رفتن به بالا

تعداد اخبار امروز : 1 خبر


    مهاباد لطیف
    ٢۵(°C)
    وزش باد آرام
    فشار ٢۵.۴۴(in)
    محدوده دید ۶.٠(mi)
    اشعه فرابنفش 0-Low
    رطوبت ٢۵.۴۴(in)
دبيرخانه جشنواره تئاتر فجر اعلام كرد:

حضور نمايشی از مهاباد در سی و پنجمین جشنواره تئاتر فجر

٤٠ اثر نمایشی به‌عنوان آثار برگزیده در بخش مرور سی و پنجمین جشنواره تئاتر فجر معرفی شدند.

به گزارش بینەر، دبیرخانه سی و پنجمین جشنواره تئاتر فجر پس از بررسی دقیق ٢١٩ اثر درخواست‌کننده برای حضور در بخش مرور پس از برگزاری جلسه‌ای ١٢ ساعتی جهت ارزیابی نهایی و انتخاب آثار بر اساس ویژگی‌های کیفی، محورهای اعلام شده در فراخوان جشنواره و گستره ملی تولیدهای تئاتری در فاصله زمانی آغاز آذر ماه ١٣٩٤ تا پایان آبان ماه ١٣٩٥ آثار منتخب را برای حضور در جشنواره برگزید و آثار را به ترتیب الفبایی به شرح ذیل اعلام کرد:
نمایش «آری یا نه» نوشته حسین جمالی و کارگردانی مجید رحمتی با گروه «نیست» از اراک
نمایش «اسب‌ها ایستاده می‌میرند» نوشته و کارگردانی حسن عابدی با گروه «تئاتر میم» از بجنورد
نمایش «اسکورسیزی» نوشته و کارگردانی رسول کاهانی با گروه «من» از تهران
نمایش «افراسیاب» نوشته مشترک حامد امان‌پور و سحر رضوانی و کارگردانی مصطفی حمیدی‌فر با گروه «میمیک» از سبزوار
نمایش «افسانه ببر» نوشته داریو فو و کارگردانی هادی عامل با گروه «پاپتی‌ها» از تهران
نمایش «آکواریوم کانگورو» نوشته و کارگردانی مجیدکاظم‌زاده مژدهی با گروه «جهش» از رشت
نمایش «آوای کوهسار آشفته» (چریكەی چیای هاڵۆز) نوشته و کارگردانی بختیار پنجه‌ای با گروه «اهورا» از مهاباد
نمایش «گلدونه خانم» نوشته اسماعیل خلج به کارگردانی النا آهی با گروه «کا» از تهران
نمایش «بازگشت در چهارشنبه آخر سال» نوشته رئوف دشتی و کارگردانی رضا حسینی با گروه «آئین» از مشهد
نمایش «پرتره مرد ریخته» نوشته مشترک غلامحسین دولت‌آبادی و آراز بارسقیان و کارگردانی آراز بارسقیان با گروه «چیستا» از تهران
نمایش «پرسه‌های موازی» نوشته و کارگردانی پیام لاریان با گروه «امپرسیون» از تهران
نمایش «پنجگانه خون، خور، ملمداس» نوشته و کارگردانی علیرضا داوری با گروه «آئینه جنوب» از رودان
نمایش «جهان انزوا» نوشته نائومی والاس و کارگردانی رضا کوچک‌زاده با گروه «قطره» از تهران
نمایش «چهل گیس و حسن کچل» نوشته ساغر خواجه‌امیری و کارگردانی پوران مرادی مزرعه‌نو با گروه «هنرپیشه» از تهران
نمایش «چیدا» نوشته مسعود شاکرمی و کارگردانی احسان ملکی با گروه «تیتال» از کوهدشت
نمایش «خرمهره» نوشته فرهاد نقدعلی و کارگردانی محسن قصابیان با گروه «آرمان» از تهران
نمایش «خواب زمستانی» نوشته و کارگردانی لیلی عاج با گروه «آی وری» از تهران
نمایش «خوب، بد، زشت» نوشته ابوالفضل حاجی‌علیخانی و کارگردانی شقایق فتحی با گروه «دیوار چهارم» از تهران
نمایش «خوشبختی‌های کوچک سوسک شدن» نوشته مشترک نادر برهانی‌فرد و فرهاد امینی و کارگردانی آزاده انصاری با گروه «معاصر» از تهران
نمایش «دال» نوشته و کارگردانی مسلم خراسانی با گروه «دال» از تهران
نمایش «دامپزشکی» نوشته و کارگردانی شیرین جروقی از تهران
نمایش «دستاری که بر پیکر اسب پیک در راه در عجب راهی، دی و روز مسخ پیک ماند، تا در راه دستاری خونین شود» نوشته و کارگردانی جواد صداقت با گروه «آسوریک» از بوشهر
نمایش «دوازده» نوشته رجینالدرز به کارگردانی جواد خورشا با گروه «چیز» از تهران
نمایش «راهبان معبد وانگ» نوشته محمدرضا کوهستانی و کارگردانی احمد سلیمانی با گروه «ایده» از تهران
نمایش «رویای یک شب نیمه تابستان» نوشته باقر سروش (ویلیام شکسپیر) به کارگردانی مصطفی کوشکی با گروه «مستقل» از تهران
نمایش «از زیرزمین تا پشت بام» نوشته مهین صدری و کارگردانی افسانه ماهیان با گروه «شیوه» از تهران
نمایش «سین گاف» نوشته کیمیا کاظمی و کارگردانی پوریا رحیمی ‌سام از تهران
نمایش «صوراسرافیل» نوشته سیاوش پاکراه و کارگردانی عامر مسافر آستانه با گروه «صوراسرافیل» از تهران
نمایش «فاوست++» نوشته و کارگردانی میلاد اکبرنژاد با گروه «نه آترکولی» از تهران
نمایش «ماتریوشکا» نوشته و کارگردانی پارسا پیروزفر از تهران
نمایش «مرگ آنجلها» نوشته و کارگردانی محسن اردشیر از آمل
نمایش «مستاجر» نوشته و کارگردانی ستاره امینیان با گروه «صحنه» از تهران
نمایش «مهراوه عشق» نوشته سید مهدی شجاعی و کارگردانی راشین امامی با گروه «سرمستان» از تهران
 نمایش «ناسور» نوشته خیرا.. تقیانی‌پور و کارگردانی افسانه زمانی با گروه «آرین» از تهران
نمایش «نگاهمان می‌کنند» نوشته نغمه ثمینی و به کارگردانی محمدرضا اصلی از  تهران
نمایش «نیم روز اسکاتلند» با نگاهی به مکبث اثر شکسپیر و کارگردانی ندا هنگامی با گروه «یرما» از تهران
نمایش «هاروی» نوشته مری چیس و کارگردانی ملودی آرام‌نیا با گروه «سوئیچ» از تهران
نمایش «و هزار سال و یک روز» نوشته و کارگردانی عباس کریمی با گروه «همراه» از بجنورد
نمایش «یتیم خانه فونیکس» نوشته آرش خیرآبادی و کارگردانی محمد نیازی با گروه «یتیم‌خانه فونیکس» از مشهد
نمایش «یرما» برداشت آزاد از لورکا به کارگردانی مشترک اشکان صادقی و الهام شکیب با گروه «یرما» از تهران

 

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت ویژه

یادداشتی بر حاشیه‌ نمایشگاه مهدی ضیاءالدینی، نقاش کُرد

روایت‌های عشق

لازم نیست از تکنیک‌های نقاشی چیزی بلد باشید، یا سال‌ها در مورد تاریخ هنر مطالعه کرده باشید، تنها کافی است «کُرد» باشید تا تابلوهای«مهدی ضیاءالدینی» بر افسانه‌های کردی، تو را به عمق تاریخ شفاهی کردستان ببرد. افسانه‌هایي که از دو گفتمان بنیادی - عشق و تراژدی- سخن می‌گوید. در همان قدم‌های ابتدایی نمایشگاه، دیگر به طور کل سخن دوست محققم باورم شد: «بیت‌های کردی الهیات کلاسیک کردها هستند». نمی‌توان تابلوی «سوارو» یا «شور محمود و مرزینگان» را دید و در ذهن خود سفر جانکاه عشق را مرور نکرد. مهدی ضیاءالدینی، دقیقا شکل تابلوهایش هست؛ ظاهری آرام و درونی سنگین. روایت‌ مردمانش را با نوک قلمو از تاریخ سینه به سینه بیرون می‌کشد، رنگ می‌زند و دوباره زنده می‌کند. در عصری که تکنولوژی، قصه‌ها را به حاشیه رانده و همه چیز را ساندویچ شده و تنها در اپیزودهای دو خطی به خورد مخاطبانش می‌دهد، و خود «تخریب کلان روایت‌ها» به تنها روایت اسطوره‌ای عصر ما بدل شده است، جسارت می‌خواهد که مخاطب را به دنیایی کلاسیک و به دور از تلگرام و اینستاگرام و موبایل و لپ تاپش دعوت کرد. روایتگر بیت «سوارو»، زنی نه تنها از قبیله‌ عشق بلکه از قبله‌ عشق است، با گیسوانی آشفته و کلامی محزون. روایتگر قصه،‌ عاشق خویش است. سوارکاری چابک، در میان انبوه سواران به جنگ دشمن می‌رود و در آخرین دیدار از معشوق خود طلب بوسه می‌کند. اما زن، با چشمانی باز و سینه‌ای پر از غرور برایش شرط تعیین می‌کند. «تنها در صورت پیروزی در جنگ است که به کام من میرسی». سوار، دیگر هم برای وطن باید بجنگد و هم برای عشق. اکنون سوار باز آمده، شکست نخورده اما زخمی است و باز زن، آواز سر می‌دهد، ملول و نگران و پشیمان: «نه، هیچ طبیب و لقمانی بر بالینش حاضر نشود، خودم از تن خود، از عرق سینه‌ام، از گرد انگشترم برایش مرهمی درست می کنم و بر آن زخم می‌نهم». کلامی محکم، سنگین با آوازی کش‌دار. نقش‌های مهدی ضیاءالدینی، تنها روایتگر قصه‌ها نیست بلكه پلی میان اکنون و گذشته‌ دوری است که حسی غریب دامانش را گرفته و انگار میان دود و دم این همه «آوانگاردیسم» بی‌بنیان گم شده است. گویی بر روی هر تابلویش جمله‌ معروف آرتور‌ رمبو نوشته شده است: «همان‌گونه که می‌دانیم، عشق را باید از نو ابداع کرد». قامت کشیده‌ زن‌ها، سینه‌ فراغ مردها و صورت مغموم و تامل برانگیزشان، برایم یادآور سخنی از آلن بدیو بود: «عشق هردم باز آفریدن خود است؛ شعله اش را نگهدار تا پایدار بماند». در جست‌وجویی حماسی وار بر بیت‌های کردی مانند نقش‌های استاد، باید جسورانه اسبت را زین کنی؛ اگر از جنس حماسه‌ای، شال و کمر و سربند ببندی و اگر از جنس روایتگر عشق هستی، باید «که وا» و« سوخمه» و «کولینجه» را با کلاه و پولک‌های آویزانش بر تن کنی. حال آماده‌ سفر به عمق ذهن مردمان کرد هستی. تمام رنگ‌های عالم را در خورجین بگذار و هرچقدر –واژه- داری با خودت ببر؛ چرا که برای توصیف چنین عالمی ...
css.php