رفتن به بالا

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


    مهاباد لطیف
    ٢٨(°C)
    وزش باد ١٣(mph)
    فشار ٢۵.۴٣(in)
    محدوده دید ۶.٠(mi)
    اشعه فرابنفش 0-Low
    رطوبت ٢۵.۴٣(in)
گاه‌شمار تاریخ خورشیدی
خرداد ۱۳۹۷
ش ی د س چ پ ج
« اردیبهشت    
 1234
567891011
12131415161718
19202122232425
262728293031  

همه چیز به یکباره رخ داد. عکسی در فضای مجازی از شخصیت عروسکی "جیگر" در مجموعه ی "کلاه قرمزی" پخش شد که پارچه ای توری به دوش انداخته بود. برخی از آن به توهین به لباس زنان کرد برداشت کردند و مانند همیشه سریع خواستار برخورد شدند. برخی از نمایندگان که این روزها گاه سرعتشان […]

همه چیز به یکباره رخ داد. عکسی در فضای مجازی از شخصیت عروسکی "جیگر" در مجموعه ی "کلاه قرمزی" پخش شد که پارچه ای توری به دوش انداخته بود. برخی از آن به توهین به لباس زنان کرد برداشت کردند و مانند همیشه سریع خواستار برخورد شدند. برخی از نمایندگان که این روزها گاه سرعتشان در واکنش به برخی اخبار فضای مجازی سریعتر از وقوع خود حادثه شده است دست به کار شدند. برخی خواستار برخورد آنی شدند و برخی با تعمقی بیشتر خواستار بررسی موضوع شدند. در نهایت خبر آمد که پخش ادامه ی آن متوقف شده است و با روشن کردن تلویزیون در ساعت ۲۰ و دیدن شبکه ۲ متوجه می شویم که احتمالا منظور از توقف این بوده که دیگر آن قسمت تکراری دوباره بازپخش نمی شود!

در حالی که کل مجموعه ی "کلاه قرمزی" تکرار سال قبل است، براستی این سوال در ذهن وجود دارد که با وجود گذشت یکسال چه شد که یکباره دستمال توری به "ده­سمال" تعبیر شد و فریاد "وا توهینا" ! سر داده شد. هرچند آنقدر این تعبیر و برداشت عجولانه بود که عملاً در مجموع افکار عمومی همراهی خاصی نکرد و تنها کسانی که به همان تک عکس و واکنش نماینده ی مورد توجه شان استناد کردند، آن را توهین قلمداد کردند.

با این حال، نفس واکنش به این گونه پدیده ها به ویژه در صورتی که با تعمق و بررسی مناسبی صورت گیرد و از احساسات های زود گذر خالی باشد، بسیار عمل پسندیده ای است و به هیچ عنوان در اینجا قصد زیرسوال بردن آن وجود ندارد. چه بسا همین روحیه ی واکنش سریع ما را بر آن داشت تا بخشی از توهین های موجود را به سمع و نظر برسانیم تا شاید واکنش های این چنینی بتواند کمکی به رفع آن بکند. البته با تأسف فراوان، هرچقدر هم سرعت واکنش سریع باشد، به سرعت فراموشی این پدیده ها نخواهد رسید. می خواهیم چند مورد توهین دیگر را یادآوری کنیم.

این روزها گروهی از هنرمندان تئاتر بوکان برای حضور در جشنواره ی تئاتر ارس حتی برای تأمین هزینه ی ایاب و ذهاب جهت حضور در جشنواره ی مذکور با مشکل مواجه شده اند، به نظر می رسد، آیا این توهین به چندین سال فعالیت هنری بی چشمداشت هنرمندان بوکان و نهایتاً توهین به ساحت فرهنگی شهر بوکان نیست؟

مدت هاست تنها سالن نیمه استاندارد بوکان با مشکلات امکاناتی از یک سو و با عدم بهره برداری صحیح و مشخص از سوی دیگر مواجه شده و صدای بسیار از هنرمندان را درآورده است اما کسی حتی جواب سربالایی هم به این ماجرا نمی دهد. آیا این توهین به هنرمندان بوکان نیست؟

هم اکنون نمایشگاه عکسی به همت هنرمندان و پایگاه خبری هاژه و با حمایت برخی از ادارات در مهاباد در حال برگزاری است که اتفاقاً نیک بختانه مسئولین ارشد شهر در افتتاح آن حضور داشتند. اما براستی برپایی چنین نمایشگاهی در مکانی کاملاً غیر تخصصی که بیشترمناسب نمایشگاه های آجیل و خشکبار و جوراب و… توهین به هنرمندان شهر و نهایت مردم مهاباد محسوب نمی شود؟

آیا در شهر مهاباد که از سال ها قبل جزو معدود شهرهای ایران بود که به غیر از مرکز استان، دفتر انجمن سینمای جوان مستقل داشت و با وجود هنرمندان تراز اول سینما ، زیینده است که حتی یک سالن سینما وجود نداشته باشد؟

بسیاری از مردم و مسئولین حداقل یک بار بر روی صندلی های سالن اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی مهاباد نشسته اند. براستی این وضعیت زینبده ی کدام بخش از نام "فرهنگ و ارشاد اسلامی" است ؟ وقت آن نیست به اتاق ها و محل فعالیت انجمن های هنری در این اداره رسیدگی شایسته شود؟ قطعا با توجه به مشکلات مالی ، اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی به تنهایی از رفع این مشکل چندین ساله برنخواهد آمد.

در حالی که بسیاری از نقاط ایران با جشنواره های واقعی و ساختگی سعی در ایجاد اعتبار و نام برای شهر خود شده اند و به مرور آن مکان را به برند تبدیل کرده اند، متاسفانه در شهرهای کردنشین استان آذربایجان غربی هیچ نشانی از این گونه فعالیت ها نیست و گاه نیز که قدم ها و پیشنهاداتی برای این گونه جریانات فرهنگی برداشته شده است، فقط بر روی کاغذ مانده و هرگز به مرحله ی اجرایی نرسیده است.

از اشاره به وضعیت معیشت هنرمندان، تعاونی مسکن به ظاهر! هنرمندان ( که عملا هیچ مقامی پاسخگوی شرایط فاجعه بار آن نیست)، ساخته نشدن حتی کوچکترین فرهنگسرای جهان ! ( قرار بود بزرگترین فرهنگسرای خاورمیانه در مهاباد ساخته شود)، نبود برنامه و چشم اندازی روشن، عدم توجه به حقوق مادی و معنوی هنرمندان (کپی رایت) ، عدم نظارت دقیق و حرفه ای به فعالیت های هنری و ایجاد آَشفته بازار تولیدات هنری بی متولی، بی قاعده و قانون؛ می گذریم و تنها می گوییم کاش یک بار هم برای این گونه موارد واکنش نشان داده و احساس توهین می شد.

حال که به انتخابات شورای اسلامی شهر هم نزدیک شده ایم، بد نیست که این کمبودها در سرلوحه ی شعارهای انتخاباتی کاندیداها قرار گیرد تا بتواند رای بخش فرهنگی و هنرمندان جامعه را به خود اختصاص دهند. البته کاندیدایی که این شعار را برمی گزیند نباید نگرانی به خود راه دهد. چرا که خوشبختانه عدم تعهد به وعده به ویژه در بخش فرهنگی و هنری با کمترین بازخواست مسئولین و مردمی مواجه خواهد شد. چرا که برای بسیاری، فرهنگ همان است که در آرامستان های( گورستان) شهر است و کارکردش در شروع سخنرانی ها ، مقدمه ی معرفی شهرها، نامه نگاری های ملی، رجزخوانی بین شهرها و همچنین درج در بروشورهای نوروزی ، تقویم های دیواری و تابلوهای خیابان است.

این وضعیت ها تنها گوشه ای از فضای نامناسب فرهنگی و هنری مهاباد و بسیاری از شهرهای اطراف محسوب می شود. فضایی که به مراتب بسیار توهین آمیزتر از "ده سمال جیگر" است. چرا که برفرض "ده­سمال" بودن آن تور و حتی عامدانه بودن این اقدام، نتیجه و بازتاب آن کوتاه مدت است و در دراز مدت هیچ تأثیر مهمی بر روی جایگاه زنان و مردان کرد نمی گذارد. اما آنچه اکنون به لحاظ فرهنگی و هنری در شهرهای مهاباد، بوکان ، سردشت، پیرانشهر و بسیاری از شهرهای این سرزمین رخ می دهد ، اگر زود چاره ای برایش اندیشیده نشود، تأثیرات جبران ناپذیری خواهد داشت. اگر فرصتی باقی ماند، بعد از "ده­سمال" و "جیگر" نگاهی هم به وضعیت و خواسته ی هنرمندان شهرتان بیندازید. همین حالا هم دیر شده است.

هژار نورانی

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت ویژه

نگاهی به جشنواره نمایشنامه خوانی مهاباد

هیاهوی بسیار برای … ؟

چند روزی از پایان جشنواره نمایشنامه خوانی مهاباد که اولین دوره ی خود را طی کرد نمی گذرد. اکنون شاید بهترین زمان برای نقد و بررسی رویکرد این جشنواره باشد. گرچه این انتقادها از همان زمان علنی شدن بحث جشنواره قابل طرح بود، اما به جهت حمایت از برگزاری و جلوگیری از شائبه های مختلف، این نقد به بعد از برگزاری موکول شد تا پیش داوری اشتباهی صورت نگرفته باشد. اولین موضوع قابل بحث عنوان جشنواره است که از دو عبارت متفاوت اما با زمینه ی مشابه برخوردار است. نمایشنامه خوانی یا اجرا خوانی؟ آنچه که مدت ها در ایران با عنوان نمایشنامه خوانی شناخته می شد، بیشتر دلالت بر خوانش نمایشنامه توسط چند بازیگر(و گاه یک بازیگر) نشسته بر صندلی و با متن در دست بود. کم کم این شکل نشستن صرف، تغییراتی پیدا کرد و بازیگران به صورت ایستاده و یا به اشکال مختلف و با بهره گیری از دکور بسیار ساده، نور و صدا (در حد محدود) به خوانش نمایشنامه پرداختند و به نوعی اجراخوانی قلمداد شد. در واقع اجراخوانی ما به ازای script-in-hand performance مورد استفاده قرار گرفت. تقریبا تعریف دقیق و مشخصی از شکل و تاریخچه ی نمایشنامه خوانی نمی توان یافت و تعاریف و توضیحات متفاوتی برای آن ارائه شده است. با این حال دو نکته ی اساسی وجه مشترک همه ی این تعاریف است. نمایشنامه خوانی برای خوانش اثر نو و اجرا نشده ی نویسنده توسط نویسنده و یا بازیگران شکل گرفته است که این امر نیز برای دو مقصود صورت می گیرد. یا نویسنده در حال معرفی نمایشنامه ی خود به کارگردانان و کمپانی های تولید تئاتر است، یا نویسنده قصد دارد با خوانش آن با بازخورد مخاطب آشنا شده و نمایشنامه اش را براساس این بازخورد بازنویسی نماید. حالت کلی دوم مربوط به خوانش نمایشنامه های یک نویسنده به صورت رپرتواری است. به این معنا که مثلا مجموعه ای از آثار شکسپیر توسط گروههای مختلف به منظور بررسی آن آثار در زمانی مشخص خوانده می شود. در هر دو حالت کلی ، جنبه ی ادبیات نمایشی بر جنبه ی اجرایی غالب است. با این حال این غلبه ی ادبیاتی معمولا در شکل اول که بیشتر به منظور معرفی اثر صورت می گیرد، نمود بیشتری دارد و می توان آن را نمایشنامه خوانی در نظر گرفت. در شکل دوم که جنبه ی آموزشی و یا پژوهشی آن بیشتر مور توجه است و در بسیاری از مدارس تئاتری جهان با استفاده از همین شیوه ی در یک فصل مشخص آثاری از نویسنده ای مشخص مورد خوانش قرار می گیرد، می توان به شاخصه های اجراخوانی (یا نمایش با متن در دست) نزدیک شد تا جنبه هایی اجرایی نمایشنامه نیز مورد توجه قرار گیرد. طبیعتا هیچ کدام از این روش ها یک قانون غیرقابل تغییر نیست و تداخل آن در یک دیگر امکان پذیر است. اما معمولا برای بررسی پدیدهای علوم انسانی می بایست یک عرف و تعریف مشخص را برای جلوگیری از پراکندگی بحث ...
css.php