رفتن به بالا

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


    مهاباد لطیف
    ٢٨(°C)
    وزش باد ۴(mph)
    فشار ٢۵.۵۴(in)
    محدوده دید ۶.٠(mi)
    اشعه فرابنفش 4-Moderate
    رطوبت ٢۵.۵۴(in)
گاه‌شمار تاریخ خورشیدی
اردیبهشت ۱۳۹۷
ش ی د س چ پ ج
« فروردین    
1234567
891011121314
15161718192021
22232425262728
293031  
تحلیل عجيب روزنامه کیهان از عضویت چند ایرانی در آکادمی اسکار؛

یا فتنه‌گرند یا آثار ضعیفی دارند

در پی افزایش تعداد اعضای آکادمی اسکار و حضور شماری از چهره‌های ایرانی، روزنامه کیهان متنی را منتشر کرد.

کیهان نوشت: چند روز قبل در یک اقدام نامعمول و بی‌سابقه، آکادمی علوم و هنرهای سینمایی آمریکا (اسکار) اسامی ٧٧٤ عضو جدید خود را اعلام کرد که در میان آنها نام چند ایرانی هم به چشم می‌خورد.

این در حالی است که براساس قوانین آکادمی تا همین چند سال پیش، علنی نمودن اسامی اعضا، معمول نبود و مشخص نمی‌شد هر سال چه تعداد و چه کسانی به اعضای این آکادمی اضافه شده یا از آن حذف می‌شوند. اما پس از بحران‌های اخیر آکادمی در چالش با اتهامات نژادپرستی و زن‌ستیزی، تقریبا از سال گذشته با اعلام ٦٨٣ نفر‌، این رسم شکسته شد و اعلام شد که در طول سال‌های گذشته نیز به طور متوسط سالانه، حدود ١٣٠ نفر به این اعضا اضافه شده‌اند.

اما شگفتی دیگر، اسامی کسانی است که به نام سینماگر ایرانی در زمره اعضای جدید قرار دارند. اسامی که در میانشان از چهره‌های معتبر و قوی سینمای ایران خبری نیست!

قوانین آکادمی برای عضو جدید حاکی از آن است که به جز معرفی شدن از سوی دو عضو قبلی آکادمی، وی بایستی حداقل یک «موفقیت درخشان» در کارنامه سینمایی یک دهه اخیر خود داشته باشد. اما اغلب کسانی که به عنوان سینماگر ایرانی در فهرست فوق معرفی شده‌اند نه تنها در یک دهه اخیر موفقیت یا اثر درخشانی در فعالیت‌های سینمایی خود ندارند، بلکه کل کارنامه سینمایی‌شان زیر علامت سوال است!

مثلا هنگامه پناهی، یکی از سر حلقه‌های محافل بهایی در اروپا که همکار کمپانی‌هایی مانند «ممنتو» (تهیه‌کننده فیلم‌هایی مثل «فروشنده» و «گذشته») و یکی از لابی‌های اصلی جشنواره‌های جهانی بوده، تنها یک فیلم «مسافران دره انار» در سال ١٣٧٠ را در کارنامه فعالیت سینمایی خود دارد (که به نظر نمی‌آید در خود ایران هم کسی فیلم یاد شده که مربوط به ٢٦ سال پیش است را به خاطر داشته باشد!). البته او که آثاری همچون فیلم ضد ایرانی «خورش آلو با مرغ» را تولید کرده، به عنوان تهیه‌کننده به آکادمی اسکار دعوت شده، اما هیچ فیلمی به عنوان اثر وی که علت دعوتش را توجیه نماید، در وب‌سایت اسکار ذکر نشده است!!

یا نازنین بنیادی، فرد دیگر این فهرست، به جز حضور در نقش‌های دست چندم و کوچک فیلم‌های غیر معروف (مثلا یک زن افغانی در یک صحنه فیلم «جنگ چارلی ویلسون» یا نقش کوتاهی در نسخه اخیر «بن هور» که شکست خورد و یا فیلم ضد ایرانی «رقصنده صحرا») تنها یک نامزدی انجمن بازیگران، آن هم درمیان ١٥ بازیگر سریال «هوم لند» را بدست آورده است!! و البته در کنار هادی قائمی در مرکز بین‌المللی حقوق بشر در ایران به مستندسازی موارد نقض حقوق بشر در ایران جهت اعمال تحریم‌های بیشتر اقتصادی مشغول است.

یا بهمن قبادی، از فراریان پس از فتنه ٨٨ که حتی در خود دعوت‌نامه آکادمی نیز هیچ‌یک از آثار ١٠-١٥ سال اخیرش مورد استناد قرار نگرفته است! مثل رخشان بنی‌اعتماد، از دیگر همراهان فتنه ٨٨ که او نیز به خاطر  آثار دو دهه پیش خود دعوت شده است!

گلشیفته فراهانی بازیگری که پس از خروج از کشور بیشتر به خاطر تصاویر و فیلم‌ها و نمایش‌های مستهجن، مورد توجه محافل آن سوی آب قرار گرفت نیز از جمله علل دعوتش به آکادمی، فیلم «درباره الی» ذکر شده که در آن نقش چندان مهمی برعهده نداشت! و بالاخره محمد رسول‌اف از دیگر محکومان فتنه ٨٨ که اخیرا از لابی دگرباشان و همجنس‌گرایان و بهاییان در جشنواره کن، جایزه‌ای هم بدست آورد، برای فیلم فتنه‌گرانه قبلی‌اش یعنی «دستنوشته‌ها نمی‌سوزند» به آکادمی دعوت شده که موفقیت چندانی در عرصه‌های جهانی نداشت! (یعنی فیلم اخیرش، «لِرد» که بسیار رویش مانور داده شد، از جمله علل این دعوت نیست!)

اما در میان این دعوت‌شدگان دو عنصر مشترک وجود دارد؛ اول اینکه هیچ موفقیت درخشان سینمایی در سطح جهانی‌ (حتی در همین اسکار) نداشته‌اند و بعضا به دلیل ضعف آثارشان، حداقل در یکی دو دهه اخیر از جرگه سینما خارج شده‌اند! و دوم اغلب در ماجرای فتنه ٨٨، نقش فعالی داشته و یا از فراریان وطن به شمار می‌آیند! در واقع لازم بود آکادمی اسکار، این ویژگی مهم را در زمره علل دعوت آنها ذکر می‌کرد!

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت ویژه

نگاهی به جشنواره نمایشنامه خوانی مهاباد

هیاهوی بسیار برای … ؟

چند روزی از پایان جشنواره نمایشنامه خوانی مهاباد که اولین دوره ی خود را طی کرد نمی گذرد. اکنون شاید بهترین زمان برای نقد و بررسی رویکرد این جشنواره باشد. گرچه این انتقادها از همان زمان علنی شدن بحث جشنواره قابل طرح بود، اما به جهت حمایت از برگزاری و جلوگیری از شائبه های مختلف، این نقد به بعد از برگزاری موکول شد تا پیش داوری اشتباهی صورت نگرفته باشد. اولین موضوع قابل بحث عنوان جشنواره است که از دو عبارت متفاوت اما با زمینه ی مشابه برخوردار است. نمایشنامه خوانی یا اجرا خوانی؟ آنچه که مدت ها در ایران با عنوان نمایشنامه خوانی شناخته می شد، بیشتر دلالت بر خوانش نمایشنامه توسط چند بازیگر(و گاه یک بازیگر) نشسته بر صندلی و با متن در دست بود. کم کم این شکل نشستن صرف، تغییراتی پیدا کرد و بازیگران به صورت ایستاده و یا به اشکال مختلف و با بهره گیری از دکور بسیار ساده، نور و صدا (در حد محدود) به خوانش نمایشنامه پرداختند و به نوعی اجراخوانی قلمداد شد. در واقع اجراخوانی ما به ازای script-in-hand performance مورد استفاده قرار گرفت. تقریبا تعریف دقیق و مشخصی از شکل و تاریخچه ی نمایشنامه خوانی نمی توان یافت و تعاریف و توضیحات متفاوتی برای آن ارائه شده است. با این حال دو نکته ی اساسی وجه مشترک همه ی این تعاریف است. نمایشنامه خوانی برای خوانش اثر نو و اجرا نشده ی نویسنده توسط نویسنده و یا بازیگران شکل گرفته است که این امر نیز برای دو مقصود صورت می گیرد. یا نویسنده در حال معرفی نمایشنامه ی خود به کارگردانان و کمپانی های تولید تئاتر است، یا نویسنده قصد دارد با خوانش آن با بازخورد مخاطب آشنا شده و نمایشنامه اش را براساس این بازخورد بازنویسی نماید. حالت کلی دوم مربوط به خوانش نمایشنامه های یک نویسنده به صورت رپرتواری است. به این معنا که مثلا مجموعه ای از آثار شکسپیر توسط گروههای مختلف به منظور بررسی آن آثار در زمانی مشخص خوانده می شود. در هر دو حالت کلی ، جنبه ی ادبیات نمایشی بر جنبه ی اجرایی غالب است. با این حال این غلبه ی ادبیاتی معمولا در شکل اول که بیشتر به منظور معرفی اثر صورت می گیرد، نمود بیشتری دارد و می توان آن را نمایشنامه خوانی در نظر گرفت. در شکل دوم که جنبه ی آموزشی و یا پژوهشی آن بیشتر مور توجه است و در بسیاری از مدارس تئاتری جهان با استفاده از همین شیوه ی در یک فصل مشخص آثاری از نویسنده ای مشخص مورد خوانش قرار می گیرد، می توان به شاخصه های اجراخوانی (یا نمایش با متن در دست) نزدیک شد تا جنبه هایی اجرایی نمایشنامه نیز مورد توجه قرار گیرد. طبیعتا هیچ کدام از این روش ها یک قانون غیرقابل تغییر نیست و تداخل آن در یک دیگر امکان پذیر است. اما معمولا برای بررسی پدیدهای علوم انسانی می بایست یک عرف و تعریف مشخص را برای جلوگیری از پراکندگی بحث ...
css.php