رفتن به بالا

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • سه شنبه ۶ تیر ۱۳۹۶
  • الثلاثاء ۲ شوال ۱۴۳۸
  • 2017 Tuesday 27 June
    مهاباد لطیف
    ١٨(°C)
    وزش باد آرام
    فشار ٢۵.۵۴(in)
    محدوده دید ۶.٠(mi)
    اشعه فرابنفش 0-Low
    رطوبت ٢۵.۵۴(in)
گاه‌شمار تاریخ خورشیدی
تیر ۱۳۹۶
ش ی د س چ پ ج
« خرداد    
 12
3456789
10111213141516
17181920212223
24252627282930
31  
با حضور استاد شهرام ناظری؛

«میرجلال‌الدین کزازی» در زادگاهش تجلیل شد

آیین تجلیل از «میرجلال الدین کزازی»، چهره علمی، ادبی و فرهنگی کشور با حضور جمعی از مسئولین، اساتید و ادیبان کشور روز پنجشنبه (۱۶ دی) در محل تالار انتظار کرمانشاه برگزار شد.

به گزارش بینەر، مراسم تجلیل از استاد میر جلال الدین کزازی چهره علمی، فرهنگی و ادبی کشور امروز پنجشنبه با حضور اهالی فرهنگ و هنر و ادب در کرمانشاه برگزار شد.
«ابراهیم رحیمی زنگنه»، مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی در این مراسم با بیان اینکه این آیین برای تجلیل از یکی از مفاخر ایران زمین و استان برگزار شده، اظهار کرد: یکی از اهداف و فعالیت‌های اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی، معرفی و تجلیل از بزرگانی مانند استاد کزازی است و کرمانشاه که معدن و سرچشمه جوشان استعدادهای بیکران است، نیازمند برگزاری هرچه بیشتر برنامه‌های این‌چنینی است.
وی با اشاره به وجود بزرگان بسیار در کشور در همه زمینه‌ها و عرصه‌ها، گفت: اگر در کشور بزرگانی مانند علامه قزوینی و شفیعی کدکنی را داریم، در کرمانشاه نیز بزرگانی همچون میر جلال‌الدین کزازی پرورش یافته و بزرگ شده اند و باید وجود این بزرگان که هویت فرهنگی کشور را می سازند را قدر بدانیم و ارج بنهیم.
رئیس بنیاد ملی نخبگان استان کرمانشاه در این مراسم از استاد میر جلال الدین کزازی با عنوان چهره ماندگار ایران یاد کرد و گفت: تجلیل از نام آوران و اندیشمندان و فرهنگ دوستان هر کشور از الزامات جامعه نخبگی است.
مریم اسلام پناه، استاد کزازی را از مفاخر جهانی دانست و گفت: نام بردن از واژه های پارسی در گفتار و نوشتار در آثار استاد کزازی مشهود است.
مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان کرمانشاه با اشاره به شخصیت چندوجهی پروفسور کزازی، گفت: ایشان پژوهشگر و مترجم بزرگ و زبان شناسی نام آور و ادیبی سرشناس هستند.
وی  همچنین با اشاره به رونمایی از «ارج نامه» کزازی در این مراسم گفت: از یک سال و نیم پیش تدوین ارج نامه استاد میر جلال‌الدین کزازی شروع شد و بیش از ۷۰ نفر از ادیبان و بزرگان کشور مقالات خود را برای تدوین این ارج نامه گرانسنگ ارسال کردند.
در گوشه ای ديگر از اين مراسم از مستند «آرش سخن» به نويسندگی و كارگردانی «محمود پیری» كه روایت‌کننده مختصری از زندگینامه و فعالیت‌های استاد میرجلال الدین کزازی است، رونمایی شد.

 

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت ویژه

در سرزمین هنر جایی برای داعش نیست

برحسب اتفاق با جوانی مهابادی که راننده ی تریلر 18 چرخ بود، آشنا شدم و این بسیار هیجان انگیز بود که در بزرگراههای پراز "غربت و ترافیک" تهران برای اولین بار سوار بر تریلر شوم. در فاصله ای که مسیری را با هم طی کردیم از خودش گفت که عاشق دختر کوچکش ساینا است و هرشب به عشق دیدن دوباره ی او مسیرهای طولانی برایش کوتاه می شود و اسمش را بر روی ماشینش نوشته است و من چیزی نگفتم. از ماشینش گفت که روی شیشه اش نوشته است کردستان و پشت آن نوشته مهاباد و هر کجای ایران می رود با او از زیبایی های کردستان می گویند؛ از طبیعت پرتنوع و از مردم کم توقعش، از درستی و راستی مردمانش و از پیچ و تاب های گردنه های پر پیچ کوهستان هایش؛ گفت و گفت و من چیزی نگفتم. از حال این روزهایش هم گفت. با لحن غمگینانه ای که سنگینی فاجعه ای را یدک می کشید: امروز که برای آوردن بار به تهران می آمدم با خودم گفتم نکند این واژه ی کردستان روی شیشه ی ماشین برای مردم آزار دهنده باشد؟ نکند یکی از بازماندگان آن خانواده ها مرا ببیند؛ او چه فکری خواهد کرد؟ چگونه به او بگویم اگر داعش در آن روز سیاه ، فرزند و همسر و پدرت را در مجلس نشانه گرفت، همان روز تمام هویت هزاران ساله ی مرا نیز نشانه گرفته بود. چگونه به او بگویم که اولین تیرهای داعشیان در جهان به سمت کردها شلیک شد و بزرگترین ارتش مردان و زنان غیرنظامی را همان کردها علیه داعشیان در فاصله ای نزدیک از این سرزمین آرام شکل دادند که تحسین جهانیان را برانگیخت؟ چگونه این ها را به کسی بگویم که عزیزش را از دست داده است؟ آنهم نه در جنگ بلکه در یک روزی که می توانست بسیار بسیار معمولی باشد و در هیچ تقویمی به یاد نماند.  من همچنان چیزی نگفتم و او غمی در صدایش بود. می گفت بعد از حمله ی وحشیانه ی داعشیان به تهران، این احساس بد را با خود شهر به شهر می برد و پاسخی برای آن نمی یابد که چرا این گونه شد. به جایی رسیدیم که دیگر تریلر حق تردد نداشت و باید از هم جدا می شدیم. دیگرسوار تریلر شدن برایم هیجان انگیز نبود. دیگر هیچ چیزی هیجان نداشت. غم صدای جوان مهابادی که واژه های کردستان، مهاباد و ساینا تمام مفهوم او از زندگی بود همه ی هیجانات زندگی ام را به یکباره نابود کرد. در مسیری که دیگر تریلر حق تردد نداشت حوصله ی سوار شدن به تاکسی هم نداشتم و پیاده مسیری را رفتم. به حرف های آن جوان فکر می کردم و تازه یادم افتاد که چرا من چیزی نگفتم. چرا به او نگفتم که همه، کردستانیان را جنگجویانی شجاع علیه داعش می دانند که حتی موقع سوخته شدن در قفس آتش و بریده شدن سر به دست جلادان داعشی سرخم فرو ...
css.php