رفتن به بالا

تعداد اخبار امروز : 2 خبر


    مهاباد لطیف
    ٢٢(°C)
    وزش باد آرام
    فشار ٢۵.۵٢(in)
    محدوده دید ۶.٠(mi)
    اشعه فرابنفش 0-Low
    رطوبت ٢۵.۵٢(in)
  • سه شنبه ۱۴ دی ۱۳۹۵ - ۱۱:۰۴
  • کد خبر : 3111
  • مشاهده : 215 بازدید
  • تئاتر » س.ت
  • چاپ خبر : راهیابی نمایشی از كرمانشاه و کردستان به سی و پنجمین جشنواره بین المللی تئاتر فجر

«پستو» به نویسندگی باقر سروش و کارگردانی مشترک کامران جباری و سید حسین موسوی کاری از گروه «چرک نویس» از شهر بیجار کردستان و ‪ «گاهی» به نویسندگی آرش عباسی و کارگردانی مشترک محمدرضا درند و سعید زندی کاری از گروه «بازی» از شهر کرمانشاه جزو آثار راه یافته برای حضور در بخش مرور تئا‌تر ایران و فجر استانی سی و پنجمین جشنواره بین‌المللی تئا‌تر فجر معرفی شدند.

به گزارش بینەر به نقل از روابط عمومی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی کردستان، گروه انتخاب آثار برگزیده جشنواره‌های تئا‌تر استان‌های کشور، متشکل از افسانه ماهیان، ایرج راد، یونس آبسالان، محسن قصابیان و اتابک نادری، پس از ارزیابی آثار متقاضی این بخش، برگزیدگان خود را در ۲ بخش آثار راه یافته به بخش مرور تئا‌تر ایران و همچنین آثار معرفی شده به فجر استانی انتخاب کردند‪.‬


 آثار راه یافته به بخش مرور تئا‌تر ایران (جشنواره فجر):


‪ «‬آبگوشت زهرماری» به نویسندگی آرش آبسالان و کارگردانی قاسم لطفی خواجه پاشا از گروه «تم» از شهر ارومیه
‪ «‬بیستون می‌تازد» به نویسندگی و کارگردانی امین رضایی از گروه «کوپن نوین» از شهر مشهد
‪ «‬پستو» به نویسندگی باقر سروش و کارگردانی مشترک کامران جباری و سید حسین موسوی از گروه «چرک نویس» از شهر بیجار
‪ «‬پنجاه و چهارمین سالگرد…» به نویسندگی و کارگردانی آرمین حمدی‌پور کاری از گروه «طلوع در آینه» از شیراز
‪ «‬تو را از من گرفتی» به نویسندگی و کارگردانی اکبر صادقی از گروه «باربد» از شهر بیله سوار
‪ «‬جزیره» به نویسندگی داریوش علیزاده و کارگردانی سعید دشتی از گروه «هویت» از شهر کرج (مشروط‪)‬
‪ «‬جی» به نویسندگی کیوان می‌رمحمدی و کارگردانی صادق نصیری از گروه «آرسو» از شهر یزد
‪ «‬چند خوان رستم» به نویسندگی مشترک احسان و علیرضا رحیم‌ دل و کارگردانی علیرضا رحیم دل کاری از گروه «آئینه» از شهر پاکدشت
‪ «‬دو به دل» به نویسندگی جلیل امیری و کارگردانی سامان پهلوانی از گروه «شهر ایران» از شهر جیرفت (مشروط‪)‬
‪ «‬رسوب» به نویسندگی و کارگردانی مسعود عقلی از گروه «شمایل» از شهر مشهد
‪ «‬سرنوشت نابهنگام زنی که…» به نویسندگی و کارگردانی سیاوش عالی‌پور از گروه «بابوشکا» از اهواز
‪ «‬قاقمان» به نویسندگی حامد مکملی و کارگردانی مرتضی نجفی از گروه «نگاه نو» شهر قزوین
‪ «‬گاهی» به نویسندگی آرش عباسی و کارگردانی مشترک محمدرضا درند و سعید زندی کاری از گروه «بازی» از شهر کرمانشاه
‪ «‬مجلس مچاله خوانی» به نویسندگی و کارگردانی سجاد طهماسبی از گروه «قاب خالی» از شهر تویسرکان
‪ «‬همه دختران من» به نویسندگی مشترک جواد روستایی و محمد قاسمی و کارگردانی جواد روستایی از گروه «بچه‌های شرقی» از شهر ساوه

‪ ‬۶۰‪ ‬اثر برگزیده جشنواره‌های تئا‌تر استان‌ها که شهریور و مهر ماه در ۳۲ استان کشور برگزار شد، به همایش استانی راه یافتند. آثار شرکت کننده در این همایش توسط گروه انتخاب کننده با حضور کارگردان‌ها در تالار مشاهیر تئا‌تر شهر مورد ارزیابی قرار گرفت و در ‌‌نهایت بر اساس کیفیت آثار از بین این ۶۰ اثر، ۱۲ نمایش برای حضور قطعی و ۳ اثر به منظور ایجاد فرصت اجرایی در بخش مرور فجر انتخاب شدند. ضمن اینکه ۱۴ اثر نامبرده دیگر هم به بخش فجر استانی که در استانهای میزبان جشنواره برگزار می‌شود، راه پیدا کرده‌اند که از میان آن‌ها ۱۲ اثر به طور قطعی و ۲ اثر هم مشروط پذیرفته شده‌اند‪.‬

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت ویژه

یادداشتی بر حاشیه‌ نمایشگاه مهدی ضیاءالدینی، نقاش کُرد

روایت‌های عشق

لازم نیست از تکنیک‌های نقاشی چیزی بلد باشید، یا سال‌ها در مورد تاریخ هنر مطالعه کرده باشید، تنها کافی است «کُرد» باشید تا تابلوهای«مهدی ضیاءالدینی» بر افسانه‌های کردی، تو را به عمق تاریخ شفاهی کردستان ببرد. افسانه‌هایي که از دو گفتمان بنیادی - عشق و تراژدی- سخن می‌گوید. در همان قدم‌های ابتدایی نمایشگاه، دیگر به طور کل سخن دوست محققم باورم شد: «بیت‌های کردی الهیات کلاسیک کردها هستند». نمی‌توان تابلوی «سوارو» یا «شور محمود و مرزینگان» را دید و در ذهن خود سفر جانکاه عشق را مرور نکرد. مهدی ضیاءالدینی، دقیقا شکل تابلوهایش هست؛ ظاهری آرام و درونی سنگین. روایت‌ مردمانش را با نوک قلمو از تاریخ سینه به سینه بیرون می‌کشد، رنگ می‌زند و دوباره زنده می‌کند. در عصری که تکنولوژی، قصه‌ها را به حاشیه رانده و همه چیز را ساندویچ شده و تنها در اپیزودهای دو خطی به خورد مخاطبانش می‌دهد، و خود «تخریب کلان روایت‌ها» به تنها روایت اسطوره‌ای عصر ما بدل شده است، جسارت می‌خواهد که مخاطب را به دنیایی کلاسیک و به دور از تلگرام و اینستاگرام و موبایل و لپ تاپش دعوت کرد. روایتگر بیت «سوارو»، زنی نه تنها از قبیله‌ عشق بلکه از قبله‌ عشق است، با گیسوانی آشفته و کلامی محزون. روایتگر قصه،‌ عاشق خویش است. سوارکاری چابک، در میان انبوه سواران به جنگ دشمن می‌رود و در آخرین دیدار از معشوق خود طلب بوسه می‌کند. اما زن، با چشمانی باز و سینه‌ای پر از غرور برایش شرط تعیین می‌کند. «تنها در صورت پیروزی در جنگ است که به کام من میرسی». سوار، دیگر هم برای وطن باید بجنگد و هم برای عشق. اکنون سوار باز آمده، شکست نخورده اما زخمی است و باز زن، آواز سر می‌دهد، ملول و نگران و پشیمان: «نه، هیچ طبیب و لقمانی بر بالینش حاضر نشود، خودم از تن خود، از عرق سینه‌ام، از گرد انگشترم برایش مرهمی درست می کنم و بر آن زخم می‌نهم». کلامی محکم، سنگین با آوازی کش‌دار. نقش‌های مهدی ضیاءالدینی، تنها روایتگر قصه‌ها نیست بلكه پلی میان اکنون و گذشته‌ دوری است که حسی غریب دامانش را گرفته و انگار میان دود و دم این همه «آوانگاردیسم» بی‌بنیان گم شده است. گویی بر روی هر تابلویش جمله‌ معروف آرتور‌ رمبو نوشته شده است: «همان‌گونه که می‌دانیم، عشق را باید از نو ابداع کرد». قامت کشیده‌ زن‌ها، سینه‌ فراغ مردها و صورت مغموم و تامل برانگیزشان، برایم یادآور سخنی از آلن بدیو بود: «عشق هردم باز آفریدن خود است؛ شعله اش را نگهدار تا پایدار بماند». در جست‌وجویی حماسی وار بر بیت‌های کردی مانند نقش‌های استاد، باید جسورانه اسبت را زین کنی؛ اگر از جنس حماسه‌ای، شال و کمر و سربند ببندی و اگر از جنس روایتگر عشق هستی، باید «که وا» و« سوخمه» و «کولینجه» را با کلاه و پولک‌های آویزانش بر تن کنی. حال آماده‌ سفر به عمق ذهن مردمان کرد هستی. تمام رنگ‌های عالم را در خورجین بگذار و هرچقدر –واژه- داری با خودت ببر؛ چرا که برای توصیف چنین عالمی ...
css.php