رفتن به بالا

تعداد اخبار امروز : 1 خبر


    مهاباد لطیف
    ٢۵(°C)
    وزش باد آرام
    فشار ٢۵.۴۴(in)
    محدوده دید ۶.٠(mi)
    اشعه فرابنفش 0-Low
    رطوبت ٢۵.۴۴(in)
  • چهارشنبه ۲۶ خرداد ۱۳۹۵ - ۱۲:۲۵
  • کد خبر : 1154
  • مشاهده : 192 بازدید
  • س.ت » سینما
  • چاپ خبر : حضور فیلم کوتاه «آینه‌های پریده‌ رنگ» در جشنواره های جهانی

فیلم کوتاه «آینه‌های پریده‌رنگ» به کارگردانی سالم صلواتی در ایتالیا، فرانسه و امریکا به نمایش درمی‌آید.

به گزارش پایگاه خبری هنری بینه‌ر به نقل از روابط عمومی انجمن سینمای جوانان ایران، فیلم کوتاه «آینه‌های پریده‌ رنگ» به کارگردانی سالم صلواتی و از تولیدات انجمن سینمای جوان سنندج قرار است در دوازدهمین دوره جشنواره بین المللی فیلم «Fan Boy» امریکا، هفتمین دوره ی جشنواره‌ «یک کشور، یک فیلم» در فرانسه و پنجمین دوره جشنواره بین المللی فیلم «Visioni Corte» ایتالیا به رقابت بپردازد. پخش جهانی این فیلم را شرکت ستاک فیلم به سرپرستی ستار چمنی گل و ویدا صالحی بر عهده دارد.

«آینه‌های پریده‌ رنگ» که داستان زنی را بازگو می کند که در دو راهی تصمیم برای مادر شدن قرار گرفته است، در جشنواره بین المللی فیلم «Visioni Corte» که از تاریخ ۱۱ تا ۱۷ جولای برابر با ۲۱ تا ۲۷ تیر برگزار خواهد شد با فیلم هایی از ایتالیا، امریکا، انگلیس، آلمان، فرانسه، بوسنی و کانادا به رقابت خواهد پرداخت.

این فیلم همچنین در جشنواره «یک کشور، یک فیلم» که از تاریخ ۲۹ تا ۳۱ جولای برابر با ۸ تا ۱۰ مرداد است که در شهر آپشای فرانسه برگزار خواهد شد، شرکت می کند.

جشنواره بین المللی فیلم «Fan Boy» از تاریخ ۱۵ تا ۲۶ آگوست برابر با اواخر مرداد در ایالت میشیگان آمریکا برگزار می شود و فیلم‌های حاضر در بخش مسابقه آن برای کسب جایزه ۱۰ هزار دلاری به رقابت می‌پردازند.
شایان ذکر است این فیلم نخستین حضور بین المللی خود را در چهل و چهارمین جشنواره ملل اتریش که اردیبهشت ماه سال جاری در شهر لیزینگ اتریش برگزار شد، تجربه کرد.

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت ویژه

یادداشتی بر حاشیه‌ نمایشگاه مهدی ضیاءالدینی، نقاش کُرد

روایت‌های عشق

لازم نیست از تکنیک‌های نقاشی چیزی بلد باشید، یا سال‌ها در مورد تاریخ هنر مطالعه کرده باشید، تنها کافی است «کُرد» باشید تا تابلوهای«مهدی ضیاءالدینی» بر افسانه‌های کردی، تو را به عمق تاریخ شفاهی کردستان ببرد. افسانه‌هایي که از دو گفتمان بنیادی - عشق و تراژدی- سخن می‌گوید. در همان قدم‌های ابتدایی نمایشگاه، دیگر به طور کل سخن دوست محققم باورم شد: «بیت‌های کردی الهیات کلاسیک کردها هستند». نمی‌توان تابلوی «سوارو» یا «شور محمود و مرزینگان» را دید و در ذهن خود سفر جانکاه عشق را مرور نکرد. مهدی ضیاءالدینی، دقیقا شکل تابلوهایش هست؛ ظاهری آرام و درونی سنگین. روایت‌ مردمانش را با نوک قلمو از تاریخ سینه به سینه بیرون می‌کشد، رنگ می‌زند و دوباره زنده می‌کند. در عصری که تکنولوژی، قصه‌ها را به حاشیه رانده و همه چیز را ساندویچ شده و تنها در اپیزودهای دو خطی به خورد مخاطبانش می‌دهد، و خود «تخریب کلان روایت‌ها» به تنها روایت اسطوره‌ای عصر ما بدل شده است، جسارت می‌خواهد که مخاطب را به دنیایی کلاسیک و به دور از تلگرام و اینستاگرام و موبایل و لپ تاپش دعوت کرد. روایتگر بیت «سوارو»، زنی نه تنها از قبیله‌ عشق بلکه از قبله‌ عشق است، با گیسوانی آشفته و کلامی محزون. روایتگر قصه،‌ عاشق خویش است. سوارکاری چابک، در میان انبوه سواران به جنگ دشمن می‌رود و در آخرین دیدار از معشوق خود طلب بوسه می‌کند. اما زن، با چشمانی باز و سینه‌ای پر از غرور برایش شرط تعیین می‌کند. «تنها در صورت پیروزی در جنگ است که به کام من میرسی». سوار، دیگر هم برای وطن باید بجنگد و هم برای عشق. اکنون سوار باز آمده، شکست نخورده اما زخمی است و باز زن، آواز سر می‌دهد، ملول و نگران و پشیمان: «نه، هیچ طبیب و لقمانی بر بالینش حاضر نشود، خودم از تن خود، از عرق سینه‌ام، از گرد انگشترم برایش مرهمی درست می کنم و بر آن زخم می‌نهم». کلامی محکم، سنگین با آوازی کش‌دار. نقش‌های مهدی ضیاءالدینی، تنها روایتگر قصه‌ها نیست بلكه پلی میان اکنون و گذشته‌ دوری است که حسی غریب دامانش را گرفته و انگار میان دود و دم این همه «آوانگاردیسم» بی‌بنیان گم شده است. گویی بر روی هر تابلویش جمله‌ معروف آرتور‌ رمبو نوشته شده است: «همان‌گونه که می‌دانیم، عشق را باید از نو ابداع کرد». قامت کشیده‌ زن‌ها، سینه‌ فراغ مردها و صورت مغموم و تامل برانگیزشان، برایم یادآور سخنی از آلن بدیو بود: «عشق هردم باز آفریدن خود است؛ شعله اش را نگهدار تا پایدار بماند». در جست‌وجویی حماسی وار بر بیت‌های کردی مانند نقش‌های استاد، باید جسورانه اسبت را زین کنی؛ اگر از جنس حماسه‌ای، شال و کمر و سربند ببندی و اگر از جنس روایتگر عشق هستی، باید «که وا» و« سوخمه» و «کولینجه» را با کلاه و پولک‌های آویزانش بر تن کنی. حال آماده‌ سفر به عمق ذهن مردمان کرد هستی. تمام رنگ‌های عالم را در خورجین بگذار و هرچقدر –واژه- داری با خودت ببر؛ چرا که برای توصیف چنین عالمی ...
css.php