رفتن به بالا

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • سه شنبه ۶ تیر ۱۳۹۶
  • الثلاثاء ۲ شوال ۱۴۳۸
  • 2017 Tuesday 27 June
    مهاباد لطیف
    ١٨(°C)
    وزش باد آرام
    فشار ٢۵.۵۴(in)
    محدوده دید ۶.٠(mi)
    اشعه فرابنفش 0-Low
    رطوبت ٢۵.۵۴(in)
گاه‌شمار تاریخ خورشیدی
تیر ۱۳۹۶
ش ی د س چ پ ج
« خرداد    
 12
3456789
10111213141516
17181920212223
24252627282930
31  
  • سه شنبه ۷ دی ۱۳۹۵ - ۲۰:۴۳
  • کد خبر : 2970
  • مشاهده : 144 بازدید
  • س.ت » صنایع دستی
  • چاپ خبر : از هنرمند پيشكسوت نازک كار سنندجی تجليل به عمل آمد
در مراسم تجليل از پیشکسوتان صنایع‌دستی و هنرهای سنتی كشور؛

از هنرمند پيشكسوت نازک كار سنندجی تجليل به عمل آمد

سومین همایش تجلیل از پیشکسوتان صنایع دستی و هنرهای سنتی در سازمان میراث فرهنگی برگزار شد.

به گزارش بینەر به نقل از مهر، امروز هفتم دی ماه سومین همایش تجلیل از پیشکسوتان صنایع دستی و هنرهای سنتی با حضور بهمن نامورمطلق معاون صنایع‌دستی کشور، محمدحسین ایمانی خوشخو رئیس دانشگاه علم و فرهنگ، عبدالمجید شریف زاده رئیس موزه ملی فرش و جمع کثیری از هنرمندان پیشکسوت در زمینه صنایع دستی و هنرهای سنتی برگزار شد.
در این مراسم از برخی هنرمندان پیشکسوت تجلیل به عمل آمد.
مهری ملک ایرندگانی از سیستان و بلوچستان در رشته سوزن دوزی و حصیربافی، فائقه عسگری از استان هرمزگان در رشته رودوزی سنتی، روح الله صفدری از زنجان در چاقوسازی، اصغر کاشی‌تراش اصفهانی از استان البرز و در رشته کاشی‌کاری و عبدالمجید نعمتیان از استان کردستان در رشته نازک کاری چوب مورد تقدیر قرار گرفتند.
در این مراسم همچنین از عبدالعظیم قاسم‌پور در رشته ماشته بافی از استان لرستان، محمدباقر ضرابیان از استان همدان در رشته حلبی سازی، غلام آق از گلستان در رشته زیورآلات سنتی، محسن دلجو در رشته آیینه‌کاری از استان تهران، علی مراد فضل‌اللهی از چهار محال و بختیاری در رشته رنگرزی سنتی، رجبعلی سرشار در سنگ تراشی از خراسان رضوی و جواد سقایی از استان اصفهان و شهر کاشان در رشته شعر بافی تقدیر شدند.

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت ویژه

در سرزمین هنر جایی برای داعش نیست

برحسب اتفاق با جوانی مهابادی که راننده ی تریلر 18 چرخ بود، آشنا شدم و این بسیار هیجان انگیز بود که در بزرگراههای پراز "غربت و ترافیک" تهران برای اولین بار سوار بر تریلر شوم. در فاصله ای که مسیری را با هم طی کردیم از خودش گفت که عاشق دختر کوچکش ساینا است و هرشب به عشق دیدن دوباره ی او مسیرهای طولانی برایش کوتاه می شود و اسمش را بر روی ماشینش نوشته است و من چیزی نگفتم. از ماشینش گفت که روی شیشه اش نوشته است کردستان و پشت آن نوشته مهاباد و هر کجای ایران می رود با او از زیبایی های کردستان می گویند؛ از طبیعت پرتنوع و از مردم کم توقعش، از درستی و راستی مردمانش و از پیچ و تاب های گردنه های پر پیچ کوهستان هایش؛ گفت و گفت و من چیزی نگفتم. از حال این روزهایش هم گفت. با لحن غمگینانه ای که سنگینی فاجعه ای را یدک می کشید: امروز که برای آوردن بار به تهران می آمدم با خودم گفتم نکند این واژه ی کردستان روی شیشه ی ماشین برای مردم آزار دهنده باشد؟ نکند یکی از بازماندگان آن خانواده ها مرا ببیند؛ او چه فکری خواهد کرد؟ چگونه به او بگویم اگر داعش در آن روز سیاه ، فرزند و همسر و پدرت را در مجلس نشانه گرفت، همان روز تمام هویت هزاران ساله ی مرا نیز نشانه گرفته بود. چگونه به او بگویم که اولین تیرهای داعشیان در جهان به سمت کردها شلیک شد و بزرگترین ارتش مردان و زنان غیرنظامی را همان کردها علیه داعشیان در فاصله ای نزدیک از این سرزمین آرام شکل دادند که تحسین جهانیان را برانگیخت؟ چگونه این ها را به کسی بگویم که عزیزش را از دست داده است؟ آنهم نه در جنگ بلکه در یک روزی که می توانست بسیار بسیار معمولی باشد و در هیچ تقویمی به یاد نماند.  من همچنان چیزی نگفتم و او غمی در صدایش بود. می گفت بعد از حمله ی وحشیانه ی داعشیان به تهران، این احساس بد را با خود شهر به شهر می برد و پاسخی برای آن نمی یابد که چرا این گونه شد. به جایی رسیدیم که دیگر تریلر حق تردد نداشت و باید از هم جدا می شدیم. دیگرسوار تریلر شدن برایم هیجان انگیز نبود. دیگر هیچ چیزی هیجان نداشت. غم صدای جوان مهابادی که واژه های کردستان، مهاباد و ساینا تمام مفهوم او از زندگی بود همه ی هیجانات زندگی ام را به یکباره نابود کرد. در مسیری که دیگر تریلر حق تردد نداشت حوصله ی سوار شدن به تاکسی هم نداشتم و پیاده مسیری را رفتم. به حرف های آن جوان فکر می کردم و تازه یادم افتاد که چرا من چیزی نگفتم. چرا به او نگفتم که همه، کردستانیان را جنگجویانی شجاع علیه داعش می دانند که حتی موقع سوخته شدن در قفس آتش و بریده شدن سر به دست جلادان داعشی سرخم فرو ...
css.php