رفتن به بالا

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


    مهاباد لطیف
    ٢٨(°C)
    وزش باد ۴(mph)
    فشار ٢۵.۵۴(in)
    محدوده دید ۶.٠(mi)
    اشعه فرابنفش 4-Moderate
    رطوبت ٢۵.۵۴(in)
گاه‌شمار تاریخ خورشیدی
اردیبهشت ۱۳۹۷
ش ی د س چ پ ج
« فروردین    
1234567
891011121314
15161718192021
22232425262728
293031  

در سال ١٨٧٨ میلادی، هنگامی که ادوارد مایبریج، برای اولین بار با پشت سر هم قرار دادن ٢٤ دوربین، توانست از حرکت اسبی، عکسبرداری پیاپی کند، هنری جدید به نام سینما به عنوان هنر هفتم متولد شد. بعدها در سال ١٨٩٥ برادران لومیر با ساخت دستگاه سینماتوگراف، نه تنها توانستند به عنوان اولین سازندگان فیلمهای […]

در سال ١٨٧٨ میلادی، هنگامی که ادوارد مایبریج، برای اولین بار با پشت سر هم قرار دادن ٢٤ دوربین، توانست از حرکت اسبی، عکسبرداری پیاپی کند، هنری جدید به نام سینما به عنوان هنر هفتم متولد شد. بعدها در سال ١٨٩٥ برادران لومیر با ساخت دستگاه سینماتوگراف، نه تنها توانستند به عنوان اولین سازندگان فیلمهای سینمایی جهان بلکه اولین فیلمسازان مستند و کمدی، این هنر را بیش از پیش گسترش دهند. کسی تصور نمی کرد که در مدت زمان کمی، سینما، تمامی شاخه های هنر را تحت الشعاق قرار دهد و به یکی از قدرتمندترین ابزارهای انتقال پیام به مخاطب بدل شود.  در سال ١٣٠٩ هجری خورشیدی نخستین فیلم ایرانی صامت با نام «آبی و رابی» توسط اوانس اوگانیانس نوشته و ساخته شد. بعدها سینمای صامت جای خود را به سینمای ناطق داد و اولین فیلم ناطق تاریخ سینما با نام «خواننده جاز» ساخته برادران وارنر تولید شد.  در سال ١٣١٢ با ورود نخستین دوربین فیلمبرداری در زمان مظفرالدین شاه به ایران، نخستین فیلم ناطق فارسی با نام « دختر لر» توسط اردشیر ایرانی ساخته و نخستین سالن سینمای ایران در سال ١٢٧٩ یعنی ٥ سال پس از اختراع جهانی آن توسط برادران لومیر با نام «سینما سولی» توسط کاتولیک ها در شهر تبریز تاسیس و آغاز بکار کرد. به همین شکل روز به روز پیشرفت جدیدی در سینما حاصل شد تا به امروز که سینما نقش مهم و اثرگذاری بر مخاطبانش در سراسر دنیا ایفا می کند. وجود سالنهای سینما در شهرهای ایران و به ویژه در شهرهای کردنشین قدمت زیادی دارد و دهه شصت و هفتاد را می توان طلایی ترین دوران ظهور و رشد سینما نام برد، ولی این روند رفته رفته با ورود رسانه های جمعی از جمله تلویزیون و سایر رسانه های نو ظهور دیگر، کمرنگ تر شده تا جایی که، درِ سالنهای سینما در شهرهای کوچک و متوسط، یکی پس از دیگری بسته شد. با توجه به افزایش رو به رشد جمعیت در کشور، بیش از پیش نیاز به فرهنگ در سطح جامعه احساس می شود و باید گفت سینما و قدرت تاثیرگذاری آن چه از نظر سرگرمی و کم کردن آسیب های اجتماعی و چه از لحاظ ارتقاء فرهنگ، یکی از مهترین ابزارهای انتقال پیام به مخاطب است که متاسفانه امروزه کمبود آن احساس می شود. شاید در گذر زمان مسائل زیادی باعث کم توجهی به این مساله مهم و بسته شدن سالنهای سینما شده باشد ولی این کار همت و عزم جدی مسئولان و احساس نیاز مخاطبان به سینما را می طلبد و شاید بتوان گفت یکی از موثرترین راه مبارزه با تهاجم فرهنگی و هجوم رسانه های متعدد با انگیزه های شوم و برنامه ریزی شده، رشد و زنده شدن ریشه خشکیده سینما در کشور و به ویژه شهرهای کردنشین باشد.

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت ویژه

نگاهی به جشنواره نمایشنامه خوانی مهاباد

هیاهوی بسیار برای … ؟

چند روزی از پایان جشنواره نمایشنامه خوانی مهاباد که اولین دوره ی خود را طی کرد نمی گذرد. اکنون شاید بهترین زمان برای نقد و بررسی رویکرد این جشنواره باشد. گرچه این انتقادها از همان زمان علنی شدن بحث جشنواره قابل طرح بود، اما به جهت حمایت از برگزاری و جلوگیری از شائبه های مختلف، این نقد به بعد از برگزاری موکول شد تا پیش داوری اشتباهی صورت نگرفته باشد. اولین موضوع قابل بحث عنوان جشنواره است که از دو عبارت متفاوت اما با زمینه ی مشابه برخوردار است. نمایشنامه خوانی یا اجرا خوانی؟ آنچه که مدت ها در ایران با عنوان نمایشنامه خوانی شناخته می شد، بیشتر دلالت بر خوانش نمایشنامه توسط چند بازیگر(و گاه یک بازیگر) نشسته بر صندلی و با متن در دست بود. کم کم این شکل نشستن صرف، تغییراتی پیدا کرد و بازیگران به صورت ایستاده و یا به اشکال مختلف و با بهره گیری از دکور بسیار ساده، نور و صدا (در حد محدود) به خوانش نمایشنامه پرداختند و به نوعی اجراخوانی قلمداد شد. در واقع اجراخوانی ما به ازای script-in-hand performance مورد استفاده قرار گرفت. تقریبا تعریف دقیق و مشخصی از شکل و تاریخچه ی نمایشنامه خوانی نمی توان یافت و تعاریف و توضیحات متفاوتی برای آن ارائه شده است. با این حال دو نکته ی اساسی وجه مشترک همه ی این تعاریف است. نمایشنامه خوانی برای خوانش اثر نو و اجرا نشده ی نویسنده توسط نویسنده و یا بازیگران شکل گرفته است که این امر نیز برای دو مقصود صورت می گیرد. یا نویسنده در حال معرفی نمایشنامه ی خود به کارگردانان و کمپانی های تولید تئاتر است، یا نویسنده قصد دارد با خوانش آن با بازخورد مخاطب آشنا شده و نمایشنامه اش را براساس این بازخورد بازنویسی نماید. حالت کلی دوم مربوط به خوانش نمایشنامه های یک نویسنده به صورت رپرتواری است. به این معنا که مثلا مجموعه ای از آثار شکسپیر توسط گروههای مختلف به منظور بررسی آن آثار در زمانی مشخص خوانده می شود. در هر دو حالت کلی ، جنبه ی ادبیات نمایشی بر جنبه ی اجرایی غالب است. با این حال این غلبه ی ادبیاتی معمولا در شکل اول که بیشتر به منظور معرفی اثر صورت می گیرد، نمود بیشتری دارد و می توان آن را نمایشنامه خوانی در نظر گرفت. در شکل دوم که جنبه ی آموزشی و یا پژوهشی آن بیشتر مور توجه است و در بسیاری از مدارس تئاتری جهان با استفاده از همین شیوه ی در یک فصل مشخص آثاری از نویسنده ای مشخص مورد خوانش قرار می گیرد، می توان به شاخصه های اجراخوانی (یا نمایش با متن در دست) نزدیک شد تا جنبه هایی اجرایی نمایشنامه نیز مورد توجه قرار گیرد. طبیعتا هیچ کدام از این روش ها یک قانون غیرقابل تغییر نیست و تداخل آن در یک دیگر امکان پذیر است. اما معمولا برای بررسی پدیدهای علوم انسانی می بایست یک عرف و تعریف مشخص را برای جلوگیری از پراکندگی بحث ...
css.php