رفتن به بالا

تعداد اخبار امروز : 1 خبر


    مهاباد لطیف
    ٢۵(°C)
    وزش باد آرام
    فشار ٢۵.۴۴(in)
    محدوده دید ۶.٠(mi)
    اشعه فرابنفش 0-Low
    رطوبت ٢۵.۴۴(in)
  • چهارشنبه ۱۵ دی ۱۳۹۵ - ۱۲:۲۱
  • کد خبر : 3134
  • مشاهده : 185 بازدید
  • س.ت » سینما
  • چاپ خبر : موج بی سینمایی به سیروان هم رسید
سینما آرزویی برای جوانان سیروانی؛

موج بی سینمایی به سیروان هم رسید

شهرستان سیروان از جمله شهرستان‌هایی است که از وجود سینما به‌عنوان یک نماد فرهنگی بی‌بهره است.

بدون شک توسعه فرهنگ و هنر، عرصه‌های مختلف دیگر اعم از اقتصادی، اجتماعی، عمرانی و … را متحول می‌کند.

پرداختن به مسائل فرهنگی، آغاز و استمرار حرکت در مسیر توسعه پایدار را تضمین کرده و بر این اساس می‌توان به نقش و اهمیت مقوله فرهنگ به‌عنوان بستر و زیرساخت اصلی دیگر ساز و کارهای اجتماعی پی برد.

با محوریت قرار دادن شاخصه‌های توسعه فرهنگی در ایجاد بسترهای مناسب سرمایه‌گذاری می‌توان در جهت جذب سرمایه‌گذاران برای ایجاد اشتغال و خروج از رکود در سیروان گام‌های موثری برداشت.

همواره در زمینه سینما و ضرورت و اهمیت وجود آن صحبت‌های بسیار زیادی شده و چون این هنر از فرهنگ توده مردم تغذیه می‌کند، یکی از نیرومندترین گونه‌های فرهنگی و هنری محسوب می‌شود.

امروزه دیگر سینما به‌عنوان یک وسیله ساده برای سرگرمی محسوب نمی‌شود، بلکه سینما پا را فراتر گذاشته و فرهنگ یک جامعه را درمی‌نوردد و تجربه نشان داده که نادیده گرفتن آن برای یک جامعه بسیار مضر است.

سیروان حتی بعد از شهرستان شدن باز بدون سینما است حال آنکه یکی از مهم‌ترین نمادهای فرهنگی مرتبط با پیشرفت یک جامعه پیشرفته و نیز بالا رفتن سواد در آن جامعه، در ابتدا تئاتر و سپس سینما است.

نبود سینما در شهرستان سیروان، لذت تماشای بسیاری از فیلم‌های سینمایی روز کشور را از مردم این شهرستان دریغ کرد.

سینمادوستان در سیروان برای دیدن فیلم‌هایی سینمایی به مرکز استان می‌روند در حالی‌که با وجود یک سالن سینما در این شهرستان، به‌جای رفتن به این مرکز استان و صرف هزینه‌های کلان و خطرات بین راه، تنها با خرید یک بلیط می‌توانند فیلم‌های مورد علاقه خود را به تماشا بنشینند.

زمانی که یک شهر، چه کوچک و چه بزرگ، این نماد را ندارد می‌تواند یکی از نشانه‌های عقب ماندگی آن شهر باشد و برای مردم سیروان که دارای تاریخ و فرهنگ غنی هستند، نبود آن جای تاسف دارد.

سینما برای شهرستان یک نیاز است

یک  جوان سیروانی در خصوص مزایای داشتن سینما در این شهرستان که جمعیت عمده آن را جوانان تشکیل داده است، می‌گوید: چندین سال است دراین شهرستان زندگی می کنم ولی برای دیدن فیلمهای مورد علاقه باید به ایلام بروم آنهم با هزینه هایی چند برابر یک بلیط برای دیدن فیلم مورد علاقه ام .  

وی ادامه داد: ما جوان ها تقریبا  یادمان رفته که سینما چه شکلی است رفتن به سینما نیز می‌تواند اوقات فراغتمان را پر کرده باعث سرگرمی شود.

 وی  می گوید: سینما برای شهرستان یک نیاز است، تا جوانان و خانواده ها اوقات فراغت خود را در کنار هم با دیدن یک فیلم پر کنند.

جوان سیروانی گفت: نبود سینمابه یک معضل جامعه اهل هنر در شهرستان سیروان تبدیل شده است؛ تقاضای ما از مسئولان فرهنگی و استانی این است که فکری به حال ما جوانان در این شهرستان انجام دهید .

شهرستان بدون سینما؛ شهرستانی بدون خاطره جمعی

حضور در سالن سینما باعث برانگیختگی حسی در درون تماشاچیان می‌شود که قابل قیاس با دیدن یک فیلم در خانه نیست و سینما به گونه‌ای بی‌واسطه و مستقیم قادر است که شیوه‌های ذهنی را بار دیگر بسازد و بر پرده به نمایش بگذارد.

زنده کردن این دقایق فردی، یک تجربه بشری را به معانی که هماهنگ‌کننده است بدل می‌کند و به این گونه موضوعی هرچند کوچک برای افراد درونی و بزرگ می‌شود.

زمانی که شهروندان یک شهرستان قادر به داشتن این تجربه درونی نباشند، خواه ناخواه خاطره‌ای جمعی نیز در درون آنها ایجاد نمی‌شود و هویتی مشترک شکل نمی‌گیرد حال آنکه بسیاری از مردم سیروان از این خاطره جمعی بی‌بهره بوده و هستند.

رابطه سینما و حقوق شهروندی

زندگی شهرنشینی به‌دنبال مهاجرت‌های زیاد و به‌لحاظ وجود خرده فرهنگ‌ها، وضعیت متفاوتی را پیش‌ روی شهروندان قرارداده است.

وجود سینما با تببین ابعاد مختلف حقوق شهروندی و زندگی شهری، می‌تواند مردم را در آشنایی بیشتر و بهتر با زندگی شهری و حقوق شهروندانی که در شهر زندگی می‌کنند، کمک کند.

وجود سینما باعث می‌شود که شهروندان به‌واسطه در کنار هم نشستن در محیطی به نام سالن سینما با وجود فرهنگ‌های متفاوت، از داشتن یک خاطره جمعی با دیگری بهره‌مند شوند.

سینما همواره در ارتقا و تقویت فرهنگ عمومی مردمان جوامع خود، نقشی تاثیرگذار دارد اما نبود سینما در سوادکوه باعث شده که این مساله در شهرستان کمتر بروز نماید.

سینما و کودکان

همواره تجربه دیدن یک فیلم در زمان کودکی در سینما باعث می‌شود که سرمایه‌گذاری فرهنگی و هنری برای نسل‌های آینده بالا رود و کودکان با شیوه‌های ارتباطی و آموزشی آشنا شوند و بر فعالیت‌های فرهنگی، هنری، اجتماعی و … آنها تاثیر مثبتی گذارد.

با توجه به بافت فرهنگی جامعه و مختصات ارتباطات خانواده نیاز به باهم و در کنار هم بودن همواره وجود داشته و سینما یکی از مکان‌هایی است که این امکان را میسر می‌کند.

سینما؛ یکی از پایه‌های فرهنگی شهرستان

سینما؛ یکی از رسانه‌های پرمخاطبی است که اکثر جوانان تمایل به آن دارند و یکی از پایه‌های فرهنگی هر شهر و شهرستان محسوب می‌شود.

سینمادارای کارکردهای بسیار متفاوتی است که یکی از کارکردهای آن ایجاد روحیه شوق و نشاط در نسل جوان است. زمانی که جوانان مکان خاصی جهت گذراندن اوقات فراغت خود نداشته باشند خواه نا خواه به تفریح‌های نامناسب روی می‌آورند و همین امر می‌تواند زمینه‌ساز افزایش آسیب‌های اجتماعی است.

سینما دارای قدرت بسیار زیادی است و قادر است که تجربیات فردی را مجسم کند و از نو آن را بیافریند. حضور در چنین فضایی و کسب چنین تجربه‌ای همواره برای همه شهروندان لازم .و ضروری است. چرا که پرده سینما قادر است، جهانی را بازنمایی کند که هر یک از ما آگاهانه یا ناآگاهانه دست به ساخت آن زده‌ایم

منبع: سیروان نوین

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت ویژه

یادداشتی بر حاشیه‌ نمایشگاه مهدی ضیاءالدینی، نقاش کُرد

روایت‌های عشق

لازم نیست از تکنیک‌های نقاشی چیزی بلد باشید، یا سال‌ها در مورد تاریخ هنر مطالعه کرده باشید، تنها کافی است «کُرد» باشید تا تابلوهای«مهدی ضیاءالدینی» بر افسانه‌های کردی، تو را به عمق تاریخ شفاهی کردستان ببرد. افسانه‌هایي که از دو گفتمان بنیادی - عشق و تراژدی- سخن می‌گوید. در همان قدم‌های ابتدایی نمایشگاه، دیگر به طور کل سخن دوست محققم باورم شد: «بیت‌های کردی الهیات کلاسیک کردها هستند». نمی‌توان تابلوی «سوارو» یا «شور محمود و مرزینگان» را دید و در ذهن خود سفر جانکاه عشق را مرور نکرد. مهدی ضیاءالدینی، دقیقا شکل تابلوهایش هست؛ ظاهری آرام و درونی سنگین. روایت‌ مردمانش را با نوک قلمو از تاریخ سینه به سینه بیرون می‌کشد، رنگ می‌زند و دوباره زنده می‌کند. در عصری که تکنولوژی، قصه‌ها را به حاشیه رانده و همه چیز را ساندویچ شده و تنها در اپیزودهای دو خطی به خورد مخاطبانش می‌دهد، و خود «تخریب کلان روایت‌ها» به تنها روایت اسطوره‌ای عصر ما بدل شده است، جسارت می‌خواهد که مخاطب را به دنیایی کلاسیک و به دور از تلگرام و اینستاگرام و موبایل و لپ تاپش دعوت کرد. روایتگر بیت «سوارو»، زنی نه تنها از قبیله‌ عشق بلکه از قبله‌ عشق است، با گیسوانی آشفته و کلامی محزون. روایتگر قصه،‌ عاشق خویش است. سوارکاری چابک، در میان انبوه سواران به جنگ دشمن می‌رود و در آخرین دیدار از معشوق خود طلب بوسه می‌کند. اما زن، با چشمانی باز و سینه‌ای پر از غرور برایش شرط تعیین می‌کند. «تنها در صورت پیروزی در جنگ است که به کام من میرسی». سوار، دیگر هم برای وطن باید بجنگد و هم برای عشق. اکنون سوار باز آمده، شکست نخورده اما زخمی است و باز زن، آواز سر می‌دهد، ملول و نگران و پشیمان: «نه، هیچ طبیب و لقمانی بر بالینش حاضر نشود، خودم از تن خود، از عرق سینه‌ام، از گرد انگشترم برایش مرهمی درست می کنم و بر آن زخم می‌نهم». کلامی محکم، سنگین با آوازی کش‌دار. نقش‌های مهدی ضیاءالدینی، تنها روایتگر قصه‌ها نیست بلكه پلی میان اکنون و گذشته‌ دوری است که حسی غریب دامانش را گرفته و انگار میان دود و دم این همه «آوانگاردیسم» بی‌بنیان گم شده است. گویی بر روی هر تابلویش جمله‌ معروف آرتور‌ رمبو نوشته شده است: «همان‌گونه که می‌دانیم، عشق را باید از نو ابداع کرد». قامت کشیده‌ زن‌ها، سینه‌ فراغ مردها و صورت مغموم و تامل برانگیزشان، برایم یادآور سخنی از آلن بدیو بود: «عشق هردم باز آفریدن خود است؛ شعله اش را نگهدار تا پایدار بماند». در جست‌وجویی حماسی وار بر بیت‌های کردی مانند نقش‌های استاد، باید جسورانه اسبت را زین کنی؛ اگر از جنس حماسه‌ای، شال و کمر و سربند ببندی و اگر از جنس روایتگر عشق هستی، باید «که وا» و« سوخمه» و «کولینجه» را با کلاه و پولک‌های آویزانش بر تن کنی. حال آماده‌ سفر به عمق ذهن مردمان کرد هستی. تمام رنگ‌های عالم را در خورجین بگذار و هرچقدر –واژه- داری با خودت ببر؛ چرا که برای توصیف چنین عالمی ...
css.php