رفتن به بالا

تعداد اخبار امروز : 1 خبر


    مهاباد لطیف
    ٣۴(°C)
    وزش باد ١٨(mph)
    فشار ٢۵.٣٠(in)
    محدوده دید ۶.٠(mi)
    اشعه فرابنفش 0-Low
    رطوبت ٢۵.٣٠(in)
  • یکشنبه ۲۳ خرداد ۱۳۹۵ - ۰۷:۲۰
  • کد خبر : 1116
  • مشاهده : 171 بازدید
  • س.ت » عکاسی
  • چاپ خبر : نمایشگاه عکس محیط زیست در بیجار برپا شد

نمایشگاه عکس آثار “جمشید فرجوند فردا” با محوریت محیط زیست و آثار تاریخی دیارگروس به مناسبت هفته محیط زیست شامگاه شنبه در نگارخانه دفتر حوزه هنری بیجار برپا شد.

به گزارش پایگاه خبری هنری بینه‌ر به نقل از ایرنا، در این نمایشگاه ۳۰ اثر برگزیده از آثار جمشید فرجوند فردا با محوریت آشنایی با جلوه های زیبا و منحصر بفرد طبیعت و آثار تاریخی شهرستان بیجار در معرض دید دوستداران محیط زیست و تاریخ کهن گروس به نمایش گذاشته شده است.
مسئول روابط عمومی حوزه هنری بیجار در این ارتباط گفت: محور و نگاه دوربین هنرمندانه و خلاقانه استاد جمشید فرجوند فردا محیط زیست و آثار تاریخی دیار کهن گروس است که تعداد زیادی از این آثار تاکنون در هیچ نمایشگاه و عرصه دیگری در این سطح و تعداد در معرض نمایش قرار داده نشده است.
جمشید فرجوند فردا نیز در مورد این نمایشگاه گفت: تعدادی از این آثار برای اولین بار به نمایش گذاشته شده و برخی از آنها نیز جزو مجموعه آثار و عکس های بسیار نادر طبیعی شهرستان بیجار هستند که تاکنون فقط در رقابت ها و جشنواره های کشوری و استانی عرضه شده اند.
او گفت: علاقه مندان به تهیه آثار این نمایشگاه می توانند اقدام به خریداری آثار مورد علاقه خود کنند.
این نمایشگاه به مدت ۱۰ روز از ۲۲ خرداد در دو نوبت صبح و عصر برای بازدید عموم دایر است.

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت ویژه

یادداشتی بر حاشیه‌ نمایشگاه مهدی ضیاءالدینی، نقاش کُرد

روایت‌های عشق

لازم نیست از تکنیک‌های نقاشی چیزی بلد باشید، یا سال‌ها در مورد تاریخ هنر مطالعه کرده باشید، تنها کافی است «کُرد» باشید تا تابلوهای«مهدی ضیاءالدینی» بر افسانه‌های کردی، تو را به عمق تاریخ شفاهی کردستان ببرد. افسانه‌هایي که از دو گفتمان بنیادی - عشق و تراژدی- سخن می‌گوید. در همان قدم‌های ابتدایی نمایشگاه، دیگر به طور کل سخن دوست محققم باورم شد: «بیت‌های کردی الهیات کلاسیک کردها هستند». نمی‌توان تابلوی «سوارو» یا «شور محمود و مرزینگان» را دید و در ذهن خود سفر جانکاه عشق را مرور نکرد. مهدی ضیاءالدینی، دقیقا شکل تابلوهایش هست؛ ظاهری آرام و درونی سنگین. روایت‌ مردمانش را با نوک قلمو از تاریخ سینه به سینه بیرون می‌کشد، رنگ می‌زند و دوباره زنده می‌کند. در عصری که تکنولوژی، قصه‌ها را به حاشیه رانده و همه چیز را ساندویچ شده و تنها در اپیزودهای دو خطی به خورد مخاطبانش می‌دهد، و خود «تخریب کلان روایت‌ها» به تنها روایت اسطوره‌ای عصر ما بدل شده است، جسارت می‌خواهد که مخاطب را به دنیایی کلاسیک و به دور از تلگرام و اینستاگرام و موبایل و لپ تاپش دعوت کرد. روایتگر بیت «سوارو»، زنی نه تنها از قبیله‌ عشق بلکه از قبله‌ عشق است، با گیسوانی آشفته و کلامی محزون. روایتگر قصه،‌ عاشق خویش است. سوارکاری چابک، در میان انبوه سواران به جنگ دشمن می‌رود و در آخرین دیدار از معشوق خود طلب بوسه می‌کند. اما زن، با چشمانی باز و سینه‌ای پر از غرور برایش شرط تعیین می‌کند. «تنها در صورت پیروزی در جنگ است که به کام من میرسی». سوار، دیگر هم برای وطن باید بجنگد و هم برای عشق. اکنون سوار باز آمده، شکست نخورده اما زخمی است و باز زن، آواز سر می‌دهد، ملول و نگران و پشیمان: «نه، هیچ طبیب و لقمانی بر بالینش حاضر نشود، خودم از تن خود، از عرق سینه‌ام، از گرد انگشترم برایش مرهمی درست می کنم و بر آن زخم می‌نهم». کلامی محکم، سنگین با آوازی کش‌دار. نقش‌های مهدی ضیاءالدینی، تنها روایتگر قصه‌ها نیست بلكه پلی میان اکنون و گذشته‌ دوری است که حسی غریب دامانش را گرفته و انگار میان دود و دم این همه «آوانگاردیسم» بی‌بنیان گم شده است. گویی بر روی هر تابلویش جمله‌ معروف آرتور‌ رمبو نوشته شده است: «همان‌گونه که می‌دانیم، عشق را باید از نو ابداع کرد». قامت کشیده‌ زن‌ها، سینه‌ فراغ مردها و صورت مغموم و تامل برانگیزشان، برایم یادآور سخنی از آلن بدیو بود: «عشق هردم باز آفریدن خود است؛ شعله اش را نگهدار تا پایدار بماند». در جست‌وجویی حماسی وار بر بیت‌های کردی مانند نقش‌های استاد، باید جسورانه اسبت را زین کنی؛ اگر از جنس حماسه‌ای، شال و کمر و سربند ببندی و اگر از جنس روایتگر عشق هستی، باید «که وا» و« سوخمه» و «کولینجه» را با کلاه و پولک‌های آویزانش بر تن کنی. حال آماده‌ سفر به عمق ذهن مردمان کرد هستی. تمام رنگ‌های عالم را در خورجین بگذار و هرچقدر –واژه- داری با خودت ببر؛ چرا که برای توصیف چنین عالمی ...
css.php