رفتن به بالا

تعداد اخبار امروز : 1 خبر


    مهاباد بارش کم برف
    ۴(°C)
    وزش باد ١١(mph)
    فشار ٢۵.٣١(in)
    محدوده دید ۶.٠(mi)
    اشعه فرابنفش 0-Low
    رطوبت ٢۵.٣١(in)
گاه‌شمار تاریخ خورشیدی
بهمن ۱۳۹۶
ش ی د س چ پ ج
« دی    
 123456
78910111213
14151617181920
21222324252627
282930  

رسول بانگین (نویسنده و کارگردان):

یکی بود یکی نبود غیر از خدا هیچکس نبود. یک سالنی بود که توش همه کاری می کردند غیر از کار فرهنگی، ببخشید اشتباه شد… یه سالنی بود که توش هیچ کاری نمی کردند غیر از هیچ کار فرهنگی. این سالن خیلی سالن خوبی بود و خیلی عروس و دامادها که جشن عروسی شان را در آن گرفته بودند از آنجا خاطرات خوبی داشتند. در این سالن گاهگداری که عریضه خالی می ماند تئاتر هم به نمایش در می آمد. مردم هم می آمدند و تئاتر نگاه میکردند و بازیگران نمایش ها آنقدر وضعشان خوب شده بود که دیگر هیچکدام به بهنام آقای بوفه چی بدهی چای و سیگار نداشتند. اما این سالن یک مشکل کوچکی داشت آنهم معیوب بودن سیستم گرمایش و سرمایش آن بود. مثلن در فصل زمستان آنقدر سرد بود که مردم تا آخر نمایش از سرمای آنجاسوز میلرزیدند و هی دستانشان را ها میکردند و حتا ناچارن بازیگران نمایش با خودشان گاز پیک نیکی می آوردند روی صحنه تا به تناوب خود را گرم نموده و بهتر دیالوگ بگویند.البته این سالن درندشت بخاری داشت اما گرمای بخاریش در حد گرمای بخاری یک پراید مدل ۷۴ بود و شب و روز هم که کار میکرد باز فایده ای حاصل نمیشد. مسئولین امر جلسه گذاشتند و چه کنیم و چه کنند راه انداختند و وقتی کمافی سابق دیدند ته جیب شان خالی است سریعن بخشنامه صادر کردند که صرفن از نمایش هایی حمایت می کنند که در جهت ترویج و استفاده ی بهینه از پتو گام بردارند و تماشاگران را با پتو و لحاف به سالن نمایش بکشانند. و ظاهرن اینگونه مشکل مرتفع و مردم با پیچیدن پتو به دور خود،گرم شده و در محیطی مطبوع از دیدن نمایششان لذت میبردند. اما ناگهان یکی که همیشه در مقابل این نوآوریهای یهویی توپش پر بود آمد و گفت این چه بساطی است میخواهید راه بیندازید آقایان؟ مگر با پتو هم میتوان وارد سالن نمایش شد؟ آخر اگر در حین اجرای نمایش یک عده منحرف ناگهان رفتند زیر پتو و … آنوقت ما چه خاکی توی سرمان بکنیم؟ آبروی خودمان هیچ،آبروی کل فرهنگ مملکت هم به فنا میرود. همه دیدند که آن دلواپس شریف راست میگوید.فکر اینجایش را دیگر نکرده بودند. چه شرایط ایده عالی: یک عده تماشاگر گمراه ندید بدید، تاریکی پرهوس، پتوی ملس، گرمای مطبوع و پر نفس، و در نهایت نمایشی رمانتیک و عشقولانه. واقعن اگر دو نفر فرصت را مغتنم شمرده و می رفتند زیر آن زیر چه میشد؟ بخشنامه فورن منقضی و به دلیل برودت هوا و رعایت حال اطفال تماشاگران سالن مذکور تا اطلاع ثانوی تعطیل اعلام گردید. مردم هم به جای رفتن به تئاتر هر شب به خانه ی اقوام می رفتند و بازی زیر پتویی بزک نمیر بهار میاد را به اتفاق انجام میدادند و کلی هم بهشان خوش میگذشت. خلاصه، زمستان رفت و زغالش به صورت اهالی تاتر ماند و همگی گشنه و بی پول سال را به تابستان رساندند. در سالن باز شد و مردم دوباره گروه گروه به تماشای نمایش ها میرفتند و حسابی خوشبحالشان شده بود. اما اینبار داخل سالن به دلیل نبود سیستم کولر و سرمایش مناسب انقدر گرم میشد که خیلی ها که رماتیسم و کمر درد داشتند بجای رفتن به سونا می آمدند و در سالن مینشستند و غالبا هم نتیجه میگرفتند و شفا میافتند. آری ای برادر سالن بعضی روزها آنقدر گرم میشد که مردم بعد از پایان نمایش انگار که با چند آفتابه آب شسته باشیشان، خیس عرق و له له زنان از سالن خارج میشدند و بعضی به اغما رفته و بعضی دیگر تازه از کما بازمیگشتند. در طول اجرای نمایش، تماشاگران بخت برگشته جهت تمدید اکسیژن و جلوگیری از گرمازدگی دهن صاف کن هر ده دقیقه یکبار از سالن خارج میشدند و ۱۵دقیقه ای را در حیاط قدم میزدند و از بوفه بهنام آقای محترم که حسابی کارش گرفته بود رانی و آب معدنی میخریدند و مینوشیدند. اوضاع اورژانسی شد. مسئولین دوباره جلسه گذاشتند و اینبار نوک پیکان حمایت به سمت نمایش هایی رفت که تماشاگران را به پوشیدن لباس شنا ترغیب میکردند. اسمش راهم گذاشتند شنا در تئاتر با یک بلیط. بعد فهیم ترینشان که زیر کولر گازی اتاق جلسات هر روزه لم داده بود گفت ای برادران فرهیخته ی فریفته، پس خانمها را چه بکنیم؟ نمیشود که مثل استخرهای سرپوشیده، زنانه و مردانه اش بکنیم. تاتر است حمام که نیست. دیدند طفلک راست میگوید. فردا شماری از مردم سواستفاده کن از همین نیم وجب لباس شنا هم سوء استفاده میکنند و لخت می آیند و میروند و بعد دیگر نمیتوان جمعش کرد. و ناگزیر بخشنامه کردند که اجرای هرگونه نمایش در فصل زمستان و تابستان به دلیل صرفه جویی در مصرف برق ممنوع بوده و با متخلفان به شدت برخورد و غیره خواهد شد. و تاتر فقط تاتر خیابانی و محله ای. اصلن تاتر صحنه ای کلن سخیف و شنیع است. بعد همه رفتند خانه هایشان و هر روز میرفتند استخر و دیگر مشکلی باقی نماند که نورچشمان عزیز را رنجور سازد. قصه ی ما به سر رسید کلاغه خر است. ما از این داستان نتیجه میگیریم که زمستان و تابستان دو فصل کاملن اضافی هستند.

 


انتشار مطالب، مقاله ها و نظرات مخاطبین الزاما به معنای تأیید و یا عدم تأیید محتوای آن توسط تحریریه بینەر نیست.

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت ویژه

نگاهی به یازدهمین جشنواره داستان بانه

زمستانِ با بهار

یازدهمین دوره جشنواره داستان بانه پس از فراز و نشیبی فراوان، به وقفه چندین ساله برگزاری این رویداد مهم و دوست داشتنی ادبی پایان داد و رونمایی نمادین از دبیرخانه دائمی این جشنواره در شب اختتامیه ثمره ی تلاش چندین ساله برگزار کنندگان آن بود تا شاید عاملی برای استمرار مجدد در برگزاری آن باشد. علی الرغم انتقاد برخی سایتهای محلی از برگزاری این جشنواره که عدم استقبال شهروندان را دلیل ناکارآمدی آن دانسته اندد؛ نباید اهمیت، ضرورت و تاثیر گذاری جشنواره هایی از این دست بر روند فعالیت های ادبی را فراموش کرد البته بی شک تحقق این امر در صورت استمرار در برگزاری و همچنین روند اجرایی حرفه ای و دقیق تر فراهم خواهد آمد. از چند دهه پیش تقریبا در تمامی شهرهای کوردستان انجمن های ادبی محفل و محلی برای گردهمایی ادیبان و شاعران هر شهر و تبادل آثار و نظرات بوده و هست؛ اما رویدادهایی که باعث گردهمایی و دیدار ادیبان و نویسندگان شهرهای مختلف باشد اندک و انگشت شمارند. انگار این روزها نمی توان انتظار داشت کنگره فرزانگان کورد، بزرگداشت ماموستا حقیقی، بزرگداشت ماموستا محمد قاضی و... تکرار شوند و در چنین شرایطی نبود جشنواره داستان بانه نیز که می توان ادعا کرد تنها رویداد و آزمونگه داستان های چاپ نشده ی کوردی به حساب می آید لطمه ای است به ادبیات کوردی. بینه ر در جریان برگزاری یازدهمین جشنواره داستان بانه شاهد تلاش و زحمات شبانه روزی اعضای دبیرخانه بود و آن را ارج می نهد و بر اساس رسالت هنری و رسانه ای لازم می داند ضمن سپاس از فراهم شدن امکان حضور تنها پایگاه خبری هنری کوردستان، در راستای بهتر و پر ثمرتر برگزار شدن جشنواره در دوره های آتی مشاهدات و پیشنهادات کارشناسان خود را ارائه دهد ، چرا که بینه ر ضمن حمایت معنوی از تمامی فعالیتهای موثر و محترم در عرصه فرهنگ و هنر کوردستان، تحلیل و انتقاد درست رویدادها را عاملی برای پیشرفت و کمبود کاستی ها می داند. امید است مطالب مطرح شده مورد توجه دست اندرکاران جشنواره داستان بانه قرارگیرد و از سوی برخی مخالفان با برگزاری جشنواره، به عنوان مخالفت با آن و یا عیب جویی و بدگویی از این رویداد مهم و قابل احترام تلقی نشود، چراکه بینه ر کاملاً موافق این رویداد مهم ادبی است و در حد توان اندکش برای هرچه بهتر و باشکوه تر برگزار شدن آن نیز تلاش خواهد نمود.   1. جشنواره داستان بانه از همان ابتدا در دو بخش کوردی و فارسی برگزار شده و یکی از اهداف جشنواره برقراری ارتباط و تعامل بین ادبیات کوردی و فارسی بوده و هست. به نظر می رسد پس از یازده دوره برگزاری (طی 18 سال) می بایست پرسید جشنواره تا چه اندازه به این هدف دست یافته و دست آوردها و کاستی ها چیست؟ بدون شک برقرای ارتباط مد نظر جشنواره بین این دو حوزه ادبی، نیازمند فهم و ارتباط با آثار از سوی طرفین است. عدم پخش مناسب ...
css.php