رفتن به بالا

تعداد اخبار امروز : 1 خبر


    مهاباد لطیف
    ٢۵(°C)
    وزش باد آرام
    فشار ٢۵.۴۴(in)
    محدوده دید ۶.٠(mi)
    اشعه فرابنفش 0-Low
    رطوبت ٢۵.۴۴(in)
  • جمعه ۳ دی ۱۳۹۵ - ۱۴:۵۴
  • کد خبر : 2863
  • مشاهده : 194 بازدید
  • س.ت
  • چاپ خبر : درخشش مراکز استان های کردنشین در نوزدهمین جشنوارە تولیدات رادیویی و تلویزیونی مراکز استان ها

نوزدهمین جشنوارە تولیدات رادیویی و تلویزیونی استان ها با درخشش مراکز کُردنشین پایان یافت.

بە گزارش بینەر، نوزدهمین جشنوارە تولیدات رادیویی و تلویزیونی مراکز استان ها کە از ٣٠ آذرماە شروع شد پنجشنبە ٢ دی ماه با اعلام برترین ها پایان یافت کە مراکز کُردنشین دستاوردهای چشم گیری داشتند.
 
در بخش تولیدات تلویزیونی:
مرکز مهاباد:
١. شهرام میکاییلی (جایزه بهترین کارگردانی برای برنامه «پەپولەکان»)
٢. امیر ملاپور (جایزه بهترین تهیه کنندگی برای برنامه «مانگەشەو»)
٣. خالد امام زنبیلی (جایزه بهترین مجری مرد برای برنانه «مانگەشەو»)
٤. هوشنگ میرزایی (جایزه بهترین تهیه کنندگی برای مستند «آلفارد»)

مرکز کردستان: 
١. حمیرا ریاضی (بهترین بازیگری برای فیلم «ژوان»)
٢. رضوان خدامی (جایزه بهترین بازیگری زن برای سریال «زریان»)
٣. سارا بهرامی(جایزه بهترین تهیه کنندگی برای برنامه «پەپولەکانی نیشتمان»)

مرکز ایلام:
١. روح الله اکبری (جایزه بهترین کارگردانی برای فیلم داستانی «برای هانا»)
٢. آرزو خانی (جایزه بهترین مجری زن برای برنامه «گل هیرو»)
٣. صلاح آزوغ (جایزه بهترین تهیه کنندگی برای «آن مرد در آتش آمد») 

مرکز کرمانشاه:
١. رضا سنجابی (جایزه بهترین طراحی صحنه برای برنامه «یخ در بهشت»)

در حوزه خبر تلویزیون:          
تیتراژ و وله مجموعه خبری ایلام، گرافیست: علی هواسی

در بخش ویژه تلویزیون: 
موضوع شعار سال جادوی همت صابر چهری از مرکز کرمانشاه    

درحوزه خبر مکتوب: 
گزارش «چرا چشمه های استانی خشکیده اند؟» پروین شهسواری از مرکز کرمانشاه

در بخش جنبی مشارکتی:
موضوع بهداشت و سلامت شهریار ادیب از مرکز مهاباد

شایان ذکر است کە کل آثار مورد بررسی قرار گرفته یک هزار و ٥٧٥ اثر بوده است که از این میان ٣٤١ اثر در حوزه سیما، ٤٤٠ اثر در حوزه صدا، ٤٤٣ اثر در حوزه خبر، ٢٦٠ اثر در حوزه موسیقی و شعر و ٩١ اثر در حوزه پژوهش بوده است.

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت ویژه

یادداشتی بر حاشیه‌ نمایشگاه مهدی ضیاءالدینی، نقاش کُرد

روایت‌های عشق

لازم نیست از تکنیک‌های نقاشی چیزی بلد باشید، یا سال‌ها در مورد تاریخ هنر مطالعه کرده باشید، تنها کافی است «کُرد» باشید تا تابلوهای«مهدی ضیاءالدینی» بر افسانه‌های کردی، تو را به عمق تاریخ شفاهی کردستان ببرد. افسانه‌هایي که از دو گفتمان بنیادی - عشق و تراژدی- سخن می‌گوید. در همان قدم‌های ابتدایی نمایشگاه، دیگر به طور کل سخن دوست محققم باورم شد: «بیت‌های کردی الهیات کلاسیک کردها هستند». نمی‌توان تابلوی «سوارو» یا «شور محمود و مرزینگان» را دید و در ذهن خود سفر جانکاه عشق را مرور نکرد. مهدی ضیاءالدینی، دقیقا شکل تابلوهایش هست؛ ظاهری آرام و درونی سنگین. روایت‌ مردمانش را با نوک قلمو از تاریخ سینه به سینه بیرون می‌کشد، رنگ می‌زند و دوباره زنده می‌کند. در عصری که تکنولوژی، قصه‌ها را به حاشیه رانده و همه چیز را ساندویچ شده و تنها در اپیزودهای دو خطی به خورد مخاطبانش می‌دهد، و خود «تخریب کلان روایت‌ها» به تنها روایت اسطوره‌ای عصر ما بدل شده است، جسارت می‌خواهد که مخاطب را به دنیایی کلاسیک و به دور از تلگرام و اینستاگرام و موبایل و لپ تاپش دعوت کرد. روایتگر بیت «سوارو»، زنی نه تنها از قبیله‌ عشق بلکه از قبله‌ عشق است، با گیسوانی آشفته و کلامی محزون. روایتگر قصه،‌ عاشق خویش است. سوارکاری چابک، در میان انبوه سواران به جنگ دشمن می‌رود و در آخرین دیدار از معشوق خود طلب بوسه می‌کند. اما زن، با چشمانی باز و سینه‌ای پر از غرور برایش شرط تعیین می‌کند. «تنها در صورت پیروزی در جنگ است که به کام من میرسی». سوار، دیگر هم برای وطن باید بجنگد و هم برای عشق. اکنون سوار باز آمده، شکست نخورده اما زخمی است و باز زن، آواز سر می‌دهد، ملول و نگران و پشیمان: «نه، هیچ طبیب و لقمانی بر بالینش حاضر نشود، خودم از تن خود، از عرق سینه‌ام، از گرد انگشترم برایش مرهمی درست می کنم و بر آن زخم می‌نهم». کلامی محکم، سنگین با آوازی کش‌دار. نقش‌های مهدی ضیاءالدینی، تنها روایتگر قصه‌ها نیست بلكه پلی میان اکنون و گذشته‌ دوری است که حسی غریب دامانش را گرفته و انگار میان دود و دم این همه «آوانگاردیسم» بی‌بنیان گم شده است. گویی بر روی هر تابلویش جمله‌ معروف آرتور‌ رمبو نوشته شده است: «همان‌گونه که می‌دانیم، عشق را باید از نو ابداع کرد». قامت کشیده‌ زن‌ها، سینه‌ فراغ مردها و صورت مغموم و تامل برانگیزشان، برایم یادآور سخنی از آلن بدیو بود: «عشق هردم باز آفریدن خود است؛ شعله اش را نگهدار تا پایدار بماند». در جست‌وجویی حماسی وار بر بیت‌های کردی مانند نقش‌های استاد، باید جسورانه اسبت را زین کنی؛ اگر از جنس حماسه‌ای، شال و کمر و سربند ببندی و اگر از جنس روایتگر عشق هستی، باید «که وا» و« سوخمه» و «کولینجه» را با کلاه و پولک‌های آویزانش بر تن کنی. حال آماده‌ سفر به عمق ذهن مردمان کرد هستی. تمام رنگ‌های عالم را در خورجین بگذار و هرچقدر –واژه- داری با خودت ببر؛ چرا که برای توصیف چنین عالمی ...
css.php