رفتن به بالا

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


    مهاباد لطیف
    ٢٨(°C)
    وزش باد ۴(mph)
    فشار ٢۵.۵۴(in)
    محدوده دید ۶.٠(mi)
    اشعه فرابنفش 4-Moderate
    رطوبت ٢۵.۵۴(in)
گاه‌شمار تاریخ خورشیدی
اردیبهشت ۱۳۹۷
ش ی د س چ پ ج
« فروردین    
1234567
891011121314
15161718192021
22232425262728
293031  

کتاب «به عقب نگریستن اورفئوس» نوشته بختیار علی با ترجمه سردار محمدی توسط انتشارات افراز منتشر و راهی بازار نشر شد.

به گزارش بینەر به نقل از مهر، کتاب «به عقب نگریستن اورفئوس» نوشته بختیار علی به تازگی با ترجمه سردار محمدی توسط انتشارات افراز منتشر و راهی بازار نشر شده است. این کتاب هشتاد و هفتمین عنوان از مجموعه «ادبیات، هنر و اندیشه» است که توسط این ناشر چاپ می شود.

بختیار علی نویسنده کرد عراقی است که در حال حاضر ۵۷ سال داشته و با رمان «آخرین انار دنیا» در ایران شناخته می‌شود. «آخرین انار دنیا»، «عمویم جمشیدخان، مردی که باد همواره او را با خود می‌برد» و «مرگ تک‌فرزند دوم» عناوین رمان هایی از این نویسنده هستند که ترجمه‌شان توسط نشر افراز منتشر شده است.

دو رمان «غزل نویس و باغ‌های خیال» و «ابرهای دانیال» هم دیگر آثار این نویسنده بودند که توسط همین ناشر در سی‌امین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران عرضه شدند.

اما بختیار علی، تنها در زمینه نوشتن داستان، فعالیت نمی کند و در حوزه مسائل بین‌المللی و هنری نیز تحلیل هایی نوشته که در قالب کتاب، چاپ شده اند. یکی از این کتاب ها، «داعش» است که توسط نشر مرکز به چاپ رسیده و دیگری، «به عقب نگریستن اورفئوس» است.

این نویسنده می‌گوید: در افسانه‌های یونانی، در کنار سیزیف، پرومته و نارسیس، افسانه اورفئوس برای من زیباتر از دیگر افسانه‌هاست. در طول تاریخ، اروفئوس قرابت نزدیکی با ماهیت شاعران و موسیقی‌دانان داشته است. هرگز نبوده که انسان شاعر یا نوازنده‌ای واقعی باشد و اورفئوس را نشناسد. اورفئوس به نوعی جدّ تمامی ماست. سمبل آن تصویر ایدئال و ابدی است که درباره هنرمند بزرگ داریم. او هر سه اصل رمانتیکی، خیال برانگیز و جاودان هنرمندان را در خود جمع کرده است: نبوغ، عشق و شهادت.

عناوین مقالات این کتاب عبارتند از: درباره ابهامات سادگی، راز سکوت میمون، درباره راز «راز»، حکومت و رازهای آن، در بیمارستان واقعیت، انواع خواننده (مخاطب)، انتقاد از درخت، در انتظار بربرها، رمان نویس و مسئله حقیقت، درباره ادبیات پرواز، ترس از داستایوسکی، پل والری، مایستر اکهارت، به عقب نگریستن اورفئوس، مسئله مدرنیته و سنت در آثار اورهان پاموک، از نفرت تا بی‌توجهی، کارلوس رویز زافون و بازی فرشته، در میان «هگل» و «کییرکگارد»، نبرد تصویر و واقعیت، نویسنده و عروسک ها، استاد/شاگرد، مسئله تکامل در دین و فلسفه.

در بخشی از این کتاب می‌خوانیم:

برخی خواننده‌ها وجود دارند که با متن رابطه عمیقی برقرار می کنند. خوانش آن‌ها دیالوگ درونی ایجاد خواهد کرد. با متن درگیر خواهند شد، نبرد خواهند کرد، ناراضی می‌شوند، آن را می‌پذیرند، انتقاد خواهند کرد و آن را می‌ستایند، اما این جنگ و جدل به صورت دیالوگ بسته درونی باقی خواهد ماند؛ دیالوگی که کسی آن را نخواهد شنید جز خود خواننده. خواننده در این وضعیت موجودی فعال است، اما می‌ترسد صدای درون خود را به صورت واضح و با صدای بلند از بیرون بشنود. می ترسد صدای خود را بلند کند… می‌خواهد چیزی بگوید، اما از صدای خود می‌ترسد. این خوانندگان باهوش هستند، دارای ایده مختص به خود هستند اما از این می ترسند که دیدگاه و ایده ای که با خود مطرح کرده اند را برای دیگران بیان کنند. انسانی هستند که تنها در فضایی روانی و درون ذهن خود می توانند صحبت کنند.

این کتاب با ۳۰۵ صفحه، شمارگان هزار نسخه و قیمت ۲۲۰ هزار ریال منتشر شده است.

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت ویژه

نگاهی به جشنواره نمایشنامه خوانی مهاباد

هیاهوی بسیار برای … ؟

چند روزی از پایان جشنواره نمایشنامه خوانی مهاباد که اولین دوره ی خود را طی کرد نمی گذرد. اکنون شاید بهترین زمان برای نقد و بررسی رویکرد این جشنواره باشد. گرچه این انتقادها از همان زمان علنی شدن بحث جشنواره قابل طرح بود، اما به جهت حمایت از برگزاری و جلوگیری از شائبه های مختلف، این نقد به بعد از برگزاری موکول شد تا پیش داوری اشتباهی صورت نگرفته باشد. اولین موضوع قابل بحث عنوان جشنواره است که از دو عبارت متفاوت اما با زمینه ی مشابه برخوردار است. نمایشنامه خوانی یا اجرا خوانی؟ آنچه که مدت ها در ایران با عنوان نمایشنامه خوانی شناخته می شد، بیشتر دلالت بر خوانش نمایشنامه توسط چند بازیگر(و گاه یک بازیگر) نشسته بر صندلی و با متن در دست بود. کم کم این شکل نشستن صرف، تغییراتی پیدا کرد و بازیگران به صورت ایستاده و یا به اشکال مختلف و با بهره گیری از دکور بسیار ساده، نور و صدا (در حد محدود) به خوانش نمایشنامه پرداختند و به نوعی اجراخوانی قلمداد شد. در واقع اجراخوانی ما به ازای script-in-hand performance مورد استفاده قرار گرفت. تقریبا تعریف دقیق و مشخصی از شکل و تاریخچه ی نمایشنامه خوانی نمی توان یافت و تعاریف و توضیحات متفاوتی برای آن ارائه شده است. با این حال دو نکته ی اساسی وجه مشترک همه ی این تعاریف است. نمایشنامه خوانی برای خوانش اثر نو و اجرا نشده ی نویسنده توسط نویسنده و یا بازیگران شکل گرفته است که این امر نیز برای دو مقصود صورت می گیرد. یا نویسنده در حال معرفی نمایشنامه ی خود به کارگردانان و کمپانی های تولید تئاتر است، یا نویسنده قصد دارد با خوانش آن با بازخورد مخاطب آشنا شده و نمایشنامه اش را براساس این بازخورد بازنویسی نماید. حالت کلی دوم مربوط به خوانش نمایشنامه های یک نویسنده به صورت رپرتواری است. به این معنا که مثلا مجموعه ای از آثار شکسپیر توسط گروههای مختلف به منظور بررسی آن آثار در زمانی مشخص خوانده می شود. در هر دو حالت کلی ، جنبه ی ادبیات نمایشی بر جنبه ی اجرایی غالب است. با این حال این غلبه ی ادبیاتی معمولا در شکل اول که بیشتر به منظور معرفی اثر صورت می گیرد، نمود بیشتری دارد و می توان آن را نمایشنامه خوانی در نظر گرفت. در شکل دوم که جنبه ی آموزشی و یا پژوهشی آن بیشتر مور توجه است و در بسیاری از مدارس تئاتری جهان با استفاده از همین شیوه ی در یک فصل مشخص آثاری از نویسنده ای مشخص مورد خوانش قرار می گیرد، می توان به شاخصه های اجراخوانی (یا نمایش با متن در دست) نزدیک شد تا جنبه هایی اجرایی نمایشنامه نیز مورد توجه قرار گیرد. طبیعتا هیچ کدام از این روش ها یک قانون غیرقابل تغییر نیست و تداخل آن در یک دیگر امکان پذیر است. اما معمولا برای بررسی پدیدهای علوم انسانی می بایست یک عرف و تعریف مشخص را برای جلوگیری از پراکندگی بحث ...
css.php