رفتن به بالا

تعداد اخبار امروز : 1 خبر


    مهاباد لطیف
    ٣۴(°C)
    وزش باد ١٨(mph)
    فشار ٢۵.٣٠(in)
    محدوده دید ۶.٠(mi)
    اشعه فرابنفش 0-Low
    رطوبت ٢۵.٣٠(in)

دو کارتونیست کردستانی جوایز برتر جشنواره های بین المللی کارتون در کشورهای رومانی و ایتالیا را کسب کردند.

به گزارش پایگاه خبری هنری بینه‌ر به نقل از ایرنا، امیر سهیلی هنرمند کارتونیست سنندجی موفق به کسب لوح تقدیر و دیپلم مخصوص دهمین جشنواره بین المللی کارتون humoDEVA کشور رومانی شد.
در این جشنواره که با حضور بیش از ۷۵۴ هنرمند کارتونیست و کاریکاتوریست و با شرکت بیش از هزار و ۸۸۳ اثر از سراسر دنیا درشهر deva رومانی برپا شد در نهایت ۱۷ هنرمند برگزیده شدند که هنرمندانی از رومانی، صربستان و ایتالیا جوایز طلا، نقره و برنز را نصیب خود کردند و هنرمندان دیگر موفق به کسب دیپلم مخصوص جشنواره شدند که امیر سهیلی به همراه مهدی افرادی دو نماینده ایران در این بخش جشنواره بودند.
امیر سهیلی علاوه بر کسب این جایزه ارزشمند از سوی داوران جشنواره صاحب گالری مخصوص آثار در سایت معتبر www.bestcartoons.net نیز شد.
در این سایت معتبر جهانی اثر این هنرمند کردستانی به همراه آثار هنرمندان مطرح کارتون دنیا ثبت و به فروش می رسد.
همچنین محمد سامان صولی دیگر کارتونیست سنندجی به عنوان یکی از برگزیدگان بیست و چهارمین جشنواره بین المللی کارتون ترنتو ایتالیا معرفی شد.
صولی در حالی این موفقیت بزرگ را برای استان کردستان و جامعه هنری کشور به ارمغان آورد که هنرمندان مطرحی همچون آندری پوپوف، موسی گوموس و آنجل بولیگان نیز در این رویداد هنری حضور داشتند و عناوین برتر را کسب نمودند.
امیر سهیلی متولد ۱۳۶۲ در شهر سنندج فعالیت حرفه ای خود را از سال ۱۳۸۸ آغاز نمود و آثار این هنرمند به نمایشگاه های مختلف داخلی و خارجی معتبر همچون «آیدین دوغان ترکیه»، « پیراسیکابا برزیل»، «موزه کاریکاتور لوکزامبورگ» و « کتاب تهران» راه پیدا کرده است.
این هنرمند کردستانی موفقیت هایی را نیز در این مدت کسب کرده است که از جمله می توان به برگزیده جشنواره « گنبدهای فیروزه ای» اصفهان در سال ۱۳۹۴، راه یابی به پنج اثر منتخب جشنواره CIPE آمریکا ۱۳۹۲، برگزیده جشنواره منطقه ایی کارتون غرب کشور ۱۳۹۱، اثر ارائه شده در نمایشگاه هنرمندان تجسمی کشورهای مختلف در اسلواکی ۱۳۹۴ اشاره کرد.
سهیلی علاوه بر این موفقیت ها دبیر اجرایی جشنواره سراسری کارتون « سبک زندگی ایرانی» درسال ۱۳۹۲، دبیر اجرایی جشنواره استانی -کشوری « فرهنگ شهروندی» در سال ۱۳۹۳ را در کارنامه خود دارد و هم اکنون به عنوان دبیر بخش طنز و کاریکاتور ماهنامه محلی کورده واری در سنندج به فعالیت مشغول است.
برپایی هشت نمایشگاه گروهی و دو نمایشگاه انفرادی از سوابق دیگر این کارتونیست سنندجی است.
محمدسامان صولی از کارتونیست های مطرح کردستانی است و تاکنون موفقیت های بسیاری را در جشنواره های ملی و بین المللی کسب کرده است که از جمله می توان به جایزه طلا یازدهمین جشنواره بین المللی فری کارتونز وب چین اشاره کرد.
کسب شش عنوان سومی کاریکاتور در جشنواره های استانی و کشوری وقف چشمه همیشه جاوید، استانی مالیات، اولین جشنواره کشوری لرستان، غرب کشور سرپل ذهاب، و دوم پوستر جشنواره استانی وقف و رتبه سوم جشنواره بین المللی کاریکاتور تبریز از دیگر موفقیت های این هنرمند کردستانی است.
صولی هم اکنون به عنوان دبیر بخش کارتون و کاریکاتور ماهنامه روداو در شهر سنندج مشغول به فعالیت است.

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت ویژه

یادداشتی بر حاشیه‌ نمایشگاه مهدی ضیاءالدینی، نقاش کُرد

روایت‌های عشق

لازم نیست از تکنیک‌های نقاشی چیزی بلد باشید، یا سال‌ها در مورد تاریخ هنر مطالعه کرده باشید، تنها کافی است «کُرد» باشید تا تابلوهای«مهدی ضیاءالدینی» بر افسانه‌های کردی، تو را به عمق تاریخ شفاهی کردستان ببرد. افسانه‌هایي که از دو گفتمان بنیادی - عشق و تراژدی- سخن می‌گوید. در همان قدم‌های ابتدایی نمایشگاه، دیگر به طور کل سخن دوست محققم باورم شد: «بیت‌های کردی الهیات کلاسیک کردها هستند». نمی‌توان تابلوی «سوارو» یا «شور محمود و مرزینگان» را دید و در ذهن خود سفر جانکاه عشق را مرور نکرد. مهدی ضیاءالدینی، دقیقا شکل تابلوهایش هست؛ ظاهری آرام و درونی سنگین. روایت‌ مردمانش را با نوک قلمو از تاریخ سینه به سینه بیرون می‌کشد، رنگ می‌زند و دوباره زنده می‌کند. در عصری که تکنولوژی، قصه‌ها را به حاشیه رانده و همه چیز را ساندویچ شده و تنها در اپیزودهای دو خطی به خورد مخاطبانش می‌دهد، و خود «تخریب کلان روایت‌ها» به تنها روایت اسطوره‌ای عصر ما بدل شده است، جسارت می‌خواهد که مخاطب را به دنیایی کلاسیک و به دور از تلگرام و اینستاگرام و موبایل و لپ تاپش دعوت کرد. روایتگر بیت «سوارو»، زنی نه تنها از قبیله‌ عشق بلکه از قبله‌ عشق است، با گیسوانی آشفته و کلامی محزون. روایتگر قصه،‌ عاشق خویش است. سوارکاری چابک، در میان انبوه سواران به جنگ دشمن می‌رود و در آخرین دیدار از معشوق خود طلب بوسه می‌کند. اما زن، با چشمانی باز و سینه‌ای پر از غرور برایش شرط تعیین می‌کند. «تنها در صورت پیروزی در جنگ است که به کام من میرسی». سوار، دیگر هم برای وطن باید بجنگد و هم برای عشق. اکنون سوار باز آمده، شکست نخورده اما زخمی است و باز زن، آواز سر می‌دهد، ملول و نگران و پشیمان: «نه، هیچ طبیب و لقمانی بر بالینش حاضر نشود، خودم از تن خود، از عرق سینه‌ام، از گرد انگشترم برایش مرهمی درست می کنم و بر آن زخم می‌نهم». کلامی محکم، سنگین با آوازی کش‌دار. نقش‌های مهدی ضیاءالدینی، تنها روایتگر قصه‌ها نیست بلكه پلی میان اکنون و گذشته‌ دوری است که حسی غریب دامانش را گرفته و انگار میان دود و دم این همه «آوانگاردیسم» بی‌بنیان گم شده است. گویی بر روی هر تابلویش جمله‌ معروف آرتور‌ رمبو نوشته شده است: «همان‌گونه که می‌دانیم، عشق را باید از نو ابداع کرد». قامت کشیده‌ زن‌ها، سینه‌ فراغ مردها و صورت مغموم و تامل برانگیزشان، برایم یادآور سخنی از آلن بدیو بود: «عشق هردم باز آفریدن خود است؛ شعله اش را نگهدار تا پایدار بماند». در جست‌وجویی حماسی وار بر بیت‌های کردی مانند نقش‌های استاد، باید جسورانه اسبت را زین کنی؛ اگر از جنس حماسه‌ای، شال و کمر و سربند ببندی و اگر از جنس روایتگر عشق هستی، باید «که وا» و« سوخمه» و «کولینجه» را با کلاه و پولک‌های آویزانش بر تن کنی. حال آماده‌ سفر به عمق ذهن مردمان کرد هستی. تمام رنگ‌های عالم را در خورجین بگذار و هرچقدر –واژه- داری با خودت ببر؛ چرا که برای توصیف چنین عالمی ...
css.php