رفتن به بالا

تعداد اخبار امروز : 1 خبر


  • الإثنين ۱ ربيع أول ۱۴۳۹
  • 2017 Monday 20 November
    مهاباد تا قسمتی ابری
    ١۴(°C)
    وزش باد ١١(mph)
    فشار ٢۵.۶٠(in)
    محدوده دید ۶.٠(mi)
    اشعه فرابنفش 2-Low
    رطوبت ٢۵.۶٠(in)
گاه‌شمار تاریخ خورشیدی
آبان ۱۳۹۶
ش ی د س چ پ ج
« مهر    
 12345
6789101112
13141516171819
20212223242526
27282930  

کتاب «به عقب نگریستن اورفئوس» نوشته بختیار علی با ترجمه سردار محمدی توسط انتشارات افراز منتشر و راهی بازار نشر شد.

به گزارش بینەر به نقل از مهر، کتاب «به عقب نگریستن اورفئوس» نوشته بختیار علی به تازگی با ترجمه سردار محمدی توسط انتشارات افراز منتشر و راهی بازار نشر شده است. این کتاب هشتاد و هفتمین عنوان از مجموعه «ادبیات، هنر و اندیشه» است که توسط این ناشر چاپ می شود.

بختیار علی نویسنده کرد عراقی است که در حال حاضر ۵۷ سال داشته و با رمان «آخرین انار دنیا» در ایران شناخته می‌شود. «آخرین انار دنیا»، «عمویم جمشیدخان، مردی که باد همواره او را با خود می‌برد» و «مرگ تک‌فرزند دوم» عناوین رمان هایی از این نویسنده هستند که ترجمه‌شان توسط نشر افراز منتشر شده است.

دو رمان «غزل نویس و باغ‌های خیال» و «ابرهای دانیال» هم دیگر آثار این نویسنده بودند که توسط همین ناشر در سی‌امین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران عرضه شدند.

اما بختیار علی، تنها در زمینه نوشتن داستان، فعالیت نمی کند و در حوزه مسائل بین‌المللی و هنری نیز تحلیل هایی نوشته که در قالب کتاب، چاپ شده اند. یکی از این کتاب ها، «داعش» است که توسط نشر مرکز به چاپ رسیده و دیگری، «به عقب نگریستن اورفئوس» است.

این نویسنده می‌گوید: در افسانه‌های یونانی، در کنار سیزیف، پرومته و نارسیس، افسانه اورفئوس برای من زیباتر از دیگر افسانه‌هاست. در طول تاریخ، اروفئوس قرابت نزدیکی با ماهیت شاعران و موسیقی‌دانان داشته است. هرگز نبوده که انسان شاعر یا نوازنده‌ای واقعی باشد و اورفئوس را نشناسد. اورفئوس به نوعی جدّ تمامی ماست. سمبل آن تصویر ایدئال و ابدی است که درباره هنرمند بزرگ داریم. او هر سه اصل رمانتیکی، خیال برانگیز و جاودان هنرمندان را در خود جمع کرده است: نبوغ، عشق و شهادت.

عناوین مقالات این کتاب عبارتند از: درباره ابهامات سادگی، راز سکوت میمون، درباره راز «راز»، حکومت و رازهای آن، در بیمارستان واقعیت، انواع خواننده (مخاطب)، انتقاد از درخت، در انتظار بربرها، رمان نویس و مسئله حقیقت، درباره ادبیات پرواز، ترس از داستایوسکی، پل والری، مایستر اکهارت، به عقب نگریستن اورفئوس، مسئله مدرنیته و سنت در آثار اورهان پاموک، از نفرت تا بی‌توجهی، کارلوس رویز زافون و بازی فرشته، در میان «هگل» و «کییرکگارد»، نبرد تصویر و واقعیت، نویسنده و عروسک ها، استاد/شاگرد، مسئله تکامل در دین و فلسفه.

در بخشی از این کتاب می‌خوانیم:

برخی خواننده‌ها وجود دارند که با متن رابطه عمیقی برقرار می کنند. خوانش آن‌ها دیالوگ درونی ایجاد خواهد کرد. با متن درگیر خواهند شد، نبرد خواهند کرد، ناراضی می‌شوند، آن را می‌پذیرند، انتقاد خواهند کرد و آن را می‌ستایند، اما این جنگ و جدل به صورت دیالوگ بسته درونی باقی خواهد ماند؛ دیالوگی که کسی آن را نخواهد شنید جز خود خواننده. خواننده در این وضعیت موجودی فعال است، اما می‌ترسد صدای درون خود را به صورت واضح و با صدای بلند از بیرون بشنود. می ترسد صدای خود را بلند کند… می‌خواهد چیزی بگوید، اما از صدای خود می‌ترسد. این خوانندگان باهوش هستند، دارای ایده مختص به خود هستند اما از این می ترسند که دیدگاه و ایده ای که با خود مطرح کرده اند را برای دیگران بیان کنند. انسانی هستند که تنها در فضایی روانی و درون ذهن خود می توانند صحبت کنند.

این کتاب با ۳۰۵ صفحه، شمارگان هزار نسخه و قیمت ۲۲۰ هزار ریال منتشر شده است.

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت ویژه

یک جوان ٢١ ساله و ٤ سالن سینما

بازگشایی یا بازبسته شدن سینما؟

سالها از تعطیلی سینماهای مهاباد و بوکان به مانند بسیاری از شهرهای دیگر می گذرد و در این میان به غیر از اکران پراکنده آثار برخی از فیلمسازان، به مفهوم واقعی سینما، این شهرها فاقد این نشانه ی برجسته ی فرهنگی بوده اند. با این حال بعد از اعلام چندباره ی فراخوان مزایده ای جهت واگذاری سالن سینمای ! شهرهای مهاباد، بوکان، میاندوآب و خوی در اوایل سال جاری، بالاخره و بعد از عدم استقبال معنادار،  جوانی ٢١ ساله از خوی در تاریخ ١٧ تیرماه ٩٦ به طور رسمی برنده ی این مزایده اعلام و قرار شد سالن مجتمع فرهنگی و هنری ٤ شهرها ذکر شده در قالب سینما همزمان به وی  واگذار شود. فارغ از روند برگزاری مزایده و میزان مبلغ آن در این میان چند سوال مهم تر قابل طرح است که شاید نیازمند پاسخ مناسبی برای روشن شدن موضوع باشد. سوال اول اینکه آیا مدیریت همزمان ٤ سالن سینما در ٤ شهر متفاوت برای یک جوان ٢١ ساله  به واقع امکان پذیر است؟ ممکن است در نگاه اول این جواب به ذهن متبادر شود که وی دارای توانمندی های خاصی است که ممکن است دیگران تاکنون از آن بی خبر بوده اند. اما با یک جستجوی ساده دراینترنت عکس آن اثبات می شود و اسم ایشان به غیر از یک وبلاگ معمولی و غیر مرتبط با مقوله ی سینما و یا مدیریت فرهنگی، در هیچ جایی ذکر نشده و نشانی از پیشینه و سابقه ی فرهنگی و یا مدیریتی این جوان دیده نمی شود. با این اوصاف پرسش دوم مطرح می شود که به راستی مدیران فرهنگی استان چه رویکردی نسبت به مفهوم « مدیریت سالن سینما» دارند؟ این روزها در حالی که در شهرهای بزرگ برای بوفه های سینما نیز چارچوب و مقررات خاصی در نظر گرفته شده و خود به مسئله ی مهمی در امر سینماداری تبدیل شده ، به نظر می رسد در استان آذربایجان غربی مدیریت سینما در پایین ترین حد ممکن تصور شده و چه بسا مدیریت سینما با دستفروشی لوح فشرده (DVD) فیلم در کنار خیابان هم تراز انگاشته شده است. حال فارغ از این جنبه باید از این مدیر ٢١ ساله پرسید که اصلا این سالن ها را از نزدیک دیده است؟  بنا به گفته ی برخی از شاهدان این بازدید در چند مورد رخ داده است. پس آیا این مدیر جوان اطلاع دارند برای نمونه سالن مجتمع فرهنگی و هنری مهاباد که ایشان به عنوان سالن سینما برنده ی آن شده اند هیچ استانداردی برای تبدیل شدن به سالن سینما را  ندارد؟ مشخص نیست سالنی که شرایط اولیه ی کمسیون ماده ٥ را دارا نیست چگونه قرار است میزبان مردم و علاقمندان باشد؟ اگر چه ظاهراً سالن های مجتمع فرهنگی و هنری بوکان و میاندوآب و خوی از وضع مناسب تری نسبت به سالن مهاباد برخوردار هستند ، اما آن ها نیز لزوماً چندان در وضعیت کاملا مطلوبی که به عنوان سالن سینما شایسته ی شهروندانشان باشند قرار ندارند و مشخص ...
css.php