رفتن به بالا

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • سه شنبه ۶ تیر ۱۳۹۶
  • الثلاثاء ۲ شوال ۱۴۳۸
  • 2017 Tuesday 27 June
    مهاباد لطیف
    ١٨(°C)
    وزش باد آرام
    فشار ٢۵.۵۴(in)
    محدوده دید ۶.٠(mi)
    اشعه فرابنفش 0-Low
    رطوبت ٢۵.۵۴(in)
گاه‌شمار تاریخ خورشیدی
تیر ۱۳۹۶
ش ی د س چ پ ج
« خرداد    
 12
3456789
10111213141516
17181920212223
24252627282930
31  
  • دوشنبه ۱۳ دی ۱۳۹۵ - ۲۰:۴۱
  • کد خبر : 3108
  • مشاهده : 190 بازدید
  • تئاتر » س.ت » هنر
  • چاپ خبر : همه ی تئاتری های استان کردستان برای هم اندیشی فراخوانده شدند

به گزارش بینەر، انجمن هنرهای نمایشی استان کردستان با انتشار فراخوان در شبکه های مجازی، از همه ی هنرمندان تئاتر استان کردستان دعوت کرد تا در مورخه ۱۶ دی ماه در پلاتوی مجتمع فجر سنندج حاضر شده و به بحث و تبادل نظر در رابطه با حل مشکلات و مسایل پیش روی تئاتر استان بپردازند. نکته […]

به گزارش بینەر، انجمن هنرهای نمایشی استان کردستان با انتشار فراخوان در شبکه های مجازی، از همه ی هنرمندان تئاتر استان کردستان دعوت کرد تا در مورخه ۱۶ دی ماه در پلاتوی مجتمع فجر سنندج حاضر شده و به بحث و تبادل نظر در رابطه با حل مشکلات و مسایل پیش روی تئاتر استان بپردازند. نکته ی حائز اهمیت این فراخوان دعوت از همه ی هنرمندان تئاتر است؛ چه آنان که گروه ثبت شده دارند و چه کسانی که در گروههای ثبت شده عضو نیستند. این مساله نشانه ی این بینش است که تئاتر در استان متعلق به همه ی فعالان این حوزه است و عدم حضور در گروه ثبت شده نباید منجر به نادیده گرفتن حق تئاتری پیشکسوتان و فعالان تئاتری شود. متن فراخوان به شرح زیر است:

به نام خالق زیبایی
با سلام و احترام
به استحضار  کلیه هنرمندان فرهیخته هنر تئاتر استان کردستان می رساند که جلسه ی هم اندیشی تئاتر استان در روز پنج شنبه ۱۶ دیماه جاری راس ساعت ۱۱ در پلاتوی مجتمع فجر سنندج با محوریت موضوعهای ذیل برگزار میگردد. بدینوسیله از هنرمندان فعال و دلسوز سطح استان برای حضور و مشارکت پرشور در این گردهم آیی دعوت بعمل می آوریم.
۱ ) بررسی وضعیت سالنهای نمایش  سطح استان
۲) وضعیت اعتباری تئاتر استان
۳ ) ارائه ی شیوه نامه حمایت از اجراهای عمومی
۴ ) وحدت رویه در شوراهای صدور پروانه
۵ )بررسی مسایل و مشکلات تئاتر در شهرستانها
هیئت رئیسه انجمن هنرهای نمایشی استان کردستان

اخبار مرتبط

یادداشت ویژه

در سرزمین هنر جایی برای داعش نیست

برحسب اتفاق با جوانی مهابادی که راننده ی تریلر 18 چرخ بود، آشنا شدم و این بسیار هیجان انگیز بود که در بزرگراههای پراز "غربت و ترافیک" تهران برای اولین بار سوار بر تریلر شوم. در فاصله ای که مسیری را با هم طی کردیم از خودش گفت که عاشق دختر کوچکش ساینا است و هرشب به عشق دیدن دوباره ی او مسیرهای طولانی برایش کوتاه می شود و اسمش را بر روی ماشینش نوشته است و من چیزی نگفتم. از ماشینش گفت که روی شیشه اش نوشته است کردستان و پشت آن نوشته مهاباد و هر کجای ایران می رود با او از زیبایی های کردستان می گویند؛ از طبیعت پرتنوع و از مردم کم توقعش، از درستی و راستی مردمانش و از پیچ و تاب های گردنه های پر پیچ کوهستان هایش؛ گفت و گفت و من چیزی نگفتم. از حال این روزهایش هم گفت. با لحن غمگینانه ای که سنگینی فاجعه ای را یدک می کشید: امروز که برای آوردن بار به تهران می آمدم با خودم گفتم نکند این واژه ی کردستان روی شیشه ی ماشین برای مردم آزار دهنده باشد؟ نکند یکی از بازماندگان آن خانواده ها مرا ببیند؛ او چه فکری خواهد کرد؟ چگونه به او بگویم اگر داعش در آن روز سیاه ، فرزند و همسر و پدرت را در مجلس نشانه گرفت، همان روز تمام هویت هزاران ساله ی مرا نیز نشانه گرفته بود. چگونه به او بگویم که اولین تیرهای داعشیان در جهان به سمت کردها شلیک شد و بزرگترین ارتش مردان و زنان غیرنظامی را همان کردها علیه داعشیان در فاصله ای نزدیک از این سرزمین آرام شکل دادند که تحسین جهانیان را برانگیخت؟ چگونه این ها را به کسی بگویم که عزیزش را از دست داده است؟ آنهم نه در جنگ بلکه در یک روزی که می توانست بسیار بسیار معمولی باشد و در هیچ تقویمی به یاد نماند.  من همچنان چیزی نگفتم و او غمی در صدایش بود. می گفت بعد از حمله ی وحشیانه ی داعشیان به تهران، این احساس بد را با خود شهر به شهر می برد و پاسخی برای آن نمی یابد که چرا این گونه شد. به جایی رسیدیم که دیگر تریلر حق تردد نداشت و باید از هم جدا می شدیم. دیگرسوار تریلر شدن برایم هیجان انگیز نبود. دیگر هیچ چیزی هیجان نداشت. غم صدای جوان مهابادی که واژه های کردستان، مهاباد و ساینا تمام مفهوم او از زندگی بود همه ی هیجانات زندگی ام را به یکباره نابود کرد. در مسیری که دیگر تریلر حق تردد نداشت حوصله ی سوار شدن به تاکسی هم نداشتم و پیاده مسیری را رفتم. به حرف های آن جوان فکر می کردم و تازه یادم افتاد که چرا من چیزی نگفتم. چرا به او نگفتم که همه، کردستانیان را جنگجویانی شجاع علیه داعش می دانند که حتی موقع سوخته شدن در قفس آتش و بریده شدن سر به دست جلادان داعشی سرخم فرو ...
css.php