رفتن به بالا

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


    مهاباد لطیف
    ١٩(°C)
    وزش باد ۴(mph)
    فشار ٢۵.۶٣(in)
    محدوده دید ۶.٠(mi)
    اشعه فرابنفش 0-Low
    رطوبت ٢۵.۶٣(in)
گاه‌شمار تاریخ خورشیدی
خرداد ۱۳۹۷
ش ی د س چ پ ج
« اردیبهشت    
 1234
567891011
12131415161718
19202122232425
262728293031  
  • سه شنبه ۱۴ دی ۱۳۹۵ - ۱۱:۰۴
  • کد خبر : 3111
  • مشاهده : 302 بازدید
  • تئاتر » س.ت
  • چاپ خبر : راهیابی نمایشی از كرمانشاه و کردستان به سی و پنجمین جشنواره بین المللی تئاتر فجر

«پستو» به نویسندگی باقر سروش و کارگردانی مشترک کامران جباری و سید حسین موسوی کاری از گروه «چرک نویس» از شهر بیجار کردستان و ‪ «گاهی» به نویسندگی آرش عباسی و کارگردانی مشترک محمدرضا درند و سعید زندی کاری از گروه «بازی» از شهر کرمانشاه جزو آثار راه یافته برای حضور در بخش مرور تئا‌تر ایران و فجر استانی سی و پنجمین جشنواره بین‌المللی تئا‌تر فجر معرفی شدند.

به گزارش بینەر به نقل از روابط عمومی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی کردستان، گروه انتخاب آثار برگزیده جشنواره‌های تئا‌تر استان‌های کشور، متشکل از افسانه ماهیان، ایرج راد، یونس آبسالان، محسن قصابیان و اتابک نادری، پس از ارزیابی آثار متقاضی این بخش، برگزیدگان خود را در ۲ بخش آثار راه یافته به بخش مرور تئا‌تر ایران و همچنین آثار معرفی شده به فجر استانی انتخاب کردند‪.‬


 آثار راه یافته به بخش مرور تئا‌تر ایران (جشنواره فجر):


‪ «‬آبگوشت زهرماری» به نویسندگی آرش آبسالان و کارگردانی قاسم لطفی خواجه پاشا از گروه «تم» از شهر ارومیه
‪ «‬بیستون می‌تازد» به نویسندگی و کارگردانی امین رضایی از گروه «کوپن نوین» از شهر مشهد
‪ «‬پستو» به نویسندگی باقر سروش و کارگردانی مشترک کامران جباری و سید حسین موسوی از گروه «چرک نویس» از شهر بیجار
‪ «‬پنجاه و چهارمین سالگرد…» به نویسندگی و کارگردانی آرمین حمدی‌پور کاری از گروه «طلوع در آینه» از شیراز
‪ «‬تو را از من گرفتی» به نویسندگی و کارگردانی اکبر صادقی از گروه «باربد» از شهر بیله سوار
‪ «‬جزیره» به نویسندگی داریوش علیزاده و کارگردانی سعید دشتی از گروه «هویت» از شهر کرج (مشروط‪)‬
‪ «‬جی» به نویسندگی کیوان می‌رمحمدی و کارگردانی صادق نصیری از گروه «آرسو» از شهر یزد
‪ «‬چند خوان رستم» به نویسندگی مشترک احسان و علیرضا رحیم‌ دل و کارگردانی علیرضا رحیم دل کاری از گروه «آئینه» از شهر پاکدشت
‪ «‬دو به دل» به نویسندگی جلیل امیری و کارگردانی سامان پهلوانی از گروه «شهر ایران» از شهر جیرفت (مشروط‪)‬
‪ «‬رسوب» به نویسندگی و کارگردانی مسعود عقلی از گروه «شمایل» از شهر مشهد
‪ «‬سرنوشت نابهنگام زنی که…» به نویسندگی و کارگردانی سیاوش عالی‌پور از گروه «بابوشکا» از اهواز
‪ «‬قاقمان» به نویسندگی حامد مکملی و کارگردانی مرتضی نجفی از گروه «نگاه نو» شهر قزوین
‪ «‬گاهی» به نویسندگی آرش عباسی و کارگردانی مشترک محمدرضا درند و سعید زندی کاری از گروه «بازی» از شهر کرمانشاه
‪ «‬مجلس مچاله خوانی» به نویسندگی و کارگردانی سجاد طهماسبی از گروه «قاب خالی» از شهر تویسرکان
‪ «‬همه دختران من» به نویسندگی مشترک جواد روستایی و محمد قاسمی و کارگردانی جواد روستایی از گروه «بچه‌های شرقی» از شهر ساوه

‪ ‬۶۰‪ ‬اثر برگزیده جشنواره‌های تئا‌تر استان‌ها که شهریور و مهر ماه در ۳۲ استان کشور برگزار شد، به همایش استانی راه یافتند. آثار شرکت کننده در این همایش توسط گروه انتخاب کننده با حضور کارگردان‌ها در تالار مشاهیر تئا‌تر شهر مورد ارزیابی قرار گرفت و در ‌‌نهایت بر اساس کیفیت آثار از بین این ۶۰ اثر، ۱۲ نمایش برای حضور قطعی و ۳ اثر به منظور ایجاد فرصت اجرایی در بخش مرور فجر انتخاب شدند. ضمن اینکه ۱۴ اثر نامبرده دیگر هم به بخش فجر استانی که در استانهای میزبان جشنواره برگزار می‌شود، راه پیدا کرده‌اند که از میان آن‌ها ۱۲ اثر به طور قطعی و ۲ اثر هم مشروط پذیرفته شده‌اند‪.‬

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت ویژه

نگاهی به جشنواره نمایشنامه خوانی مهاباد

هیاهوی بسیار برای … ؟

چند روزی از پایان جشنواره نمایشنامه خوانی مهاباد که اولین دوره ی خود را طی کرد نمی گذرد. اکنون شاید بهترین زمان برای نقد و بررسی رویکرد این جشنواره باشد. گرچه این انتقادها از همان زمان علنی شدن بحث جشنواره قابل طرح بود، اما به جهت حمایت از برگزاری و جلوگیری از شائبه های مختلف، این نقد به بعد از برگزاری موکول شد تا پیش داوری اشتباهی صورت نگرفته باشد. اولین موضوع قابل بحث عنوان جشنواره است که از دو عبارت متفاوت اما با زمینه ی مشابه برخوردار است. نمایشنامه خوانی یا اجرا خوانی؟ آنچه که مدت ها در ایران با عنوان نمایشنامه خوانی شناخته می شد، بیشتر دلالت بر خوانش نمایشنامه توسط چند بازیگر(و گاه یک بازیگر) نشسته بر صندلی و با متن در دست بود. کم کم این شکل نشستن صرف، تغییراتی پیدا کرد و بازیگران به صورت ایستاده و یا به اشکال مختلف و با بهره گیری از دکور بسیار ساده، نور و صدا (در حد محدود) به خوانش نمایشنامه پرداختند و به نوعی اجراخوانی قلمداد شد. در واقع اجراخوانی ما به ازای script-in-hand performance مورد استفاده قرار گرفت. تقریبا تعریف دقیق و مشخصی از شکل و تاریخچه ی نمایشنامه خوانی نمی توان یافت و تعاریف و توضیحات متفاوتی برای آن ارائه شده است. با این حال دو نکته ی اساسی وجه مشترک همه ی این تعاریف است. نمایشنامه خوانی برای خوانش اثر نو و اجرا نشده ی نویسنده توسط نویسنده و یا بازیگران شکل گرفته است که این امر نیز برای دو مقصود صورت می گیرد. یا نویسنده در حال معرفی نمایشنامه ی خود به کارگردانان و کمپانی های تولید تئاتر است، یا نویسنده قصد دارد با خوانش آن با بازخورد مخاطب آشنا شده و نمایشنامه اش را براساس این بازخورد بازنویسی نماید. حالت کلی دوم مربوط به خوانش نمایشنامه های یک نویسنده به صورت رپرتواری است. به این معنا که مثلا مجموعه ای از آثار شکسپیر توسط گروههای مختلف به منظور بررسی آن آثار در زمانی مشخص خوانده می شود. در هر دو حالت کلی ، جنبه ی ادبیات نمایشی بر جنبه ی اجرایی غالب است. با این حال این غلبه ی ادبیاتی معمولا در شکل اول که بیشتر به منظور معرفی اثر صورت می گیرد، نمود بیشتری دارد و می توان آن را نمایشنامه خوانی در نظر گرفت. در شکل دوم که جنبه ی آموزشی و یا پژوهشی آن بیشتر مور توجه است و در بسیاری از مدارس تئاتری جهان با استفاده از همین شیوه ی در یک فصل مشخص آثاری از نویسنده ای مشخص مورد خوانش قرار می گیرد، می توان به شاخصه های اجراخوانی (یا نمایش با متن در دست) نزدیک شد تا جنبه هایی اجرایی نمایشنامه نیز مورد توجه قرار گیرد. طبیعتا هیچ کدام از این روش ها یک قانون غیرقابل تغییر نیست و تداخل آن در یک دیگر امکان پذیر است. اما معمولا برای بررسی پدیدهای علوم انسانی می بایست یک عرف و تعریف مشخص را برای جلوگیری از پراکندگی بحث ...
css.php