رفتن به بالا

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • یکشنبه ۸ اسفند ۱۳۹۵
  • الأحد ۲۹ جماد أول ۱۴۳۸
  • 2017 Sunday 26 February
    مهاباد لطیف
    (°C)
    وزش باد ۴(mph)
    فشار ٢۵.۶٨(in)
    محدوده دید ۶.٠(mi)
    اشعه فرابنفش 0-Low
    رطوبت ٢۵.۶٨(in)
گاه‌شمار تاریخ خورشیدی
اسفند ۱۳۹۵
ش ی د س چ پ ج
« بهمن    
 123456
78910111213
14151617181920
21222324252627
2829  
  • سه شنبه ۱۴ دی ۱۳۹۵ - ۱۱:۰۴
  • کد خبر : 3111
  • مشاهده : 127 بازدید
  • تئاتر » س.ت
  • چاپ خبر : راهیابی نمایشی از كرمانشاه و کردستان به سی و پنجمین جشنواره بین المللی تئاتر فجر

«پستو» به نویسندگی باقر سروش و کارگردانی مشترک کامران جباری و سید حسین موسوی کاری از گروه «چرک نویس» از شهر بیجار کردستان و ‪ «گاهی» به نویسندگی آرش عباسی و کارگردانی مشترک محمدرضا درند و سعید زندی کاری از گروه «بازی» از شهر کرمانشاه جزو آثار راه یافته برای حضور در بخش مرور تئا‌تر ایران و فجر استانی سی و پنجمین جشنواره بین‌المللی تئا‌تر فجر معرفی شدند.

به گزارش بینەر به نقل از روابط عمومی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی کردستان، گروه انتخاب آثار برگزیده جشنواره‌های تئا‌تر استان‌های کشور، متشکل از افسانه ماهیان، ایرج راد، یونس آبسالان، محسن قصابیان و اتابک نادری، پس از ارزیابی آثار متقاضی این بخش، برگزیدگان خود را در ۲ بخش آثار راه یافته به بخش مرور تئا‌تر ایران و همچنین آثار معرفی شده به فجر استانی انتخاب کردند‪.‬


 آثار راه یافته به بخش مرور تئا‌تر ایران (جشنواره فجر):


‪ «‬آبگوشت زهرماری» به نویسندگی آرش آبسالان و کارگردانی قاسم لطفی خواجه پاشا از گروه «تم» از شهر ارومیه
‪ «‬بیستون می‌تازد» به نویسندگی و کارگردانی امین رضایی از گروه «کوپن نوین» از شهر مشهد
‪ «‬پستو» به نویسندگی باقر سروش و کارگردانی مشترک کامران جباری و سید حسین موسوی از گروه «چرک نویس» از شهر بیجار
‪ «‬پنجاه و چهارمین سالگرد…» به نویسندگی و کارگردانی آرمین حمدی‌پور کاری از گروه «طلوع در آینه» از شیراز
‪ «‬تو را از من گرفتی» به نویسندگی و کارگردانی اکبر صادقی از گروه «باربد» از شهر بیله سوار
‪ «‬جزیره» به نویسندگی داریوش علیزاده و کارگردانی سعید دشتی از گروه «هویت» از شهر کرج (مشروط‪)‬
‪ «‬جی» به نویسندگی کیوان می‌رمحمدی و کارگردانی صادق نصیری از گروه «آرسو» از شهر یزد
‪ «‬چند خوان رستم» به نویسندگی مشترک احسان و علیرضا رحیم‌ دل و کارگردانی علیرضا رحیم دل کاری از گروه «آئینه» از شهر پاکدشت
‪ «‬دو به دل» به نویسندگی جلیل امیری و کارگردانی سامان پهلوانی از گروه «شهر ایران» از شهر جیرفت (مشروط‪)‬
‪ «‬رسوب» به نویسندگی و کارگردانی مسعود عقلی از گروه «شمایل» از شهر مشهد
‪ «‬سرنوشت نابهنگام زنی که…» به نویسندگی و کارگردانی سیاوش عالی‌پور از گروه «بابوشکا» از اهواز
‪ «‬قاقمان» به نویسندگی حامد مکملی و کارگردانی مرتضی نجفی از گروه «نگاه نو» شهر قزوین
‪ «‬گاهی» به نویسندگی آرش عباسی و کارگردانی مشترک محمدرضا درند و سعید زندی کاری از گروه «بازی» از شهر کرمانشاه
‪ «‬مجلس مچاله خوانی» به نویسندگی و کارگردانی سجاد طهماسبی از گروه «قاب خالی» از شهر تویسرکان
‪ «‬همه دختران من» به نویسندگی مشترک جواد روستایی و محمد قاسمی و کارگردانی جواد روستایی از گروه «بچه‌های شرقی» از شهر ساوه

‪ ‬۶۰‪ ‬اثر برگزیده جشنواره‌های تئا‌تر استان‌ها که شهریور و مهر ماه در ۳۲ استان کشور برگزار شد، به همایش استانی راه یافتند. آثار شرکت کننده در این همایش توسط گروه انتخاب کننده با حضور کارگردان‌ها در تالار مشاهیر تئا‌تر شهر مورد ارزیابی قرار گرفت و در ‌‌نهایت بر اساس کیفیت آثار از بین این ۶۰ اثر، ۱۲ نمایش برای حضور قطعی و ۳ اثر به منظور ایجاد فرصت اجرایی در بخش مرور فجر انتخاب شدند. ضمن اینکه ۱۴ اثر نامبرده دیگر هم به بخش فجر استانی که در استانهای میزبان جشنواره برگزار می‌شود، راه پیدا کرده‌اند که از میان آن‌ها ۱۲ اثر به طور قطعی و ۲ اثر هم مشروط پذیرفته شده‌اند‪.‬

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت ویژه

من از مرگ هنرمندان خوشحالم

شاید بتوان گفت مرگ حقیقی ترین و عادلانه ترین پدیده ی جهان است که گریزی از آن برای هیچ کس نیست. مسئله ای که در طول تاریخ همواره یکی از دغدغه های بشری بوده و هست. اما مرگ هنرمندان داستان دیگری دارد و مرگ هنرمندان در سرزمین من داستانی دیگرگونه تر! من از مرگ هنرمندان خوشحالم، چرا که تجربه نشان داده است این تنها راه توجه مردم و مسئولین به هنر و هنرمندان است. زمانی که هنرمندی می میرد، همه شاعر می شویم و به گونه ای در سوگ شاعر مرثیه می سراییم و اشک می ریزیم و بر سر و سینه می کوبیم، تو گویی قبل از به خاکسپاری هنرمند مرحوم ، ما را باید به خاک بسپارند. به مدد اینترنت و گروههای اجتماعی چنان از آثار هنرمند مرحوم یاد می کنیم، تو گویی آثار هنری وی ، بخش از زندگی ما بود. صبح قبل از صبحانه، یک قاشق چای خوری شعر، ظهر یک دومِ موسیقی بعد از ناهار و شب قبل از خواب یک فنجان دمنوشِ فیلم! من از مرگ هنرمندان خوشحالم، چرا که هیچ نوع مرگ دیگری اینچنین همه - مردم و مسئولین - را دور هم جمع نمی کند، هیچ دلیلی دیگری نمی تواند به این زیبایی اسباب پیاده روی از مسجد جامع تا سر مزار را فراهم آورد. هیچ پدیده ی دیگری نمی شناسم که تا این میزان سوال فلسفی و افسوس در دل همه ایجاد کند. افسوسی که منجر به درس و تصمیم های بزرگ بین مردم و مسئولین می شود. تصمیم هایی از قبیل توجه به هنرمندان، توسعه ی فضای هنری و قدردانستن داشته های فرهنگی شهرمان. اما نمی دانم چرا عمر این تصمیات کوتاه است و معمولاً از فلکه ی ساعت به بعد فراموش می شود. شاید به خاطر ترافیک  باشد. به خصوص که اکنون شهر اول در بوق نزدن شناخته شده ایم و جهت از دست ندادن این مقام مهم فرهنگی تمام حواسمان به این است بوق نزنیم و همین باعث می شود که تصمیمات فرهنگی دیگرمان را فراموش کنیم. اما اشکالی ندارد، در عوض همین بوق نزدن را بیلان کار فرهنگی محسوب می کنیم و با افتخار همه جا بوق نزدنمان را در بوق و کرنا می کنیم! من از مرگ هنرمندان خوشحالم. چرا که به غیر از مرگ هنرمندانِ شهرم، به هیچ شکل دیگری نمی توان کاری کرد که آثارشان بین همه پخش شود. در شهری که سالن سینما ندارد، نگارخانه ندارد، سالن تئاتر ندارد، صنعت نشر درست ندارد و از همه مهمتر بینش فرهنگی و هنری صحیحی در بین تعداد قابل توجهی از مسئولین و مردم وجود ندارد، طبیعتا تنها گورستان می تواند بهترین مکان برای عرضه ی هنر هنرمندان باشد. من از مرگ هنرمندان خوشحالم، چرا که آنان که تمام زندگیشان را بدون هیچ چشم داشتی و با کمترین امکانات و توقعات وقف کار هنری می کنند، در مرگشان نیز موهبتی نهفته است. موهبت وسیع تر شدن آرامگاه هنرمندان شهرمان، تا هر مهمانی که به شهرمان آمد ...
css.php