رفتن به بالا

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • الأربعاء ۵ ربيع أول ۱۴۴۰
  • 2018 Wednesday 14 November
    مهاباد تا قسمتی ابری
    ٧(°C)
    وزش باد آرام
    فشار ٢۵.۴٩(in)
    محدوده دید ۴.٠(mi)
    اشعه فرابنفش 0-Low
    رطوبت ٢۵.۴٩(in)
گاه‌شمار تاریخ خورشیدی
آبان ۱۳۹۷
ش ی د س چ پ ج
« مهر    
 1234
567891011
12131415161718
19202122232425
2627282930  

جمال تایید(تیرداد)

هنوز لاشه های تانکهای عراقی تنها وسیله آراستن کوههای سربلندت بود

هنوز سایه لاشخورهای داعش در دو قدمیت بود و نفسهایشان را میشد شمرد.
هنوز بلوطهای سوخته ات بوی بمب شیمیایی میدهند
هنوز پای بچه های روستاها روی مین ها جا می مانند
هنوز لاشه های خمپاره های بعثی در گوشه وکنارت سرک میکشند

هنوز قلبت خون است
هنوز بیکاری درد مردان مردت است که سربلندی مرام همیشگی شان را از کوههای بلندت به ارث بردند
هنوز بوی برنوی فرنگیس خاتون در هوای نمناک پاییزیت به مشام میرسه
هنوز تنگه مرصاد کابوس رژه دشمن را از سر برون نکرده
هنوز نعره پهلوانهایت در کوهای بلندت بازتابش را میشود شنید هنوز داستانهای حماسی مردان مقاومت در دومین شهر مقاوم ایران که نامش همیشه درتاریخ گم بوده ورد زبان است
هنوز چهچهه شهرام ناظری ها دل نوازست و غریبانه های حمید حمیدی همیشه جاوید بر سیروان طنین می افکند
هنوز هم صدای نوای حسن زیرک است که کرماشان شاری شیرینم را می خواند و صدای تیشه فرهاد در بیستون و دالاهو میپیچد
هنوز پاهای مردان و زنان تنگه حاجیان نمیلرزد
هنوز تنگه شهیرحاجیان وعده گاه غرش شیرانی چون شیرودی است پاوه هنوز مقاومت میکند البته نه به ابعاد دروغ فیلم چ

هنوز کسی مذاکره میکند نه به بلوف مذاکره چ در قبرستانی متروک

هنوز مردمانش کولبریشان با گلوله رنگین میشود و نانی که هرگز به خانه نمیرسد
هنوز نوزادی در گهواره نوید پوران درخشنده شدن میدهد
هنوز ندای تنبور سید خلیل در نی زار های ثلاث باوه جانی می تازد

هنوز پیرشاریار عروسی میگیرد و دف و تنبور به هم میرسند
هنوز که هنوز است ندای یارسانی ها در خانقاهای صحنه ودالاهو و کرند انعکاس زندگی میدهد
هنوز کفن استاد بزرگ رمان مرحوم درویشیان زرد نشده
بازو باز این سرزمین فرهاد را آبستن دارد و شیرین در گهواره طاق بستان
هنوز زاگرس سیاه پوش سردر گریبان نبرده که لرزه بر طنینش افکنده شد و همه رویای خوش ایستادگی و مقاومت و هنر و زیبایی را به یک باره به تلی خاک بدل کرد تا بار دیگر به تو بگوید که زاگرس همیشه قهرمان با بیستون و دالاهو و حاجیان و دهها کوه سربلند دیگرت که ستون برآسمان ایرانم زده اند
انگار هیچ اتفاقی جدید نیست و کسی برای روزنامه پیام تسلیتی نمی فرستد .
با همه این توصیف هایت سرت همیشه بلنده و بلند خواهد ماند ودمت همیشه گرم
تو دژ محکم وتابلوی همیشه ماندگار مقاومتی تو نماد بزرگی و مردانگی هستی پس گریه نکن که اشک ریختن هنر مردان نیست همیشه سربلند بمان که به ورقهای تاریخ قسم وگواه که مصیبت یار دیرین و رفیق همیشگیت بوده تا بوده همین بوده و خوشا به رفیقی چون تو که رسم رفاقت را میدانی. پس سربلند بمان که این دوست دیرین باز مهمان لولی وش مغمون هرشبت خواهد بود.
کرمانشاه همیشه جاویدم سرت بلند ای مرد و دمت گرم.

تیرداد-بیست و سوم اردیبهشت ماه نود و شش

 

—————————————————————————————————————————————————-

انتشار مطالب، مقاله ها و نظرات مخاطبین الزاما به معنای تأیید و یا عدم تأیید محتوای آن توسط تحریریه بینەر نیست.

 

 

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت ویژه

نگاهی به جشنواره نمایشنامه خوانی مهاباد

هیاهوی بسیار برای … ؟

چند روزی از پایان جشنواره نمایشنامه خوانی مهاباد که اولین دوره ی خود را طی کرد نمی گذرد. اکنون شاید بهترین زمان برای نقد و بررسی رویکرد این جشنواره باشد. گرچه این انتقادها از همان زمان علنی شدن بحث جشنواره قابل طرح بود، اما به جهت حمایت از برگزاری و جلوگیری از شائبه های مختلف، این نقد به بعد از برگزاری موکول شد تا پیش داوری اشتباهی صورت نگرفته باشد. اولین موضوع قابل بحث عنوان جشنواره است که از دو عبارت متفاوت اما با زمینه ی مشابه برخوردار است. نمایشنامه خوانی یا اجرا خوانی؟ آنچه که مدت ها در ایران با عنوان نمایشنامه خوانی شناخته می شد، بیشتر دلالت بر خوانش نمایشنامه توسط چند بازیگر(و گاه یک بازیگر) نشسته بر صندلی و با متن در دست بود. کم کم این شکل نشستن صرف، تغییراتی پیدا کرد و بازیگران به صورت ایستاده و یا به اشکال مختلف و با بهره گیری از دکور بسیار ساده، نور و صدا (در حد محدود) به خوانش نمایشنامه پرداختند و به نوعی اجراخوانی قلمداد شد. در واقع اجراخوانی ما به ازای script-in-hand performance مورد استفاده قرار گرفت. تقریبا تعریف دقیق و مشخصی از شکل و تاریخچه ی نمایشنامه خوانی نمی توان یافت و تعاریف و توضیحات متفاوتی برای آن ارائه شده است. با این حال دو نکته ی اساسی وجه مشترک همه ی این تعاریف است. نمایشنامه خوانی برای خوانش اثر نو و اجرا نشده ی نویسنده توسط نویسنده و یا بازیگران شکل گرفته است که این امر نیز برای دو مقصود صورت می گیرد. یا نویسنده در حال معرفی نمایشنامه ی خود به کارگردانان و کمپانی های تولید تئاتر است، یا نویسنده قصد دارد با خوانش آن با بازخورد مخاطب آشنا شده و نمایشنامه اش را براساس این بازخورد بازنویسی نماید. حالت کلی دوم مربوط به خوانش نمایشنامه های یک نویسنده به صورت رپرتواری است. به این معنا که مثلا مجموعه ای از آثار شکسپیر توسط گروههای مختلف به منظور بررسی آن آثار در زمانی مشخص خوانده می شود. در هر دو حالت کلی ، جنبه ی ادبیات نمایشی بر جنبه ی اجرایی غالب است. با این حال این غلبه ی ادبیاتی معمولا در شکل اول که بیشتر به منظور معرفی اثر صورت می گیرد، نمود بیشتری دارد و می توان آن را نمایشنامه خوانی در نظر گرفت. در شکل دوم که جنبه ی آموزشی و یا پژوهشی آن بیشتر مور توجه است و در بسیاری از مدارس تئاتری جهان با استفاده از همین شیوه ی در یک فصل مشخص آثاری از نویسنده ای مشخص مورد خوانش قرار می گیرد، می توان به شاخصه های اجراخوانی (یا نمایش با متن در دست) نزدیک شد تا جنبه هایی اجرایی نمایشنامه نیز مورد توجه قرار گیرد. طبیعتا هیچ کدام از این روش ها یک قانون غیرقابل تغییر نیست و تداخل آن در یک دیگر امکان پذیر است. اما معمولا برای بررسی پدیدهای علوم انسانی می بایست یک عرف و تعریف مشخص را برای جلوگیری از پراکندگی بحث ...

وعده گاه مسئولین

روز شمار عنوان وعده
680
روز گذشته
آیا سینمای مهاباد دوباره بازگشایی می شود؟
css.php