رفتن به بالا

تعداد اخبار امروز : 2 خبر


    مهاباد لطیف
    ١(°C)
    وزش باد آرام
    فشار ٢۵.٧۶(in)
    محدوده دید ۶.٠(mi)
    اشعه فرابنفش 1-Low
    رطوبت ٢۵.٧۶(in)
گاه‌شمار تاریخ خورشیدی
آذر ۱۳۹۶
ش ی د س چ پ ج
« آبان    
 123
45678910
11121314151617
18192021222324
252627282930  
دردنامەای به فرماندار، نماینده مردم در مجلس و همه مسئولان فرهنگی مهاباد

تبریک برای هنرمندان و دیگر هیچ؟!

بارها به یاد داریم زمانی که هنرمندی جایزەای می گیرد و یا موفقیتی به دست می آورد سیل تبریکات از هر سو روانه می شود. اما آنچه جای خوشحالی و ناراحتی همزمان دارد، تبریک از سوی مسئولان است. خوشحالی از آن جهت که به عنوان هنرمند احساس می شود کار و تلاشت مورد توجه قرار […]

بارها به یاد داریم زمانی که هنرمندی جایزەای می گیرد و یا موفقیتی به دست می آورد سیل تبریکات از هر سو روانه می شود. اما آنچه جای خوشحالی و ناراحتی همزمان دارد، تبریک از سوی مسئولان است. خوشحالی از آن جهت که به عنوان هنرمند احساس می شود کار و تلاشت مورد توجه قرار گرفته و ناراحت از آن جهت که احساس می شود در لحظەای کار و تلاشت مورد توجەی مسئولین قرار گرفته که بسیار دیر شده است. هنرمندان بیش از تبریک مسئولین به حمایت و پشتیبانی آنان نیازمندند.
این روزها با موفقیت هنرمندان صدا و سیمای مهاباد موجی از تبریک مسئولین به راه افتاد و هرکدام سعی داشتند تا تعریفی از هنر ارائه دهد.
فرماندار مهاباد از نیاز به عزم راسخ در مسیر هنر سخن به میان آورد و نماینده مهاباد در مجلس با عبارت «هنر برتر از گوهر آمد پدید» پیام تبریک خود را آغاز کرد و شورای اسلامی، شهردار مهاباد و رئیس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی، هرکدام در پیام های جداگانەای تلاش هنرمندان را مورد تقدیر قرار دادند.
اما براستی تا چه میزان این پیام ها با واقعیت نگرش مسئولین هماهنگ است. به عبارتی آیا این نگاه مسئولین به هنر تنها در زمان موفقیت و کسب جوایز است؟ آیا در تمام لحظات و روزهای پر مشقتی که هنرمندان این شهر در حال تلاش هستند توجهی وجود دارد؟
شاید در این میان پرسش و خواست هنرمندان از نمایندەی شهر و همچنین شورای اسلامی شهر بیش از سایر مسئولین باشد. چرا که این مسئولین با رای مستقیم مردم برگزیده می شوند و به عبارتی نمایندگان تمام اقشار جامعەی خود محسوب می شوند. شورای اسلامی شهر و شهرداری مهاباد در این مدت فعالیت های قابل تقدیری در راستای اعتلای فرهنگ و هنر شهر انجام دادەاند، اما واقعیت این است عدم تداوم در این فعالیت ها و نبود برنامەای هدفمند نهایتاً نتیجەای جز خرده فعالیت های مقطعی ندارد و برای مهابادی که نیازمند کار ریشەای در این زمینه است چندان مثمر ثمر نخواهد بود.
اما پرسشی که باید از نمایندەی محترم مهاباد نمود این است که بعد از گذشت ٨ ماه از دوران نمایندگی (بدون احتساب تجربەی ٤ ساله ی قبلی در این زمینه) وقت آن نرسیده که در میان هزاران سوال و تذکر به وزرا و صدها نامەی پیگیری مشکلات شهر، اندک نگاهی به جامعه ی هنری هم داشته باشند؟
چندی پیش در مقدمەی نامەای سرگشاده که از نماینده مهاباد خطاب به ریاست جمهوری نگارش یافته بود، جهت اعلام اعتبار و اهمیت مهاباد، از ٥ شخصیت برجستەی این شهر نام برده می شود که ٣ تن از آنان هنرمندان ملی محسوب می شوند و انصافاً این نشان از درایت نمایندەی مهاباد در این زمینه دارد و به خوبی دریافتەاند که هنرمندان، اعتبار و هویت یک جامعه هستند. اما با تاسف فراوان در ادامەی نامه هیچ نشانی از خواستەها و کمبودهای هنری و فرهنگی شهر دیده نمی شود. نه در این نامه و نه در صدها نامەی بعدی. گویا کارکرد هنرمندان برای همین مقدمەها و اعلام اعتبار شهر است و دیگر هیچ. آیا احساس نمی شود که نام بردن از «هەژار» و «هیمن» و «محمد قاضی»، بدون توجه به خواستەها و کمبودهای فضای فرهنگی و هنری لازم در شهر، خود کم لطفی در حق این هنرمندان ملی است؟ آیا زمان توجه به هنرمندان فعال در مهاباد نرسیده است تا از دل آنان هنرمندان ملی و برجستەای رشد کنند تا لااقل در مقدمەی نامەهای بعدی لیست بلندتری برای حل مشکلات آسفالت و برق و آب و… باشد؟
«هه­ژار» و «هیمن» و دهها هنرمند دیگر سالها تلاش کردند، آوارگی کشیدند و از هنر در راستای انسانی ترین خواست بشری، یعنی آزادی بهره بردند؛ نه فقط برای آنکه ما امروز از آنها مجسمه در میدان ها بسازیم و اسامی خیابان ها را به نامشان کنیم، بلکه برای تعالی جامعه و رسیدن به جایگاهی ارزشمند که برازندەی تمامی این نام ها باشد. تلاش کردند تا هنر و فرهنگ، این بزرگترین دانشگاه انسان سازی، در جامعه به حد اعلای خود برسد. چه فایده زمانی که امروزه کوچکترین قدم اساسی در راستای وضعیت فرهنگی و هنری شهر از سوی مسئولین دیده نمی شود، نام بردن، مجسمه درست کردن و همایش برپا کردن از هنرمندان قدیمی؟!  
شاید اولین پاسخ به این پرسش ها، ارجاع به وضعیت نامناسب اقتصادی در این چند سال باشد. اما واقعیت این است در زمانەای که چنین وضعیت اقتصادی سختی نیز حاکم نبود، از نگاه مسئولان هنر در آخرین درجەی اهمیت قرار داشت. از طرفی در هیچ کجای جهان فعالیت های فرهنگی قربانی فعالیت های عمرانی و … نمی شود. همان گونه که نمی شود به بهانەی مشکل اقتصادی، مدارس را تعطیل کنیم، به همان ترتیب نمی توانیم فعالیت فرهنگی را تعطیل کنیم. چرا که اگر بشود یک خیابان و یک پل رها شده را در ٦ ماه دوباره احداث و بازسازی کرد، محال است بتوانیم فرهنگ رها شدەی یک جامعه را در ٢٠ سال نیز بازسازی کنیم. از طرفی فرهنگ و هنر امروزه تنها کلمات انتزاعی نیستند. بلکه بخشی از واقعیت جامعه هستند و جامعەی انسانی کثیری با آن مواجه هستند که باید فکری برایشان کرد.
آیا مسئولین اطلاع دارند امروزه تعداد دانشجویان و فارغ التحصیلان رشتەهای هنری در مهاباد روز به روز بیشتر می شود؟ اگر تا ١٠ سال قبل به آسانی می شد لیست دانشجویان و فارغ التحصیلان هنری را تهیه کرد، دیگر به دلیل تعداد زیاد این افراد، تهیەی چنین لیستی به آسانی امکان پذیر نیست و این آمار چنان زیاد شده که به جرات می توان گفت امروزه مهاباد در تمام زمینەهای هنری دانش آموختەی هنری دارد.
براستی چه برنامەریزی و هدف گذاری برای خواستەهای این جامعەی جدید شده است؟ آیا زمان ایجاد فضای کار، حمایت و تغییر نگرش مسئولین فرا نرسیده است؟ اگر امروزه شاهد هستیم بسیاری از این افراد در شهرهای دیگر مشغول به کار هستند و اتفاقاً موفق نیز عمل می کنند، مهمترین دلیل آن به نادیده گرفتن این مجموعه در شهر خودشان مربوط می شود.
مسئولان باید بپذیرند که هنر سالهاست از شکل سرگرمی و تفنن صرف درآمده و امروزه به عنوان یک حرفەی مهم در تمام جهان مورد توجه قرار گرفته است. حرفەای که هم می تواند موجب اعتلای روح و هویت یک شهر باشد و هم با توجه به نتایج اقتصادی آن می تواند شرایط اشتغال برای هنرمندان ایجاد شود به نحوی که هنرمند تنها با فعالیت هنری امرار معاش نماید و نیاز نباشد به مشاغل دیگری که تخصص وی نیست روی بیاورد. شاید پذیرش این مسئله کمی دور از ذهن مسئولین و حتی هنرمندان باشد، چرا که سالها فعالیت هنرمندان بدون در نظر گرفتن وجه اقتصادی آن در نظر گرفته شده و نگاهی تفننی به آن داشتەاند و در بهترین حالت با کلمات پر طمطراق از آن به عنوان مسئولیت و احساس وظیفەی هنرمندان در قبال جامعه! یاد کردەاند. اما شاید عجیب باشد که بگوییم همین یک هفتەی پیش برای فروش تئاتر در یکی از سالن های تهران مبلغ بیش از یک میلیارد اعلام شد و برای فیلم های سینمایی تا بیش از ١٥ میلیارد آمار فروش وجود دارد. اگرچه این اعداد مختص به چند اثر و آن هم در پایتخت است اما همین مسئله خود نشان از آغاز دوران جدیدی دارد که قبلا تجربه نشده است و لازم است مهاباد (و تمام شهرهای کردستان) که هنر شناسنامەی هویتی آنان محسوب می شود، هر چه سریعتر خود را با این دوران جدید تطبیق دهند.
لازم است همەی مسئولان و به ویژه نمایندەی شهر مهاباد (و همەی شهرهای کردستان) توجه ی واقعی – و نه انتخاباتی – به فرهنگ و هنر شهرشان داشته باشند تا این پدیدەی بزرگ اما کم رمق، دوباره احیا شود و به یاد داشته باشند تاکنون نیز اگر هنر در کردستان زنده مانده به خاطر تلاش هنرمندان بوده است که همه نوع رنجی تحمل کرده اند تا خدای ناکرده مجبور به دفن این میراث ارزشمند نشوند.

هه­ژار نورانی

اخبار مرتبط

نظرات

  • ده ست خوش زور جوان و به جییه تکایه به گشتی وتیکرایی بلاو بکریته وه تا جگه له هونه ر مه ندان هه مو که س بیبینی . له شار دا به جومله بلاو بکریته وه .

  • قسه کانو زور جوان و رک و پک و ددان شکن بو براستی که هنرمندانکی یکجار زور پشتیبانان نیه ل مهاباد حتی کلی شارکانی کورد که شاملی جنابی اقای هادی ضیاءدینی هنرمندی گوره و بره ز ی شاری سنه دبه که نفرهایک که ناتوانن یک درصدی کارکشی درک کن ل جامعه ی هنری ایران ودریان ناوه.امن بوخوم شخصا انسانکی تعصبی نیم بو من همو انسانکان یکن بلان لبیرم ناچه خلکی کوم و زمانم چه دانشجوشم و مجبورم که بو رفع نیازی خوم ل شاری دیکه کاره پکم و حقیقتا هنرکم ب قیمتی حراج بفروشم بو نابه امن بتوانم خدمت ب شاری خوم بکم و لوه کسب درامد بکم هر امن نا که مسوءلی کلی نیازی او هنرمندانیه

  • ده ست خوش کاکه ، زور جوان و ریک وپیک  باسی ئه م مسلئه تان که ردووه . هیوا دارم که هونه رمه ندان بو خویان به ئامانجه به گه ن .

    ی گه یشتن بو پی گه یشتن

     

  • سلاو ریز

    ده ست خوش کاک هه ژار

    زوور جوان و ریک وپیک بوو

    هه ر وه ک کوتویان   پیاوی ئازا و  پاله وان   دوستی زووره و زوور که س   چه پلی بوو   لیده دن  ، به لام  پیاوی دوراو  هه موو که س  پشتی تیده کا.

    ئیستا   باسی  پیاوانی پاله وانه و  چه پله ی دوستان.

  • کو گوش شنوا ؟

یادداشت ویژه

یک جوان ٢١ ساله و ٤ سالن سینما

بازگشایی یا بازبسته شدن سینما؟

سالها از تعطیلی سینماهای مهاباد و بوکان به مانند بسیاری از شهرهای دیگر می گذرد و در این میان به غیر از اکران پراکنده آثار برخی از فیلمسازان، به مفهوم واقعی سینما، این شهرها فاقد این نشانه ی برجسته ی فرهنگی بوده اند. با این حال بعد از اعلام چندباره ی فراخوان مزایده ای جهت واگذاری سالن سینمای ! شهرهای مهاباد، بوکان، میاندوآب و خوی در اوایل سال جاری، بالاخره و بعد از عدم استقبال معنادار،  جوانی ٢١ ساله از خوی در تاریخ ١٧ تیرماه ٩٦ به طور رسمی برنده ی این مزایده اعلام و قرار شد سالن مجتمع فرهنگی و هنری ٤ شهرها ذکر شده در قالب سینما همزمان به وی  واگذار شود. فارغ از روند برگزاری مزایده و میزان مبلغ آن در این میان چند سوال مهم تر قابل طرح است که شاید نیازمند پاسخ مناسبی برای روشن شدن موضوع باشد. سوال اول اینکه آیا مدیریت همزمان ٤ سالن سینما در ٤ شهر متفاوت برای یک جوان ٢١ ساله  به واقع امکان پذیر است؟ ممکن است در نگاه اول این جواب به ذهن متبادر شود که وی دارای توانمندی های خاصی است که ممکن است دیگران تاکنون از آن بی خبر بوده اند. اما با یک جستجوی ساده دراینترنت عکس آن اثبات می شود و اسم ایشان به غیر از یک وبلاگ معمولی و غیر مرتبط با مقوله ی سینما و یا مدیریت فرهنگی، در هیچ جایی ذکر نشده و نشانی از پیشینه و سابقه ی فرهنگی و یا مدیریتی این جوان دیده نمی شود. با این اوصاف پرسش دوم مطرح می شود که به راستی مدیران فرهنگی استان چه رویکردی نسبت به مفهوم « مدیریت سالن سینما» دارند؟ این روزها در حالی که در شهرهای بزرگ برای بوفه های سینما نیز چارچوب و مقررات خاصی در نظر گرفته شده و خود به مسئله ی مهمی در امر سینماداری تبدیل شده ، به نظر می رسد در استان آذربایجان غربی مدیریت سینما در پایین ترین حد ممکن تصور شده و چه بسا مدیریت سینما با دستفروشی لوح فشرده (DVD) فیلم در کنار خیابان هم تراز انگاشته شده است. حال فارغ از این جنبه باید از این مدیر ٢١ ساله پرسید که اصلا این سالن ها را از نزدیک دیده است؟  بنا به گفته ی برخی از شاهدان این بازدید در چند مورد رخ داده است. پس آیا این مدیر جوان اطلاع دارند برای نمونه سالن مجتمع فرهنگی و هنری مهاباد که ایشان به عنوان سالن سینما برنده ی آن شده اند هیچ استانداردی برای تبدیل شدن به سالن سینما را  ندارد؟ مشخص نیست سالنی که شرایط اولیه ی کمسیون ماده ٥ را دارا نیست چگونه قرار است میزبان مردم و علاقمندان باشد؟ اگر چه ظاهراً سالن های مجتمع فرهنگی و هنری بوکان و میاندوآب و خوی از وضع مناسب تری نسبت به سالن مهاباد برخوردار هستند ، اما آن ها نیز لزوماً چندان در وضعیت کاملا مطلوبی که به عنوان سالن سینما شایسته ی شهروندانشان باشند قرار ندارند و مشخص ...
css.php