رفتن به بالا

تعداد اخبار امروز : 1 خبر


    مهاباد لطیف
    ٣۴(°C)
    وزش باد ١٨(mph)
    فشار ٢۵.٣٠(in)
    محدوده دید ۶.٠(mi)
    اشعه فرابنفش 0-Low
    رطوبت ٢۵.٣٠(in)

به گزارش بینەر، «بهمن قبادی» در تازه ترين اقدام فرهنگی خود، از طريق صفحه كمپانی «مژ فيلم» در فيسبوک، خبر از پروژه ای جديد برای بچەهای كرد زبان داد. پروژه «فرزندان آفتاب» كه تماما با همت مادی و معنوی «بهمن قبادی» و بدون هیچ­گونه حمایت مالی شخص حقیقی یا حقوقی­ به انجام رسیده است، پروژه […]

به گزارش بینەر، «بهمن قبادی» در تازه ترين اقدام فرهنگی خود، از طريق صفحه كمپانی «مژ فيلم» در فيسبوک، خبر از پروژه ای جديد برای بچەهای كرد زبان داد.
پروژه «فرزندان آفتاب» كه تماما با همت مادی و معنوی «بهمن قبادی» و بدون هیچ­گونه حمایت مالی شخص حقیقی یا حقوقی­ به انجام رسیده است، پروژه ایست که توسط کمپانی «مژ فیلم» و با هدف یاری رسانی به تمامی کودکان مخصوصا کودکانی که در مناطق محروم به سر می برند، به اجرا درآمده است. 
آشنایی کودکان با شعرها و داستان ­های کودکانەی کردی همراه با موزیک ­های شادی آور و فراهم آمدن فضایی شاد برای آنان از اهداف این کار می ­باشد.
٢٤٠ ترانه و داستان در این مجموعه تهیه و منتشر شده است که از این پس به صورت هفتگی (هر هفته سه ترانه و سه داستان) در سایت «فرزندان آفتاب» به نشانی www.mindalan.com در دسترس عموم گذاشته خواهد شد و با رجوع به اين وب سايت می ­توانند آنها را دریافت نمایند.
عوامل پروژه «فرزندان آفتاب» عبارتند از:
تهیه کننده: بهمن قبادی – مژفیلم
مجری طرح: گلریز احتیاطی
مدیر پروژه: میلاد فیض الله بیگی
روابط عمومی: روناک فرجی
نویسندگان:  یونس رضایی، پرنگ ابراهیم ­زاده، ژیار کریمی، یوش توناکائی، اریک کارل، فاروق احمدیان، تونی گراس، فرهاد حسن ­زاده، کانی مهاباد، هژار خاتمی، ویو گویی، ئالا رضازاده، لئون تولستوی، جانک شو، نسرین جعفری، یسنا تاباک، شادی آرمیده، حسن قزلچی، برایان والد اسمیت، شهاب فاضلی، ریبوار، شیلان گیلانی، لیلا صالحی، شیرین امینی، آرام چراغمنان، افسانه شعبان­ نژاد، شارلوت زولدتوف، تروسکه مامه ­رش، تینا شفیعی، صلاح نیساری، چالاک عبدالهی
ترانه سرایان: جعفر رشادت، محمد پاکژ، سوران محمد آبلاغی، صلاح نیساری، دیار حلبچه ­ای، هوزان جمال، فایق باتش، محمد رسول ­نیا، امین گردیگلانی، قادر علیخواه، آوات نصرالدین، هاشم رشادت، سوران حسینی، یونس رضایی، علی محمد رشید برزنجی، نجیبه رحمانی، ماموستا گوران
مترجمان:  پرنگ ابراهیم ­زاده، کازیوه ابراهیم ­زاده، لیلا صالحی، نگین صالحی، محمد شاه­صنم، میدیا عبدالهی، سلیمان دلسوز، مصطفی سلیم­ نژاد، مرضیه درودگر، ریوار، شادی حسین ­زاده، لقمان نادرپور، کبری شعبانی، صلاح پایانیانی، یونس رضایی، سحر مهربانی
آهنگ ساز و تنظیم کننده: هاشم رشادت
خوانندگان: ژیلا رشادت، ژاله رشادت
گوینده داستان: ژیلا رشادت
وبسایت: پژواک کوکبیان، فرزاد صیفی کاران

 

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت ویژه

یادداشتی بر حاشیه‌ نمایشگاه مهدی ضیاءالدینی، نقاش کُرد

روایت‌های عشق

لازم نیست از تکنیک‌های نقاشی چیزی بلد باشید، یا سال‌ها در مورد تاریخ هنر مطالعه کرده باشید، تنها کافی است «کُرد» باشید تا تابلوهای«مهدی ضیاءالدینی» بر افسانه‌های کردی، تو را به عمق تاریخ شفاهی کردستان ببرد. افسانه‌هایي که از دو گفتمان بنیادی - عشق و تراژدی- سخن می‌گوید. در همان قدم‌های ابتدایی نمایشگاه، دیگر به طور کل سخن دوست محققم باورم شد: «بیت‌های کردی الهیات کلاسیک کردها هستند». نمی‌توان تابلوی «سوارو» یا «شور محمود و مرزینگان» را دید و در ذهن خود سفر جانکاه عشق را مرور نکرد. مهدی ضیاءالدینی، دقیقا شکل تابلوهایش هست؛ ظاهری آرام و درونی سنگین. روایت‌ مردمانش را با نوک قلمو از تاریخ سینه به سینه بیرون می‌کشد، رنگ می‌زند و دوباره زنده می‌کند. در عصری که تکنولوژی، قصه‌ها را به حاشیه رانده و همه چیز را ساندویچ شده و تنها در اپیزودهای دو خطی به خورد مخاطبانش می‌دهد، و خود «تخریب کلان روایت‌ها» به تنها روایت اسطوره‌ای عصر ما بدل شده است، جسارت می‌خواهد که مخاطب را به دنیایی کلاسیک و به دور از تلگرام و اینستاگرام و موبایل و لپ تاپش دعوت کرد. روایتگر بیت «سوارو»، زنی نه تنها از قبیله‌ عشق بلکه از قبله‌ عشق است، با گیسوانی آشفته و کلامی محزون. روایتگر قصه،‌ عاشق خویش است. سوارکاری چابک، در میان انبوه سواران به جنگ دشمن می‌رود و در آخرین دیدار از معشوق خود طلب بوسه می‌کند. اما زن، با چشمانی باز و سینه‌ای پر از غرور برایش شرط تعیین می‌کند. «تنها در صورت پیروزی در جنگ است که به کام من میرسی». سوار، دیگر هم برای وطن باید بجنگد و هم برای عشق. اکنون سوار باز آمده، شکست نخورده اما زخمی است و باز زن، آواز سر می‌دهد، ملول و نگران و پشیمان: «نه، هیچ طبیب و لقمانی بر بالینش حاضر نشود، خودم از تن خود، از عرق سینه‌ام، از گرد انگشترم برایش مرهمی درست می کنم و بر آن زخم می‌نهم». کلامی محکم، سنگین با آوازی کش‌دار. نقش‌های مهدی ضیاءالدینی، تنها روایتگر قصه‌ها نیست بلكه پلی میان اکنون و گذشته‌ دوری است که حسی غریب دامانش را گرفته و انگار میان دود و دم این همه «آوانگاردیسم» بی‌بنیان گم شده است. گویی بر روی هر تابلویش جمله‌ معروف آرتور‌ رمبو نوشته شده است: «همان‌گونه که می‌دانیم، عشق را باید از نو ابداع کرد». قامت کشیده‌ زن‌ها، سینه‌ فراغ مردها و صورت مغموم و تامل برانگیزشان، برایم یادآور سخنی از آلن بدیو بود: «عشق هردم باز آفریدن خود است؛ شعله اش را نگهدار تا پایدار بماند». در جست‌وجویی حماسی وار بر بیت‌های کردی مانند نقش‌های استاد، باید جسورانه اسبت را زین کنی؛ اگر از جنس حماسه‌ای، شال و کمر و سربند ببندی و اگر از جنس روایتگر عشق هستی، باید «که وا» و« سوخمه» و «کولینجه» را با کلاه و پولک‌های آویزانش بر تن کنی. حال آماده‌ سفر به عمق ذهن مردمان کرد هستی. تمام رنگ‌های عالم را در خورجین بگذار و هرچقدر –واژه- داری با خودت ببر؛ چرا که برای توصیف چنین عالمی ...
css.php