رفتن به بالا

تعداد اخبار امروز : 1 خبر


    مهاباد لطیف
    ٣۴(°C)
    وزش باد ١٨(mph)
    فشار ٢۵.٣٠(in)
    محدوده دید ۶.٠(mi)
    اشعه فرابنفش 0-Low
    رطوبت ٢۵.٣٠(in)

به گزارش پایگاه خبری هنری بینه‌ر، نمایش عروسکی « دنیای زیبا » به نویسندگی و کارگردانی شادی پاکزاد و کاری از گروه نمایش “کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان شماره۲” مهاباد در هفدهمین جشنواره نمایش عروسکی که از ۵ مهرماه در ساری  آغاز  شود به اجرا پرداخت. شادی پاکزاد کارگردان نمایش در گفتگو با خبرنگار […]

به گزارش پایگاه خبری هنری بینه‌ر، نمایش عروسکی « دنیای زیبا » به نویسندگی و کارگردانی شادی پاکزاد و کاری از گروه نمایش “کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان شماره۲” مهاباد در هفدهمین جشنواره نمایش عروسکی که از ۵ مهرماه در ساری  آغاز  شود به اجرا پرداخت.

شادی پاکزاد کارگردان نمایش در گفتگو با خبرنگار بینه‌ر گفت: این نمایش  ماجرای دو قورباغه است  که دوست هم هستند ودربرکه ای زندگی می کنند، دنبال راه چاره ای هستند که برکه را همیشه تمیز نگه دارند اما انسان ها محل زندگیشان را کثیف می کنند. یکی از آنها کم می آورد می رود که تنها باشد؛ دوست دیگر به دنبالش می رود، آنهاطی ماجراهایی دوباره همدیگر را پیدا می کنند، عهد می بندند همیشه باهم باشند و برکه را باهم تمیز نگه دارند.

 

وی اظهار داشت: این نمایش که بیشتر بر تنهایی و طبیعت اشاره دارد به مدت ۲۵ دقیقه  برای گروه سنی ب و ج (۶ تا ۱۲ سال) نوشته شده است، تمرینات  را از اوایل تیر ماه آغاز کردیم.

پاکزاد افزود: نمایش “دنیای زیبا” در هفدهمین جشنواره استانی نمایش عروسکی از میان ۲۰ اثر مقام نخست را به دست آورد. از ۶۵ نمایش راه یافته به داوری نهایی، ۱۱ اثر از ۹ استان برای شرکت در جشنواره کشوری معرفی شدند که نمایش “دنیای زیبا” کاری از کانون پرورش فکری کودکان و نو جوانان شماره ۲ مهاباد یکی از این ۱۱ اثر است.

فروزان امینی، سمیرا درویشی، صبا قریشی، فریبا جوانمردی و رویان قادری در این نمایش به ایفای نقش می‌پردازند.

همچنین شادی پاکزاد (نویسنده وکارگردان، طراح صحنه و عروسک) و بهناز حسنی(آهنگساز) از عوامل اجرایی این اثرند.

هفدهمین جشنواره کشوری نمایش عروسکی از ۵ الی ۷ مهر ماه در ساری برگزار می شود. نمایش “دنیای زیبا” کاری از کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان مهاباد امروز ۶ مهر ماه ساعت ۱۱ به اجرا پرداخت.

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت ویژه

یادداشتی بر حاشیه‌ نمایشگاه مهدی ضیاءالدینی، نقاش کُرد

روایت‌های عشق

لازم نیست از تکنیک‌های نقاشی چیزی بلد باشید، یا سال‌ها در مورد تاریخ هنر مطالعه کرده باشید، تنها کافی است «کُرد» باشید تا تابلوهای«مهدی ضیاءالدینی» بر افسانه‌های کردی، تو را به عمق تاریخ شفاهی کردستان ببرد. افسانه‌هایي که از دو گفتمان بنیادی - عشق و تراژدی- سخن می‌گوید. در همان قدم‌های ابتدایی نمایشگاه، دیگر به طور کل سخن دوست محققم باورم شد: «بیت‌های کردی الهیات کلاسیک کردها هستند». نمی‌توان تابلوی «سوارو» یا «شور محمود و مرزینگان» را دید و در ذهن خود سفر جانکاه عشق را مرور نکرد. مهدی ضیاءالدینی، دقیقا شکل تابلوهایش هست؛ ظاهری آرام و درونی سنگین. روایت‌ مردمانش را با نوک قلمو از تاریخ سینه به سینه بیرون می‌کشد، رنگ می‌زند و دوباره زنده می‌کند. در عصری که تکنولوژی، قصه‌ها را به حاشیه رانده و همه چیز را ساندویچ شده و تنها در اپیزودهای دو خطی به خورد مخاطبانش می‌دهد، و خود «تخریب کلان روایت‌ها» به تنها روایت اسطوره‌ای عصر ما بدل شده است، جسارت می‌خواهد که مخاطب را به دنیایی کلاسیک و به دور از تلگرام و اینستاگرام و موبایل و لپ تاپش دعوت کرد. روایتگر بیت «سوارو»، زنی نه تنها از قبیله‌ عشق بلکه از قبله‌ عشق است، با گیسوانی آشفته و کلامی محزون. روایتگر قصه،‌ عاشق خویش است. سوارکاری چابک، در میان انبوه سواران به جنگ دشمن می‌رود و در آخرین دیدار از معشوق خود طلب بوسه می‌کند. اما زن، با چشمانی باز و سینه‌ای پر از غرور برایش شرط تعیین می‌کند. «تنها در صورت پیروزی در جنگ است که به کام من میرسی». سوار، دیگر هم برای وطن باید بجنگد و هم برای عشق. اکنون سوار باز آمده، شکست نخورده اما زخمی است و باز زن، آواز سر می‌دهد، ملول و نگران و پشیمان: «نه، هیچ طبیب و لقمانی بر بالینش حاضر نشود، خودم از تن خود، از عرق سینه‌ام، از گرد انگشترم برایش مرهمی درست می کنم و بر آن زخم می‌نهم». کلامی محکم، سنگین با آوازی کش‌دار. نقش‌های مهدی ضیاءالدینی، تنها روایتگر قصه‌ها نیست بلكه پلی میان اکنون و گذشته‌ دوری است که حسی غریب دامانش را گرفته و انگار میان دود و دم این همه «آوانگاردیسم» بی‌بنیان گم شده است. گویی بر روی هر تابلویش جمله‌ معروف آرتور‌ رمبو نوشته شده است: «همان‌گونه که می‌دانیم، عشق را باید از نو ابداع کرد». قامت کشیده‌ زن‌ها، سینه‌ فراغ مردها و صورت مغموم و تامل برانگیزشان، برایم یادآور سخنی از آلن بدیو بود: «عشق هردم باز آفریدن خود است؛ شعله اش را نگهدار تا پایدار بماند». در جست‌وجویی حماسی وار بر بیت‌های کردی مانند نقش‌های استاد، باید جسورانه اسبت را زین کنی؛ اگر از جنس حماسه‌ای، شال و کمر و سربند ببندی و اگر از جنس روایتگر عشق هستی، باید «که وا» و« سوخمه» و «کولینجه» را با کلاه و پولک‌های آویزانش بر تن کنی. حال آماده‌ سفر به عمق ذهن مردمان کرد هستی. تمام رنگ‌های عالم را در خورجین بگذار و هرچقدر –واژه- داری با خودت ببر؛ چرا که برای توصیف چنین عالمی ...
css.php