رفتن به بالا

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • دوشنبه ۹ اسفند ۱۳۹۵
  • الإثنين ۰ جماد ثاني ۱۴۳۸
  • 2017 Monday 27 February
    مهاباد لطیف
    ٧(°C)
    وزش باد ۴(mph)
    فشار ٢۵.۶٢(in)
    محدوده دید ۶.٠(mi)
    اشعه فرابنفش 0-Low
    رطوبت ٢۵.۶٢(in)
گاه‌شمار تاریخ خورشیدی
اسفند ۱۳۹۵
ش ی د س چ پ ج
« بهمن    
 123456
78910111213
14151617181920
21222324252627
2829  
  • چهارشنبه ۸ دی ۱۳۹۵ - ۱۴:۱۳
  • کد خبر : 2995
  • مشاهده : 81 بازدید
  • س.ت » صنایع دستی
  • چاپ خبر : بجنورد میزبان هم‌اندیشی «گلیم سفره کردی»

هم‌اندیشی گلیم سفره کردی خراسان شمالی با حضور جمعی از پژوهشگران ملی و محلی برگزار می‌شود.

به گزارش بینەر و بە نقل از مهر، حجت اله مرادخانی، مشاور معاون صنایع‌دستی کشور گفت: در این همایش به بررسی پیشینه و وضع موجود گلیم سفره کردی خراسان شمالی، آسیب شناسی نقوش، طرح و بافت، عوامل موثر در بازاریابی، فروش و صادرات، جایگاه گلیم سفره کردی در زندگی امروز مردم خراسان شمالی و مباحث مربوط به بسته بندی پرداخته می‌شود.
به گفته این پژوهشگر و استاد دانشگاه، گلیم سفره کردی نوعی گلیم است که به دست زنان عشایر کرد خراسان شمالی و خراسان رضوی بافته شده و تولید آن در شهرستان‌های بجنورد، مانه و سملقان، شیروان، فاروج اسفراین و قوچان رواج دارد.
سفره کردی خراسان شمالی در پنجمین جلسه شورای عالی سیاستگذاری ثبت آثار تاریخی و میراث ناملموس در سال ۱۳۹۱، ‌در فهرست آثار ملی قرار گرفت و در دی ماه سال ۱۳۹۲ موفق به دریافت نشان اصالت یونسکو شد.
مرادخانی، توجه به فروش و بازاریابی برای صنایع دستی را ضروری دانست و افزود: یکی از بارزترین مصداق‌های صنایع خلاق در کشور ما، حوزه صنایع‌دستی است که با دارا بودن خصوصیات اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی به طور توأمان ظرفیت قابل اعتنا پدید آورده و می‌تواند بستری تعیین کننده برای توسعه اقتصادی و رشد پایدار اشتغال در کشور ما فراهم آورد. چراکه این تولیدات فرهنگی برآمده از خلاقیت و نبوغ مردم نواحی مختلف ایران بوده و به سبب ویژگی‌های متعددی که دارند می‌تواند به مثابه فرصتی ارزنده برای رشد اقتصاد خلاق در ایران را فراهم آورد.
این همایش، امروز چهارشنبه هشتم دی ماه در سالن آمفی تئاتر دانشگاه دولتی بجنورد و با حضور استاندار خراسان شمالی و جمعی از پژوهشگران ملی و محلی برگزار خواهد شد.

 

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت ویژه

من از مرگ هنرمندان خوشحالم

شاید بتوان گفت مرگ حقیقی ترین و عادلانه ترین پدیده ی جهان است که گریزی از آن برای هیچ کس نیست. مسئله ای که در طول تاریخ همواره یکی از دغدغه های بشری بوده و هست. اما مرگ هنرمندان داستان دیگری دارد و مرگ هنرمندان در سرزمین من داستانی دیگرگونه تر! من از مرگ هنرمندان خوشحالم، چرا که تجربه نشان داده است این تنها راه توجه مردم و مسئولین به هنر و هنرمندان است. زمانی که هنرمندی می میرد، همه شاعر می شویم و به گونه ای در سوگ شاعر مرثیه می سراییم و اشک می ریزیم و بر سر و سینه می کوبیم، تو گویی قبل از به خاکسپاری هنرمند مرحوم ، ما را باید به خاک بسپارند. به مدد اینترنت و گروههای اجتماعی چنان از آثار هنرمند مرحوم یاد می کنیم، تو گویی آثار هنری وی ، بخش از زندگی ما بود. صبح قبل از صبحانه، یک قاشق چای خوری شعر، ظهر یک دومِ موسیقی بعد از ناهار و شب قبل از خواب یک فنجان دمنوشِ فیلم! من از مرگ هنرمندان خوشحالم، چرا که هیچ نوع مرگ دیگری اینچنین همه - مردم و مسئولین - را دور هم جمع نمی کند، هیچ دلیلی دیگری نمی تواند به این زیبایی اسباب پیاده روی از مسجد جامع تا سر مزار را فراهم آورد. هیچ پدیده ی دیگری نمی شناسم که تا این میزان سوال فلسفی و افسوس در دل همه ایجاد کند. افسوسی که منجر به درس و تصمیم های بزرگ بین مردم و مسئولین می شود. تصمیم هایی از قبیل توجه به هنرمندان، توسعه ی فضای هنری و قدردانستن داشته های فرهنگی شهرمان. اما نمی دانم چرا عمر این تصمیات کوتاه است و معمولاً از فلکه ی ساعت به بعد فراموش می شود. شاید به خاطر ترافیک  باشد. به خصوص که اکنون شهر اول در بوق نزدن شناخته شده ایم و جهت از دست ندادن این مقام مهم فرهنگی تمام حواسمان به این است بوق نزنیم و همین باعث می شود که تصمیمات فرهنگی دیگرمان را فراموش کنیم. اما اشکالی ندارد، در عوض همین بوق نزدن را بیلان کار فرهنگی محسوب می کنیم و با افتخار همه جا بوق نزدنمان را در بوق و کرنا می کنیم! من از مرگ هنرمندان خوشحالم. چرا که به غیر از مرگ هنرمندانِ شهرم، به هیچ شکل دیگری نمی توان کاری کرد که آثارشان بین همه پخش شود. در شهری که سالن سینما ندارد، نگارخانه ندارد، سالن تئاتر ندارد، صنعت نشر درست ندارد و از همه مهمتر بینش فرهنگی و هنری صحیحی در بین تعداد قابل توجهی از مسئولین و مردم وجود ندارد، طبیعتا تنها گورستان می تواند بهترین مکان برای عرضه ی هنر هنرمندان باشد. من از مرگ هنرمندان خوشحالم، چرا که آنان که تمام زندگیشان را بدون هیچ چشم داشتی و با کمترین امکانات و توقعات وقف کار هنری می کنند، در مرگشان نیز موهبتی نهفته است. موهبت وسیع تر شدن آرامگاه هنرمندان شهرمان، تا هر مهمانی که به شهرمان آمد ...
css.php