رفتن به بالا

تعداد اخبار امروز : 1 خبر


    مهاباد لطیف
    ٣۴(°C)
    وزش باد ١٨(mph)
    فشار ٢۵.٣٠(in)
    محدوده دید ۶.٠(mi)
    اشعه فرابنفش 0-Low
    رطوبت ٢۵.٣٠(in)

هنرمندان تئاتر استان کردستان از نحوه ی واگذاری و مدیریت سالن های تئاتر استان به بخش خصوصی انتقاد کردند.

به گزارش بینەر ، پنج‌شنبه ‌شب در محل پلاتوی مجتمع فرهنگی هنری فجر سنندج گردهمایی اعتراضی با حضور تئاتری های استان کردستان برگزار شد.

فریدون حامدی ، عضو هیئت رئیسه انجمن هنرهای نمایشی استان کردستان و از چهره های فعال عرصه ی نمایشی در گفتگو با بینه ر عنوان کرد: در جلسه ی هم اندیشی که به پیشنهاد هنرمندان استان در خصوص مشکلات ناشی از واگذاری سالن های نمایشی ادارات فرهنگ و ارشاد اسلامی استان به بخش خصوصی در سنندج برگزار شد، تعداد زیادی از هنرمندان و فعالان تئاتری استان کردستان حضور بهم رساندند و به بیان مطالب و دیدگاه های خود پرداختند.

وی افزود: اگر چه در این جلسه جای برخی از هنرمندان و پیشکسوتان به دلایل مشخص و از پیش اعلام شده خالی بود، اما با توجه به مباحث مطرح شده در روزهای قبل و همچنین پیام های حمایتی هنرمندان، می توان گفت تقریباً همه ی هنرمندان استان در مسایل مطرح شده متفق القول و هم نظر بودند. وی از پیگیری مطالبات هنرمندان در سطح وزارتخانه خبر داد و اعلام کرد که هیئت رئیسه ی انجمن هنرهای نمایشی کردستان همراه با هنرمندان استان  تمام تلاش خود را برای رسیدن به خواسته یصنفی و  به حق هنرمندان انجام خواهند داد.

دراین نشست هنرمندان استان کردستان هرکدام به بیان دیدگاه های خود پرداختند که مهمترین انتقادهای مطرح شده حول سیاست واگذاری سالن های نمایشی به یخش خصوصی و همچنین عدم حضور و پاسخگویی مسئولان اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی کردستان در این نشست معطوف شد.

سیاست واگذاری سالن های نمایش؛ به نفع هنر یا به زیان هنر؟

رئیس انجمن هنرهای نمایشی استان کردستان در این مراسم گفت : ادارات کل فرهنگ و ارشاد اسلامی در استان‌ها براساس آیین‌نامه اجرایی ماده ٨٨ اقدام به واگذاری اماکن ادارات تابعه خویش به بخش خصوصی کرده‌اند. هرچند که روح این قانون چیز ارزشمندی است، اما متأسفانه اجرای آن در استانی همچون کردستان با مشکلاتی همراه شده است.

عبید رستمی افزود: در قالب این پیمان‌ها که در سنندج و دیگر شهرستان‌ها منعقد شده است، مقرر شده که ١٥٠ ساعت رایگان در اختیار ادارات فرهنگ و ارشاد اسلامی برای حمایت از هنرمندان قرار گیرد، اما متأسفانه این ساعات نیز نه تنها به هنرمندان تئاتر اختصاص پیدا نکرده است، بلکه در راستای مراودات سیاسی و اداری به سازمان‌ها و ادارات واگذار شده است.

وی در ادامه نسبت به سود حاصله  از این واگذاری اشاره کرد و افزود: از منابع آگاه متوجه شدیم که با وجود ١٠ ماه از واگذاری مجتمع فرهنگی هنری فجر به بخش خصوصی تنها ١٠ میلیون تومان به حساب ارشاد واریز شده است، اما در این ١٠ ماه خسارات بسیاری به گروه‌های هنری در استان به دلیل عدم استفاده از این اماکن وارد شده است و حالا چه کسی پاسخگوی این سیاست‌ها و اقدامات نادرست است.

واگذاری سالن نمایش به ادارات دیگر مسئله ای بود که امیر زارع زاده از تئاتری های سقز به آن اشاره کرد . همچنین کوروش احمدی از بازیگران مطرح استان کردستان در این مراسم از اقدام واگذاری سالن به بخش خصوصی انتقاد کرد و گفت: این واگذاری در حالی در استان کردستان رخ داده است که در تهران چنین چیزی را شاهد نیستیم.

نبود و مکان مناسب برای فعالیت آموزشی نکته ای بود که  بهار لطافتیان مدیرمسئول آموزشگاه هنرهای نمایشی شانو در سنندج به آن اشاره کرد و گفت: متأسفانه تاکنون نتوانسته‌ایم از پتانسیل و توانمندی استان کردستان در حوزه ی آموزش آنچنان که شایسته است استفاده نماییم و با واگذاری اماکن هنری به بخش خصوصی نیز بر این مشکلات افزوده شده است.

سامان مهران، کارگردان و از هنرمندان تئاتری بانه نیز به سرگردانی هنرمندان تئاتر بانه اشاره کرد و گفت : علیرغم اینکه تئاتر بانه در حال احیای مجدد بود اما سیاست‌های اداره ی فرهنگ و ارشاد اسلامی در حوزه تئاترآسیب های زیادی واردکرده است

محمد سلیمی از هنرمندان حوزه هنرهای نمایشی شهرستان دیواندره با اشاره به اختلاف بین اداره کتابخانه ها و اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی دیواندره، نتیجه ی آن را بی بهره شدن هنرمندان تئاتر این شهر از سالن مناسب دانست.

افشین خدری از کارگردانان حوزه تئاتر استان نیز در این گردهمایی نسبت به عدم اختصاص اعتبار به گروه‌های فعال در خصوص اجراهای عمومی انتقاد کرد و از هدایت اعتبارات گروه های نمایشی به مسیرهای بی ربط اشاره کرد. در همین زمینه حسن ترقی از هنرمندان تئاتر استان کردستان نیز گلایه ی خود را مطرح کرد و گفت : از سال ٨٩ به صورت متناوب اجراهای عمومی را به روی صحنه برده‌ایم، اما تاکنون یک ریال دریافت نکرده ایم. 

عدم حضور مسئولان توهین به هنرمندان است

علی رغم دعوت رسمی هنرمندان از مسئولان اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی برای نشست هم اندیشی ، هیچ کدام از مسئولان در جلسه حاضر نشدند و تا لحظه ی تنظیم این گزارش واکنشی نیز نشان نداده اند. این عدم حضور مسئولان در جلسه خود به نکته ی مهم تبدیل شد و تقریبا همه ی هنرمندان به این مسئله واکنش نشان دادند.

صابر دل بینا یکی از حاضرین در این جلسه بود که نسبت به عدم حضور مسولان اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان کردستان واکنش نشان داد و آن را نوعی اهانت و بی احترامی به ساحت هنرمندان استان دانست.

دل بینا گفت: امیدواریم مدیرکل و معاونان وی فکر نکنند که ما در برابر آن‌ها ایستاده‌ایم و به جنگ آنان آمده‌ایم، بلکه یک مطالبه قانونی و صنفی خود را دنبال می‌کنیم و مهمترین مطالبه ما از مدیران ارشاد استان مطالبه حرمت است که متأسفانه امروز ثابت شده است که از سوی ارشاد به پایین‌ترین درجه رسیده است.

وی در ادامه افزود: اگر مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی به مطالبات برحق ما توجه نکند، جلوی درب اتاق آقای استاندار و در سطحی بالاتر جلوی درب وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی تحصن خواهیم کرد.

کوروش احمدی که خود از کارشنسان اداره ی فرهنگ و ارشاد اسلامی است نسبت به این مسئله واکنش نشان داد و گفت: عدم حضور مسئولان ارشاد در این گردهمایی نشان‌دهنده این است که آنان برای تئاتر اهمیتی قائل نیستند.

اما حسن ترقی از چهره ای تئاتری فعال و شناخته شده ی سنندج انتقاد خود را صریحاً متوجه ی مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان کرد و گفت : امروز بسیار متأسفیم که آقای جعفری مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی با وجود دعوت رسمی از وی در این محفل شرکت نکرد.

وی افزود: این بیتوجهی از سوی مدیرکل ارشاد را نوعی توهین به ساحت تئاتر می‌دانیم و طی دو سال اخیر از فعالیت ایشان نیز دشمنی‌هایشان با تئاتر وجود داشته و امروز بیشتر ثابت شد.

ترقی خاطرنشان کرد: در روزهای نخست حضور آقای جعفری با موضع‌گیری‌های ایشان در خصوص تئاتر احساس کردیم که یک مدیرکل حامی تئاتر به استان وارد شده است، اما در ادامه نه تنها شاهد نگاهی مثبت نبودیم، بلکه امروز شاهد بی‌حرمتی ایشان به عرصه تئاتر هستیم.

وی افزود: اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی موظف است که از ما حمایت کند و اگر نمی‌تواند در این عرصه اقدام کند و طرح شکست‌ خورده واگذاری اماکن هنری را به بخش خصوصی سامان بخشد در سریع‌ترین زمان ممکن تابلوی مجموعه تئاتر شهر را پایین‌ آورد.

فاتح بادپروا نایب رئیس انجمن هنرهای نمایشی استان کردستان نیز در این نشست با ابراز تمایل نسبت به حضور مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی برای  گوش دادن به مشکلات و دغدغه‌های فعالان عرصه تئاتر استان گفت: باید مسئولان بدانند که هیچ اتفاقی بدون حضور هنرمندان امکان‌پذیر نیست و از آنان انتظار داریم که در سال آینده این اماکن را به انجمن‌های هنری واگذار کنند و از سیاست‌های اشتباه خود عقب‌نشینی نمایند.

لازم به توضیح است مسئله ی واگذاری سالن های نمایشی ادارت فرهنگ و ارشاد اسلامی اگرچه در چند سال گذشته مطرح شد، اما بسیاری از استان ها با توجه به مشکلات ناشی از اجرای ناقص و بدون مطالعه ی آن  از این اقدام خودداری کرده اند، اما استان کردستان از استان هایی است که این طرح را اجرایی کرده است و به نظر می رسد بیش تر سلیقه ی استانی در این امر تاثیرگذار است.  

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت ویژه

یادداشتی بر حاشیه‌ نمایشگاه مهدی ضیاءالدینی، نقاش کُرد

روایت‌های عشق

لازم نیست از تکنیک‌های نقاشی چیزی بلد باشید، یا سال‌ها در مورد تاریخ هنر مطالعه کرده باشید، تنها کافی است «کُرد» باشید تا تابلوهای«مهدی ضیاءالدینی» بر افسانه‌های کردی، تو را به عمق تاریخ شفاهی کردستان ببرد. افسانه‌هایي که از دو گفتمان بنیادی - عشق و تراژدی- سخن می‌گوید. در همان قدم‌های ابتدایی نمایشگاه، دیگر به طور کل سخن دوست محققم باورم شد: «بیت‌های کردی الهیات کلاسیک کردها هستند». نمی‌توان تابلوی «سوارو» یا «شور محمود و مرزینگان» را دید و در ذهن خود سفر جانکاه عشق را مرور نکرد. مهدی ضیاءالدینی، دقیقا شکل تابلوهایش هست؛ ظاهری آرام و درونی سنگین. روایت‌ مردمانش را با نوک قلمو از تاریخ سینه به سینه بیرون می‌کشد، رنگ می‌زند و دوباره زنده می‌کند. در عصری که تکنولوژی، قصه‌ها را به حاشیه رانده و همه چیز را ساندویچ شده و تنها در اپیزودهای دو خطی به خورد مخاطبانش می‌دهد، و خود «تخریب کلان روایت‌ها» به تنها روایت اسطوره‌ای عصر ما بدل شده است، جسارت می‌خواهد که مخاطب را به دنیایی کلاسیک و به دور از تلگرام و اینستاگرام و موبایل و لپ تاپش دعوت کرد. روایتگر بیت «سوارو»، زنی نه تنها از قبیله‌ عشق بلکه از قبله‌ عشق است، با گیسوانی آشفته و کلامی محزون. روایتگر قصه،‌ عاشق خویش است. سوارکاری چابک، در میان انبوه سواران به جنگ دشمن می‌رود و در آخرین دیدار از معشوق خود طلب بوسه می‌کند. اما زن، با چشمانی باز و سینه‌ای پر از غرور برایش شرط تعیین می‌کند. «تنها در صورت پیروزی در جنگ است که به کام من میرسی». سوار، دیگر هم برای وطن باید بجنگد و هم برای عشق. اکنون سوار باز آمده، شکست نخورده اما زخمی است و باز زن، آواز سر می‌دهد، ملول و نگران و پشیمان: «نه، هیچ طبیب و لقمانی بر بالینش حاضر نشود، خودم از تن خود، از عرق سینه‌ام، از گرد انگشترم برایش مرهمی درست می کنم و بر آن زخم می‌نهم». کلامی محکم، سنگین با آوازی کش‌دار. نقش‌های مهدی ضیاءالدینی، تنها روایتگر قصه‌ها نیست بلكه پلی میان اکنون و گذشته‌ دوری است که حسی غریب دامانش را گرفته و انگار میان دود و دم این همه «آوانگاردیسم» بی‌بنیان گم شده است. گویی بر روی هر تابلویش جمله‌ معروف آرتور‌ رمبو نوشته شده است: «همان‌گونه که می‌دانیم، عشق را باید از نو ابداع کرد». قامت کشیده‌ زن‌ها، سینه‌ فراغ مردها و صورت مغموم و تامل برانگیزشان، برایم یادآور سخنی از آلن بدیو بود: «عشق هردم باز آفریدن خود است؛ شعله اش را نگهدار تا پایدار بماند». در جست‌وجویی حماسی وار بر بیت‌های کردی مانند نقش‌های استاد، باید جسورانه اسبت را زین کنی؛ اگر از جنس حماسه‌ای، شال و کمر و سربند ببندی و اگر از جنس روایتگر عشق هستی، باید «که وا» و« سوخمه» و «کولینجه» را با کلاه و پولک‌های آویزانش بر تن کنی. حال آماده‌ سفر به عمق ذهن مردمان کرد هستی. تمام رنگ‌های عالم را در خورجین بگذار و هرچقدر –واژه- داری با خودت ببر؛ چرا که برای توصیف چنین عالمی ...
css.php