رفتن به بالا

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • یکشنبه ۸ اسفند ۱۳۹۵
  • الأحد ۲۹ جماد أول ۱۴۳۸
  • 2017 Sunday 26 February
    مهاباد لطیف
    (°C)
    وزش باد ۴(mph)
    فشار ٢۵.۶٨(in)
    محدوده دید ۶.٠(mi)
    اشعه فرابنفش 0-Low
    رطوبت ٢۵.۶٨(in)
گاه‌شمار تاریخ خورشیدی
اسفند ۱۳۹۵
ش ی د س چ پ ج
« بهمن    
 123456
78910111213
14151617181920
21222324252627
2829  

بە گزارش پایگاە هنری بینەر، طى حکمى از طرف اداره فرهنگ و ارشاد اسلامى بانه، بختيار احمدپور به عنوان رابط هنرهاى نمايشى اين شهر معرفی شد. . سامان مهران مسئول سابق انجمن هنرهای نمایشی بانە  به تازگی استعفای خود را اعلام كرده است؛ طى حکمى از طرف حميدرضا خوشبخت رئيس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامى […]

بە گزارش پایگاە هنری بینەر، طى حکمى از طرف اداره فرهنگ و ارشاد اسلامى بانه، بختيار احمدپور به عنوان رابط هنرهاى نمايشى اين شهر معرفی شد.
.
سامان مهران مسئول سابق انجمن هنرهای نمایشی بانە  به تازگی استعفای خود را اعلام كرده است؛ طى حکمى از طرف حميدرضا خوشبخت رئيس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامى بانه، بختيار احمدپور به عنوان مسئول انجمن هنرهاى نمايشى اين شهر معرفی شد.
بختیار احمدپور مسئول جدید انجمن هنرهای نمایشی در گفتگو با خبرنگار بینەر از حمايت قاطع مادى و معنوى از گروه هاى نمايشی بانه و تجليل از گروه هەلپەرکهی نيشتمان که موفق به كسب رتبه اول در روسيه شده است، اشارە کرد.
احمدپور در ادامه از اقدامات سامان مهران در مدت ٢ سال از رياست انجمن هنرهای نمایشی بانە از جمله حمايت از هنرمندان تئاتر اين شهر، شرکت در جشنواره تئاتر کردى سقز با نمايش انفال دات کام، ساخت و تعمير اساسى پشت صحنه سالن آمفى تئاتر اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی بانه، برگزارى کلاس آموزشى توسط استاد ناصح کامگارى، ساماندگى گروه هاى تئاتر بانه و ثبت دو گروه تئاتر در بانه به نام های گروه کازيوه (درجه الف) و گروه شانو (درجه ج) تشكر و قدردانی نمود.
بختيار احمدپور (متولد ٢٤ خرداد ١٣٥٨ در بانه)، نويسنده، بازيگر و كارگردان می باشد. فعاليت هنری خود را از سال ١٣٧٣ شروع و اولين گروه تئاتر جوان را در بانه تاسيس می كند. هم چنين در چندين جشنواره تئاتر دانش آموزى به عنوان داور حضور داشته است.

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت ویژه

من از مرگ هنرمندان خوشحالم

شاید بتوان گفت مرگ حقیقی ترین و عادلانه ترین پدیده ی جهان است که گریزی از آن برای هیچ کس نیست. مسئله ای که در طول تاریخ همواره یکی از دغدغه های بشری بوده و هست. اما مرگ هنرمندان داستان دیگری دارد و مرگ هنرمندان در سرزمین من داستانی دیگرگونه تر! من از مرگ هنرمندان خوشحالم، چرا که تجربه نشان داده است این تنها راه توجه مردم و مسئولین به هنر و هنرمندان است. زمانی که هنرمندی می میرد، همه شاعر می شویم و به گونه ای در سوگ شاعر مرثیه می سراییم و اشک می ریزیم و بر سر و سینه می کوبیم، تو گویی قبل از به خاکسپاری هنرمند مرحوم ، ما را باید به خاک بسپارند. به مدد اینترنت و گروههای اجتماعی چنان از آثار هنرمند مرحوم یاد می کنیم، تو گویی آثار هنری وی ، بخش از زندگی ما بود. صبح قبل از صبحانه، یک قاشق چای خوری شعر، ظهر یک دومِ موسیقی بعد از ناهار و شب قبل از خواب یک فنجان دمنوشِ فیلم! من از مرگ هنرمندان خوشحالم، چرا که هیچ نوع مرگ دیگری اینچنین همه - مردم و مسئولین - را دور هم جمع نمی کند، هیچ دلیلی دیگری نمی تواند به این زیبایی اسباب پیاده روی از مسجد جامع تا سر مزار را فراهم آورد. هیچ پدیده ی دیگری نمی شناسم که تا این میزان سوال فلسفی و افسوس در دل همه ایجاد کند. افسوسی که منجر به درس و تصمیم های بزرگ بین مردم و مسئولین می شود. تصمیم هایی از قبیل توجه به هنرمندان، توسعه ی فضای هنری و قدردانستن داشته های فرهنگی شهرمان. اما نمی دانم چرا عمر این تصمیات کوتاه است و معمولاً از فلکه ی ساعت به بعد فراموش می شود. شاید به خاطر ترافیک  باشد. به خصوص که اکنون شهر اول در بوق نزدن شناخته شده ایم و جهت از دست ندادن این مقام مهم فرهنگی تمام حواسمان به این است بوق نزنیم و همین باعث می شود که تصمیمات فرهنگی دیگرمان را فراموش کنیم. اما اشکالی ندارد، در عوض همین بوق نزدن را بیلان کار فرهنگی محسوب می کنیم و با افتخار همه جا بوق نزدنمان را در بوق و کرنا می کنیم! من از مرگ هنرمندان خوشحالم. چرا که به غیر از مرگ هنرمندانِ شهرم، به هیچ شکل دیگری نمی توان کاری کرد که آثارشان بین همه پخش شود. در شهری که سالن سینما ندارد، نگارخانه ندارد، سالن تئاتر ندارد، صنعت نشر درست ندارد و از همه مهمتر بینش فرهنگی و هنری صحیحی در بین تعداد قابل توجهی از مسئولین و مردم وجود ندارد، طبیعتا تنها گورستان می تواند بهترین مکان برای عرضه ی هنر هنرمندان باشد. من از مرگ هنرمندان خوشحالم، چرا که آنان که تمام زندگیشان را بدون هیچ چشم داشتی و با کمترین امکانات و توقعات وقف کار هنری می کنند، در مرگشان نیز موهبتی نهفته است. موهبت وسیع تر شدن آرامگاه هنرمندان شهرمان، تا هر مهمانی که به شهرمان آمد ...
css.php