رفتن به بالا

تعداد اخبار امروز : 2 خبر


    مهاباد لطیف
    (°C)
    وزش باد آرام
    فشار ٢۵.٧۶(in)
    محدوده دید ٢.٠(mi)
    اشعه فرابنفش 0-Low
    رطوبت ٢۵.٧۶(in)
گاه‌شمار تاریخ خورشیدی
آذر ۱۳۹۶
ش ی د س چ پ ج
« آبان    
 123
45678910
11121314151617
18192021222324
252627282930  

جمال تایید(تیرداد)

هنوز لاشه های تانکهای عراقی تنها وسیله آراستن کوههای سربلندت بود

هنوز سایه لاشخورهای داعش در دو قدمیت بود و نفسهایشان را میشد شمرد.
هنوز بلوطهای سوخته ات بوی بمب شیمیایی میدهند
هنوز پای بچه های روستاها روی مین ها جا می مانند
هنوز لاشه های خمپاره های بعثی در گوشه وکنارت سرک میکشند

هنوز قلبت خون است
هنوز بیکاری درد مردان مردت است که سربلندی مرام همیشگی شان را از کوههای بلندت به ارث بردند
هنوز بوی برنوی فرنگیس خاتون در هوای نمناک پاییزیت به مشام میرسه
هنوز تنگه مرصاد کابوس رژه دشمن را از سر برون نکرده
هنوز نعره پهلوانهایت در کوهای بلندت بازتابش را میشود شنید هنوز داستانهای حماسی مردان مقاومت در دومین شهر مقاوم ایران که نامش همیشه درتاریخ گم بوده ورد زبان است
هنوز چهچهه شهرام ناظری ها دل نوازست و غریبانه های حمید حمیدی همیشه جاوید بر سیروان طنین می افکند
هنوز هم صدای نوای حسن زیرک است که کرماشان شاری شیرینم را می خواند و صدای تیشه فرهاد در بیستون و دالاهو میپیچد
هنوز پاهای مردان و زنان تنگه حاجیان نمیلرزد
هنوز تنگه شهیرحاجیان وعده گاه غرش شیرانی چون شیرودی است پاوه هنوز مقاومت میکند البته نه به ابعاد دروغ فیلم چ

هنوز کسی مذاکره میکند نه به بلوف مذاکره چ در قبرستانی متروک

هنوز مردمانش کولبریشان با گلوله رنگین میشود و نانی که هرگز به خانه نمیرسد
هنوز نوزادی در گهواره نوید پوران درخشنده شدن میدهد
هنوز ندای تنبور سید خلیل در نی زار های ثلاث باوه جانی می تازد

هنوز پیرشاریار عروسی میگیرد و دف و تنبور به هم میرسند
هنوز که هنوز است ندای یارسانی ها در خانقاهای صحنه ودالاهو و کرند انعکاس زندگی میدهد
هنوز کفن استاد بزرگ رمان مرحوم درویشیان زرد نشده
بازو باز این سرزمین فرهاد را آبستن دارد و شیرین در گهواره طاق بستان
هنوز زاگرس سیاه پوش سردر گریبان نبرده که لرزه بر طنینش افکنده شد و همه رویای خوش ایستادگی و مقاومت و هنر و زیبایی را به یک باره به تلی خاک بدل کرد تا بار دیگر به تو بگوید که زاگرس همیشه قهرمان با بیستون و دالاهو و حاجیان و دهها کوه سربلند دیگرت که ستون برآسمان ایرانم زده اند
انگار هیچ اتفاقی جدید نیست و کسی برای روزنامه پیام تسلیتی نمی فرستد .
با همه این توصیف هایت سرت همیشه بلنده و بلند خواهد ماند ودمت همیشه گرم
تو دژ محکم وتابلوی همیشه ماندگار مقاومتی تو نماد بزرگی و مردانگی هستی پس گریه نکن که اشک ریختن هنر مردان نیست همیشه سربلند بمان که به ورقهای تاریخ قسم وگواه که مصیبت یار دیرین و رفیق همیشگیت بوده تا بوده همین بوده و خوشا به رفیقی چون تو که رسم رفاقت را میدانی. پس سربلند بمان که این دوست دیرین باز مهمان لولی وش مغمون هرشبت خواهد بود.
کرمانشاه همیشه جاویدم سرت بلند ای مرد و دمت گرم.

تیرداد-بیست و سوم اردیبهشت ماه نود و شش

 

—————————————————————————————————————————————————-

انتشار مطالب، مقاله ها و نظرات مخاطبین الزاما به معنای تأیید و یا عدم تأیید محتوای آن توسط تحریریه بینەر نیست.

 

 

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت ویژه

یک جوان ٢١ ساله و ٤ سالن سینما

بازگشایی یا بازبسته شدن سینما؟

سالها از تعطیلی سینماهای مهاباد و بوکان به مانند بسیاری از شهرهای دیگر می گذرد و در این میان به غیر از اکران پراکنده آثار برخی از فیلمسازان، به مفهوم واقعی سینما، این شهرها فاقد این نشانه ی برجسته ی فرهنگی بوده اند. با این حال بعد از اعلام چندباره ی فراخوان مزایده ای جهت واگذاری سالن سینمای ! شهرهای مهاباد، بوکان، میاندوآب و خوی در اوایل سال جاری، بالاخره و بعد از عدم استقبال معنادار،  جوانی ٢١ ساله از خوی در تاریخ ١٧ تیرماه ٩٦ به طور رسمی برنده ی این مزایده اعلام و قرار شد سالن مجتمع فرهنگی و هنری ٤ شهرها ذکر شده در قالب سینما همزمان به وی  واگذار شود. فارغ از روند برگزاری مزایده و میزان مبلغ آن در این میان چند سوال مهم تر قابل طرح است که شاید نیازمند پاسخ مناسبی برای روشن شدن موضوع باشد. سوال اول اینکه آیا مدیریت همزمان ٤ سالن سینما در ٤ شهر متفاوت برای یک جوان ٢١ ساله  به واقع امکان پذیر است؟ ممکن است در نگاه اول این جواب به ذهن متبادر شود که وی دارای توانمندی های خاصی است که ممکن است دیگران تاکنون از آن بی خبر بوده اند. اما با یک جستجوی ساده دراینترنت عکس آن اثبات می شود و اسم ایشان به غیر از یک وبلاگ معمولی و غیر مرتبط با مقوله ی سینما و یا مدیریت فرهنگی، در هیچ جایی ذکر نشده و نشانی از پیشینه و سابقه ی فرهنگی و یا مدیریتی این جوان دیده نمی شود. با این اوصاف پرسش دوم مطرح می شود که به راستی مدیران فرهنگی استان چه رویکردی نسبت به مفهوم « مدیریت سالن سینما» دارند؟ این روزها در حالی که در شهرهای بزرگ برای بوفه های سینما نیز چارچوب و مقررات خاصی در نظر گرفته شده و خود به مسئله ی مهمی در امر سینماداری تبدیل شده ، به نظر می رسد در استان آذربایجان غربی مدیریت سینما در پایین ترین حد ممکن تصور شده و چه بسا مدیریت سینما با دستفروشی لوح فشرده (DVD) فیلم در کنار خیابان هم تراز انگاشته شده است. حال فارغ از این جنبه باید از این مدیر ٢١ ساله پرسید که اصلا این سالن ها را از نزدیک دیده است؟  بنا به گفته ی برخی از شاهدان این بازدید در چند مورد رخ داده است. پس آیا این مدیر جوان اطلاع دارند برای نمونه سالن مجتمع فرهنگی و هنری مهاباد که ایشان به عنوان سالن سینما برنده ی آن شده اند هیچ استانداردی برای تبدیل شدن به سالن سینما را  ندارد؟ مشخص نیست سالنی که شرایط اولیه ی کمسیون ماده ٥ را دارا نیست چگونه قرار است میزبان مردم و علاقمندان باشد؟ اگر چه ظاهراً سالن های مجتمع فرهنگی و هنری بوکان و میاندوآب و خوی از وضع مناسب تری نسبت به سالن مهاباد برخوردار هستند ، اما آن ها نیز لزوماً چندان در وضعیت کاملا مطلوبی که به عنوان سالن سینما شایسته ی شهروندانشان باشند قرار ندارند و مشخص ...
css.php