رفتن به بالا

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


    -١٨(°C)
    وزش باد (mph)
    فشار (in)
    محدوده دید (mi)
    اشعه فرابنفش -
    رطوبت (in)
گاه‌شمار تاریخ خورشیدی
خرداد ۱۳۹۶
ش ی د س چ پ ج
« اردیبهشت   تیر »
 12345
6789101112
13141516171819
20212223242526
2728293031  

اواخر دهه هفتاد بود و ما هم کم سن و سال. هر وقت گذرمان به خیابان‌های شهر می‌افتاد، چشمانمان محو دیدن سالن بزرگی می‌شد که با بقیه مغازه و سالن‌ها متفاوت بود و روی دربش نوشته شده بود "سینما تربیت" و چندی هم پوستر و عکس رنگارنگ از فیلم و بازیگرهای مختلف چسبانده بر در […]

اواخر دهه هفتاد بود و ما هم کم سن و سال. هر وقت گذرمان به خیابان‌های شهر می‌افتاد، چشمانمان محو دیدن سالن بزرگی می‌شد که با بقیه مغازه و سالن‌ها متفاوت بود و روی دربش نوشته شده بود "سینما تربیت" و چندی هم پوستر و عکس رنگارنگ از فیلم و بازیگرهای مختلف چسبانده بر در و دیوارش خودنمایی می‌کرد.

برای ما که به فراخور سن اجازه ی ورود نداشتیم، سوال بود که داخل این سالن چگونه جایی است و این پرده جادویی که بزرگترها حرفش را می‌زنند و گویا فیلمها را در اندازه‌ی بزرگ نشان می‌دهد، به چه شکل است و آرزویمان بود که یم روز با چشم خودمان ببینیم. دلخوش بودیم به این که سنمان به اندازه کافی بالا برود و ما هم بتوانیم داخل سینما رفته و نگاه کنیم . اما خیلی طول نکشید که سینما برای همیشه تعطیل شد و دیگر هیچ وقت دربش به روی علاقمندان فیلم و سینما باز نشد. گفتند دلیلش عدم استقبال مردم از سینماست، منتهی کیست که نداند این تنها بهانه‌ای بود برای پنهان کردن کم کاری‌ها و نبود مدیریت مناسب و صحیح از جانب مسئولان سینما. سالن سینمای شهر مدتی محل تست چکاپ بدن بود، مدتی داروخانه و چند گاهی هم مطب پزشکان، اما چیزی که دیگر هیچ وقت آنجا ندیدیم، پوسترهای رنگارنگ سینما بود. گویا در این سرزمین چنین جا افتاده که همیشه به جای حل مشکل و پیدا کردن راه چاره، صورت مسئله را پاک کنند، به همین دلیل نیز به جای پیدا کردن مشکلات سینمای شهر، تعطیلی دائم سالن را انتخاب کردند.

اکنون بیشتر از پانزده سال از تعطیلی تنها سینمای شهر میگذرد و در حالی که بیشتر از یک قرن قبل سینما برای اولین بار اختراع شده است و بالعکس سایر رسانەهای کلاسیک، سینما روز به روز در جهان بیشتر و بیشتر مورد توجه قرار میگیرد و حتی در خیلی از کشورها منبع درآمد و وزنەای اقتصادی است و گردش مالی فراوانی دارد، مسئولان فرهنگی ما هیچ گاه به دوباره دایر کردن سینما فکر هم نکردەاند و حتی در حد شعار نیز کسی سراغ مسائل فرهنگی به صورت کلی و بالاخص سینما نرفته است، گویا نیاز مردم به مسائل فرهنگی و هنری چیزی بی اهمیت بوده و حل این گونه مسائل از نظر مسئولان غیر لازم است. گویا تنها سردادن تعدادی شعار پوپولیستی و فریبکارانه مشکلات را حل می‌کند.

نمایش فیلم ماندوو (خسته)، به کارگردانی کارگردان همشهری و کوردزبان و نبود سالن سینما و اجبارا نمایش فیلم در تالار فرهنگی شهر و استقبال خوب مردم، تلنگری بود بر پیکر شخصیت فرهنگی هنری شهر که از خواب بیدار شده و این حق مسلم و ابتدایی خود را درخواست کند. ماندوو را دیدیم و خستگی خودمان نیز یادمان آمد. خسته به دنبال پیدا کردن گوشەای مناسب برای پیگیری و رسیدن به میل و علایقمان در باب فرهنگ و هنر و ادب در شهری که چند دهه قبل در این زمینه سرآمد و سمبل منطقه بود. خسته به دنبال گروه ادبی فعال، کتابخانەای مناسب و شایسته با عناوین لازم و در نهایت سالن سینمایی که آسوده و بی دغدغه چشمها در پردەی جادووییش غرق شوند.

اینجا داستان فراز و نشیب، مشکلات و موانع پیش روی فعالین و علاقمندان فرهنگی و هنری شهر، خود مستعد اقتباس صدها تراژدی غمناک است.

خسته در شهر بی سینما…

مسعود طه‌زاده

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت ویژه

سریال نون.خ و مساله ی زبان !

این نقد سریال نیست. حتی نقد آن چیزی که مطرح می شود نیز ممکن است نباشد. بیشتر بیان مساله و اشتراک گذاری سوالی است که شاید برخی از فیلمسازان و حتی تئاتری های کوردستان نیز با آن مواجه باشند. از این رو از زبان ساده تر و خودمانی تری نیز برای نوشتار استفاده می کنم. چند روزی است که سریال تلویزیونی «نون. خ» از شبکه ی یک سیما پخش می شود. داستان این سریال که از همان الگوی سریال پایتخت پیروی می کند ، این بار در یکی از مناطق کوردستان اتفاق می افتد. فارغ از اینکه مکان داستان بیشتر شبیه به روستاست و معلوم نیست چرا سازندگان اصرار دارند آن را شهر معرفی کنند، و یا اینکه در جمع اهالی روستا نیز یکی از بازیگران فارس است و بسیار روان فارسی صحبت می کند و معلوم نیست چرا به تنهایی او فارسی را اینگونه صحبت می کند و سایرین به شکل دیگر؛ اما حضور بازیگران بومی منطقه و حضور موسیقی کوردی در سریال، از ویژگی های خوب آن به حساب می آید. اما آنچه بحث اصلی این نوشتار است مسئله ی زبان است. چیزی که از روز اول پخش سریال ذهنم را به خود مشغول کرد اما ترجیح بر آن شد تا لااقل بعد از پخش چند قسمت مسئله طرح شود. امروز که واکنش توییتری برخی از مردم نسبت به مسئله ی زبان بکار رفته در این سریال را دیدم، زمان طرح مسئله را مناسب تشخیص دادم. زبان کوردی، اگر چه دارای واژگان مشترک با زبان فارسی است و حتی بنا به اظهار نظر بسیاری از کارشناسان این دو زبان هم ریشه هستند و هر کدام در جغرافیای خود تغییرات زمانی و کاربردی و خود را پیدا کرده است، با این حال این، زبان کوردی، زبانی کاملا مستقل با دستورات گرامری خاص خویش است و لهجه محسوب نمی شود. از این رو تولید یک اثر ملی در کوردستان با حضور شخصیت های کورد، با تولید یک سریال در اصفهان و یا یزد و شیراز و... تفاوت زیادی دارد. چرا که این لهجه های فارسی شیرازی و اصفهانی ولو به صورت غلیظ و با کلمات خاص منطقه نیز ادا شود، نهایتا منظور خود را به مخاطب عمومی منتقل می کند. در سریال نون.خ همه ی کاراکترها -تا این جای قصه- کورد هستند. پس طبیعتاً باید با یکدیگر کوردی حرف بزنند و لزومی به استفاده از زبانی که نه فارسی است و نه کوردی،  ندارند. این امر به ویژه در مناطق کورد زبان که اهمیت خاصی به زبان مادری میدهند بسیار خودنمایی خواهد کرد.  اگر داستان این سریال در نقاطی دیگر از ایران که به دلایل مختلف ، برخی خانواده ها ترجیح داده اند با کودکانشان به جای زبان مادری با زبان ملی صحبت کنند، ساخته می شد، کمتر مسئله ی زبان خودنمایی می کرد و می شد کاراکترهای فیلم را از این خانواده ها معرفی کرد و به راحتی مسئله را توجیه نمود، اما در تمامی شهرهای کوردزبان، مسئله ...

وعده گاه مسئولین

روز شمار عنوان وعده
2666
روز گذشته
آیا سینمای مهاباد دوباره بازگشایی می شود؟
css.php
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: