رفتن به بالا

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • الأربعاء ۸ محرم ۱۴۴۰
  • 2018 Wednesday 19 September
    مهاباد لطیف
    ٢۶(°C)
    وزش باد ٩(mph)
    فشار ٢۵.۵۴(in)
    محدوده دید ۶.٠(mi)
    اشعه فرابنفش 3-Moderate
    رطوبت ٢۵.۵۴(in)
گاه‌شمار تاریخ خورشیدی
شهریور ۱۳۹۷
ش ی د س چ پ ج
« مرداد    
 12
3456789
10111213141516
17181920212223
24252627282930
31  
گزارشی از یک نمایشگاه متفاوت نقاشی؛

نقاشی‌هایی که با الهام از آلبوم «کامکارها» خلق شدند

۱۹ هنرمند با الهام از آلبوم «دف و نی» گروه کامکارها ۳۰ اثر نقاشی خلق کردند که این آثار در نمایشگاهی تحت عنوان «نغمه‌های مهر» در نگاخانه شهرآوا موزه موسیقی ایران به نمایش درآمده است.

به گزارش بینەر به نقل از فارس، ٣٠ اثر نقاشی از ١٩ هنرمند با موضوع موسیقی که الهام گرفته شده از یکی از آلبوهای گروه کامکارهاست، در نگاخانه شهرآوا به نمایش درآمد.

در مراسم افتتاحیه این نمایشگاه دکتر کوروس سامانیان استاد دانشگاه هنر ضمن خوش آمد گویی به هنرمندان شرکت کننده در این نمایشگاه گفت: هنرمندان این کارگاه آموزشی، موسیقی را شنیدند، احساس کردند، در ذهنشان تصویر سازی کردند و اثری را در قالب نقاشی خلق کردند.

وی افزود: آلبوم دف و نی اثر گروه کامکارها به این دلیل انتخاب شد که سازهای کوبه ای در این انتقال برای بدست آوردن ریتم و هارمونی کمک بیشتری می کرد. من خودم با مجموعه ی کامکارها ٢٠ سال پیش آشنا شدم. ما هنوزدر ابتدای این پژوهش هستیم و در این میان تجاربی بدست آوردیم و در آینده با طرح های بهتر کار را ادامه خواهیم داد. با پیشنهاد آقای منصور برقعی نام این نمایشگاه نغمه های مهر گذاشته شد. مقداری از هزینه هایی که بابت کارگاه آموزشی توسط هنرمندان پرداخت شد، صرف مستمندان گردید و با مهر و مهربانی خودجوش، توسط خود هنرمندان شرکت کننده آغاز شد.

بیژن کامکار هنرمند برجسته عرصه موسیقی کشورمان نیز در این مراسم عنوان کرد: از زمان های کهن در تمام جهان سعی بر این بود که با موسیقی ارتباط برقرار شود و صحبت را آغاز کنند. با خشم، شادی، غم و … نتوانستند ارتباطی برقرار کنند پس به ادبیات و شعر روی آوردند، تلفیق شعر و موسیقی جدایی ناپذیر شد. متاسفانه از آنجایی که موسیقی از ابتدا تاریخ نگاری صحیح نشده است و آنچه که ما میدانیم بر اساس گفته هاست، نکاتی که از موسیقی داریم به صورت تفسیری است.

وی افزود: ای کاش باربد به خوابم می آمد و به من می گفت تا بدانم چگونه از روز اول فروردین تا بیست و نه اسفند با یک موسیقی تفسیر میکرد بدون اینکه موسیقی دو روز به یکدیگر شباهتی داشته باشند. متاسفانه امروز فقط چند اسم از آن سیصد و شصت روز باربد داریم: سروستان، رامش جان، اورنگی، باغ شیرین، آرایش خورشید و … که تازه در این اسامی نیز شک وجود دارد. از این نمونه ها در تاریخ موسیقی زیاد داریم.

این هنرمند ادامه داد: خسرو پرویز اعلام کرده بود اگر کسی خبر مرگ شبدیز اسب مرا بدهد اورا خواهم کشت. در زمانیکه اسبش شبدیز مرد هیچ یک از اطرافیان او جرات نداشتن این خبر را به خسرو پرویز برسانند. باربد با ساختن قطعه ای بسیار غم انگیز سبب شد که خسرو پرویز بگوید گویی شبدیز مرده است. ببینید در آن زمان موسیقی چه تبحری داشته است که شنونده با شنیدن آن پی به پیام آن میبرده.

کامکار با بیان این که منابع الهام تمام موزیسین های جهان طبیعت است، گفت: جنگل، دریا، درخت و گل، با احساسات انسانی نظیر عشق، معرفت، عاطفه، دوستی، انقلاب، صلح، جنگ و … همراه است. اینها منابع الهام یک موزیسین بوده. بارها از من پرسیده شد که چرا موسیقی امروز پر از خشم وهیاهو است موسیقی نیز امروزی دارای تکنیک هست ولی منابع تغییر کرده در زمانیکه داعشی ها حضور دارند کجا میتوان معنای معرفت،عاطفه و دوستی را دید و بیان کرد؟

این خواننده موسیقی ایرانی و کردی درباره این نمایشگاه گفت: برای من افتخار است که این حرکت با آلبوم کامکارها شروع شده این کار بزرگی است که موسیقی گوش دهید و با احساسی که نسبت به آن موسیقی در شما به وجود میآید یک اثر نقاشی خلق کنید در حقیقت وجه مشترک تمام هنر ها نقاشی، موسیقی، تئاتر، عکاسی و …  عواطف و احساسات و معرفت پاک انسانی است.

کامکار ادامه داد: برخی از من سوال میکنند چرا آثار موسیقی مانند گذشته نیست نظیرآثار اساتیدی چون روح الله خالقی، بنان و … زمان این اساتید منابع الهامشان طبیعت دامنه های پاک البرز و … بود اما اکنون شما این دامنه ها را نمیبینید چرا که پر از ساخت و ساز است. آلودگی های صوتی که امروزه وجود دارد بر احساس و عواطف موزیسین ها، نقاش ها و کلیه ی هنرمندان تاثیر منفی میگذارد.

سپس غلامرضا نامی کارشناس هنری گنجینه بانک پاسارگاد که خود از اساتید برجسته نقاشی و هنرهای تجسمی است، عنوان کرد: من ابتدا به نگارخانه شهر آوا و موزه ی موسیقی تبریک میگویم که مسیری را که انتخاب نموده اند و از ابتدا من نیز شاهد در این مسیر و نظاره گر این روند بودم قدم های موفقیت را به خوبی مشاهده میکنم و بسیار قابل توجه است که این هنرمندان با شنیدن موسیقی کامکار ها که سنتی و کلاسیک است آثاری آبستره و مدرنیسم خلق کردند و اینجاست که دیالوگ برقرار شده آقای کامکار شما به عنوان موزیسین ارزشمند کشورمان روایت و داستان را با نت و موسیقی بیان کردید و این هنرمندان آنرا به خلق یک اثر نقاشی منجر کردند و چقدر زیباست که در جمع شما نقاشان هنرمندان نقاش ناشنوا و کم شنوا نیز حضور دارند که با لمس ارتعاشات موسیقی این آثار را خلق کردند.

وی افزود: امیدوارم برای کودکان ناشنوا از این پژوهشی که شما انجام دادید به منظور درک و حس موسیقی بیشتراستفاده شود. من در زمانیکه آموزش نقاشی به کودکان میدادم به دنبال آموزش تکنیک نبودم تلاش میکردم تا حس آنها را در این رشته شکوفا کنم به عنوان مثال میگفتم شما از یک میهمانی که رفتی چه تاثیری گرفتی؟ چه احساسی داشتی؟ از آن یک نقاشی بکش یا آن اسباب بازی که دوست داری و به آن علاقه مندی را نقاشی بکش.

نامی ادامه داد: پژوهش دکتر کوروس سامانیان مسیر مثبت و صحیحی است تا با استفاده از موسیقی آن چیزی را که حس می کنیم به تصویر درآوریم. امیدارم این حرکت مستدام باشد و مدارس ناشنوایان از این روش استفاده کنند.

این نمایشگاه از ساعت ١٠ الی ١٨ در نگارخانه شهر آوا به آدرس: میدان تجریش، خیابان شهید دربندی (مقصود بیک)، خیابان موزه، موزه موسیقی، نگارخانه شهر آوا برپا است.

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت ویژه

نگاهی به جشنواره نمایشنامه خوانی مهاباد

هیاهوی بسیار برای … ؟

چند روزی از پایان جشنواره نمایشنامه خوانی مهاباد که اولین دوره ی خود را طی کرد نمی گذرد. اکنون شاید بهترین زمان برای نقد و بررسی رویکرد این جشنواره باشد. گرچه این انتقادها از همان زمان علنی شدن بحث جشنواره قابل طرح بود، اما به جهت حمایت از برگزاری و جلوگیری از شائبه های مختلف، این نقد به بعد از برگزاری موکول شد تا پیش داوری اشتباهی صورت نگرفته باشد. اولین موضوع قابل بحث عنوان جشنواره است که از دو عبارت متفاوت اما با زمینه ی مشابه برخوردار است. نمایشنامه خوانی یا اجرا خوانی؟ آنچه که مدت ها در ایران با عنوان نمایشنامه خوانی شناخته می شد، بیشتر دلالت بر خوانش نمایشنامه توسط چند بازیگر(و گاه یک بازیگر) نشسته بر صندلی و با متن در دست بود. کم کم این شکل نشستن صرف، تغییراتی پیدا کرد و بازیگران به صورت ایستاده و یا به اشکال مختلف و با بهره گیری از دکور بسیار ساده، نور و صدا (در حد محدود) به خوانش نمایشنامه پرداختند و به نوعی اجراخوانی قلمداد شد. در واقع اجراخوانی ما به ازای script-in-hand performance مورد استفاده قرار گرفت. تقریبا تعریف دقیق و مشخصی از شکل و تاریخچه ی نمایشنامه خوانی نمی توان یافت و تعاریف و توضیحات متفاوتی برای آن ارائه شده است. با این حال دو نکته ی اساسی وجه مشترک همه ی این تعاریف است. نمایشنامه خوانی برای خوانش اثر نو و اجرا نشده ی نویسنده توسط نویسنده و یا بازیگران شکل گرفته است که این امر نیز برای دو مقصود صورت می گیرد. یا نویسنده در حال معرفی نمایشنامه ی خود به کارگردانان و کمپانی های تولید تئاتر است، یا نویسنده قصد دارد با خوانش آن با بازخورد مخاطب آشنا شده و نمایشنامه اش را براساس این بازخورد بازنویسی نماید. حالت کلی دوم مربوط به خوانش نمایشنامه های یک نویسنده به صورت رپرتواری است. به این معنا که مثلا مجموعه ای از آثار شکسپیر توسط گروههای مختلف به منظور بررسی آن آثار در زمانی مشخص خوانده می شود. در هر دو حالت کلی ، جنبه ی ادبیات نمایشی بر جنبه ی اجرایی غالب است. با این حال این غلبه ی ادبیاتی معمولا در شکل اول که بیشتر به منظور معرفی اثر صورت می گیرد، نمود بیشتری دارد و می توان آن را نمایشنامه خوانی در نظر گرفت. در شکل دوم که جنبه ی آموزشی و یا پژوهشی آن بیشتر مور توجه است و در بسیاری از مدارس تئاتری جهان با استفاده از همین شیوه ی در یک فصل مشخص آثاری از نویسنده ای مشخص مورد خوانش قرار می گیرد، می توان به شاخصه های اجراخوانی (یا نمایش با متن در دست) نزدیک شد تا جنبه هایی اجرایی نمایشنامه نیز مورد توجه قرار گیرد. طبیعتا هیچ کدام از این روش ها یک قانون غیرقابل تغییر نیست و تداخل آن در یک دیگر امکان پذیر است. اما معمولا برای بررسی پدیدهای علوم انسانی می بایست یک عرف و تعریف مشخص را برای جلوگیری از پراکندگی بحث ...

جدیدترین خبرها

وعده گاه مسئولین

روز شمار عنوان وعده
624
روز گذشته
آیا سینمای مهاباد دوباره بازگشایی می شود؟
css.php