رفتن به بالا

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


    مهاباد لطیف
    ٢٨(°C)
    وزش باد ۴(mph)
    فشار ٢۵.۵۴(in)
    محدوده دید ۶.٠(mi)
    اشعه فرابنفش 4-Moderate
    رطوبت ٢۵.۵۴(in)
گاه‌شمار تاریخ خورشیدی
اردیبهشت ۱۳۹۷
ش ی د س چ پ ج
« فروردین    
1234567
891011121314
15161718192021
22232425262728
293031  
  • جمعه ۱۳ بهمن ۱۳۹۶ - ۲۱:۴۰
  • کد خبر : 6373
  • مشاهده : 535 بازدید
  • تیتر روز » س.ت » هنر
  • چاپ خبر : هنرمندان اشغالگری ترکیه را محکوم خواهند کرد

 به گزارش بینەر در اقدامی انسان دوستانه و مردمی برخی از هنرمندان از همه فعالان عرصه ی فرهنگ و هنر درایران دعوت کردند هم راستا با سایر نهادهای مدنی و کانون های اجتماعی ایران، حملات اشغالگرانه ی ترکیه را بر علیه مردم عفرین محکوم نمایند. متن این فراخوان به شرح زیر است. حدود دو هفته […]

 به گزارش بینەر در اقدامی انسان دوستانه و مردمی برخی از هنرمندان از همه فعالان عرصه ی فرهنگ و هنر درایران دعوت کردند هم راستا با سایر نهادهای مدنی و کانون های اجتماعی ایران، حملات اشغالگرانه ی ترکیه را بر علیه مردم عفرین محکوم نمایند. متن این فراخوان به شرح زیر است.

حدود دو هفته است که ارتش ترکیه با همراهی گروهی موسوم به ارتش آزاد سوریه که جماعتی تکفیری و وابسته به گروههای جهادی هستند با انواع سلاح سنگین و هواپیما کانتون عفرین را مورد حمله و تجاوز قرار داده اند. دلیل واهی اردوغان برای این اقدام دفع خطر از مرزهای ترکیه و ایجاد منطقه امن مرزی برای جلوگیری از ورود به قول او تروریستهاست. حال آنکه همه آگاهند که نیت ترکیه تنها و تنها ضربه زدن به دست آوردهای کوردهای روژئاواست، از همین رو ایشان را تروریست می خواند. همگان آگاهند که نیروهای اروپایی داعش از چه طریقی و از چه کشوری به راحتی خود را به سوریه می رساندند. در این بین سکوت مرگبار جهانی دست ترکیه را در انجام هر جنایتی باز گذاشته. همه به خوبی به یاد داریم که مقاومت کوبانی نیز ابتدا با چنین سکوتی روبرو بود اما پشتیبانیهای گسترده نهادهای مردمی، چهره های مدنی، سیاسی، هنری، ورزشی و … و دعوت از نهادهای بین المللی بالاخره صدای مقاومت کوبانی را به گوش همگان رساند. تفاوت جنگ کوبانی با عفرین در این است که در کوبانی پیش از تنگتر شدن حلقه محاصره شهر تقریبا تخلیه و خالی از سکنه شده بود، اما عفرین با توجه به اینکه در ۷ سال گذشته و در جریان جنگهای داخلی سوریه جزو معدود مناطق امن و جنگ ندیده محسوب می شد، نه تنها مردم محلی خانه ها و شهر و روستاهایشان را ترک نکردند بلکه پناهی شدند برای جمع کثیری از مردم دیگر نواحی سوریه که به این منطقه پناه آورده بودند، از جمله مسیحیان و علویان برای حفظ جانشان از دست گروههای تکفیری، طوری که جمعیت این منطقه و شهر کوچک عفرین در این مدت چندین برابر شده و به حدود ۵۰۰ هزار نفر رسید. اما اینک مردم عفرین در محاصره کامل هستند، از شمال و غرب توسط ارتش ترکیه، از شرق توسط نیروهای ترکمن و عرب تکفیری مورد حمایت اردوغان و از جنوب توسط النصره _ مورد حمایت ترکیه_  محاصره شده اند. اگر مردم کوبانی پس از ترک شهرشان مورد حمایت حزب دمکراتیک خلقها (ه د پ) و شهرداریهای ئامد (دیاربکر)، ماردین و دیگر شهرهای کوردنشین ترکیه قرار گرفتند, اینک مردم عفرین این فرصت را نیز ندارند و آن نمایندگان و شهردارها همگی در بند هستند و حملات کور و متعدد هواپیماها و توپخانه نیروهای اردوغان بیش از هر کسی، جان مردم بی گناه، زنان و کودکان عفرین و پناه بردگان به این منطقه را تهدید می کند. در حال حاضر به دلیل عدم حضور خبرنگاران و خبرگزاریها و همچنین بایکوت خبری این فاجعه از سوی رسانه های بین المللی، اردوغان با خیال راحت و بی دغدغه به ویران نمودن شهرها و روستاهای کانتون عفرین و کشتار مردم بی گناه می پردازد. طی روزهای گذشته، برخی از نمایندگان کورد در مجلس، تعدادی از روحانیان شهرهای کوردنشین ایران، تعدادی از فرهنگیان، وکلا و فعالین مدنی، تعدادی از انجمنهای مردم نهاد بانه و … طی بیانیه هایی این حمله وحشیانه را محکوم کرده اند. اما سکوت چهره های شاخص هنری و در کل هنرمندان و فعالین عرصه هنر جای تعجب دارد. ناگفته پیداست که انتظار مردم از هنرمندانشان همراهی و همدلی و همچنین متعهد بودن است. چرا که بدون شک بیان اعلام محکومیت و بیان اعتراض به چنین وقایعی از سوی چهرهای هنری بازتاب رسانه ای گسترده تری دارد، همانگونه که پیشتر نیز تاثیر چنین حرکتهایی را در مقاومت کوبانی، زلزله اخیر کرمانشاه و … دیده ایم. این روزها فضای هنری کشور متاثر از جشنواره های موسیقی، تجسمی، تئاتر و فیلم فجر است و مشغولیت هنرمندان قابل درک، اما بی شک در کنار همه مشغولیتها انتظار می رود مسئولیت اجتماعی و مردمی خویش را نیز فراموش نکنند و تا پیش از آنکه بسیار دیر شود و فجایع انسانی در عفرین گسترده تر شود با محکوم نمودن قتلعام مردم و حمایت از دفاع عفرین صدای مردمی شوند که گوش شنوایی برای صدایشان وجود ندارد. بی شک حرکت هنرمندان و اعلام موضع ایشان دیگر اقشار و نهادهای مردمی را نیز به حرکت وا خواهد داشت و باعث شکست سکوت مرگبار بین المللی خواهد شد.
در همین راستا از تمامی هنرمندانی که تمایل دارند صدای فریاد در گلو مانده مردم عفرین باشند با پیوستن به کمپین (حمایت هنرمندان از مردم عفرین) سکوت جهانی در برابر این جنایت بشری را به چالش بکشند.
کیوان فهیمی (فیلمساز)
هژار نورانی (فیلمساز)
شیلان سعدی (فیلمساز)

جهت پیوستن به کمپین نام و حوزه فعالیت خویش را در بخش نظر همین مطلب یا به گروه تلگرامی زیر اعلام کنید.(نیازی به نوشتن ایمیل در نظرات نیست)

  https://t.me/joinchat/BJRpcEfXmHXe835pXgT_9w

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت ویژه

نگاهی به جشنواره نمایشنامه خوانی مهاباد

هیاهوی بسیار برای … ؟

چند روزی از پایان جشنواره نمایشنامه خوانی مهاباد که اولین دوره ی خود را طی کرد نمی گذرد. اکنون شاید بهترین زمان برای نقد و بررسی رویکرد این جشنواره باشد. گرچه این انتقادها از همان زمان علنی شدن بحث جشنواره قابل طرح بود، اما به جهت حمایت از برگزاری و جلوگیری از شائبه های مختلف، این نقد به بعد از برگزاری موکول شد تا پیش داوری اشتباهی صورت نگرفته باشد. اولین موضوع قابل بحث عنوان جشنواره است که از دو عبارت متفاوت اما با زمینه ی مشابه برخوردار است. نمایشنامه خوانی یا اجرا خوانی؟ آنچه که مدت ها در ایران با عنوان نمایشنامه خوانی شناخته می شد، بیشتر دلالت بر خوانش نمایشنامه توسط چند بازیگر(و گاه یک بازیگر) نشسته بر صندلی و با متن در دست بود. کم کم این شکل نشستن صرف، تغییراتی پیدا کرد و بازیگران به صورت ایستاده و یا به اشکال مختلف و با بهره گیری از دکور بسیار ساده، نور و صدا (در حد محدود) به خوانش نمایشنامه پرداختند و به نوعی اجراخوانی قلمداد شد. در واقع اجراخوانی ما به ازای script-in-hand performance مورد استفاده قرار گرفت. تقریبا تعریف دقیق و مشخصی از شکل و تاریخچه ی نمایشنامه خوانی نمی توان یافت و تعاریف و توضیحات متفاوتی برای آن ارائه شده است. با این حال دو نکته ی اساسی وجه مشترک همه ی این تعاریف است. نمایشنامه خوانی برای خوانش اثر نو و اجرا نشده ی نویسنده توسط نویسنده و یا بازیگران شکل گرفته است که این امر نیز برای دو مقصود صورت می گیرد. یا نویسنده در حال معرفی نمایشنامه ی خود به کارگردانان و کمپانی های تولید تئاتر است، یا نویسنده قصد دارد با خوانش آن با بازخورد مخاطب آشنا شده و نمایشنامه اش را براساس این بازخورد بازنویسی نماید. حالت کلی دوم مربوط به خوانش نمایشنامه های یک نویسنده به صورت رپرتواری است. به این معنا که مثلا مجموعه ای از آثار شکسپیر توسط گروههای مختلف به منظور بررسی آن آثار در زمانی مشخص خوانده می شود. در هر دو حالت کلی ، جنبه ی ادبیات نمایشی بر جنبه ی اجرایی غالب است. با این حال این غلبه ی ادبیاتی معمولا در شکل اول که بیشتر به منظور معرفی اثر صورت می گیرد، نمود بیشتری دارد و می توان آن را نمایشنامه خوانی در نظر گرفت. در شکل دوم که جنبه ی آموزشی و یا پژوهشی آن بیشتر مور توجه است و در بسیاری از مدارس تئاتری جهان با استفاده از همین شیوه ی در یک فصل مشخص آثاری از نویسنده ای مشخص مورد خوانش قرار می گیرد، می توان به شاخصه های اجراخوانی (یا نمایش با متن در دست) نزدیک شد تا جنبه هایی اجرایی نمایشنامه نیز مورد توجه قرار گیرد. طبیعتا هیچ کدام از این روش ها یک قانون غیرقابل تغییر نیست و تداخل آن در یک دیگر امکان پذیر است. اما معمولا برای بررسی پدیدهای علوم انسانی می بایست یک عرف و تعریف مشخص را برای جلوگیری از پراکندگی بحث ...
css.php