رفتن به بالا

تعداد اخبار امروز : 1 خبر


    مهاباد لطیف
    ٣۴(°C)
    وزش باد ١٨(mph)
    فشار ٢۵.٣٠(in)
    محدوده دید ۶.٠(mi)
    اشعه فرابنفش 0-Low
    رطوبت ٢۵.٣٠(in)
  • جمعه ۱۰ دی ۱۳۹۵ - ۱۹:۵۶
  • کد خبر : 3067
  • مشاهده : 283 بازدید
  • س.ت » موسیقی » هنر
  • چاپ خبر : لغو کنسرت «شبی با ماملی» در زادگاه «ماملی»
برای دومین بار در یک هفته؛

لغو کنسرت «شبی با ماملی» در زادگاه «ماملی»

کنسرت “شبی با ماملی” یک شب قبل از اجرا لغو شد.

به گزارش بینەر، کنسرت «شبی با ماملی»، علی رغم اطلاع رسانی قبلی و بلیط فروشی یک روز قبل از برگزاری لغو گردید.

سامان صدیقی، مدیر اجرایی این کنسرت در گفتگو با بینه­ر اظهار کرد: «روز چهارشنبه، یک روز قبل از برگزاری کنسرت به فرمانداری مهاباد مراجعه کردم که آنجا اعلام شد به دلایلی فعلا برگزاری این کنسرت امکان پذیر نیست.»

صدیقی افزود: «مسئولان دلیل مشخصی را برای لغو موقت کنسرت اعلام نکردند و این در حالی است که همه ی کارهای مربوطه انجام گرفته و مجوزهای لازم از سوی اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی مهاباد دریافت شده بود.»

وی همچنین به هزینه های زیاد گروه موسیقی و تبلیغاتی که تاکنون متحمل شده است اشاره کرد و گفت: «از سویی با توجه به حضور گروه موسیقی «که­ویار» از سنندج در مهاباد و هزینه های اسکان و جابجایی و از سوی دیگر با توجه اینکه یک بار دیگر نیز به دلیل تصادف یکی از اعضای گروه در هفته ی قبل مجبور به تغییر تاریخ برگزاری کنسرت شدیم، هزینه های گروه بسیار بالا رفت و در این مدت ۱۵ روزه هزینه ی زیادی نیز بابت تبلیغات شد که تمامی این مسایل وضعیت بلاتکلیفی ما را دو چندان کرده است.»

مدیر اجرایی کنسرت به ناراحتی و دلسردی اعضای گروه نیز اشاره کرد و افزود: «بعد از این اتفاقات و به ویژه خبر لغو کنسرت، اعضای گروه که در این مدت بسیار زحمت کشیده بودند، سرخورده و دلسرد شدند و جو سنگینی بین دوستان ما ایجاد شده است.»

وی همچنین در پاسخ به این پرسش که آیا بالاخره کنسرت برگزار خواهد شد یا نه عنوان کرد: «فعلا خود ما هم نمی دانیم. هر چند گفته ی مسولان فرمانداری مبنی بر لغو کامل نبوده و بیشتر زمان برگزاری را مناسب نمی دانستند، اما با این حال و با شرایط پیش آمده باید منتظر جلسه ی روز های آینده با اعضای گروه و آقای عبدالله ماملی باشیم تا نتیجه ی نهایی حاصل شود.»

صدیقی درباره ی بلیط های فروخته شده خاطرنشان کرد: «اعتبار بلیط ها همچنان تا تعیین تکلیف برگزاری کنسرت به قوت خود باقی است و اگر کنسرت برگزار شود، علاقمندان با همان بلیط های خریداری شده می توانند در اجرای کنسرت حاضر شوند. در غیر این صورت خریداران با در دست داشتن بلیط های خود به مراکز فروش بلیط مراجعه کرده و وجه پرداختی خود را دریافت خواهند کرد.»

اگر چه لغو کنسرت در برخی از شهرهای ایران در سال های اخیر خبرساز بوده است، اما اخبار مشابه به آن در شهر مهاباد کمتر شنیده می شد. از این رو شنیدن خبر لغو کنسرت در مهاباد هنرمندان و علاقمندان موسیقی را نگران کرده است.

لازم به توضیح است پیش از این قرار بود در تاریخ 9 دی ماه سالجاری، کنسرت شبی با ماملی توسط گروه «که­ویار» سنندج و با خوانندگی «عبدالله ماملی» در تالار وحدت مهاباد برگزار گردد.

 

* عکس تزیینی است.

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت ویژه

یادداشتی بر حاشیه‌ نمایشگاه مهدی ضیاءالدینی، نقاش کُرد

روایت‌های عشق

لازم نیست از تکنیک‌های نقاشی چیزی بلد باشید، یا سال‌ها در مورد تاریخ هنر مطالعه کرده باشید، تنها کافی است «کُرد» باشید تا تابلوهای«مهدی ضیاءالدینی» بر افسانه‌های کردی، تو را به عمق تاریخ شفاهی کردستان ببرد. افسانه‌هایي که از دو گفتمان بنیادی - عشق و تراژدی- سخن می‌گوید. در همان قدم‌های ابتدایی نمایشگاه، دیگر به طور کل سخن دوست محققم باورم شد: «بیت‌های کردی الهیات کلاسیک کردها هستند». نمی‌توان تابلوی «سوارو» یا «شور محمود و مرزینگان» را دید و در ذهن خود سفر جانکاه عشق را مرور نکرد. مهدی ضیاءالدینی، دقیقا شکل تابلوهایش هست؛ ظاهری آرام و درونی سنگین. روایت‌ مردمانش را با نوک قلمو از تاریخ سینه به سینه بیرون می‌کشد، رنگ می‌زند و دوباره زنده می‌کند. در عصری که تکنولوژی، قصه‌ها را به حاشیه رانده و همه چیز را ساندویچ شده و تنها در اپیزودهای دو خطی به خورد مخاطبانش می‌دهد، و خود «تخریب کلان روایت‌ها» به تنها روایت اسطوره‌ای عصر ما بدل شده است، جسارت می‌خواهد که مخاطب را به دنیایی کلاسیک و به دور از تلگرام و اینستاگرام و موبایل و لپ تاپش دعوت کرد. روایتگر بیت «سوارو»، زنی نه تنها از قبیله‌ عشق بلکه از قبله‌ عشق است، با گیسوانی آشفته و کلامی محزون. روایتگر قصه،‌ عاشق خویش است. سوارکاری چابک، در میان انبوه سواران به جنگ دشمن می‌رود و در آخرین دیدار از معشوق خود طلب بوسه می‌کند. اما زن، با چشمانی باز و سینه‌ای پر از غرور برایش شرط تعیین می‌کند. «تنها در صورت پیروزی در جنگ است که به کام من میرسی». سوار، دیگر هم برای وطن باید بجنگد و هم برای عشق. اکنون سوار باز آمده، شکست نخورده اما زخمی است و باز زن، آواز سر می‌دهد، ملول و نگران و پشیمان: «نه، هیچ طبیب و لقمانی بر بالینش حاضر نشود، خودم از تن خود، از عرق سینه‌ام، از گرد انگشترم برایش مرهمی درست می کنم و بر آن زخم می‌نهم». کلامی محکم، سنگین با آوازی کش‌دار. نقش‌های مهدی ضیاءالدینی، تنها روایتگر قصه‌ها نیست بلكه پلی میان اکنون و گذشته‌ دوری است که حسی غریب دامانش را گرفته و انگار میان دود و دم این همه «آوانگاردیسم» بی‌بنیان گم شده است. گویی بر روی هر تابلویش جمله‌ معروف آرتور‌ رمبو نوشته شده است: «همان‌گونه که می‌دانیم، عشق را باید از نو ابداع کرد». قامت کشیده‌ زن‌ها، سینه‌ فراغ مردها و صورت مغموم و تامل برانگیزشان، برایم یادآور سخنی از آلن بدیو بود: «عشق هردم باز آفریدن خود است؛ شعله اش را نگهدار تا پایدار بماند». در جست‌وجویی حماسی وار بر بیت‌های کردی مانند نقش‌های استاد، باید جسورانه اسبت را زین کنی؛ اگر از جنس حماسه‌ای، شال و کمر و سربند ببندی و اگر از جنس روایتگر عشق هستی، باید «که وا» و« سوخمه» و «کولینجه» را با کلاه و پولک‌های آویزانش بر تن کنی. حال آماده‌ سفر به عمق ذهن مردمان کرد هستی. تمام رنگ‌های عالم را در خورجین بگذار و هرچقدر –واژه- داری با خودت ببر؛ چرا که برای توصیف چنین عالمی ...
css.php