رفتن به بالا

تعداد اخبار امروز : 2 خبر


    مهاباد لطیف
    ٢٢(°C)
    وزش باد آرام
    فشار ٢۵.۵٢(in)
    محدوده دید ۶.٠(mi)
    اشعه فرابنفش 0-Low
    رطوبت ٢۵.۵٢(in)
  • سه شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۵ - ۱۳:۴۲
  • کد خبر : 2552
  • مشاهده : 165 بازدید
  • س.ت » کاریکاتور
  • چاپ خبر : دومین نمایشگاه گروهی کاریکاتور بوکان برپا شد
با هدف شناساندن آسیب های اجتماعی به مردم؛

دومین نمایشگاه گروهی کاریکاتور بوکان برپا شد

دومین نمایشگاه گروهی کاریکاتور بوکان بعد از ظهر دوشنبه با جمع کثیری از هنرمندان و مسئولان شهرستانی در محل فرهنگ سرای سیمرغ برپا شد.

به گزارش بینەر و به نقل از کانی پرس؛ رئیس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی بوکان در حاشیه برپایی دومين نمايشگاه كاريكاتور هنرمندان بوكانی گفت: در این نمایشگاه ۷۵ اثر ازهنرمندان کاریکاتوریست بوکان با موضوع آسیب های اجتماعی به نمایش در آمده است.
منوچهر رضازاده افزود: آثار به نمایش در آمده در نمایشگاه مذکور مربوط به ۷ هنرمند این انجمن به اسامی، یاسین قریشی، محمدامین قریشی، اسماعیل جانبلاغی، محمد محمودی، سلیمان مام رحیمی، منیره احمدی و پخشان رحیمی است.
وی هدف از برپایی این نمایشگاه را نشان دادن مشکلات و معضلات اجتماعی در قابل کاریکاتور دانست و عنوان کرد: با کاریکاتور می توان حرف های زد که در هیچ جای دیگر توان گفتن آن نیست.
این مسئول فرهنگی بوکان همچنین از برگزاری دهمین دوره جشنواره کاریکاتور ایران در بوکان خبر داد و عنوان کرد: تمام مسئولان شهرستانی عزم خود را جزم کردند تا دهمین جشنواره سراسری کاریکاتور کشور اوایل اسفند ماه سال جاری در بوکان برگزار شود.
وی ادامه داد: تمام رایزنی ها انجام شده و انشاالله از هفته آینده با تشکیل دبیر خانه این جشنواره در اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی این مهم رسما وارد فاز اجرایی خواهد شد.
شايان دكر است اين نمایشگاه از ١٥ تا ٢٥ ماه جاری به مدت ده روز از ساعت ۹ صبح الی ١٧ عصر در نگارخانه تالار سيمرغ بوكان داير می باشد.

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت ویژه

یادداشتی بر حاشیه‌ نمایشگاه مهدی ضیاءالدینی، نقاش کُرد

روایت‌های عشق

لازم نیست از تکنیک‌های نقاشی چیزی بلد باشید، یا سال‌ها در مورد تاریخ هنر مطالعه کرده باشید، تنها کافی است «کُرد» باشید تا تابلوهای«مهدی ضیاءالدینی» بر افسانه‌های کردی، تو را به عمق تاریخ شفاهی کردستان ببرد. افسانه‌هایي که از دو گفتمان بنیادی - عشق و تراژدی- سخن می‌گوید. در همان قدم‌های ابتدایی نمایشگاه، دیگر به طور کل سخن دوست محققم باورم شد: «بیت‌های کردی الهیات کلاسیک کردها هستند». نمی‌توان تابلوی «سوارو» یا «شور محمود و مرزینگان» را دید و در ذهن خود سفر جانکاه عشق را مرور نکرد. مهدی ضیاءالدینی، دقیقا شکل تابلوهایش هست؛ ظاهری آرام و درونی سنگین. روایت‌ مردمانش را با نوک قلمو از تاریخ سینه به سینه بیرون می‌کشد، رنگ می‌زند و دوباره زنده می‌کند. در عصری که تکنولوژی، قصه‌ها را به حاشیه رانده و همه چیز را ساندویچ شده و تنها در اپیزودهای دو خطی به خورد مخاطبانش می‌دهد، و خود «تخریب کلان روایت‌ها» به تنها روایت اسطوره‌ای عصر ما بدل شده است، جسارت می‌خواهد که مخاطب را به دنیایی کلاسیک و به دور از تلگرام و اینستاگرام و موبایل و لپ تاپش دعوت کرد. روایتگر بیت «سوارو»، زنی نه تنها از قبیله‌ عشق بلکه از قبله‌ عشق است، با گیسوانی آشفته و کلامی محزون. روایتگر قصه،‌ عاشق خویش است. سوارکاری چابک، در میان انبوه سواران به جنگ دشمن می‌رود و در آخرین دیدار از معشوق خود طلب بوسه می‌کند. اما زن، با چشمانی باز و سینه‌ای پر از غرور برایش شرط تعیین می‌کند. «تنها در صورت پیروزی در جنگ است که به کام من میرسی». سوار، دیگر هم برای وطن باید بجنگد و هم برای عشق. اکنون سوار باز آمده، شکست نخورده اما زخمی است و باز زن، آواز سر می‌دهد، ملول و نگران و پشیمان: «نه، هیچ طبیب و لقمانی بر بالینش حاضر نشود، خودم از تن خود، از عرق سینه‌ام، از گرد انگشترم برایش مرهمی درست می کنم و بر آن زخم می‌نهم». کلامی محکم، سنگین با آوازی کش‌دار. نقش‌های مهدی ضیاءالدینی، تنها روایتگر قصه‌ها نیست بلكه پلی میان اکنون و گذشته‌ دوری است که حسی غریب دامانش را گرفته و انگار میان دود و دم این همه «آوانگاردیسم» بی‌بنیان گم شده است. گویی بر روی هر تابلویش جمله‌ معروف آرتور‌ رمبو نوشته شده است: «همان‌گونه که می‌دانیم، عشق را باید از نو ابداع کرد». قامت کشیده‌ زن‌ها، سینه‌ فراغ مردها و صورت مغموم و تامل برانگیزشان، برایم یادآور سخنی از آلن بدیو بود: «عشق هردم باز آفریدن خود است؛ شعله اش را نگهدار تا پایدار بماند». در جست‌وجویی حماسی وار بر بیت‌های کردی مانند نقش‌های استاد، باید جسورانه اسبت را زین کنی؛ اگر از جنس حماسه‌ای، شال و کمر و سربند ببندی و اگر از جنس روایتگر عشق هستی، باید «که وا» و« سوخمه» و «کولینجه» را با کلاه و پولک‌های آویزانش بر تن کنی. حال آماده‌ سفر به عمق ذهن مردمان کرد هستی. تمام رنگ‌های عالم را در خورجین بگذار و هرچقدر –واژه- داری با خودت ببر؛ چرا که برای توصیف چنین عالمی ...
css.php