رفتن به بالا

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • الأربعاء ۲۸ ذو الحجة ۱۴۳۸
  • 2017 Wednesday 20 September
    مهاباد لطیف
    ٣٢(°C)
    وزش باد ٧(mph)
    فشار ٢۵.۵٨(in)
    محدوده دید ۶.٠(mi)
    اشعه فرابنفش 2-Low
    رطوبت ٢۵.۵٨(in)
پیام تبریک هنرمندان مهابادی به مناسبت روز ملی سینما

روز ملی بی سینما مبارک باد !

به گزارش پایگاه خبری هنری بینه ر، طبق اعلام عمومی بینه ر جهت پخش پیام های تبریک هنرمندان به مناسبت روز ملی سینما، این تنها هنرمندان مهابادی بودند که سخت داغ نبود سینما را در شهرشان حس می کنند! پیام های تبریک هنرمندان مهابادی به شرح ذیل می باشد:   هژار نورانی (فیلمساز و مسئول […]

به گزارش پایگاه خبری هنری بینه ر، طبق اعلام عمومی بینه ر جهت پخش پیام های تبریک هنرمندان به مناسبت روز ملی سینما، این تنها هنرمندان مهابادی بودند که سخت داغ نبود سینما را در شهرشان حس می کنند!

پیام های تبریک هنرمندان مهابادی به شرح ذیل می باشد:

 

هژار نورانی (فیلمساز و مسئول انجمن هنرهای نمایشی مهاباد):

روز ملی سینماست؟ تبریک برای شهرهایی که چراغ سالن سینمایشان روشن است و تسلیت به شهرم که سالن سینمایش سالهاست تعطیل شده است. خاطرات کودکی من و بسیاری از هم نسلهایم کشف راز نمایش فیلم بر روی دیوار بزرگی بود که همگان را سحر کرده بود. با کاراکتر فیلم می خندیدیم، گریه می کردیم و همه از هیجان دست می زدیم… راستی زمانی که چند لحظه پخش فیلم قطع می شد، همه ی تماشاچیان سوت می زدند و اعتراض می کردند، چه شد که سالها سینما تعطیل شده و کسی نه سوت می زند و نه اعتراضی دارد!؟!
راستی ! نسل جدید راز چه چیزی را کشف می کنند؟ اصلا این روزا چه چیزی اهمیت دارد؟

مسئولان شهر من آیا خبر دارند در این شهر بی شمار فیلمساز و علاقمند سینما وجود دارد؟ بعید می دانم… فعلا انتخابات شورای شهر نزدیک است و بهتر است مشغول تخریب همدیگر باشیم، تا شاید در آینده فکری برای … اسمش چه بود؟ … آها، سینما… بعدها سر فرصتی که هرگز نمی آید فکری برایش می کنیم…حیف بازار هم کساد است والا سالن سینمای فعلی، مکان مناسبی برای ساخت مجتمع تجاری است!!!!
فعلا همان مخروبه باقی بماند.
روز ملی بی سینما مبارک باد !!!

 

شهرام میکائیلی (بازیگر و کارگردان):

یاد دوره شصت بخیر؛ ابهتی داشت سینما آن هم از نوع مهابادیش. آن زمان بچه های زیر دوازده سال را بدون والدین به سینمای مهاباد راه نمیدادن با چه زحمتی هربار کسی را راضی میکردم که پدر یا برادر قلابی من شود تا بتوانم فیلمهای کانی مانگا، عقابها، مشعل و …. را در سینما ببینیم. یادش بخیر صفهای فیلم همیشه راه بندان میشد و افسوس این روزها صف یارانه… یادت بخیر سینمای آن روزها و بی نما و بی نوای این روزها….

 

کیوان فهیمی (فیلمساز):
شب خارجی مقابل ساختمان متروک سینما (سکانس رویا)
ساختمان متروک و نیمه ویران سینمای قدیمی زیر نور پرژکتورهای مجتمع تجاری در حال ساخت مجاورش روشن شده است. بر تابلوی اعلان چوبی دو طرف در آهنی زنگ زده فقط میخهای زنگ زده برجا مانده. در نیمه باز است، از لای در پوسترهای رنگ و رو رفته بر کف زمین دیده می شوند و با نسیم ملایمی که به داخل می وزد تکانی می خورند. در، با سر و صدا کامل باز می شود، مردی کیفی چرمی و قدیمی در دست بیرون می آید، کیف از چیزی انباشته شده و ورم کرده، از لای دهانه به زحمت بسته شده آن نگاتیوهایی سر بیرون آورده اند. مرد به سمت دوچرخه اش که به درخت مقابل سینما تکیه اش داده می رود. کیف چرمی را در سبد جلوی فرمان می گذارد، سوار می شود و پدال می زند. به محض پدال زدن چراغ جلوی دوچرخه چند بار خاموش و روشن می شود، با تدوام پدال زدن مرد چراغ بطور کامل روشن و پر نور می شود و به سان پرژکتوری فضای جلوی دوچرخه و دیوارهای مقابلش را روشن می کند. روی هر دیواری که نور دوچرخه بر آن می افتد انگار نور آپارات تابانده شده و تصاویری جان می گیرند. با عبور دوچرخه تصاویر جان نمی بازند و همچنان ادامه می یابند. دوچرخه از کوچه ها و خیابانهای شهر عبور می کند و تصایری متعدد بر روی دیوارها نقش می بندد. شهر پر از تصویر می شود.
«سینما خود رویاست، رویایی کردن رویاهایمان شاید رویایی ترین کار جهان باشد.»

 

شیلان سعدی (فیلمساز):

تبریک گفتن روز ملی سینما به نسل جوان شهرم که خاطره دیدن فیلم در سالن سینمای شهرمان را ندارند کاری سخت، و به نسلی که سالن سینما و همچنین تعطیلی و ویرانی اش را تجربه کرده سخت تر و به مسئولین و سیاست گذاران شهرم که به ظاهر هیچ علاقه ای به سینما ندارند خیلی سخت تر است. اما سینما همچنان هست و شهرم باز آن را تجربه خواهد کرد، نسل نو روزگاری نو خواهد ساخت.

 

آراد حسن زاده (فیلمساز):

اگرچه روز ملی سینما روز مبارکیست اما از این مبارک روز سهم شهر من، سهم سینما دوستان و هنرمندان شهر من تنها یاد سینمای تعطیلی است که تنها دهه شصتی ها خاطره ای از آن دارند. روزی مبارک که مبارکیش برای شهر من گنگ و بی معناست. برای جوانان شهر من سینما اگرچه نامی آشناست ولی حس ناآشنایی دارد مانند نابینایی که از لذت بینایی تنها توصیف بینایی نصیبش شده باشد. سینما روزت مبارک اگرچه حس بودنت برایم گنگ است.

 

کاوه دباغچی مکری (عکاس و تصویر بردار):

در وصف حال زار سينمای شهر و كشور ما روضه ها می‌توان خواند؛ همين…

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت ویژه

یک جوان ٢١ ساله و ٤ سالن سینما

بازگشایی یا بازبسته شدن سینما؟

سالها از تعطیلی سینماهای مهاباد و بوکان به مانند بسیاری از شهرهای دیگر می گذرد و در این میان به غیر از اکران پراکنده آثار برخی از فیلمسازان، به مفهوم واقعی سینما، این شهرها فاقد این نشانه ی برجسته ی فرهنگی بوده اند. با این حال بعد از اعلام چندباره ی فراخوان مزایده ای جهت واگذاری سالن سینمای ! شهرهای مهاباد، بوکان، میاندوآب و خوی در اوایل سال جاری، بالاخره و بعد از عدم استقبال معنادار،  جوانی ٢١ ساله از خوی در تاریخ ١٧ تیرماه ٩٦ به طور رسمی برنده ی این مزایده اعلام و قرار شد سالن مجتمع فرهنگی و هنری ٤ شهرها ذکر شده در قالب سینما همزمان به وی  واگذار شود. فارغ از روند برگزاری مزایده و میزان مبلغ آن در این میان چند سوال مهم تر قابل طرح است که شاید نیازمند پاسخ مناسبی برای روشن شدن موضوع باشد. سوال اول اینکه آیا مدیریت همزمان ٤ سالن سینما در ٤ شهر متفاوت برای یک جوان ٢١ ساله  به واقع امکان پذیر است؟ ممکن است در نگاه اول این جواب به ذهن متبادر شود که وی دارای توانمندی های خاصی است که ممکن است دیگران تاکنون از آن بی خبر بوده اند. اما با یک جستجوی ساده دراینترنت عکس آن اثبات می شود و اسم ایشان به غیر از یک وبلاگ معمولی و غیر مرتبط با مقوله ی سینما و یا مدیریت فرهنگی، در هیچ جایی ذکر نشده و نشانی از پیشینه و سابقه ی فرهنگی و یا مدیریتی این جوان دیده نمی شود. با این اوصاف پرسش دوم مطرح می شود که به راستی مدیران فرهنگی استان چه رویکردی نسبت به مفهوم « مدیریت سالن سینما» دارند؟ این روزها در حالی که در شهرهای بزرگ برای بوفه های سینما نیز چارچوب و مقررات خاصی در نظر گرفته شده و خود به مسئله ی مهمی در امر سینماداری تبدیل شده ، به نظر می رسد در استان آذربایجان غربی مدیریت سینما در پایین ترین حد ممکن تصور شده و چه بسا مدیریت سینما با دستفروشی لوح فشرده (DVD) فیلم در کنار خیابان هم تراز انگاشته شده است. حال فارغ از این جنبه باید از این مدیر ٢١ ساله پرسید که اصلا این سالن ها را از نزدیک دیده است؟  بنا به گفته ی برخی از شاهدان این بازدید در چند مورد رخ داده است. پس آیا این مدیر جوان اطلاع دارند برای نمونه سالن مجتمع فرهنگی و هنری مهاباد که ایشان به عنوان سالن سینما برنده ی آن شده اند هیچ استانداردی برای تبدیل شدن به سالن سینما را  ندارد؟ مشخص نیست سالنی که شرایط اولیه ی کمسیون ماده ٥ را دارا نیست چگونه قرار است میزبان مردم و علاقمندان باشد؟ اگر چه ظاهراً سالن های مجتمع فرهنگی و هنری بوکان و میاندوآب و خوی از وضع مناسب تری نسبت به سالن مهاباد برخوردار هستند ، اما آن ها نیز لزوماً چندان در وضعیت کاملا مطلوبی که به عنوان سالن سینما شایسته ی شهروندانشان باشند قرار ندارند و مشخص ...
css.php