رفتن به بالا

تعداد اخبار امروز : 1 خبر


    مهاباد لطیف
    ٣۴(°C)
    وزش باد ١٨(mph)
    فشار ٢۵.٣٠(in)
    محدوده دید ۶.٠(mi)
    اشعه فرابنفش 0-Low
    رطوبت ٢۵.٣٠(in)
  • جمعه ۱۰ دی ۱۳۹۵ - ۱۴:۰۵
  • کد خبر : 3050
  • مشاهده : 167 بازدید
  • س.ت » موسیقی
  • چاپ خبر : حضور ٣ گروه موسيقی كردی در جشنواره فجر قطعی شد
با اعلام اسامی گروه های موسیقی نواحی در سی و دومین جشنوارە موسیقی فجر؛

حضور ٣ گروه موسيقی كردی در جشنواره فجر قطعی شد

فهرست تعدادی از گروه های شرکت کننده در بخش موسیقی نواحی سی و دومین جشنواره بین المللی موسیقی فجر که حضورشان در این دوره از جشنواره قطعی‌تر است، اعلام شد.

به گزارش بینەر و به نقل از مهر، بیش از ۱۱ گروه در بخش موسیقی نواحی سی و دومین جشنواره بین المللی موسیقی فجر آثارشان را در بنیاد آفرینش های نیاوران، بنیاد فرهنگی هنری رودکی و برج آزادی ارائه می دهند.
گروه «هاوا» منطقه قشقایی به سرپرستی پروین بهمنی، گروه «آوای موج» بوشهر به سرپرستی محسن آقایی، گروه «شاباش موقوم» از مازندران به سرپرستی ابراهیم عالمی، گروه «دیلمان» گیلان به سرپرستی محمود فرضی نژاد، گروه «ایل بانگ» بختیاری به سرپرستی کوروش اسدپور، گروه «ژیوار» به سرپرستی ژیوار شیخ الاسلامی (ویژه بانوان)، گروه «تُرمه نواحی» به سرپرستی نرگس مختاری، گروه خراسان شمالی به سرپرستی یلدا عباسی (ویژه بانوان)، گروه «چریکه» کرمانشاه (ویژه بانوان) از جمله مجموعه هایی هستند که حضورشان تقریبا در بخش موسیقی نواحی سی و دومین جشنواره بین المللی موسیقی فجر مسجل شده است.
البته در این فهرست نام گروه پیام عزیزی و گروه «لیان» بوشهر به سرپرستی محسن شریفیان هم شنیده شده که با توجه به اعلام این نوازنده و آهنگساز در یکی از کنسرت هایش مبنی بر حضور گروه «لیان» در جشنواره موسیقی فجر و برنامه های ویژه ای که او در اغلب کنسرت هایش برای مخاطب در نظر گرفته هنوز اطلاعات دقیقی از رپرتوار اجرایی وی در جشنواره اطلاعاتی منتشر نشده است.
در بخش موسیقی نواحی تعدادی از پیشکسوتان و خنیاگران موسیقی اقوام ایران هم از حوزه بخشی ها و عاشیق ها به همراه هنرمندانی از خراسان، گیلان، کردستان، آذربایجان و ترکمن در ایام جشنواره موسیقی فجر آثارشان را ارائه می دهند که هنوز در این زمینه اطلاعات دقیقی در دست نیست.
سی و دومین جشنواره بین المللی موسیقی فجر از ۲۲ دی ماه به ریاست حمیدرضا نوربخش در تهران برگزار می شود.

 

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت ویژه

یادداشتی بر حاشیه‌ نمایشگاه مهدی ضیاءالدینی، نقاش کُرد

روایت‌های عشق

لازم نیست از تکنیک‌های نقاشی چیزی بلد باشید، یا سال‌ها در مورد تاریخ هنر مطالعه کرده باشید، تنها کافی است «کُرد» باشید تا تابلوهای«مهدی ضیاءالدینی» بر افسانه‌های کردی، تو را به عمق تاریخ شفاهی کردستان ببرد. افسانه‌هایي که از دو گفتمان بنیادی - عشق و تراژدی- سخن می‌گوید. در همان قدم‌های ابتدایی نمایشگاه، دیگر به طور کل سخن دوست محققم باورم شد: «بیت‌های کردی الهیات کلاسیک کردها هستند». نمی‌توان تابلوی «سوارو» یا «شور محمود و مرزینگان» را دید و در ذهن خود سفر جانکاه عشق را مرور نکرد. مهدی ضیاءالدینی، دقیقا شکل تابلوهایش هست؛ ظاهری آرام و درونی سنگین. روایت‌ مردمانش را با نوک قلمو از تاریخ سینه به سینه بیرون می‌کشد، رنگ می‌زند و دوباره زنده می‌کند. در عصری که تکنولوژی، قصه‌ها را به حاشیه رانده و همه چیز را ساندویچ شده و تنها در اپیزودهای دو خطی به خورد مخاطبانش می‌دهد، و خود «تخریب کلان روایت‌ها» به تنها روایت اسطوره‌ای عصر ما بدل شده است، جسارت می‌خواهد که مخاطب را به دنیایی کلاسیک و به دور از تلگرام و اینستاگرام و موبایل و لپ تاپش دعوت کرد. روایتگر بیت «سوارو»، زنی نه تنها از قبیله‌ عشق بلکه از قبله‌ عشق است، با گیسوانی آشفته و کلامی محزون. روایتگر قصه،‌ عاشق خویش است. سوارکاری چابک، در میان انبوه سواران به جنگ دشمن می‌رود و در آخرین دیدار از معشوق خود طلب بوسه می‌کند. اما زن، با چشمانی باز و سینه‌ای پر از غرور برایش شرط تعیین می‌کند. «تنها در صورت پیروزی در جنگ است که به کام من میرسی». سوار، دیگر هم برای وطن باید بجنگد و هم برای عشق. اکنون سوار باز آمده، شکست نخورده اما زخمی است و باز زن، آواز سر می‌دهد، ملول و نگران و پشیمان: «نه، هیچ طبیب و لقمانی بر بالینش حاضر نشود، خودم از تن خود، از عرق سینه‌ام، از گرد انگشترم برایش مرهمی درست می کنم و بر آن زخم می‌نهم». کلامی محکم، سنگین با آوازی کش‌دار. نقش‌های مهدی ضیاءالدینی، تنها روایتگر قصه‌ها نیست بلكه پلی میان اکنون و گذشته‌ دوری است که حسی غریب دامانش را گرفته و انگار میان دود و دم این همه «آوانگاردیسم» بی‌بنیان گم شده است. گویی بر روی هر تابلویش جمله‌ معروف آرتور‌ رمبو نوشته شده است: «همان‌گونه که می‌دانیم، عشق را باید از نو ابداع کرد». قامت کشیده‌ زن‌ها، سینه‌ فراغ مردها و صورت مغموم و تامل برانگیزشان، برایم یادآور سخنی از آلن بدیو بود: «عشق هردم باز آفریدن خود است؛ شعله اش را نگهدار تا پایدار بماند». در جست‌وجویی حماسی وار بر بیت‌های کردی مانند نقش‌های استاد، باید جسورانه اسبت را زین کنی؛ اگر از جنس حماسه‌ای، شال و کمر و سربند ببندی و اگر از جنس روایتگر عشق هستی، باید «که وا» و« سوخمه» و «کولینجه» را با کلاه و پولک‌های آویزانش بر تن کنی. حال آماده‌ سفر به عمق ذهن مردمان کرد هستی. تمام رنگ‌های عالم را در خورجین بگذار و هرچقدر –واژه- داری با خودت ببر؛ چرا که برای توصیف چنین عالمی ...
css.php