رفتن به بالا

تعداد اخبار امروز : 2 خبر


    مهاباد لطیف
    ٢٢(°C)
    وزش باد آرام
    فشار ٢۵.۵٢(in)
    محدوده دید ۶.٠(mi)
    اشعه فرابنفش 0-Low
    رطوبت ٢۵.۵٢(in)
  • دوشنبه ۱۳ دی ۱۳۹۵ - ۲۰:۴۱
  • کد خبر : 3108
  • مشاهده : 213 بازدید
  • تئاتر » س.ت » هنر
  • چاپ خبر : همه ی تئاتری های استان کردستان برای هم اندیشی فراخوانده شدند

به گزارش بینەر، انجمن هنرهای نمایشی استان کردستان با انتشار فراخوان در شبکه های مجازی، از همه ی هنرمندان تئاتر استان کردستان دعوت کرد تا در مورخه ۱۶ دی ماه در پلاتوی مجتمع فجر سنندج حاضر شده و به بحث و تبادل نظر در رابطه با حل مشکلات و مسایل پیش روی تئاتر استان بپردازند. نکته […]

به گزارش بینەر، انجمن هنرهای نمایشی استان کردستان با انتشار فراخوان در شبکه های مجازی، از همه ی هنرمندان تئاتر استان کردستان دعوت کرد تا در مورخه ۱۶ دی ماه در پلاتوی مجتمع فجر سنندج حاضر شده و به بحث و تبادل نظر در رابطه با حل مشکلات و مسایل پیش روی تئاتر استان بپردازند. نکته ی حائز اهمیت این فراخوان دعوت از همه ی هنرمندان تئاتر است؛ چه آنان که گروه ثبت شده دارند و چه کسانی که در گروههای ثبت شده عضو نیستند. این مساله نشانه ی این بینش است که تئاتر در استان متعلق به همه ی فعالان این حوزه است و عدم حضور در گروه ثبت شده نباید منجر به نادیده گرفتن حق تئاتری پیشکسوتان و فعالان تئاتری شود. متن فراخوان به شرح زیر است:

به نام خالق زیبایی
با سلام و احترام
به استحضار  کلیه هنرمندان فرهیخته هنر تئاتر استان کردستان می رساند که جلسه ی هم اندیشی تئاتر استان در روز پنج شنبه ۱۶ دیماه جاری راس ساعت ۱۱ در پلاتوی مجتمع فجر سنندج با محوریت موضوعهای ذیل برگزار میگردد. بدینوسیله از هنرمندان فعال و دلسوز سطح استان برای حضور و مشارکت پرشور در این گردهم آیی دعوت بعمل می آوریم.
۱ ) بررسی وضعیت سالنهای نمایش  سطح استان
۲) وضعیت اعتباری تئاتر استان
۳ ) ارائه ی شیوه نامه حمایت از اجراهای عمومی
۴ ) وحدت رویه در شوراهای صدور پروانه
۵ )بررسی مسایل و مشکلات تئاتر در شهرستانها
هیئت رئیسه انجمن هنرهای نمایشی استان کردستان

اخبار مرتبط

یادداشت ویژه

یادداشتی بر حاشیه‌ نمایشگاه مهدی ضیاءالدینی، نقاش کُرد

روایت‌های عشق

لازم نیست از تکنیک‌های نقاشی چیزی بلد باشید، یا سال‌ها در مورد تاریخ هنر مطالعه کرده باشید، تنها کافی است «کُرد» باشید تا تابلوهای«مهدی ضیاءالدینی» بر افسانه‌های کردی، تو را به عمق تاریخ شفاهی کردستان ببرد. افسانه‌هایي که از دو گفتمان بنیادی - عشق و تراژدی- سخن می‌گوید. در همان قدم‌های ابتدایی نمایشگاه، دیگر به طور کل سخن دوست محققم باورم شد: «بیت‌های کردی الهیات کلاسیک کردها هستند». نمی‌توان تابلوی «سوارو» یا «شور محمود و مرزینگان» را دید و در ذهن خود سفر جانکاه عشق را مرور نکرد. مهدی ضیاءالدینی، دقیقا شکل تابلوهایش هست؛ ظاهری آرام و درونی سنگین. روایت‌ مردمانش را با نوک قلمو از تاریخ سینه به سینه بیرون می‌کشد، رنگ می‌زند و دوباره زنده می‌کند. در عصری که تکنولوژی، قصه‌ها را به حاشیه رانده و همه چیز را ساندویچ شده و تنها در اپیزودهای دو خطی به خورد مخاطبانش می‌دهد، و خود «تخریب کلان روایت‌ها» به تنها روایت اسطوره‌ای عصر ما بدل شده است، جسارت می‌خواهد که مخاطب را به دنیایی کلاسیک و به دور از تلگرام و اینستاگرام و موبایل و لپ تاپش دعوت کرد. روایتگر بیت «سوارو»، زنی نه تنها از قبیله‌ عشق بلکه از قبله‌ عشق است، با گیسوانی آشفته و کلامی محزون. روایتگر قصه،‌ عاشق خویش است. سوارکاری چابک، در میان انبوه سواران به جنگ دشمن می‌رود و در آخرین دیدار از معشوق خود طلب بوسه می‌کند. اما زن، با چشمانی باز و سینه‌ای پر از غرور برایش شرط تعیین می‌کند. «تنها در صورت پیروزی در جنگ است که به کام من میرسی». سوار، دیگر هم برای وطن باید بجنگد و هم برای عشق. اکنون سوار باز آمده، شکست نخورده اما زخمی است و باز زن، آواز سر می‌دهد، ملول و نگران و پشیمان: «نه، هیچ طبیب و لقمانی بر بالینش حاضر نشود، خودم از تن خود، از عرق سینه‌ام، از گرد انگشترم برایش مرهمی درست می کنم و بر آن زخم می‌نهم». کلامی محکم، سنگین با آوازی کش‌دار. نقش‌های مهدی ضیاءالدینی، تنها روایتگر قصه‌ها نیست بلكه پلی میان اکنون و گذشته‌ دوری است که حسی غریب دامانش را گرفته و انگار میان دود و دم این همه «آوانگاردیسم» بی‌بنیان گم شده است. گویی بر روی هر تابلویش جمله‌ معروف آرتور‌ رمبو نوشته شده است: «همان‌گونه که می‌دانیم، عشق را باید از نو ابداع کرد». قامت کشیده‌ زن‌ها، سینه‌ فراغ مردها و صورت مغموم و تامل برانگیزشان، برایم یادآور سخنی از آلن بدیو بود: «عشق هردم باز آفریدن خود است؛ شعله اش را نگهدار تا پایدار بماند». در جست‌وجویی حماسی وار بر بیت‌های کردی مانند نقش‌های استاد، باید جسورانه اسبت را زین کنی؛ اگر از جنس حماسه‌ای، شال و کمر و سربند ببندی و اگر از جنس روایتگر عشق هستی، باید «که وا» و« سوخمه» و «کولینجه» را با کلاه و پولک‌های آویزانش بر تن کنی. حال آماده‌ سفر به عمق ذهن مردمان کرد هستی. تمام رنگ‌های عالم را در خورجین بگذار و هرچقدر –واژه- داری با خودت ببر؛ چرا که برای توصیف چنین عالمی ...
css.php