رفتن به بالا

تعداد اخبار امروز : 1 خبر


  • الإثنين ۱ ربيع أول ۱۴۳۹
  • 2017 Monday 20 November
    مهاباد تا قسمتی ابری
    ١۴(°C)
    وزش باد ١١(mph)
    فشار ٢۵.۶٠(in)
    محدوده دید ۶.٠(mi)
    اشعه فرابنفش 2-Low
    رطوبت ٢۵.۶٠(in)
گاه‌شمار تاریخ خورشیدی
آبان ۱۳۹۶
ش ی د س چ پ ج
« مهر    
 12345
6789101112
13141516171819
20212223242526
27282930  
تحلیل عجيب روزنامه کیهان از عضویت چند ایرانی در آکادمی اسکار؛

یا فتنه‌گرند یا آثار ضعیفی دارند

در پی افزایش تعداد اعضای آکادمی اسکار و حضور شماری از چهره‌های ایرانی، روزنامه کیهان متنی را منتشر کرد.

کیهان نوشت: چند روز قبل در یک اقدام نامعمول و بی‌سابقه، آکادمی علوم و هنرهای سینمایی آمریکا (اسکار) اسامی ٧٧٤ عضو جدید خود را اعلام کرد که در میان آنها نام چند ایرانی هم به چشم می‌خورد.

این در حالی است که براساس قوانین آکادمی تا همین چند سال پیش، علنی نمودن اسامی اعضا، معمول نبود و مشخص نمی‌شد هر سال چه تعداد و چه کسانی به اعضای این آکادمی اضافه شده یا از آن حذف می‌شوند. اما پس از بحران‌های اخیر آکادمی در چالش با اتهامات نژادپرستی و زن‌ستیزی، تقریبا از سال گذشته با اعلام ٦٨٣ نفر‌، این رسم شکسته شد و اعلام شد که در طول سال‌های گذشته نیز به طور متوسط سالانه، حدود ١٣٠ نفر به این اعضا اضافه شده‌اند.

اما شگفتی دیگر، اسامی کسانی است که به نام سینماگر ایرانی در زمره اعضای جدید قرار دارند. اسامی که در میانشان از چهره‌های معتبر و قوی سینمای ایران خبری نیست!

قوانین آکادمی برای عضو جدید حاکی از آن است که به جز معرفی شدن از سوی دو عضو قبلی آکادمی، وی بایستی حداقل یک «موفقیت درخشان» در کارنامه سینمایی یک دهه اخیر خود داشته باشد. اما اغلب کسانی که به عنوان سینماگر ایرانی در فهرست فوق معرفی شده‌اند نه تنها در یک دهه اخیر موفقیت یا اثر درخشانی در فعالیت‌های سینمایی خود ندارند، بلکه کل کارنامه سینمایی‌شان زیر علامت سوال است!

مثلا هنگامه پناهی، یکی از سر حلقه‌های محافل بهایی در اروپا که همکار کمپانی‌هایی مانند «ممنتو» (تهیه‌کننده فیلم‌هایی مثل «فروشنده» و «گذشته») و یکی از لابی‌های اصلی جشنواره‌های جهانی بوده، تنها یک فیلم «مسافران دره انار» در سال ١٣٧٠ را در کارنامه فعالیت سینمایی خود دارد (که به نظر نمی‌آید در خود ایران هم کسی فیلم یاد شده که مربوط به ٢٦ سال پیش است را به خاطر داشته باشد!). البته او که آثاری همچون فیلم ضد ایرانی «خورش آلو با مرغ» را تولید کرده، به عنوان تهیه‌کننده به آکادمی اسکار دعوت شده، اما هیچ فیلمی به عنوان اثر وی که علت دعوتش را توجیه نماید، در وب‌سایت اسکار ذکر نشده است!!

یا نازنین بنیادی، فرد دیگر این فهرست، به جز حضور در نقش‌های دست چندم و کوچک فیلم‌های غیر معروف (مثلا یک زن افغانی در یک صحنه فیلم «جنگ چارلی ویلسون» یا نقش کوتاهی در نسخه اخیر «بن هور» که شکست خورد و یا فیلم ضد ایرانی «رقصنده صحرا») تنها یک نامزدی انجمن بازیگران، آن هم درمیان ١٥ بازیگر سریال «هوم لند» را بدست آورده است!! و البته در کنار هادی قائمی در مرکز بین‌المللی حقوق بشر در ایران به مستندسازی موارد نقض حقوق بشر در ایران جهت اعمال تحریم‌های بیشتر اقتصادی مشغول است.

یا بهمن قبادی، از فراریان پس از فتنه ٨٨ که حتی در خود دعوت‌نامه آکادمی نیز هیچ‌یک از آثار ١٠-١٥ سال اخیرش مورد استناد قرار نگرفته است! مثل رخشان بنی‌اعتماد، از دیگر همراهان فتنه ٨٨ که او نیز به خاطر  آثار دو دهه پیش خود دعوت شده است!

گلشیفته فراهانی بازیگری که پس از خروج از کشور بیشتر به خاطر تصاویر و فیلم‌ها و نمایش‌های مستهجن، مورد توجه محافل آن سوی آب قرار گرفت نیز از جمله علل دعوتش به آکادمی، فیلم «درباره الی» ذکر شده که در آن نقش چندان مهمی برعهده نداشت! و بالاخره محمد رسول‌اف از دیگر محکومان فتنه ٨٨ که اخیرا از لابی دگرباشان و همجنس‌گرایان و بهاییان در جشنواره کن، جایزه‌ای هم بدست آورد، برای فیلم فتنه‌گرانه قبلی‌اش یعنی «دستنوشته‌ها نمی‌سوزند» به آکادمی دعوت شده که موفقیت چندانی در عرصه‌های جهانی نداشت! (یعنی فیلم اخیرش، «لِرد» که بسیار رویش مانور داده شد، از جمله علل این دعوت نیست!)

اما در میان این دعوت‌شدگان دو عنصر مشترک وجود دارد؛ اول اینکه هیچ موفقیت درخشان سینمایی در سطح جهانی‌ (حتی در همین اسکار) نداشته‌اند و بعضا به دلیل ضعف آثارشان، حداقل در یکی دو دهه اخیر از جرگه سینما خارج شده‌اند! و دوم اغلب در ماجرای فتنه ٨٨، نقش فعالی داشته و یا از فراریان وطن به شمار می‌آیند! در واقع لازم بود آکادمی اسکار، این ویژگی مهم را در زمره علل دعوت آنها ذکر می‌کرد!

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت ویژه

یک جوان ٢١ ساله و ٤ سالن سینما

بازگشایی یا بازبسته شدن سینما؟

سالها از تعطیلی سینماهای مهاباد و بوکان به مانند بسیاری از شهرهای دیگر می گذرد و در این میان به غیر از اکران پراکنده آثار برخی از فیلمسازان، به مفهوم واقعی سینما، این شهرها فاقد این نشانه ی برجسته ی فرهنگی بوده اند. با این حال بعد از اعلام چندباره ی فراخوان مزایده ای جهت واگذاری سالن سینمای ! شهرهای مهاباد، بوکان، میاندوآب و خوی در اوایل سال جاری، بالاخره و بعد از عدم استقبال معنادار،  جوانی ٢١ ساله از خوی در تاریخ ١٧ تیرماه ٩٦ به طور رسمی برنده ی این مزایده اعلام و قرار شد سالن مجتمع فرهنگی و هنری ٤ شهرها ذکر شده در قالب سینما همزمان به وی  واگذار شود. فارغ از روند برگزاری مزایده و میزان مبلغ آن در این میان چند سوال مهم تر قابل طرح است که شاید نیازمند پاسخ مناسبی برای روشن شدن موضوع باشد. سوال اول اینکه آیا مدیریت همزمان ٤ سالن سینما در ٤ شهر متفاوت برای یک جوان ٢١ ساله  به واقع امکان پذیر است؟ ممکن است در نگاه اول این جواب به ذهن متبادر شود که وی دارای توانمندی های خاصی است که ممکن است دیگران تاکنون از آن بی خبر بوده اند. اما با یک جستجوی ساده دراینترنت عکس آن اثبات می شود و اسم ایشان به غیر از یک وبلاگ معمولی و غیر مرتبط با مقوله ی سینما و یا مدیریت فرهنگی، در هیچ جایی ذکر نشده و نشانی از پیشینه و سابقه ی فرهنگی و یا مدیریتی این جوان دیده نمی شود. با این اوصاف پرسش دوم مطرح می شود که به راستی مدیران فرهنگی استان چه رویکردی نسبت به مفهوم « مدیریت سالن سینما» دارند؟ این روزها در حالی که در شهرهای بزرگ برای بوفه های سینما نیز چارچوب و مقررات خاصی در نظر گرفته شده و خود به مسئله ی مهمی در امر سینماداری تبدیل شده ، به نظر می رسد در استان آذربایجان غربی مدیریت سینما در پایین ترین حد ممکن تصور شده و چه بسا مدیریت سینما با دستفروشی لوح فشرده (DVD) فیلم در کنار خیابان هم تراز انگاشته شده است. حال فارغ از این جنبه باید از این مدیر ٢١ ساله پرسید که اصلا این سالن ها را از نزدیک دیده است؟  بنا به گفته ی برخی از شاهدان این بازدید در چند مورد رخ داده است. پس آیا این مدیر جوان اطلاع دارند برای نمونه سالن مجتمع فرهنگی و هنری مهاباد که ایشان به عنوان سالن سینما برنده ی آن شده اند هیچ استانداردی برای تبدیل شدن به سالن سینما را  ندارد؟ مشخص نیست سالنی که شرایط اولیه ی کمسیون ماده ٥ را دارا نیست چگونه قرار است میزبان مردم و علاقمندان باشد؟ اگر چه ظاهراً سالن های مجتمع فرهنگی و هنری بوکان و میاندوآب و خوی از وضع مناسب تری نسبت به سالن مهاباد برخوردار هستند ، اما آن ها نیز لزوماً چندان در وضعیت کاملا مطلوبی که به عنوان سالن سینما شایسته ی شهروندانشان باشند قرار ندارند و مشخص ...
css.php