رفتن به بالا

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


    مهاباد تا قسمتی ابری
    ٢٢(°C)
    وزش باد آرام
    فشار ٢۵.۵۶(in)
    محدوده دید ٩.٠(mi)
    اشعه فرابنفش 3-Moderate
    رطوبت ٢۵.۵۶(in)
گاه‌شمار تاریخ خورشیدی
اردیبهشت ۱۳۹۷
ش ی د س چ پ ج
« فروردین    
1234567
891011121314
15161718192021
22232425262728
293031  
گفتگویی با مسعود رحیمی هنرمند مجسمه‌ساز سقزی

بهشت خود را از مجسمه سازی پیدا کردم

مسعود رحیمی در سال ۱۳۳۹ هجری شمسی در سقز به دنیا آمد. دو فرزند؛ دختر و پسر دارد. سال ۱۳۶۷ با رتبه ۴ در دانشگاه هنر تهران پذیرفته شد و بعد از فارغ التحصیلی در مقطع کارشناسی، برای تدریس به دانشگاه سلیمانیه رفت. بعدا به ایران بازگشت و کار تدریس را اینجا ادامه داد. الان هم به پاس فعالیت های هنری که ارائه داده‌ است، نامزد دریافت دکتری در حوزه‌ی هنری می باشد.

در مورد کارهایتان بیشتر توضیح می دهید.

من کار مجسمه را با رونمایی یک ماکت از فاجعه شنگال، شروع کردم. ماکتی که ساخته بودم صخره‌ی سمبلیکی را نشان می‌داد که ۹ زن و ۵ بچه  از آن بالا می‌رفتند و می‌خواستند خودشان را نجات دهند. من این تصویر را خیلی قبل تر از شنگال داشتم چون در واقع شنگال شهری است که تاکنون ۷۳ بار ویران شده و مورد تهاجم و حمله دشمنان از جمله دولت عثمانی قرار گرفته است. این وضعیت تاسف بار را من به تصویر کشیدم. در دانشگاه سلیمانیه سمیناری گرفته شد و بازتاب رونمایی از این ماکت در سایت های محلی سقز و اعتراض و کامنت های گله آمیز مردم مبنی بر این که ما در شهر خودمان چنین هنرمندانی داریم چرا از آن ها استفاده نمی‌کنید، مطرح شد که  بعدا شورای شهر و شهرداری از بنده استقبال کردند و من هم طرحی را ارائه دادم بعد از اینکه مورد پسند مسئولان قرار گرفت، شروع به کار کردم.

photo_2016-06-18_15-09-58

در مورد این ایده بیشتر توضیح می‌دهید واینکه ایده‌ی کار از چه چیزی نشأت گرفته است؟

ایده این کار، برمی گردد به یک آیین قدیمی کردی به نام « هه‌لپه‌رکیی سوارو». اول اینکه سوژه اسب بود اسب هم موجودی زیبا است و هم این که کردی با لباس کردی سوارکار باشد زیبایی خاصی بهش می بخشد و از لحاظ بصری هم خیلی پسندیده است، حرکات موزون اسب بسیار جالب می باشد و به این خاطر بر روی طرح کار کردم و آن را پرورش دادم.

این مجسمه که الان مشغول به ساخت آن هستید گویا بزرگ‌ترین مجسمه اسب و سواره‌ی ایران هست؟

بله – ابعاد این اسب و سواره به قرار زیر است:

۵ متر ارتفاع – ۶ متر طول و ۸۰/۲ عرض اسب با سواره‌اش می‌باشد و در کل حجمی اگر حساب کنیم، ۱۱ برابر اسب و سواره، در حالت عادی می‌باشد، مدت ۸ ماه است روی این مجسمه کار می کنم.

فرآیند کار به چه شکلی هست؟

همان طور که مستحضر هستید کار مجسمه باید ابتدا  با ماده‌ی اولیه‌ای که شکل پذیر می‌باشد، مانند گچ شروع کنیم. بعد از اینکه در کارگاه با گچ کار را تمام کردیم از آن  قالب می‌گیریم. بعدا گچ‌ها را می‌شکنیم چون گچ در فضای بیرونی مداومت و مقاومت ندارد و عملا باید قالب‌ها را با مواد مستحکم پر کنیم. قالب را در جایگاه مد نظر، که یکی از میدان‌های شهر می‌باشد می‌گذاریم و با بتون گلاسه یا برنز پر خواهیم کرد.

photo_2016-06-18_15-10-52

این چندمین اثر شماست؟

اولین پیکری است که در ایران ساختم. قبلا پیش از ۴۰ طرح را به شهرداری پیشنهاد کردم اما با سردی و بی‌محلی مسئولین مواجه گشت، خوشبختانه الان شورای شهر فعلی و شهردار محترم سقز از طرح و از کارم استقبال کرده و تاکنون حمایت کرده‌اند.

فرزندانتان هم این راه شما را ادامه دادند یا نه؟ آن‌ها هم به هنر علاقه‌مند هستند؟ و کار شما بر زندگی آن‌ها تا چه حد اثرگذار بوده است؟

در واقع باید بگویم که هنرمند یک نوع دیوانگی‌هایی دارد که نمی‌تواند مثل مردم عادی زندگی کند این باعث می‌شود جریان زندگی‌اش از فرم عادی آن خارج شود. من زندگی عادی نداشتم مشکلات زیادی در زندگی تحمل کردم و همه‌ی این‌ها به دیوانگی‌هایم برمی‌گردد. به قول استاد حسن زیرک که می فرمایند در وجود من قلبی سرکش وجود دارد که اوست مرا به این طرف و آن طرف می‌برد. زندگی من هم به نحوی بود که اختلال ایجاد کرد در تحصیلات و سرنوشت فرزندانم. بچه‌هایم خیلی به هنر علاقه داشتند اما من نتوانستم به خوبی هدایتشان کنم، در سرنوشت بسیاری از جوانان شهرم تاثیر گذار بودم  اما برای بچه‌های خودم نتوانستم گرایشی در آن‌ها به هنر، داشته باشم.

بعد از این، قصد دارید کار دیگری انجام دهید؟

بله من ماکتی درست کردم به نام "رهایی" که ذهنیتی بود که به سال ۷۲ و ۷۳ برمی‌گردد و کم کم در ذهنم پرورش یافت و اگر از طرح استقبال شود بعد اتمام این کار، کار آن را هم شروع خواهم کرد.

همانطور که می‌بینیم در کار شما ظرافت و دقتی بسیار نهفته است. این مهم  بیشتر برمی‌گردد به استعداد و علاقه خودتان یا سواد آکادمیک در رشته‌ی خودتان؟

اگر خلاقیت و هنر نبود من دانشگاه نمی‌رفتم و اگر دانشگاه نبود این خلاقیت‌ها چنین متجلی نمی‌شدند هر دو تاثیر گذار هستند. اما قسمتی هم برمی‌گردد به حوزه ی مطالعاتی خودم؛ جامعه شناسی، فلسفه و روانشناسی، که برای ساختن سوژه‌هایم و ربط دادن آن به جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کنم از آن‌ها بهره می‌برم.

photo_2016-06-18_15-10-21

از شما کتاب و مقالاتی هم چاپ شده است؟

بله من کتابی به نام "بافنده کرد، نقاش ذهن خویش"  وحدود ۶۰ مقاله با زبان‌های کردی و فارسی در حوضه‌ی هنر به چاپ رسانده‌ام. کتاب در اصل مکاشفه‌ی روانشناسی بافنده هستش با پیش‌زمینه‌ی فرهنگی تاریخی، در واقع قرابتی بین بافنده و محصولی که خلق کرده پیدا کرده ام (ویژگی های فرهنگی و جغرافیای خودش همراه آیین و باورهایی که بافنده دارد).

آخرین گفته‌ی شما بخصوص برای جوانان؟

من همیشه به دانشجویان خود می‌گفتم که زیباترین لباس، لباس کار هستش آن لباس خاکی که آدم به تن دارد می‌تواند جهان را تغییر دهد و خلاقیت انسان را بروز دهد اگر یک سال کار خوب و مفید انجام دهیم به اندازه ی صد سال زندگی، مفید واقع می‌شود. توصیه می‌کنم، همه کار کنند؛ هیچ چیز مثل کار، روح  آدم را تصفیه نمی‌کند. کار مظهر اقتدار و به مانند پالایشگاهی برای انسان است. از زمانی که  روی مجسمه کار می‌کنم انگار در بهشت کار می‌کنم امیدوارم همه بهشت خود را پیدا کنند.

 

مصاحبه: ایوب محمدنژاد – مدیر مسئول نشریه روانگه در دانشگاه علوم پزشکی تبریز

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت ویژه

به مناسبت روز جهانی تئاتر

نمایشنامه کُردی ۱۲۵ یا ۱۰۰ ساله؟

پس از برگزاری جشن صدمین سال نمایشنامه نویسی کُردی به مناسبت صدمین سالروز نگارش نمایشنامه "مَمِ آلان" (Mame Alan/ Memê Alan) (١٩١٨م) توسط "عبدالرحیم رحمی حکاری" (1890-1958) در دانشگاه کردستان، "دکتر امید ورزنده" رئیس مرکز پژوهش کردستان شناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد سنندج، با استناد به چند منبع همچون برگه­ ای از بروشور "نمایشگاه جهانی کلمبیای شیکاگو"، در سال ۱۸۹۳م که در آن عبارت "درام کُردی"  (The Kurdish Drama)درج شده و مقاله "جعفر سریکایا" و مطلبی از "بکر شوانی" در فیس بوک، در مطلبی کوتاه تاریخ نمایشنامه نویسی کُردی را ۲۵ سال قبل تر از زمان نگارش نمایشنامه "ممِ آلان" توسط "عبدالرحیم رحمی حکاری" اعلام نمودند و ۱۲۵مین سال نمایشنامه نویسی کُردی را تبریک گفتند. این شرایط چند پرسش را مطرح نمود؛ آیا برگزار کنندگان جشن صدمین سال نمایشنامه نویسی کُردی چنین واقعه تاریخی را نادیده گرفته اند؟ آیا اجرای "درام کُردی" در شیکاگو می تواند سرآغاز نمایشنامه نویسی کُردی محسوب شود؟ و بالاخره نمایشنامه نویسی کُردی 125 یا 100 سال قدمت دارد؟ برای ارائه پاسخی دقیق به پرسش های مطرح شده لازم است شرایط اجتماعی و سیاسی آن دوره، اسناد و همچنین چند و چون نمایش اجرا شده را با حساسیت بیشتری بررسی نمود. این نوشتار سعی دارد گامی در این راستا بردارد. شرایط سیاسی، اجتماعی و اقتصادی عثمانی در نیمه دوم قرن ۱۹م برگزاری نمایشگاه جهانی شیکاگو در زمان حکومت "عبدالحمید دوم عثمانی" (۱۸۴۲-۱۹۱۸م) صورت گرفته است. دوران حکومت "عبدالحمید" از ۱۸۷۶ تا ۱۹۰۹م، دوره پرتنش امپراتوری عثمانی به دلیل جدی تر شدن مباحث تجزیه عثمانی و جنبش های ملی گرایی محسوب می شود. از اواسط قرن ۱۸م ترس اروپاییان از ترک ها و اعراب، و در واقع گسترش سرزمین های اسلامی کمتر شد و این بار آنها بودند که دست بالا را داشتند و تهدیدی برای تجزیه امپراتوری به حساب می آمدند. بسیار پیشتر از به قدرت رسیدن "عبدالحمید" سرزمین های عثمانی روی کاغذ بین فرانسه، انگلیس، آلمان و روسیه تقسیم شده بود و اولین راهکار جهت دستیابی به آن اهداف، حمایت -حتی ظاهری- از مسیحیان، یهودیان و دیگر ملت های تحت سلطه عثمانی از سوی دولت های غربی بود. از همین رو سلاطین عثمانی با ایجاد اصلاحات سیاسی و افزایش نسبی آزادی های اقلیت های مذهبی سعی داشتند از میزان نفوذ غرب بکاهند و در نیمه اول قرن ۱۹م گرایش سلاطین عثمانی به مظاهر اروپایی نمایان بود. از همین رو قرن نوزدهم، قرن اصلاحات در دوران حکومت ۶۰۰ ساله عثمانی نام گذاری شده است. تفاوت "عبدالحمید" با سلاطین پیش از خودش در قرن ۱۹م پایبندی متعصبانه به دین اسلام و احیای مجدد لقب خلیفه به جای سلطان و همچنین بهره گیری از حس اسلامگرایی اکثریت ساکنان تحت سلطه امپراتوری بود. او سرسازگاری با مسیحیت، یهودیت و در کل غرب را نداشت و تأکیدش اتکا به مبانی دین، فرهنگ و علوم اسلامی بود. همچنین مخالفت زیادی با تجدد خواهی و ظهور مظاهر غربی داشت. وی همواره به عنوان یکی از عاملان اصلی قتل عام ارامنه ...

جدیدترین خبرها

css.php