رفتن به بالا

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


    مهاباد Mostly Cloudy
    ١۶(°C)
    وزش باد ١١(mph)
    فشار ٢۵.۶٣(in)
    محدوده دید ۶.٠(mi)
    اشعه فرابنفش 0-Low
    رطوبت ٢۵.۶٣(in)
گاه‌شمار تاریخ خورشیدی
آبان ۱۳۹۶
ش ی د س چ پ ج
« مهر    
 12345
6789101112
13141516171819
20212223242526
27282930  

نويسنده: دكتر قطب الدين صادقي

برگزاری همه پرسی در قانون اساسی عراق پيش بينی شده است. اتفاق غيرمترقبه ای نيست. برخی، کشور عراق به اين شکل را يک کشور جعلی می دانند که (نقشه اش را) در پايان جنگ جهانی اول افرادی از انگليس و فرانسه ترسيم کرده اند. در تمام اين ساليان حقوق کردهای آن کشور به شکل های گوناگون انکار شده و حقوق ملی، نژادی، فرهنگی، اقتصادی آنها ناديده گرفته شده است. در عمليات انفال صدام ١٨٢ هزار نفر از آنها را زنده به گور کردند؛ در حلبچه پنج هزار نفر را در بمباران شيميايی نابود کردند، پنج هزار روستا را با خاک يکسان کردند، در تمام چشمه هايشان سيمان و آهک ريختند. با روش های بسيار فاشيستی و بعثی، بدترين ضربه ها را به روح و روان اقتصاد فقيرشان زدند. بالاخره آنها هم بايد راه حلی بينديشند و راه حل شان يک همه پرسی مسالمت آميز است. به نظر من حق تعيين سرنوشت يکی از اصول اساسی حقوق بشر و سازمان ملل است. چگونه می توان آن را انکار کرد؟ بايد به درخواست های انسانی، فرهنگی و سياسی آنها احترام بگذاريم. فراموش نکرده ايم انفال اتفاق افتاد برای اينکه پيشمرگان حزب دموکرات سپاه و ارتش رفته بودند تا کرکوک و پالايشگاه کرکوک را منفجر کنند و صدام انتقامش را اين گونه گرفت. به خاطر همکاری با نيروهای ايرانی در جنگ بود که ١٨٢ هزار نفر را زنده به گور کردند. بمباران شيميايی حلبچه اتفاق افتاد برای آنکه نيروهای ايراني در آن موقع در شهر حلبچه بودند. آنها برای همکاری و هم فکری و هم دلی با ايرانی ها تاوان سنگينی دادند. سوال اين است با اين پشتوانه تاريخی ايرانی ها چگونه می توانند به آنها کمک کنند؟ اگر کشوری در آنجا باشد، واسطه ای نيرومند خواهد بود ميان ايران و آن افراطی گری و وحشيگری داعش و… . در درازمدت نيز به نظرم در تامين امنيت منطقه و روابط حسنه با ايران مثمر ثمر خواهد بود. آمريکا، ترکيه و سازمان ملل هم ناچار خواهند شد بپذيرند. تحليلم اين است که اگر آمريکا موافق نبود، هرگز همه پرسی برگزار نمی شد. به بازی های سطحی نبايد توجه شود. سال گذشته آقای بارزانی به آمريکا سفر کرده بود و دو روز بعد از برگشت کنفرانس مطبوعاتی برگزار کرد. اولين نکته ای که گفت، همين همه پرسی بود. اگر با آنها هماهنگ نکرده بود، امکان نداشت. به نظر من همه قدرت های منطقه بالاخره بايد بپذيرند واقعيت انکارناپذيری وجود دارد و مردمانی هستند رنجديده و مبارز با تفکر و اقتصاد و فرهنگی متفاوت؛ مردمی صلح طلب که به هيچ کشوری حمله و دست درازی نمي کنند و فقط می خواهند آب و خاک و لباس و فرهنگ و زبان شان را حفظ کنند. البته در مورد ترکيه می دانم نگران ١٧ استان کردنشين است. در ترکيه ٢٤ ميليون نفر کرد وجود دارد و يک سازمان مخالف بسيار نيرومند. ترکيه بايد مسئله اش را درون مرزهای خود و با کردهای آنجا حل کند. با انکار آرزوهای ملی کردهای عراق و سرکوب کردن آنها يا فشارآوردن نمی تواند مشکلش را حل کند. سوريه هم چنين است. آنها نگران واکنش های بعدی کردهای خودشان هستند، و گرنه ترکيه نبايد در امور عراق دخالت کند؛ اين مسئله داخلی خودشان است. ما به عنوان ايرانی واقعا بايد بتوانيم پشتيبان قلبی و فکری و روحی آنها باشيم. اين يک فرصت تاريخی در توسعه فرهنگ و سياست و (توان) سرزمين خودمان است که نبايد آن را از دست بدهيم./ روزنامه شرق

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت ویژه

یک جوان ٢١ ساله و ٤ سالن سینما

بازگشایی یا بازبسته شدن سینما؟

سالها از تعطیلی سینماهای مهاباد و بوکان به مانند بسیاری از شهرهای دیگر می گذرد و در این میان به غیر از اکران پراکنده آثار برخی از فیلمسازان، به مفهوم واقعی سینما، این شهرها فاقد این نشانه ی برجسته ی فرهنگی بوده اند. با این حال بعد از اعلام چندباره ی فراخوان مزایده ای جهت واگذاری سالن سینمای ! شهرهای مهاباد، بوکان، میاندوآب و خوی در اوایل سال جاری، بالاخره و بعد از عدم استقبال معنادار،  جوانی ٢١ ساله از خوی در تاریخ ١٧ تیرماه ٩٦ به طور رسمی برنده ی این مزایده اعلام و قرار شد سالن مجتمع فرهنگی و هنری ٤ شهرها ذکر شده در قالب سینما همزمان به وی  واگذار شود. فارغ از روند برگزاری مزایده و میزان مبلغ آن در این میان چند سوال مهم تر قابل طرح است که شاید نیازمند پاسخ مناسبی برای روشن شدن موضوع باشد. سوال اول اینکه آیا مدیریت همزمان ٤ سالن سینما در ٤ شهر متفاوت برای یک جوان ٢١ ساله  به واقع امکان پذیر است؟ ممکن است در نگاه اول این جواب به ذهن متبادر شود که وی دارای توانمندی های خاصی است که ممکن است دیگران تاکنون از آن بی خبر بوده اند. اما با یک جستجوی ساده دراینترنت عکس آن اثبات می شود و اسم ایشان به غیر از یک وبلاگ معمولی و غیر مرتبط با مقوله ی سینما و یا مدیریت فرهنگی، در هیچ جایی ذکر نشده و نشانی از پیشینه و سابقه ی فرهنگی و یا مدیریتی این جوان دیده نمی شود. با این اوصاف پرسش دوم مطرح می شود که به راستی مدیران فرهنگی استان چه رویکردی نسبت به مفهوم « مدیریت سالن سینما» دارند؟ این روزها در حالی که در شهرهای بزرگ برای بوفه های سینما نیز چارچوب و مقررات خاصی در نظر گرفته شده و خود به مسئله ی مهمی در امر سینماداری تبدیل شده ، به نظر می رسد در استان آذربایجان غربی مدیریت سینما در پایین ترین حد ممکن تصور شده و چه بسا مدیریت سینما با دستفروشی لوح فشرده (DVD) فیلم در کنار خیابان هم تراز انگاشته شده است. حال فارغ از این جنبه باید از این مدیر ٢١ ساله پرسید که اصلا این سالن ها را از نزدیک دیده است؟  بنا به گفته ی برخی از شاهدان این بازدید در چند مورد رخ داده است. پس آیا این مدیر جوان اطلاع دارند برای نمونه سالن مجتمع فرهنگی و هنری مهاباد که ایشان به عنوان سالن سینما برنده ی آن شده اند هیچ استانداردی برای تبدیل شدن به سالن سینما را  ندارد؟ مشخص نیست سالنی که شرایط اولیه ی کمسیون ماده ٥ را دارا نیست چگونه قرار است میزبان مردم و علاقمندان باشد؟ اگر چه ظاهراً سالن های مجتمع فرهنگی و هنری بوکان و میاندوآب و خوی از وضع مناسب تری نسبت به سالن مهاباد برخوردار هستند ، اما آن ها نیز لزوماً چندان در وضعیت کاملا مطلوبی که به عنوان سالن سینما شایسته ی شهروندانشان باشند قرار ندارند و مشخص ...
css.php