رفتن به بالا

تعداد اخبار امروز : 1 خبر


    مهاباد لطیف
    ٣۴(°C)
    وزش باد ١٨(mph)
    فشار ٢۵.٣٠(in)
    محدوده دید ۶.٠(mi)
    اشعه فرابنفش 0-Low
    رطوبت ٢۵.٣٠(in)
  • پنج شنبه ۲۰ خرداد ۱۳۹۵ - ۱۸:۱۴
  • کد خبر : 1099
  • مشاهده : 200 بازدید
  • س.ت » صنایع دستی
  • چاپ خبر : نمایشگاه ماد تندیس در مهاباد گشایش یافت
به مناسبت روز جهانی صنایع دستی

نمایشگاه ماد تندیس در مهاباد گشایش یافت

به گزارش پایگاه خبری هنری بینه ر ، صبح روز پنج شنبه ۲۰ خرداد نمایشگاه پیکر تراشی هنرمند جوان مهابادی به مناسبت روز جهانی صنایع دستی در نگارخانه تالار وحدت مهاباد به مدت ۸ روز گشایش یافت. رزگار غفوری، هنرمند پیکر تراش مهابادی در گفتگو با خبرنگار بینه ر گفت: در این نمایشگاه حدود ۲۵ […]

به گزارش پایگاه خبری هنری بینه ر ، صبح روز پنج شنبه ۲۰ خرداد نمایشگاه پیکر تراشی هنرمند جوان مهابادی به مناسبت روز جهانی صنایع دستی در نگارخانه تالار وحدت مهاباد به مدت ۸ روز گشایش یافت.

رزگار غفوری، هنرمند پیکر تراش مهابادی در گفتگو با خبرنگار بینه ر گفت: در این نمایشگاه حدود ۲۵ اثر سنگی اعم از پیکره، تندیس سنگی، ستون های رومی، آبنما و فواره سنگی به روی علاقه مندان گذاشته شده است.

غفوری در ادامه افزود: نمایشگاه ماد تندیس به مناسبت گرامیداشت روز جهانی صنایع دستی و با هدف آشنایی مردم با هنر سنگ تراشی و همچنین با حمایت و همکاری اداره میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری مهاباد، فرهنگ و ارشاد اسلامی و شهرداری مهاباد گشایش یافته است.

نمایشگاه هنرهای دستی (سنگ تراشی) ماد تندیس از ۲۰ الی ۲۸ خردادماه هر روز از ساعت ۱۰ الی ۱۲ بعد از ظهر و از ساعت ۱۷ الی ۲۳ شب در نگارخانه تالار وحدت شهرداری مهاباد دایر می باشد.

رزگار غفوری متولد سال ۱۳۶۹ از روستای ایندرقاش می باشد که مدت چهار سال است در حوزه سنگ تراشی فعالیت می کند.

 

 

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت ویژه

یادداشتی بر حاشیه‌ نمایشگاه مهدی ضیاءالدینی، نقاش کُرد

روایت‌های عشق

لازم نیست از تکنیک‌های نقاشی چیزی بلد باشید، یا سال‌ها در مورد تاریخ هنر مطالعه کرده باشید، تنها کافی است «کُرد» باشید تا تابلوهای«مهدی ضیاءالدینی» بر افسانه‌های کردی، تو را به عمق تاریخ شفاهی کردستان ببرد. افسانه‌هایي که از دو گفتمان بنیادی - عشق و تراژدی- سخن می‌گوید. در همان قدم‌های ابتدایی نمایشگاه، دیگر به طور کل سخن دوست محققم باورم شد: «بیت‌های کردی الهیات کلاسیک کردها هستند». نمی‌توان تابلوی «سوارو» یا «شور محمود و مرزینگان» را دید و در ذهن خود سفر جانکاه عشق را مرور نکرد. مهدی ضیاءالدینی، دقیقا شکل تابلوهایش هست؛ ظاهری آرام و درونی سنگین. روایت‌ مردمانش را با نوک قلمو از تاریخ سینه به سینه بیرون می‌کشد، رنگ می‌زند و دوباره زنده می‌کند. در عصری که تکنولوژی، قصه‌ها را به حاشیه رانده و همه چیز را ساندویچ شده و تنها در اپیزودهای دو خطی به خورد مخاطبانش می‌دهد، و خود «تخریب کلان روایت‌ها» به تنها روایت اسطوره‌ای عصر ما بدل شده است، جسارت می‌خواهد که مخاطب را به دنیایی کلاسیک و به دور از تلگرام و اینستاگرام و موبایل و لپ تاپش دعوت کرد. روایتگر بیت «سوارو»، زنی نه تنها از قبیله‌ عشق بلکه از قبله‌ عشق است، با گیسوانی آشفته و کلامی محزون. روایتگر قصه،‌ عاشق خویش است. سوارکاری چابک، در میان انبوه سواران به جنگ دشمن می‌رود و در آخرین دیدار از معشوق خود طلب بوسه می‌کند. اما زن، با چشمانی باز و سینه‌ای پر از غرور برایش شرط تعیین می‌کند. «تنها در صورت پیروزی در جنگ است که به کام من میرسی». سوار، دیگر هم برای وطن باید بجنگد و هم برای عشق. اکنون سوار باز آمده، شکست نخورده اما زخمی است و باز زن، آواز سر می‌دهد، ملول و نگران و پشیمان: «نه، هیچ طبیب و لقمانی بر بالینش حاضر نشود، خودم از تن خود، از عرق سینه‌ام، از گرد انگشترم برایش مرهمی درست می کنم و بر آن زخم می‌نهم». کلامی محکم، سنگین با آوازی کش‌دار. نقش‌های مهدی ضیاءالدینی، تنها روایتگر قصه‌ها نیست بلكه پلی میان اکنون و گذشته‌ دوری است که حسی غریب دامانش را گرفته و انگار میان دود و دم این همه «آوانگاردیسم» بی‌بنیان گم شده است. گویی بر روی هر تابلویش جمله‌ معروف آرتور‌ رمبو نوشته شده است: «همان‌گونه که می‌دانیم، عشق را باید از نو ابداع کرد». قامت کشیده‌ زن‌ها، سینه‌ فراغ مردها و صورت مغموم و تامل برانگیزشان، برایم یادآور سخنی از آلن بدیو بود: «عشق هردم باز آفریدن خود است؛ شعله اش را نگهدار تا پایدار بماند». در جست‌وجویی حماسی وار بر بیت‌های کردی مانند نقش‌های استاد، باید جسورانه اسبت را زین کنی؛ اگر از جنس حماسه‌ای، شال و کمر و سربند ببندی و اگر از جنس روایتگر عشق هستی، باید «که وا» و« سوخمه» و «کولینجه» را با کلاه و پولک‌های آویزانش بر تن کنی. حال آماده‌ سفر به عمق ذهن مردمان کرد هستی. تمام رنگ‌های عالم را در خورجین بگذار و هرچقدر –واژه- داری با خودت ببر؛ چرا که برای توصیف چنین عالمی ...
css.php