رفتن به بالا

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • دوشنبه ۹ اسفند ۱۳۹۵
  • الإثنين ۰ جماد ثاني ۱۴۳۸
  • 2017 Monday 27 February
    مهاباد لطیف
    ٧(°C)
    وزش باد ۴(mph)
    فشار ٢۵.۶٢(in)
    محدوده دید ۶.٠(mi)
    اشعه فرابنفش 0-Low
    رطوبت ٢۵.۶٢(in)
گاه‌شمار تاریخ خورشیدی
اسفند ۱۳۹۵
ش ی د س چ پ ج
« بهمن    
 123456
78910111213
14151617181920
21222324252627
2829  

به گزارش بینەر، «بهمن قبادی» در تازه ترين اقدام فرهنگی خود، از طريق صفحه كمپانی «مژ فيلم» در فيسبوک، خبر از پروژه ای جديد برای بچەهای كرد زبان داد. پروژه «فرزندان آفتاب» كه تماما با همت مادی و معنوی «بهمن قبادی» و بدون هیچ­گونه حمایت مالی شخص حقیقی یا حقوقی­ به انجام رسیده است، پروژه […]

به گزارش بینەر، «بهمن قبادی» در تازه ترين اقدام فرهنگی خود، از طريق صفحه كمپانی «مژ فيلم» در فيسبوک، خبر از پروژه ای جديد برای بچەهای كرد زبان داد.
پروژه «فرزندان آفتاب» كه تماما با همت مادی و معنوی «بهمن قبادی» و بدون هیچ­گونه حمایت مالی شخص حقیقی یا حقوقی­ به انجام رسیده است، پروژه ایست که توسط کمپانی «مژ فیلم» و با هدف یاری رسانی به تمامی کودکان مخصوصا کودکانی که در مناطق محروم به سر می برند، به اجرا درآمده است. 
آشنایی کودکان با شعرها و داستان ­های کودکانەی کردی همراه با موزیک ­های شادی آور و فراهم آمدن فضایی شاد برای آنان از اهداف این کار می ­باشد.
٢٤٠ ترانه و داستان در این مجموعه تهیه و منتشر شده است که از این پس به صورت هفتگی (هر هفته سه ترانه و سه داستان) در سایت «فرزندان آفتاب» به نشانی www.mindalan.com در دسترس عموم گذاشته خواهد شد و با رجوع به اين وب سايت می ­توانند آنها را دریافت نمایند.
عوامل پروژه «فرزندان آفتاب» عبارتند از:
تهیه کننده: بهمن قبادی – مژفیلم
مجری طرح: گلریز احتیاطی
مدیر پروژه: میلاد فیض الله بیگی
روابط عمومی: روناک فرجی
نویسندگان:  یونس رضایی، پرنگ ابراهیم ­زاده، ژیار کریمی، یوش توناکائی، اریک کارل، فاروق احمدیان، تونی گراس، فرهاد حسن ­زاده، کانی مهاباد، هژار خاتمی، ویو گویی، ئالا رضازاده، لئون تولستوی، جانک شو، نسرین جعفری، یسنا تاباک، شادی آرمیده، حسن قزلچی، برایان والد اسمیت، شهاب فاضلی، ریبوار، شیلان گیلانی، لیلا صالحی، شیرین امینی، آرام چراغمنان، افسانه شعبان­ نژاد، شارلوت زولدتوف، تروسکه مامه ­رش، تینا شفیعی، صلاح نیساری، چالاک عبدالهی
ترانه سرایان: جعفر رشادت، محمد پاکژ، سوران محمد آبلاغی، صلاح نیساری، دیار حلبچه ­ای، هوزان جمال، فایق باتش، محمد رسول ­نیا، امین گردیگلانی، قادر علیخواه، آوات نصرالدین، هاشم رشادت، سوران حسینی، یونس رضایی، علی محمد رشید برزنجی، نجیبه رحمانی، ماموستا گوران
مترجمان:  پرنگ ابراهیم ­زاده، کازیوه ابراهیم ­زاده، لیلا صالحی، نگین صالحی، محمد شاه­صنم، میدیا عبدالهی، سلیمان دلسوز، مصطفی سلیم­ نژاد، مرضیه درودگر، ریوار، شادی حسین ­زاده، لقمان نادرپور، کبری شعبانی، صلاح پایانیانی، یونس رضایی، سحر مهربانی
آهنگ ساز و تنظیم کننده: هاشم رشادت
خوانندگان: ژیلا رشادت، ژاله رشادت
گوینده داستان: ژیلا رشادت
وبسایت: پژواک کوکبیان، فرزاد صیفی کاران

 

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت ویژه

من از مرگ هنرمندان خوشحالم

شاید بتوان گفت مرگ حقیقی ترین و عادلانه ترین پدیده ی جهان است که گریزی از آن برای هیچ کس نیست. مسئله ای که در طول تاریخ همواره یکی از دغدغه های بشری بوده و هست. اما مرگ هنرمندان داستان دیگری دارد و مرگ هنرمندان در سرزمین من داستانی دیگرگونه تر! من از مرگ هنرمندان خوشحالم، چرا که تجربه نشان داده است این تنها راه توجه مردم و مسئولین به هنر و هنرمندان است. زمانی که هنرمندی می میرد، همه شاعر می شویم و به گونه ای در سوگ شاعر مرثیه می سراییم و اشک می ریزیم و بر سر و سینه می کوبیم، تو گویی قبل از به خاکسپاری هنرمند مرحوم ، ما را باید به خاک بسپارند. به مدد اینترنت و گروههای اجتماعی چنان از آثار هنرمند مرحوم یاد می کنیم، تو گویی آثار هنری وی ، بخش از زندگی ما بود. صبح قبل از صبحانه، یک قاشق چای خوری شعر، ظهر یک دومِ موسیقی بعد از ناهار و شب قبل از خواب یک فنجان دمنوشِ فیلم! من از مرگ هنرمندان خوشحالم، چرا که هیچ نوع مرگ دیگری اینچنین همه - مردم و مسئولین - را دور هم جمع نمی کند، هیچ دلیلی دیگری نمی تواند به این زیبایی اسباب پیاده روی از مسجد جامع تا سر مزار را فراهم آورد. هیچ پدیده ی دیگری نمی شناسم که تا این میزان سوال فلسفی و افسوس در دل همه ایجاد کند. افسوسی که منجر به درس و تصمیم های بزرگ بین مردم و مسئولین می شود. تصمیم هایی از قبیل توجه به هنرمندان، توسعه ی فضای هنری و قدردانستن داشته های فرهنگی شهرمان. اما نمی دانم چرا عمر این تصمیات کوتاه است و معمولاً از فلکه ی ساعت به بعد فراموش می شود. شاید به خاطر ترافیک  باشد. به خصوص که اکنون شهر اول در بوق نزدن شناخته شده ایم و جهت از دست ندادن این مقام مهم فرهنگی تمام حواسمان به این است بوق نزنیم و همین باعث می شود که تصمیمات فرهنگی دیگرمان را فراموش کنیم. اما اشکالی ندارد، در عوض همین بوق نزدن را بیلان کار فرهنگی محسوب می کنیم و با افتخار همه جا بوق نزدنمان را در بوق و کرنا می کنیم! من از مرگ هنرمندان خوشحالم. چرا که به غیر از مرگ هنرمندانِ شهرم، به هیچ شکل دیگری نمی توان کاری کرد که آثارشان بین همه پخش شود. در شهری که سالن سینما ندارد، نگارخانه ندارد، سالن تئاتر ندارد، صنعت نشر درست ندارد و از همه مهمتر بینش فرهنگی و هنری صحیحی در بین تعداد قابل توجهی از مسئولین و مردم وجود ندارد، طبیعتا تنها گورستان می تواند بهترین مکان برای عرضه ی هنر هنرمندان باشد. من از مرگ هنرمندان خوشحالم، چرا که آنان که تمام زندگیشان را بدون هیچ چشم داشتی و با کمترین امکانات و توقعات وقف کار هنری می کنند، در مرگشان نیز موهبتی نهفته است. موهبت وسیع تر شدن آرامگاه هنرمندان شهرمان، تا هر مهمانی که به شهرمان آمد ...
css.php