهایت از او دور می‌افتد و چون به نمایش درآمد، وجودی در میان موجودات دیگر و واقعیتی زنده و عینی می‌شود. آیا این همان حسرتی نیست که همه هنرها را بر آن می‌دارد تا چهره‌هایی بپردازند که برخوردار از مزیت دیگر جلوه‌های وجود باشند؟  

«آنتونن آرتو» تاکید می کند که: «صحنه تئاتر، خاستگاه هر خلاقیتی است» پس نمایش تئاتر  اعتقادات و شور و شیفتگی‌هایی بر می‌انگیزد که با تکانه‌هایی تطبیق می‌کنند که به زندگانی گروه‌ها و جوامع، نشاط می‌بخشند. زیبایی شناسی در این چهارچوب به عملی اجتماعی بدل می‌گردد.

وجود بیش از ٢٦ دانشکده هنرهای نمایشی دولتی و خصوصی در سراسر کشور که هرساله دست کم ٨٠٠ فارغ‌التحصیل متخصص وارد بازار تولید هنرهای نمایشی می‌کنند، به اضافه صدها کلاس و کارگاه آزاد آموزش هنر بازیگری و کارگردانی که هرساله حداقل ٥٠٠٠ نفر خروجی دارد، در جوار ١١٠٠٠٠ نفری که عضو ٤٤٠ انجمن نمایش شهرستان‌های سراسر ایران هستند، ما را در برابر مطالبات نیروی فعال، جوان و پویا قرار می‌دهد. برپایی ٨٧ جشنواره و همایش، ٢٩ جشنواره استانی، ٦ جشنواره منطقه‌ای و ٥٢ جشنواره با عناوین مختلف از سوی انجمن‌های نمایش در نقاط مختلف کشور هرمسئول و نهادی را به حمایت جدی از این رویداد وا می‌دارد.

اما «حقیقت نمایی» جامعه ماچیست؟ بقول اندیشمند بزرگ «ارسطو»: «آن چه افکارعمومی آن را ممکن می‌سازد.» حقیقت نمایی در نهایت نه بستگی دارد به آن چه وجود داشته و نه به آن چه می‌باید باشد، بلکه تنها مربوط به آن چیزی است که افکار عمومی ممکن می‌شمارد. و در این سال‌ها واقعیت افکار عمومی به استقبال از تئاتر سقز به اثبات رسیده است.

یورش به «تئاتر» سقز که از محفلی محدود به چند تن هدایت می‌شوند، گونەای برچسب‌های ایدئولوژیکی دارند که قصد دارند در ساحت حوزه فرهنگ و هنر و منجمله «تئاتر» ایجاد نمایند. بستر خیزش این یورش‌ها محفل فرهنگی مشکوکی است که عنصری جهت‌دار و مخرب را به درون نقادی خویش می‌کشانند غافل از اینکه بدانند نقد باید به اندازه یک پلیس «محتاط» باشد. آزادی ندادن به یکی می‌تواند به اندازه عوام پسندکردن دیگری خطرناک باشد.

این نقادان گرانقدر نقدهایی را بر سر تیتر اخبار درآورده‌اند که متاسفانه خالی از اندیشه جامعه‌شناسی، از نظر کلامی سفسطه‌آمیز و از دیدگاه اخلاقی مخرب هستند و کامیابی‌شان را تنها وامدار فضل‌فروشی خود هستند فضل‌فروشی که در اختتامیه جشنواره تئاتر کردی بخاطر بهانه‌ای ساده همچون شوالیه‌ای در جلو صحنه به نشانه اعتراض ایستادن و بعد از ترک سالن، جشنواره را بایکوت خبری نمودند و فقط به نقد تخریبی پرداختند و استندآپ‌های بازیگری را در خارج از سالن به سرتیتر اخبار درآوردند غافل از اینکه جدای از رسالتشان، آنان نیز در این رویداد مهم، میزبان بودند.

جشنوارەای که هنرمندان تئاتر سقز از پیشکسوت و جوان، از دو دهه پیش با تدوین آئین‌نامەها و درخواست‌ها، در سخت‌‌ترین شرایط فرهنگی، ناملایمات و بی‌مهری‌های فراوان حتی با جمع‌کردن پول از حامیان بومی، مغازه‌داران و… به این جایگاه والا رسانده‌اند که اکنون به افتخار می‌توان گفت بزرگترین حرکت فرهنگی کردستان، کشور و منطقه می‌باشد.

تلاش هنرمندان تئاتر سقز هیچگاه با دیگر انجمن‌ها قابل قیاس و سنجیدن نیست و نخواهد بود. برگزاری جشنواره تئاتر خیابانی، نمایشنامەخوانی، تئاتر منولوگ و تئاتر شهروند؛ گروه‌های رسمی و غیر رسمی، موسسه آموزشی، پلاتوهای خصوصی، در سایه‌سار این حرکت عظیمی است که شکل گرفته و همه از همت والای هنرمندان و پیگیری‌های مجدانه‌شان جهت جلب حمایت مسئولین محترم و دیگر نهادهای حمایتی بوده است.

در دوره چهارم شورای شهر سقز حمایت از مقوله ورزش وجه غالب بود و بخش فرهنگ به کالبدی نیمه جان بدل گشته بود و این در حالی بود که هیچ نقادی لب به سخن نگشود زیرا روابط چنان اقتضا می‌نمود. حال که کمسیون فرهنگی شورای شهر دوره پنجم، حمایت مطالبات «هنرمندان» و «مردم» را پیگیری نموده حاشیه‌سازی و یکسو نگری چه جای دارد؟

ضمن احترام به قلم‌های نقادانی که جهت ترویج فرهنگ و هنر تئاتر تاکنون یاریگرمان بوده‌اند و ما را تنها نگذاشته‌اند این دیدگاه نقادی و «هژمونی» گستره بسیار سیال و آزاد به خود می‌گیرد که باید از آن حذر نمود و بخاطر ضدیت یا رقابت با فردی خاص، هنر تئاتر را مورد آماج خود قرار ندهیم و به تحریک دوستان نقادمان بدون جهت صف‌آرایی ننمایم که برازنده ساحت مقدس بسیاری نیست. «ریچارد آلوین» به حق می گوید: «تئاتر نماد کامل جهان است».

«آوینیون» فرانسه با تئاتر در جهان شناخته شده است، بگذارید نام «سقز» نیز با «تئاتر» شناخته شود.


 

انتشار مطالب، مقاله ها و نظرات مخاطبین الزاما به معنای تأیید و یا عدم تأیید محتوای آن توسط تحریریه بینەر نیست.

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت ویژه

نگاهی به جشنواره نمایشنامه خوانی مهاباد

هیاهوی بسیار برای … ؟

چند روزی از پایان جشنواره نمایشنامه خوانی مهاباد که اولین دوره ی خود را طی کرد نمی گذرد. اکنون شاید بهترین زمان برای نقد و بررسی رویکرد این جشنواره باشد. گرچه این انتقادها از همان زمان علنی شدن بحث جشنواره قابل طرح بود، اما به جهت حمایت از برگزاری و جلوگیری از شائبه های مختلف، این نقد به بعد از برگزاری موکول شد تا پیش داوری اشتباهی صورت نگرفته باشد. اولین موضوع قابل بحث عنوان جشنواره است که از دو عبارت متفاوت اما با زمینه ی مشابه برخوردار است. نمایشنامه خوانی یا اجرا خوانی؟ آنچه که مدت ها در ایران با عنوان نمایشنامه خوانی شناخته می شد، بیشتر دلالت بر خوانش نمایشنامه توسط چند بازیگر(و گاه یک بازیگر) نشسته بر صندلی و با متن در دست بود. کم کم این شکل نشستن صرف، تغییراتی پیدا کرد و بازیگران به صورت ایستاده و یا به اشکال مختلف و با بهره گیری از دکور بسیار ساده، نور و صدا (در حد محدود) به خوانش نمایشنامه پرداختند و به نوعی اجراخوانی قلمداد شد. در واقع اجراخوانی ما به ازای script-in-hand performance مورد استفاده قرار گرفت. تقریبا تعریف دقیق و مشخصی از شکل و تاریخچه ی نمایشنامه خوانی نمی توان یافت و تعاریف و توضیحات متفاوتی برای آن ارائه شده است. با این حال دو نکته ی اساسی وجه مشترک همه ی این تعاریف است. نمایشنامه خوانی برای خوانش اثر نو و اجرا نشده ی نویسنده توسط نویسنده و یا بازیگران شکل گرفته است که این امر نیز برای دو مقصود صورت می گیرد. یا نویسنده در حال معرفی نمایشنامه ی خود به کارگردانان و کمپانی های تولید تئاتر است، یا نویسنده قصد دارد با خوانش آن با بازخورد مخاطب آشنا شده و نمایشنامه اش را براساس این بازخورد بازنویسی نماید. حالت کلی دوم مربوط به خوانش نمایشنامه های یک نویسنده به صورت رپرتواری است. به این معنا که مثلا مجموعه ای از آثار شکسپیر توسط گروههای مختلف به منظور بررسی آن آثار در زمانی مشخص خوانده می شود. در هر دو حالت کلی ، جنبه ی ادبیات نمایشی بر جنبه ی اجرایی غالب است. با این حال این غلبه ی ادبیاتی معمولا در شکل اول که بیشتر به منظور معرفی اثر صورت می گیرد، نمود بیشتری دارد و می توان آن را نمایشنامه خوانی در نظر گرفت. در شکل دوم که جنبه ی آموزشی و یا پژوهشی آن بیشتر مور توجه است و در بسیاری از مدارس تئاتری جهان با استفاده از همین شیوه ی در یک فصل مشخص آثاری از نویسنده ای مشخص مورد خوانش قرار می گیرد، می توان به شاخصه های اجراخوانی (یا نمایش با متن در دست) نزدیک شد تا جنبه هایی اجرایی نمایشنامه نیز مورد توجه قرار گیرد. طبیعتا هیچ کدام از این روش ها یک قانون غیرقابل تغییر نیست و تداخل آن در یک دیگر امکان پذیر است. اما معمولا برای بررسی پدیدهای علوم انسانی می بایست یک عرف و تعریف مشخص را برای جلوگیری از پراکندگی بحث ...
css.php