رفتن به بالا

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • دوشنبه ۹ اسفند ۱۳۹۵
  • الإثنين ۰ جماد ثاني ۱۴۳۸
  • 2017 Monday 27 February
    مهاباد لطیف
    ٧(°C)
    وزش باد ۴(mph)
    فشار ٢۵.۶٢(in)
    محدوده دید ۶.٠(mi)
    اشعه فرابنفش 0-Low
    رطوبت ٢۵.۶٢(in)
گاه‌شمار تاریخ خورشیدی
اسفند ۱۳۹۵
ش ی د س چ پ ج
« بهمن    
 123456
78910111213
14151617181920
21222324252627
2829  
  • جمعه ۱۰ دی ۱۳۹۵ - ۱۹:۵۶
  • کد خبر : 3067
  • مشاهده : 202 بازدید
  • س.ت » موسیقی » هنر
  • چاپ خبر : لغو کنسرت «شبی با ماملی» در زادگاه «ماملی»
برای دومین بار در یک هفته؛

لغو کنسرت «شبی با ماملی» در زادگاه «ماملی»

به گزارش بینەر، کنسرت «شبی با ماملی»، علی رغم اطلاع رسانی قبلی و بلیط فروشی یک روز قبل از برگزاری لغو گردید. سامان صدیقی، مدیر اجرایی این کنسرت در گفتگو با بینه­ر اظهار کرد: «روز چهارشنبه، یک روز قبل از برگزاری کنسرت به فرمانداری مهاباد مراجعه کردم که آنجا اعلام شد به دلایلی فعلا برگزاری […]

به گزارش بینەر، کنسرت «شبی با ماملی»، علی رغم اطلاع رسانی قبلی و بلیط فروشی یک روز قبل از برگزاری لغو گردید.

سامان صدیقی، مدیر اجرایی این کنسرت در گفتگو با بینه­ر اظهار کرد: «روز چهارشنبه، یک روز قبل از برگزاری کنسرت به فرمانداری مهاباد مراجعه کردم که آنجا اعلام شد به دلایلی فعلا برگزاری این کنسرت امکان پذیر نیست.»

صدیقی افزود: «مسئولان دلیل مشخصی را برای لغو موقت کنسرت اعلام نکردند و این در حالی است که همه ی کارهای مربوطه انجام گرفته و مجوزهای لازم از سوی اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی مهاباد دریافت شده بود.»

وی همچنین به هزینه های زیاد گروه موسیقی و تبلیغاتی که تاکنون متحمل شده است اشاره کرد و گفت: «از سویی با توجه به حضور گروه موسیقی «که­ویار» از سنندج در مهاباد و هزینه های اسکان و جابجایی و از سوی دیگر با توجه اینکه یک بار دیگر نیز به دلیل تصادف یکی از اعضای گروه در هفته ی قبل مجبور به تغییر تاریخ برگزاری کنسرت شدیم، هزینه های گروه بسیار بالا رفت و در این مدت ۱۵ روزه هزینه ی زیادی نیز بابت تبلیغات شد که تمامی این مسایل وضعیت بلاتکلیفی ما را دو چندان کرده است.»

مدیر اجرایی کنسرت به ناراحتی و دلسردی اعضای گروه نیز اشاره کرد و افزود: «بعد از این اتفاقات و به ویژه خبر لغو کنسرت، اعضای گروه که در این مدت بسیار زحمت کشیده بودند، سرخورده و دلسرد شدند و جو سنگینی بین دوستان ما ایجاد شده است.»

وی همچنین در پاسخ به این پرسش که آیا بالاخره کنسرت برگزار خواهد شد یا نه عنوان کرد: «فعلا خود ما هم نمی دانیم. هر چند گفته ی مسولان فرمانداری مبنی بر لغو کامل نبوده و بیشتر زمان برگزاری را مناسب نمی دانستند، اما با این حال و با شرایط پیش آمده باید منتظر جلسه ی روز های آینده با اعضای گروه و آقای عبدالله ماملی باشیم تا نتیجه ی نهایی حاصل شود.»

صدیقی درباره ی بلیط های فروخته شده خاطرنشان کرد: «اعتبار بلیط ها همچنان تا تعیین تکلیف برگزاری کنسرت به قوت خود باقی است و اگر کنسرت برگزار شود، علاقمندان با همان بلیط های خریداری شده می توانند در اجرای کنسرت حاضر شوند. در غیر این صورت خریداران با در دست داشتن بلیط های خود به مراکز فروش بلیط مراجعه کرده و وجه پرداختی خود را دریافت خواهند کرد.»

اگر چه لغو کنسرت در برخی از شهرهای ایران در سال های اخیر خبرساز بوده است، اما اخبار مشابه به آن در شهر مهاباد کمتر شنیده می شد. از این رو شنیدن خبر لغو کنسرت در مهاباد هنرمندان و علاقمندان موسیقی را نگران کرده است.

لازم به توضیح است پیش از این قرار بود در تاریخ 9 دی ماه سالجاری، کنسرت شبی با ماملی توسط گروه «که­ویار» سنندج و با خوانندگی «عبدالله ماملی» در تالار وحدت مهاباد برگزار گردد.

 

* عکس تزیینی است.

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت ویژه

من از مرگ هنرمندان خوشحالم

شاید بتوان گفت مرگ حقیقی ترین و عادلانه ترین پدیده ی جهان است که گریزی از آن برای هیچ کس نیست. مسئله ای که در طول تاریخ همواره یکی از دغدغه های بشری بوده و هست. اما مرگ هنرمندان داستان دیگری دارد و مرگ هنرمندان در سرزمین من داستانی دیگرگونه تر! من از مرگ هنرمندان خوشحالم، چرا که تجربه نشان داده است این تنها راه توجه مردم و مسئولین به هنر و هنرمندان است. زمانی که هنرمندی می میرد، همه شاعر می شویم و به گونه ای در سوگ شاعر مرثیه می سراییم و اشک می ریزیم و بر سر و سینه می کوبیم، تو گویی قبل از به خاکسپاری هنرمند مرحوم ، ما را باید به خاک بسپارند. به مدد اینترنت و گروههای اجتماعی چنان از آثار هنرمند مرحوم یاد می کنیم، تو گویی آثار هنری وی ، بخش از زندگی ما بود. صبح قبل از صبحانه، یک قاشق چای خوری شعر، ظهر یک دومِ موسیقی بعد از ناهار و شب قبل از خواب یک فنجان دمنوشِ فیلم! من از مرگ هنرمندان خوشحالم، چرا که هیچ نوع مرگ دیگری اینچنین همه - مردم و مسئولین - را دور هم جمع نمی کند، هیچ دلیلی دیگری نمی تواند به این زیبایی اسباب پیاده روی از مسجد جامع تا سر مزار را فراهم آورد. هیچ پدیده ی دیگری نمی شناسم که تا این میزان سوال فلسفی و افسوس در دل همه ایجاد کند. افسوسی که منجر به درس و تصمیم های بزرگ بین مردم و مسئولین می شود. تصمیم هایی از قبیل توجه به هنرمندان، توسعه ی فضای هنری و قدردانستن داشته های فرهنگی شهرمان. اما نمی دانم چرا عمر این تصمیات کوتاه است و معمولاً از فلکه ی ساعت به بعد فراموش می شود. شاید به خاطر ترافیک  باشد. به خصوص که اکنون شهر اول در بوق نزدن شناخته شده ایم و جهت از دست ندادن این مقام مهم فرهنگی تمام حواسمان به این است بوق نزنیم و همین باعث می شود که تصمیمات فرهنگی دیگرمان را فراموش کنیم. اما اشکالی ندارد، در عوض همین بوق نزدن را بیلان کار فرهنگی محسوب می کنیم و با افتخار همه جا بوق نزدنمان را در بوق و کرنا می کنیم! من از مرگ هنرمندان خوشحالم. چرا که به غیر از مرگ هنرمندانِ شهرم، به هیچ شکل دیگری نمی توان کاری کرد که آثارشان بین همه پخش شود. در شهری که سالن سینما ندارد، نگارخانه ندارد، سالن تئاتر ندارد، صنعت نشر درست ندارد و از همه مهمتر بینش فرهنگی و هنری صحیحی در بین تعداد قابل توجهی از مسئولین و مردم وجود ندارد، طبیعتا تنها گورستان می تواند بهترین مکان برای عرضه ی هنر هنرمندان باشد. من از مرگ هنرمندان خوشحالم، چرا که آنان که تمام زندگیشان را بدون هیچ چشم داشتی و با کمترین امکانات و توقعات وقف کار هنری می کنند، در مرگشان نیز موهبتی نهفته است. موهبت وسیع تر شدن آرامگاه هنرمندان شهرمان، تا هر مهمانی که به شهرمان آمد ...
css.php