رفتن به بالا

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


    مهاباد لطیف
    ٢٠(°C)
    وزش باد آرام
    فشار ٢۵.۵٣(in)
    محدوده دید ۶.٠(mi)
    اشعه فرابنفش 0-Low
    رطوبت ٢۵.۵٣(in)
گاه‌شمار تاریخ خورشیدی
خرداد ۱۳۹۷
ش ی د س چ پ ج
« اردیبهشت    
 1234
567891011
12131415161718
19202122232425
262728293031  
ضرورت احداث سینمای دیجیتال در مهاباد

سینمای شهر من کجاست؟

سینما جدیدترین شاخه هنر، معروف به هنر هفتم است که امروزه یکی از عمومی‌ترین و محبوب‌ترین تولیدات هنری را ارائه می‌کند اما هنر هفتم سالهاست که در مهاباد زخمی است. مهاباد دارای دو سینمای آنالوگ “تربیت هلال احمر” و “سالن آمفی تئاتر فرهنگ و ارشاد اسلامی” است که هر دو به دلیل فرسودگی و مجهز […]

سینما جدیدترین شاخه هنر، معروف به هنر هفتم است که امروزه یکی از عمومی‌ترین و محبوب‌ترین تولیدات هنری را ارائه می‌کند اما هنر هفتم سالهاست که در مهاباد زخمی است. مهاباد دارای دو سینمای آنالوگ “تربیت هلال احمر” و “سالن آمفی تئاتر فرهنگ و ارشاد اسلامی” است که هر دو به دلیل فرسودگی و مجهز نبودن به امکانات سینمایی مدرن سالهاست که فعالیتی ندارند. در حالت استاندارد جهانی به ازای هر ۱۰ هزار نفر باید یک سینما وجود داشته باشد اما مهاباد با ۲۲۰ هزار جمعیت از داشتن حتی یک سینمای مجهز محروم است.

به گفته برخی ها سینما تربیت هلال احمر به دلیل استقبال کم مردم تعطیل شده است. اما ریشه های استقبال کم مردم از سینما چیست؟

سینما تربیت مهاباد سال ۱۳۴۸ تاسیس شده است و اولین آپاراتچی آن رضا آپاراتچی بود. طبیعی است سینمایی با این قدمت نتواند جوابگوی نیازهای جامعه امروز باشد. سالن‌های غیراستاندارد و کمبود فیلم‌های با کیفیت با صندلی های فرسوده و امکانات فرسوده. اما بیشتر مردم از بروز نبودن فیلم هایی که در این سینما اکران می شود گله مندند. این هم می تواند دلیلی همانند دلایل دیگر باشد. دلیل دیگر استقبال کم مردم از سینما در همه ی شهرهای ایران رعایت نکردن حق کپی رایت توسط برخی افراد سودجو است.

قادر مرادی رئیس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی مهاباد در روز ملی سینما در روز شنبه ۲۱ شهریور ۹۴ از راه اندازی سینمای دیجیتال در سالن آمفی تئاتر این اداره خبر داد و در مصاحبه ای که ۸ مهر ۹۴ با آقای مرادی انجام گرفت از خریداری امکانات لازم برای سینمای دیجیتال هم خبرهای خوشایندی دیگری داد.

اما باز هم شاید بازسازی یک سینما نتواند جوابگوی جامعه باشد و احداث یک سینمای دیجیتال در مهاباد ضروری باشد. واگذاری سینما تربیت مهاباد به بخش خصوصی و یا احداث یک سینما توسط یک سرمایه گذار می تواند جان تازه ای به پرده ی نقره ای در این شهر بدهد اما متاسفانه سرمایه گذاران مهابادی در صنعت سینمای این شهر سرمایه گذاری نمی کنند. این موضوع هم می تواند دلایل زیادی داشته باشد.

امروزه در شهرهای بزرگ ایران و جهان، در مجتمع تجاری ها، پاساژها و بازارچه های تازه ساخت، سینماهایی کوچک و با ظرفیت ۱۰۰ نفر و یا کمتر و با امکانات مدرن راه اندازی می کنند که از استقبال خوب مردم هم برخوردارند. مجتمع تجاری و تفریحی هلال احمر مهاباد می تواند با راه اندازی یک سینمای دیجیتال کوچک پر سود و پر بازده در جهت بالابردن فرهنگ سینما در این شهر کمک شایانی داشته باشد.

در تعاریف شهرنشینی “سینما” یکی از مظاهر اصلی شهر است و جای تعجب دارد که در کشور ما چطور ۱۰۸۱ مکانی که خیابان دارند و تعداد زیادی ساکن، بدون سینما ملقب به “شهر” شده‌اند. امید است درهای سینمای مهاباد هر چه زودتر به روی علاقه مندان و اهالی فرهنگ و سینما گشوده شود تا در بالا بردن فرهنگ سینمایی شهرمان قدمی برداشته شده باشد.

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت ویژه

نگاهی به جشنواره نمایشنامه خوانی مهاباد

هیاهوی بسیار برای … ؟

چند روزی از پایان جشنواره نمایشنامه خوانی مهاباد که اولین دوره ی خود را طی کرد نمی گذرد. اکنون شاید بهترین زمان برای نقد و بررسی رویکرد این جشنواره باشد. گرچه این انتقادها از همان زمان علنی شدن بحث جشنواره قابل طرح بود، اما به جهت حمایت از برگزاری و جلوگیری از شائبه های مختلف، این نقد به بعد از برگزاری موکول شد تا پیش داوری اشتباهی صورت نگرفته باشد. اولین موضوع قابل بحث عنوان جشنواره است که از دو عبارت متفاوت اما با زمینه ی مشابه برخوردار است. نمایشنامه خوانی یا اجرا خوانی؟ آنچه که مدت ها در ایران با عنوان نمایشنامه خوانی شناخته می شد، بیشتر دلالت بر خوانش نمایشنامه توسط چند بازیگر(و گاه یک بازیگر) نشسته بر صندلی و با متن در دست بود. کم کم این شکل نشستن صرف، تغییراتی پیدا کرد و بازیگران به صورت ایستاده و یا به اشکال مختلف و با بهره گیری از دکور بسیار ساده، نور و صدا (در حد محدود) به خوانش نمایشنامه پرداختند و به نوعی اجراخوانی قلمداد شد. در واقع اجراخوانی ما به ازای script-in-hand performance مورد استفاده قرار گرفت. تقریبا تعریف دقیق و مشخصی از شکل و تاریخچه ی نمایشنامه خوانی نمی توان یافت و تعاریف و توضیحات متفاوتی برای آن ارائه شده است. با این حال دو نکته ی اساسی وجه مشترک همه ی این تعاریف است. نمایشنامه خوانی برای خوانش اثر نو و اجرا نشده ی نویسنده توسط نویسنده و یا بازیگران شکل گرفته است که این امر نیز برای دو مقصود صورت می گیرد. یا نویسنده در حال معرفی نمایشنامه ی خود به کارگردانان و کمپانی های تولید تئاتر است، یا نویسنده قصد دارد با خوانش آن با بازخورد مخاطب آشنا شده و نمایشنامه اش را براساس این بازخورد بازنویسی نماید. حالت کلی دوم مربوط به خوانش نمایشنامه های یک نویسنده به صورت رپرتواری است. به این معنا که مثلا مجموعه ای از آثار شکسپیر توسط گروههای مختلف به منظور بررسی آن آثار در زمانی مشخص خوانده می شود. در هر دو حالت کلی ، جنبه ی ادبیات نمایشی بر جنبه ی اجرایی غالب است. با این حال این غلبه ی ادبیاتی معمولا در شکل اول که بیشتر به منظور معرفی اثر صورت می گیرد، نمود بیشتری دارد و می توان آن را نمایشنامه خوانی در نظر گرفت. در شکل دوم که جنبه ی آموزشی و یا پژوهشی آن بیشتر مور توجه است و در بسیاری از مدارس تئاتری جهان با استفاده از همین شیوه ی در یک فصل مشخص آثاری از نویسنده ای مشخص مورد خوانش قرار می گیرد، می توان به شاخصه های اجراخوانی (یا نمایش با متن در دست) نزدیک شد تا جنبه هایی اجرایی نمایشنامه نیز مورد توجه قرار گیرد. طبیعتا هیچ کدام از این روش ها یک قانون غیرقابل تغییر نیست و تداخل آن در یک دیگر امکان پذیر است. اما معمولا برای بررسی پدیدهای علوم انسانی می بایست یک عرف و تعریف مشخص را برای جلوگیری از پراکندگی بحث ...
css.php