رفتن به بالا

تعداد اخبار امروز : 1 خبر


    مهاباد لطیف
    ٢۵(°C)
    وزش باد آرام
    فشار ٢۵.۴۴(in)
    محدوده دید ۶.٠(mi)
    اشعه فرابنفش 0-Low
    رطوبت ٢۵.۴۴(in)

بە گزارش پایگاە خبری هنری بینەر، در پی تعطیلی جشنواره تئاتر کردی ئامد در ترکیه به دلیل ادامەی واکنش های سیاسی حکومت ترکیه نسبت به کودتای نافرجام چند ماه قبل، اسماعیل پاشایی، پیشکسوت تئاتر و مسئول دبیرخانه ی جشنواره تئاتر کردی سقز بیانەای از سوی این دبیرخانه در محکومیت رفتار غیرمسئولانه و غیر دموکراتیک دولت ترکیه […]

بە گزارش پایگاە خبری هنری بینەر، در پی تعطیلی جشنواره تئاتر کردی ئامد در ترکیه به دلیل ادامەی واکنش های سیاسی حکومت ترکیه نسبت به کودتای نافرجام چند ماه قبل، اسماعیل پاشایی، پیشکسوت تئاتر و مسئول دبیرخانه ی جشنواره تئاتر کردی سقز بیانەای از سوی این دبیرخانه در محکومیت رفتار غیرمسئولانه و غیر دموکراتیک دولت ترکیه صادر کرد. متن بیانیه به شرح زیر است:
« در پی وقوع جریانات اخیر سیاسی در کردستان ترکیه و دستگیری و زندانی کردن نمایندگان و شهرداران شهر ئامد و دیگر شهرهای کردستان (ترکیه – باکور) پیش بینی می شد که با گماردن شهرداران وابسته به حزب حاکم روند عادی امور را دچار اختلال نمایند که در این میان چهارمین جشنواره تئاتر کوردی ئامد نیز که از ماەها قبل برای اجرای بین المللی آن تلاش ها و برنامه ریزی شده بود بی نصیب نماند و برگزاری آن در هالەای از ابهام قرارگرفته و از سوی شهردار منصوب حکومت و نه منتخب مردم، هیچ همکاری صورت نمی گیرد و دستور توقیف آن را داده است. مراودات فرهنگی دو جشنواره کوردی سقز و ئامد که از سال گذشته آغاز شده بود نوید روزهای خوبی در تعامل و همکاری هر دو جشنواره می داد ولی با این اوضاع بوجود آمده این مراودات فرهنگی نیز بشدت آسیب می بینند. اینجانب بعنوان مسئول دبیرخانه تئاتر کوردی سقز از طرف خود و اعضای گروەها و مدعوین دعوت شده به چهارمین جشنواره تئاتر کوردی ئامد اعتراض خود را نسبت به این تصمیم اعلام و خواستار برگزاری جشنواره طبق برنامەریزی مسئولان برگزاری جشنواره می باشیم و معتقدیم که برگزاری چنین جشنواره هایی و حضور گروههای نمایشی از دیگر کشورها موجب وفاق و همدلی بین گروههای نمایشی و رونق و تعالی تئاتر و کسب و تبادل تجربیات بیشترخواهد بود.
با آرزوی سربلندی و توفیقات بیشتر برای دوستان خوب تئاتر ئامد در برگزاری جشنواره 
اسماعیل پاشایی »
لازم به ذکر است پیش از این قرار بود دو اثر منتخب از جشنواره تئاتر کردی سقز در این جشنواره حضور داشته باشد که به دلیل اتفاقات سیاسی اخیر ترکیه ادامەی برگزاری جشنواره در هالەای از ابهام قرار دارد.

 

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت ویژه

یادداشتی بر حاشیه‌ نمایشگاه مهدی ضیاءالدینی، نقاش کُرد

روایت‌های عشق

لازم نیست از تکنیک‌های نقاشی چیزی بلد باشید، یا سال‌ها در مورد تاریخ هنر مطالعه کرده باشید، تنها کافی است «کُرد» باشید تا تابلوهای«مهدی ضیاءالدینی» بر افسانه‌های کردی، تو را به عمق تاریخ شفاهی کردستان ببرد. افسانه‌هایي که از دو گفتمان بنیادی - عشق و تراژدی- سخن می‌گوید. در همان قدم‌های ابتدایی نمایشگاه، دیگر به طور کل سخن دوست محققم باورم شد: «بیت‌های کردی الهیات کلاسیک کردها هستند». نمی‌توان تابلوی «سوارو» یا «شور محمود و مرزینگان» را دید و در ذهن خود سفر جانکاه عشق را مرور نکرد. مهدی ضیاءالدینی، دقیقا شکل تابلوهایش هست؛ ظاهری آرام و درونی سنگین. روایت‌ مردمانش را با نوک قلمو از تاریخ سینه به سینه بیرون می‌کشد، رنگ می‌زند و دوباره زنده می‌کند. در عصری که تکنولوژی، قصه‌ها را به حاشیه رانده و همه چیز را ساندویچ شده و تنها در اپیزودهای دو خطی به خورد مخاطبانش می‌دهد، و خود «تخریب کلان روایت‌ها» به تنها روایت اسطوره‌ای عصر ما بدل شده است، جسارت می‌خواهد که مخاطب را به دنیایی کلاسیک و به دور از تلگرام و اینستاگرام و موبایل و لپ تاپش دعوت کرد. روایتگر بیت «سوارو»، زنی نه تنها از قبیله‌ عشق بلکه از قبله‌ عشق است، با گیسوانی آشفته و کلامی محزون. روایتگر قصه،‌ عاشق خویش است. سوارکاری چابک، در میان انبوه سواران به جنگ دشمن می‌رود و در آخرین دیدار از معشوق خود طلب بوسه می‌کند. اما زن، با چشمانی باز و سینه‌ای پر از غرور برایش شرط تعیین می‌کند. «تنها در صورت پیروزی در جنگ است که به کام من میرسی». سوار، دیگر هم برای وطن باید بجنگد و هم برای عشق. اکنون سوار باز آمده، شکست نخورده اما زخمی است و باز زن، آواز سر می‌دهد، ملول و نگران و پشیمان: «نه، هیچ طبیب و لقمانی بر بالینش حاضر نشود، خودم از تن خود، از عرق سینه‌ام، از گرد انگشترم برایش مرهمی درست می کنم و بر آن زخم می‌نهم». کلامی محکم، سنگین با آوازی کش‌دار. نقش‌های مهدی ضیاءالدینی، تنها روایتگر قصه‌ها نیست بلكه پلی میان اکنون و گذشته‌ دوری است که حسی غریب دامانش را گرفته و انگار میان دود و دم این همه «آوانگاردیسم» بی‌بنیان گم شده است. گویی بر روی هر تابلویش جمله‌ معروف آرتور‌ رمبو نوشته شده است: «همان‌گونه که می‌دانیم، عشق را باید از نو ابداع کرد». قامت کشیده‌ زن‌ها، سینه‌ فراغ مردها و صورت مغموم و تامل برانگیزشان، برایم یادآور سخنی از آلن بدیو بود: «عشق هردم باز آفریدن خود است؛ شعله اش را نگهدار تا پایدار بماند». در جست‌وجویی حماسی وار بر بیت‌های کردی مانند نقش‌های استاد، باید جسورانه اسبت را زین کنی؛ اگر از جنس حماسه‌ای، شال و کمر و سربند ببندی و اگر از جنس روایتگر عشق هستی، باید «که وا» و« سوخمه» و «کولینجه» را با کلاه و پولک‌های آویزانش بر تن کنی. حال آماده‌ سفر به عمق ذهن مردمان کرد هستی. تمام رنگ‌های عالم را در خورجین بگذار و هرچقدر –واژه- داری با خودت ببر؛ چرا که برای توصیف چنین عالمی ...
css.php