رفتن به بالا

تعداد اخبار امروز : 1 خبر


    مهاباد لطیف
    ٣۴(°C)
    وزش باد ١٨(mph)
    فشار ٢۵.٣٠(in)
    محدوده دید ۶.٠(mi)
    اشعه فرابنفش 0-Low
    رطوبت ٢۵.٣٠(in)
  • چهارشنبه ۸ دی ۱۳۹۵ - ۱۴:۱۳
  • کد خبر : 2995
  • مشاهده : 177 بازدید
  • س.ت » صنایع دستی
  • چاپ خبر : بجنورد میزبان هم‌اندیشی «گلیم سفره کردی»

هم‌اندیشی گلیم سفره کردی خراسان شمالی با حضور جمعی از پژوهشگران ملی و محلی برگزار می‌شود.

به گزارش بینەر و بە نقل از مهر، حجت اله مرادخانی، مشاور معاون صنایع‌دستی کشور گفت: در این همایش به بررسی پیشینه و وضع موجود گلیم سفره کردی خراسان شمالی، آسیب شناسی نقوش، طرح و بافت، عوامل موثر در بازاریابی، فروش و صادرات، جایگاه گلیم سفره کردی در زندگی امروز مردم خراسان شمالی و مباحث مربوط به بسته بندی پرداخته می‌شود.
به گفته این پژوهشگر و استاد دانشگاه، گلیم سفره کردی نوعی گلیم است که به دست زنان عشایر کرد خراسان شمالی و خراسان رضوی بافته شده و تولید آن در شهرستان‌های بجنورد، مانه و سملقان، شیروان، فاروج اسفراین و قوچان رواج دارد.
سفره کردی خراسان شمالی در پنجمین جلسه شورای عالی سیاستگذاری ثبت آثار تاریخی و میراث ناملموس در سال ۱۳۹۱، ‌در فهرست آثار ملی قرار گرفت و در دی ماه سال ۱۳۹۲ موفق به دریافت نشان اصالت یونسکو شد.
مرادخانی، توجه به فروش و بازاریابی برای صنایع دستی را ضروری دانست و افزود: یکی از بارزترین مصداق‌های صنایع خلاق در کشور ما، حوزه صنایع‌دستی است که با دارا بودن خصوصیات اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی به طور توأمان ظرفیت قابل اعتنا پدید آورده و می‌تواند بستری تعیین کننده برای توسعه اقتصادی و رشد پایدار اشتغال در کشور ما فراهم آورد. چراکه این تولیدات فرهنگی برآمده از خلاقیت و نبوغ مردم نواحی مختلف ایران بوده و به سبب ویژگی‌های متعددی که دارند می‌تواند به مثابه فرصتی ارزنده برای رشد اقتصاد خلاق در ایران را فراهم آورد.
این همایش، امروز چهارشنبه هشتم دی ماه در سالن آمفی تئاتر دانشگاه دولتی بجنورد و با حضور استاندار خراسان شمالی و جمعی از پژوهشگران ملی و محلی برگزار خواهد شد.

 

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت ویژه

یادداشتی بر حاشیه‌ نمایشگاه مهدی ضیاءالدینی، نقاش کُرد

روایت‌های عشق

لازم نیست از تکنیک‌های نقاشی چیزی بلد باشید، یا سال‌ها در مورد تاریخ هنر مطالعه کرده باشید، تنها کافی است «کُرد» باشید تا تابلوهای«مهدی ضیاءالدینی» بر افسانه‌های کردی، تو را به عمق تاریخ شفاهی کردستان ببرد. افسانه‌هایي که از دو گفتمان بنیادی - عشق و تراژدی- سخن می‌گوید. در همان قدم‌های ابتدایی نمایشگاه، دیگر به طور کل سخن دوست محققم باورم شد: «بیت‌های کردی الهیات کلاسیک کردها هستند». نمی‌توان تابلوی «سوارو» یا «شور محمود و مرزینگان» را دید و در ذهن خود سفر جانکاه عشق را مرور نکرد. مهدی ضیاءالدینی، دقیقا شکل تابلوهایش هست؛ ظاهری آرام و درونی سنگین. روایت‌ مردمانش را با نوک قلمو از تاریخ سینه به سینه بیرون می‌کشد، رنگ می‌زند و دوباره زنده می‌کند. در عصری که تکنولوژی، قصه‌ها را به حاشیه رانده و همه چیز را ساندویچ شده و تنها در اپیزودهای دو خطی به خورد مخاطبانش می‌دهد، و خود «تخریب کلان روایت‌ها» به تنها روایت اسطوره‌ای عصر ما بدل شده است، جسارت می‌خواهد که مخاطب را به دنیایی کلاسیک و به دور از تلگرام و اینستاگرام و موبایل و لپ تاپش دعوت کرد. روایتگر بیت «سوارو»، زنی نه تنها از قبیله‌ عشق بلکه از قبله‌ عشق است، با گیسوانی آشفته و کلامی محزون. روایتگر قصه،‌ عاشق خویش است. سوارکاری چابک، در میان انبوه سواران به جنگ دشمن می‌رود و در آخرین دیدار از معشوق خود طلب بوسه می‌کند. اما زن، با چشمانی باز و سینه‌ای پر از غرور برایش شرط تعیین می‌کند. «تنها در صورت پیروزی در جنگ است که به کام من میرسی». سوار، دیگر هم برای وطن باید بجنگد و هم برای عشق. اکنون سوار باز آمده، شکست نخورده اما زخمی است و باز زن، آواز سر می‌دهد، ملول و نگران و پشیمان: «نه، هیچ طبیب و لقمانی بر بالینش حاضر نشود، خودم از تن خود، از عرق سینه‌ام، از گرد انگشترم برایش مرهمی درست می کنم و بر آن زخم می‌نهم». کلامی محکم، سنگین با آوازی کش‌دار. نقش‌های مهدی ضیاءالدینی، تنها روایتگر قصه‌ها نیست بلكه پلی میان اکنون و گذشته‌ دوری است که حسی غریب دامانش را گرفته و انگار میان دود و دم این همه «آوانگاردیسم» بی‌بنیان گم شده است. گویی بر روی هر تابلویش جمله‌ معروف آرتور‌ رمبو نوشته شده است: «همان‌گونه که می‌دانیم، عشق را باید از نو ابداع کرد». قامت کشیده‌ زن‌ها، سینه‌ فراغ مردها و صورت مغموم و تامل برانگیزشان، برایم یادآور سخنی از آلن بدیو بود: «عشق هردم باز آفریدن خود است؛ شعله اش را نگهدار تا پایدار بماند». در جست‌وجویی حماسی وار بر بیت‌های کردی مانند نقش‌های استاد، باید جسورانه اسبت را زین کنی؛ اگر از جنس حماسه‌ای، شال و کمر و سربند ببندی و اگر از جنس روایتگر عشق هستی، باید «که وا» و« سوخمه» و «کولینجه» را با کلاه و پولک‌های آویزانش بر تن کنی. حال آماده‌ سفر به عمق ذهن مردمان کرد هستی. تمام رنگ‌های عالم را در خورجین بگذار و هرچقدر –واژه- داری با خودت ببر؛ چرا که برای توصیف چنین عالمی ...
css.php