رفتن به بالا

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • دوشنبه ۹ اسفند ۱۳۹۵
  • الإثنين ۰ جماد ثاني ۱۴۳۸
  • 2017 Monday 27 February
    مهاباد لطیف
    ٧(°C)
    وزش باد ۴(mph)
    فشار ٢۵.۶٢(in)
    محدوده دید ۶.٠(mi)
    اشعه فرابنفش 0-Low
    رطوبت ٢۵.۶٢(in)
گاه‌شمار تاریخ خورشیدی
اسفند ۱۳۹۵
ش ی د س چ پ ج
« بهمن    
 123456
78910111213
14151617181920
21222324252627
2829  
  • شنبه ۱۱ دی ۱۳۹۵ - ۱۸:۳۱
  • کد خبر : 3082
  • مشاهده : 122 بازدید
  • ادبیات » س.ت » هنر
  • چاپ خبر : حضور ٣ نفر از مناطق كردنشين در جشنواره نوزدهم قصه گويی
اسامی راه‌یافتگان مرحله پایانی نوزدهمین جشنواره بین‌المللی قصه‌گویی اعلام شد؛

حضور ٣ نفر از مناطق كردنشين در جشنواره نوزدهم قصه گويی

اسامی ۵۷ قصه‌گوی برگزیده راه‌یافته به مرحله پایانی نوزدهمین جشنواره بین‌المللی قصه‌گویی از سوی دبیرخانه جشنواره اعلام شد.

به گزارش بینەر به نقل از اداره کل روابط عمومی و امور بین‌الملل کانون، داوری مرحله پایانی این رویداد بین‌المللی از بین ۴هزار و ۳۰۵ شرکت‌کننده در شش بخش مربیان کانون، آزاد، پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها، نوجوانان، فراگیر و رضوی به پایان رسید و در نهایت یک گروه سه نفره داوری برگزیدگان بخش‌های مربیان کانون و آزاد و گروه دوم برگزیدگان چهار بخش دیگر را برای شرکت در مرحله پایانی این جشنواره که بهمن سال ۱۳۹۵ برگزار می‌شود، به تفکیک معرفی کردند.
روند برگزاری جشنواره از تابستان امسال در ۳۱ استان کشور آغاز شد و پس از داوری اولیه قصه‌ها در سطح استان‌های کشور، در مجموع یک‌هزار و ۲۸۸ قصه در اختیار شش داور مرحله پایانی قرار گرفت.
بر اساس این گزارش نوزدهمین جشنواره بین‌المللی قصه‌گویی در فراخوان اولیه‌اش از علاقه‌مندان دعوت کرده بود که با محورهای موضوعی «آزاد با درون مایه آموزشی، تربیتی» و «زندگی به سبک ایرانی – اسلامی» و همچنین رضوی به قصه‌گویی بپردازند که حاصل این فراخوان برگزاری ۵۷۰ جشن قصه‌گویی و حضور ۴هزار و ۳۰۵  نفر در این رویداد فرهنگی بود.
بر همین اساس داوران بخش نهایی ۱۲۸۸ قصه را مورد داوری قرار دادند و ۵۷ برگزیده را شامل ۲۰ مربی کانون، ۵ قصه‌گوی آزاد، ۱۰ پدربزرگ و مادر بزرگ، ۱۱ نوجوان، ۳ قصه‌گوی فراگیر و ۸ قصه‌گوی رضوی را شایسته حضور در مرحله نهایی جشنواره بین‌المللی قصه‌گویی شناختند.
دبیرخانه این رویداد مستقر در اداره کل آفرینش‌های فرهنگی کانون همچنین اعلام کرده است که داوری بخش‌های داستان نویسی رضوی، مقاله‌نویسی قصه‌گویی و استان موفق هنوز به پایان نرسیده است.
این دبیرخانه همچنین از محمد سیمزاری مولف و مترجم سیزده عنوان کتاب و مدرس نمایش و قصه‌گویی، حمید نوایی لواسانی نویسنده بیش از ۳۰ عنوان کتاب، کارشناس تولید کانون و عضو انجمن نویسندگان کودک و نوجوان و فریبا حبیبی رئیس گروه فرهنگی اداره کل آفرینش‌های فرهنگی و داور چند دوره از مسابقات قصه گویی به عنوان داوران بخش مربیان کانون و آزاد نام برده است.
داوری بخش پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها، رضوی، نوجوانان و فراگیر را نیز «علی خانجانی» نویسنده، مدرس و مشاور قصه‌گویی، «ملک چیذری» مدرس و مدیرگروه دانشگاه آزاد و علمی‌کاربردی، عضو کمیته بررسی کتاب، مدرس و مشاور قصه‌گویی و «مژگان خلیل‌پور» رئیس گروه امور فنی وکتاب‌داری اداره کل آفرینش‌های فرهنگی و داور مسابقات قصه‌گویی کشوری در کانون برعهده داشتند در عین حال داوری بخش فراگیر با حضور فریده کلهری ‌کارشناس مراکز فراگیر کانون انجام شد.
نوزدهمین جشنواره بین‌المللی قصه‌گویی با رقابت این قصه‌گویان و شرکت‌کنندگان خارجی بهمن سال ۱۳۹۵ برگزار خواهد شد.

اسامی راه يافتگان مناطق كردنشين به مرحله نهايی نوزدهمین جشنواره بین‌المللی قصه‌گویی:

رديف نام و نام خانوادگی استان عنوان قصه بخش
١ شادی پاكزاد آذربايجان غربی هتل پرنده كانونی
٢ طاهره اصفهانی كردستان دارا و سه غول كانونی
٣ وحيد خسروی كرمانشاه حياط خانه ما كانونی

 

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت ویژه

من از مرگ هنرمندان خوشحالم

شاید بتوان گفت مرگ حقیقی ترین و عادلانه ترین پدیده ی جهان است که گریزی از آن برای هیچ کس نیست. مسئله ای که در طول تاریخ همواره یکی از دغدغه های بشری بوده و هست. اما مرگ هنرمندان داستان دیگری دارد و مرگ هنرمندان در سرزمین من داستانی دیگرگونه تر! من از مرگ هنرمندان خوشحالم، چرا که تجربه نشان داده است این تنها راه توجه مردم و مسئولین به هنر و هنرمندان است. زمانی که هنرمندی می میرد، همه شاعر می شویم و به گونه ای در سوگ شاعر مرثیه می سراییم و اشک می ریزیم و بر سر و سینه می کوبیم، تو گویی قبل از به خاکسپاری هنرمند مرحوم ، ما را باید به خاک بسپارند. به مدد اینترنت و گروههای اجتماعی چنان از آثار هنرمند مرحوم یاد می کنیم، تو گویی آثار هنری وی ، بخش از زندگی ما بود. صبح قبل از صبحانه، یک قاشق چای خوری شعر، ظهر یک دومِ موسیقی بعد از ناهار و شب قبل از خواب یک فنجان دمنوشِ فیلم! من از مرگ هنرمندان خوشحالم، چرا که هیچ نوع مرگ دیگری اینچنین همه - مردم و مسئولین - را دور هم جمع نمی کند، هیچ دلیلی دیگری نمی تواند به این زیبایی اسباب پیاده روی از مسجد جامع تا سر مزار را فراهم آورد. هیچ پدیده ی دیگری نمی شناسم که تا این میزان سوال فلسفی و افسوس در دل همه ایجاد کند. افسوسی که منجر به درس و تصمیم های بزرگ بین مردم و مسئولین می شود. تصمیم هایی از قبیل توجه به هنرمندان، توسعه ی فضای هنری و قدردانستن داشته های فرهنگی شهرمان. اما نمی دانم چرا عمر این تصمیات کوتاه است و معمولاً از فلکه ی ساعت به بعد فراموش می شود. شاید به خاطر ترافیک  باشد. به خصوص که اکنون شهر اول در بوق نزدن شناخته شده ایم و جهت از دست ندادن این مقام مهم فرهنگی تمام حواسمان به این است بوق نزنیم و همین باعث می شود که تصمیمات فرهنگی دیگرمان را فراموش کنیم. اما اشکالی ندارد، در عوض همین بوق نزدن را بیلان کار فرهنگی محسوب می کنیم و با افتخار همه جا بوق نزدنمان را در بوق و کرنا می کنیم! من از مرگ هنرمندان خوشحالم. چرا که به غیر از مرگ هنرمندانِ شهرم، به هیچ شکل دیگری نمی توان کاری کرد که آثارشان بین همه پخش شود. در شهری که سالن سینما ندارد، نگارخانه ندارد، سالن تئاتر ندارد، صنعت نشر درست ندارد و از همه مهمتر بینش فرهنگی و هنری صحیحی در بین تعداد قابل توجهی از مسئولین و مردم وجود ندارد، طبیعتا تنها گورستان می تواند بهترین مکان برای عرضه ی هنر هنرمندان باشد. من از مرگ هنرمندان خوشحالم، چرا که آنان که تمام زندگیشان را بدون هیچ چشم داشتی و با کمترین امکانات و توقعات وقف کار هنری می کنند، در مرگشان نیز موهبتی نهفته است. موهبت وسیع تر شدن آرامگاه هنرمندان شهرمان، تا هر مهمانی که به شهرمان آمد ...
css.php