رفتن به بالا

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • الثلاثاء ۹ ذو الحجة ۱۴۳۹
  • 2018 Tuesday 21 August
    مهاباد لطیف
    ٣١(°C)
    وزش باد ٧(mph)
    فشار ٢۵.۴٣(in)
    محدوده دید ۶.٠(mi)
    اشعه فرابنفش 0-Low
    رطوبت ٢۵.۴٣(in)
گاه‌شمار تاریخ خورشیدی
مرداد ۱۳۹۷
ش ی د س چ پ ج
« تیر    
 12345
6789101112
13141516171819
20212223242526
2728293031  

حمله اردوغان و فاشیست‌های ترکیه به کردستان غربی یا سرزمین کانتون کردستان سوریه قابل پیش‌بینی بود. با تجربیات گران‌سنگی که اهالی آن سرزمین در نبرد با داعش به ‌دست آوردند، بیم آن می‌رفت که این تلقی برای اردوغان به‌وجود‌ آید که سرزمینشان با پ‌ک‌ک مرتبط است. درواقع اردوغان تصور می‌کرد با حمله به کانتون کردستان […]

حمله اردوغان و فاشیست‌های ترکیه به کردستان غربی یا سرزمین کانتون کردستان سوریه قابل پیش‌بینی بود. با تجربیات گران‌سنگی که اهالی آن سرزمین در نبرد با داعش به ‌دست آوردند، بیم آن می‌رفت که این تلقی برای اردوغان به‌وجود‌ آید که سرزمینشان با پ‌ک‌ک مرتبط است. درواقع اردوغان تصور می‌کرد با حمله به کانتون کردستان در سوریه، پایگاه پ‌ک‌ک را تضعیف می‌کند، غافل از آنکه مشکل در خود ترکیه است. مشکل آن است که پ‌ک‌ک ٤٠ هزار پیشمرگه در خاک ترکیه دارد که تجربه زیادی در رویارویی با ارتش سهمگین ترکیه کسب کرده‌اند، اما اردوغان با حمله به آن سرزمین نمی‌تواند کار زیادی از پیش ببرد، حداکثر شاید بتواند جنبش کلی کردها را موقتا تضعیف کند یا ارتباط آنها را با پ‌‌ک‌ک موقتا کم کند. اردوغان باید مشکلش را در درون مرزهای خود حل کند. آن کشور ١٧ استان کردنشین با ٢٤ ‌میلیون نفر جمعیت کُرد دارد. باید بتواند آنها را آرام کند و به مطالباتشان جواب بدهد. باید برای اقتصاد آنها و فرهنگشان کاری کند.  اقدامات او ناشی از توسعه‌طلبی  از نوع عثمانی است که در سر می‌پروراند و تصوری که بعد از رونقی اقتصادی، آن هم در نتیجه تحریم‌ها و جنگ ایران و عراق به ‌وجود آمده است. او اکنون فکر می‌کند که می‌تواند آن امپراتوری را بازسازی کند، اما این تلاش عبثی است، چون او در قدوقواره‌ای نیست که بتواند یک امپراتوری را از نو بسازد؛ نه اقتصادش آن‌قدر ماندگار است، نه تکنولوژی‌اش، نه فرهنگش و نه توان نظامی‌اش.  داعش از ابتدا مورد حمایت حکومت ترکیه بود، تمام لجستیک و امکانات تدارکاتی پشت جبهه داعش در تمام این سال‌ها برعهده ترکیه بود. افراد داعش از اروپا اول به ترکیه می‌رفتند و در آنجا تعلیم می‌دیدند و بعد به عراق یا سوریه اعزام می‌شدند. داعش از طریق ترکیه نفت می‌فروخت و حتی روسیه از دردست‌داشتن فیلم‌هایی از کاروان‌هایی که نفت داعش را می‌فروختند،خبر داد. تصاویر بسیاری از رهبران داعش با پسر اردوغان و خود او منتشر شده است. ارتباط داعش با او غیرقابل‌انکار است و او در دنیای سیاست بسیار بدنام شده که به هیچ اخلاقی پایبند نیست و بسیار فرصت‌طلب است. حال، او با اتکا به خشونت می‌خواهد با سرزمین، فرهنگ و آرزوهای یک ملت بازی کند. درواقع او قصد دارد کار ناقص داعش را انجام دهد؛ همان داعشی که ساقط شد و پوزه‌اش توسط همین مبارزان کُرد سوریه به خاک مالیده شد. اکنون او می‌خواهد کار ناتمام داعش را با بهانه‌های جدید و توسط ارتش منظم ادامه دهد.  ممکن است موفقیت‌های کوچک و لحظه‌ای نصیب ارتش او شود، اما این اقدامات در درازمدت برایش بسیار گران تمام خواهد شد. این اقدامات کُردها را مصمم می‌کند. فقط با بمب‌ریختن بر سر زنان و کودکان و قتل‌عام و با رفتارهای زشت و وحشیانه با جسد مبارزان نمی‌توان نتیجه گرفت. می‌توان با اطمینان گفت که او از چنین کارهایی نتیجه عکس خواهد گرفت. 
منبع:شرق

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت ویژه

نگاهی به جشنواره نمایشنامه خوانی مهاباد

هیاهوی بسیار برای … ؟

چند روزی از پایان جشنواره نمایشنامه خوانی مهاباد که اولین دوره ی خود را طی کرد نمی گذرد. اکنون شاید بهترین زمان برای نقد و بررسی رویکرد این جشنواره باشد. گرچه این انتقادها از همان زمان علنی شدن بحث جشنواره قابل طرح بود، اما به جهت حمایت از برگزاری و جلوگیری از شائبه های مختلف، این نقد به بعد از برگزاری موکول شد تا پیش داوری اشتباهی صورت نگرفته باشد. اولین موضوع قابل بحث عنوان جشنواره است که از دو عبارت متفاوت اما با زمینه ی مشابه برخوردار است. نمایشنامه خوانی یا اجرا خوانی؟ آنچه که مدت ها در ایران با عنوان نمایشنامه خوانی شناخته می شد، بیشتر دلالت بر خوانش نمایشنامه توسط چند بازیگر(و گاه یک بازیگر) نشسته بر صندلی و با متن در دست بود. کم کم این شکل نشستن صرف، تغییراتی پیدا کرد و بازیگران به صورت ایستاده و یا به اشکال مختلف و با بهره گیری از دکور بسیار ساده، نور و صدا (در حد محدود) به خوانش نمایشنامه پرداختند و به نوعی اجراخوانی قلمداد شد. در واقع اجراخوانی ما به ازای script-in-hand performance مورد استفاده قرار گرفت. تقریبا تعریف دقیق و مشخصی از شکل و تاریخچه ی نمایشنامه خوانی نمی توان یافت و تعاریف و توضیحات متفاوتی برای آن ارائه شده است. با این حال دو نکته ی اساسی وجه مشترک همه ی این تعاریف است. نمایشنامه خوانی برای خوانش اثر نو و اجرا نشده ی نویسنده توسط نویسنده و یا بازیگران شکل گرفته است که این امر نیز برای دو مقصود صورت می گیرد. یا نویسنده در حال معرفی نمایشنامه ی خود به کارگردانان و کمپانی های تولید تئاتر است، یا نویسنده قصد دارد با خوانش آن با بازخورد مخاطب آشنا شده و نمایشنامه اش را براساس این بازخورد بازنویسی نماید. حالت کلی دوم مربوط به خوانش نمایشنامه های یک نویسنده به صورت رپرتواری است. به این معنا که مثلا مجموعه ای از آثار شکسپیر توسط گروههای مختلف به منظور بررسی آن آثار در زمانی مشخص خوانده می شود. در هر دو حالت کلی ، جنبه ی ادبیات نمایشی بر جنبه ی اجرایی غالب است. با این حال این غلبه ی ادبیاتی معمولا در شکل اول که بیشتر به منظور معرفی اثر صورت می گیرد، نمود بیشتری دارد و می توان آن را نمایشنامه خوانی در نظر گرفت. در شکل دوم که جنبه ی آموزشی و یا پژوهشی آن بیشتر مور توجه است و در بسیاری از مدارس تئاتری جهان با استفاده از همین شیوه ی در یک فصل مشخص آثاری از نویسنده ای مشخص مورد خوانش قرار می گیرد، می توان به شاخصه های اجراخوانی (یا نمایش با متن در دست) نزدیک شد تا جنبه هایی اجرایی نمایشنامه نیز مورد توجه قرار گیرد. طبیعتا هیچ کدام از این روش ها یک قانون غیرقابل تغییر نیست و تداخل آن در یک دیگر امکان پذیر است. اما معمولا برای بررسی پدیدهای علوم انسانی می بایست یک عرف و تعریف مشخص را برای جلوگیری از پراکندگی بحث ...
css.php